ندای وحی

قرآنی ،اعتقادی،مذهبی ، تربیتی

فساد بنی اسرائیل و انتقام از آن ها

اکبر احمدی
ندای وحی قرآنی ،اعتقادی،مذهبی ، تربیتی

فساد بنی اسرائیل و انتقام از آن ها

فساد بنی اسرائیل و انتقام از آن ها

فساد بنی اسرائیل و انتقام از آن ها

به حدیثی برخورد کردم در رابطه با تفسیر آیه ای از قرآن که می فرماید:
عبد الله بن قاسم حَضَرمی، از صالح بن سهل روایت کرده است که امام صادق (علیه السلام) درباره آیه: «وَقَضَیْنَا إِلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی الْکِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الأَرْضِ مَرَّتَیْنِ» فرموده است: یعنی قتل امیر المؤمنین (علیه السلام) و نیزه خوردن امام حسن بن علی (علیه السلام). «وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیرًا» یعنی قتل حسین (علیه السلام) «فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا» یعنی هنگامی که یاری حسین (علیه السلام) فرا رسد «بَعَثْنَا عَلَیْکُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّیَارِ» منظور قومی است که خدا قبل از قیام قائم(علیه السلام)، آن ها را می ‌فرستد و آن ها همه ظالمان به آل محمد (صلی الله علی و آله) را به سزای عملشان می ‌رسانند. «وَکَانَ وَعْدًا مَّفْعُولًا».(کامل الزیارات، ص۶۲، ح1)

 


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: بنی سرائیل ،فساد بنی اسرائیل، انتقام از بنی اسرائیل ،دو فساد بزرگ،انتقام الهی

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 14 اسفند 1399 | 9:5 قبل از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

ادعای توهین در قرآن؟!

ادعای توهین در قرآن؟!

آيا سزاوار است خدا به کافران فحاشي کند و آن ها را خوک و بوزينه و فاسق و ابله و نادان صدا کند؟

آيا سزاوار است خدا به کافران فحاشي کند و آن ها را خوک و بوزينه و فاسق و ابله و نادان صدا کند؟ آیا این توهین و بی ادبی با شان خدا سازگار است؟ چطور باید این آیات را توضیح بدهیم تا بی ادبی نباشد؟

 


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: زبان قرآن ،بوزینه ،سفیه ،کافران ،توهین ،رعایت ادب ،قرآن

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 14 اسفند 1399 | 9:2 قبل از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

ملکوت

ملکوت

ملکوت چیست؟ آیا قابل دیدن است؟

ملکوت چیست؟ آیا قابل دیدن است؟

در قرآن کریم در آیاتی چند از "ملکوت" نام برده شده است. مانند:
1- «فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُون‏»؛ پس [شكوهمند و] پاك است آن كسى كه ملكوت هر چيزى در دست اوست و به سوى اوست كه بازگردانيده مى ‏شويد)(1)
«علامه طباطبایی» در تفسیر آیه شریفه می فرمایند:

 


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: ملکوت، قرآن، ملکوت اشیاء ،ملکوت کلی شیء ،

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 14 اسفند 1399 | 8:59 قبل از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

«جعفر» نام رود بهشتی

کدام رود منظور امام بوده است؟

امام صادق (علیه السلام) در باره علت نامگذاری شدن به نام «جعفر»، می فرمایند: «پدرم مرا از روی علم و آگاهی، جعفر نام نهاده است؛ زیرا جعفر نام رودی در بهشت است.»
کدام رود منظور امام بوده است؟

 


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: علوم قرآن و حدیث ،جعفر ،رود بهشتی، نهر بهشتی ،معنای جعفر، امام صادق

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 1 بهمن 1399 | 9:3 قبل از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

حاجت خدا؟!

حاجت خدا؟!

امام زمان (علیه السلام) می فرمایند: «هر کسى که به دنبال حاجت خداوند عزّوجلّ باشد، خداوند نیز دنبال کننده و برآورنده حاجت او خواهد بود.»
حاجت خداوند چیست؟

 


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: سئوالات ویژه

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 1 بهمن 1399 | 9:2 قبل از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

پلاس خانه بودن

پلاس خانه بودن

حدیث «پلاس خانه باشید» چیست؟

حدیث «پلاس خانه باشید» چیست؟

در باره قیام و ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) و حکومت الهی ایشان، روایات مختلف و متعددی داریم که هر کدام را باید از جهات و زوایای مختلف، مورد توجه و بررسی قرار داد.
یک دسته از این روایات، روایاتی است که شیعیان را به خانه نشینی توصیه کرده و آن ها را قبل از تحقق علائم ظهور، از شرکت و همراهی با قیام هایی که خود را مرتبط با قیام حضرت مهدی (علیه السلام) و یا زمینه ساز آن می دانند، نهی کرده است؛ مانند روایت ذیل:
«عَنْ أَبِي الْمُرْهِفِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) هَلَكَتِ‏ الْمَحَاضِيرُ قَالَ قُلْتُ وَ مَا الْمَحَاضِير قَالَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُقَرَّبُونَ‏ وَ ثَبَتَ الْحِصْنُ عَلَى أَوْتَادِهَا كُونُوا أَحْلَاسَ‏ بُيُوتِكُمْ فَإِنَّ الْغَبَرَةَ عَلَى مَنْ أَثَارَهَا»؛ «ابى مرهف» می گوید: امام صادق (عليه السلام) فرمود: محاضير (اسب ‏هاى تندرو) هلاک شدند، گفتم: محاضير چيست؟ فرمود كسانى كه شتابزدگى می كنند؛ و مقربين نجات يافتند و قلعه بر فراز پايه‏ هاى همچون ميخ خود ثابت و پا بر جا است؛ كنج خانه ‏هاى خود را از دست مدهيد كه غبار فتنه بر زيان كسى است كه فتنه را بر انگيزاند (به مثال فارسى دودش به چشم خودش می رود).(1)

 


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: سئوالات ویژه

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 18 آذر 1399 | 6:43 بعد از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

نفی داوری ارزشی در علم

داور

با سلام و عرض خداقوت
در گفتگو ها و تحلیل های سیاسی و یا تاریخی_جامعه شناختی سخن از نکوهش داوری های ارزشی می شود. سوال این است که دقیقا مراد این افراد از داوری ارزشی چیست؟ و چگونه می توان در پاسخ به این اشخاص بحث داوری های ارزشی را از جهان بینی توحیدی تفکیک کرد؟ ( نکته مهم و شبهه برانگیز ان است که برخی داوری های ارزشی را دارای خصلت احساسی و هیجانی می شناسند)

 


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: سئوالات ویژه

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 18 آذر 1399 | 6:31 بعد از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

کمال خواهی موجودات

در راه کمال طلبی

با سلام.در برهان متضایف عشق میگویند انسان عاشق کمال مطلق است.میشه لطف کنید و بگید اصلا کمال چیه و از کجا می فهمیم انسان عاشق کمال مطلق است؟
من در وجود خودم میل به زیبایی راستگویی جوانمردی قدرت داشتن و زندگی کردن دارم ولی نمیتوانم در وجود خودم اثبات کنم که گرایش من به این امور مطلق است شاید بگویید انسان هرچه را که ارزو دارد بعد از بدست اوردنش حالت دلزدگی برایش پیش میاید و این بخاطر محدودیت ان ارزو است ولی من میگوییم از کجا معلوم خواسته ما سقف نداشته باشه ما که نمیتوانیم از روی تجربه پیش داوری بکنیم و بگیم این روند دلزدگی همیشگی است مگرا ینکه به کمال مطلق برسیم.لطفا بگین کمال چیه و اثبات کنین چگونه انسان به کمال مطلق گرایش داره؟سپاس

 


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: سئوالات ویژه

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 18 آذر 1399 | 6:29 بعد از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

برهنه خوابیدن

نکات مثبت برهنه خوابیدن، برهنه خوابیدن و فوایدش! - پیژامه

بسم الله سلام با توجه به اینکه کسی با وضو بخوابد مانند این است که آن مدت را به عبادت پرداخته است آیا میشود بدون پیراهن یا شلوار خوابید

برهنه خوابیدن گناه نیست اما اگر موجب تحریک شهوانی می شود باید از این کار اجتناب نماید و تحریک مداوم و یا استمنا خطرات فراوانی برای شخص دارد.


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: سئوالات ویژه

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 18 آذر 1399 | 6:25 بعد از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

معنی واژه "مریم" چیست؟

پخش سریال «مریم مقدس» از شبکه افق

معنی واژه "مریم" چیست؟

واژه «مریم» اسم عجمی است «عجمی» به معنای غیر عربی است و اعم از سریانی، عبری، فارسی و هر زبان دیگر است.
معمولا در زبان و ادبیات عرب، برای اسامی عجمی، مشتقاتی وجود ندارد و آن را «عَلَم» می دانند. از آن نیز مشتق سازی نمی کنند.

موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: سئوالات ویژه

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 18 آذر 1399 | 6:22 بعد از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

بالا نگه داشتن آسمان

چطور می شود معنی این آیات را توجیه کرد؟

پرسش:
در چند آیه از قرآن مثل (طور/5؛ غاشیه/18؛ الرحمن/7) موضوع بالا بردن آسمان مطرح شده؛ با توجه به این که در فضا بحث بالا بودن معنی ندارد و در واقع آسمان بالای سر ما نیست، چطور می شود معنی این آیات را توجیه کرد؟


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: علوم قرآن و حدیث ،قرآن ،بالا بودن آسمان ،آسمان ها آسمان ،سماوات

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 14 آبان 1399 | 6:18 بعد از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

داستان ‌گاو بنی‌ اسرائیل را بطور اختصار بفرمایید

داستان ‌گاو بنی‌ اسرائیل را بطور اختصار بفرمایید.

داستان ‌گاو بنی‌ اسرائیل را بطور اختصار بفرمایید.

جریان گاو بنی اسرائیل که ذیل آیات 67 تا 73 سوره مبارکه بقره بیان شده است، داستانی جالب و پر نکته و درس آموز است. این داستان در تورات هم آمده است اما بنحو یک حکم نه یک ماجرا و جریان.

«ماجرا (آن گونه كه از قرآن و تفاسير بر مى ‏آيد) چنين بود كه يک نفر از بنى اسرائيل به طرز مرموزى كشته مى‏ شود، در حالى كه قاتل به هيچ وجه معلوم نيست.

 


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: علوم قرآن و حدیث ،بنی اسرائیل، گاو بنی اسرائیل ،حضرت موسی، بهانه تراشی یهود، زنده شدن مرده

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 14 آبان 1399 | 6:14 بعد از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

داستان‌ هاروت‌ و ماروت‌ چیست؟

داستان‌ هاروت‌ و ماروت‌ چیست؟

داستان‌ هاروت‌ و ماروت‌ چیست؟

«هاروت» و «ماروت» نام دو فرشته الهی است که در سرزمین بابل که در سحر و جادوگری فرو رفته و برای مردم مشکلات بسیار ایجاد نموده بود، به صورت انسان مأمور شدند تا این مشکل را رفع کنند، اما عده ای به جای این که با کلید آنان قفل زندگی را بگشایند، با آن کلید اقدام به قفل نمودن زندگی دیگران و ایجاد مشکل برای سایرین نمودند.

 

موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: قرآن هاروت و ماروت حضرت سلیمان بنی اسرائیل سحر و جادو سحر رد قرآن

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 14 آبان 1399 | 6:5 بعد از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

بالا نگه داشتن آسمان

چطور می شود معنی این آیات را توجیه کرد؟

در چند آیه از قرآن مثل (طور/5؛ غاشیه/18؛ الرحمن/7) موضوع بالا بردن آسمان مطرح شده؛ با توجه به این که در فضا بحث بالا بودن معنی ندارد و در واقع آسمان بالای سر ما نیست، چطور می شود معنی این آیات را توجیه کرد؟


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: قرآن ،بالا بودن آسمان ،آسمان ها، آسمان ،سماوات

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 6 مهر 1399 | 4:0 قبل از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

داستان ‌گاو بنی‌ اسرائیل را بطور اختصار بفرمایید

داستان ‌گاو بنی‌ اسرائیل را بطور اختصار بفرمایید.

داستان ‌گاو بنی‌ اسرائیل را بطور اختصار بفرمایید.

جریان گاو بنی اسرائیل که ذیل آیات 67 تا 73 سوره مبارکه بقره بیان شده است، داستانی جالب و پر نکته و درس آموز است. این داستان در تورات هم آمده است اما بنحو یک حکم نه یک ماجرا و جریان.

«ماجرا (آن گونه كه از قرآن و تفاسير بر مى ‏آيد) چنين بود كه يک نفر از بنى اسرائيل به طرز مرموزى كشته مى‏ شود، در حالى كه قاتل به هيچ وجه معلوم نيست.


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: سئوالات ویژه

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 6 مهر 1399 | 4:0 قبل از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

داستان‌ هاروت‌ و ماروت‌ چیست؟

داستان‌ هاروت‌ و ماروت‌ چیست؟

داستان‌ هاروت‌ و ماروت‌ چیست؟

«هاروت» و «ماروت» نام دو فرشته الهی است که در سرزمین بابل که در سحر و جادوگری فرو رفته و برای مردم مشکلات بسیار ایجاد نموده بود، به صورت انسان مأمور شدند تا این مشکل را رفع کنند، اما عده ای به جای این که با کلید آنان قفل زندگی را بگشایند، با آن کلید اقدام به قفل نمودن زندگی دیگران و ایجاد مشکل برای سایرین نمودند.
در تفاسیر مختلف و داستان هایی که در این خصوص نقل شده، خرافات بسیاری وارد گردیده که گاه تا حد بیان امور موهن نیز پیش رفته اند.
اما از منابع و احادیث اسلامی جریان منطقی و صحیحی استفاده می شود که در تفاسیری مانند «مجمع البیان»، «نمونه» و «المیزان» در دسترسند و خلاصه آن این است که:
«در سرزمين بابل سحر و جادوگرى به اوج خود رسيد و باعث ناراحتى و ايذاء مردم گرديده بود، خداوند دو فرشته را به صورت انسان مأمور ساخت كه عوامل سحر و طريق ابطال آن را به مردم بياموزند، تا بتوانند خود را از شر ساحران بر كنار دارند.
ولى اين تعليمات بالاخره قابل سوء استفاده بود، چرا كه فرشتگان ناچار بودند براى ابطال سحر ساحران طرز آن را نيز تشريح كنند، تا مردم بتوانند از اين راه به پيشگيرى پردازند، اين موضوع سبب شد كه گروهى پس از آگاهى از طرز سحر، خود در رديف ساحران قرار گرفتند و موجب مزاحمت تازه ‏اى براى مردم شدند.
با اين كه آن دو فرشته به مردم هشدار دادند كه اين يک نوع آزمايش الهى براى شما است و حتى گفتند: سوء استفاده از اين تعليمات يک نوع كفر است، اما آن ها به كارهايى پرداختند كه موجب ضرر و زيان مردم شد»(1)
درباره این دو فرشته داستان های جعلی نیز وجود دارد که تفسیر «نمونه» آن را بیان و نقد نموده است:
«آنان دو فرشته بودند، خداوند آن ها را براى اين به زمين فرستاد تا بدانند اگر آن ها نيز جاى انسان ها بودند از گناه مصون نمى‏ ماندند، و خدا را معصيت مى‏ كردند، آن ها هم پس از فرود آمدن به زمين مرتكب چندين گناه بزرگ شدند و به دنبال آن افسانه ‏اى در باره ستاره «زهره» نيز ساختند. همه اين ها بى اساس و جزء خرافات است و قرآن از اين امور پاک مى ‏باشد و اگر تنها در متن آيات فوق بينديشيم خواهيم ديد كه بيان قرآن هيچ ارتباطى با اين مسائل ندارد.»(2)
در تفسیر شریف «المیزان» نیز بعد از بیان اختلافات میان مفسران و بیان نظرات آن ها، نهایتا مرحوم علامه نظر خود را نسبت به این آیه شریفه بیان می کنند:
«آيه شريفه مي خواهد يكى ديگر از خصائص يهود را بيان كند و آن متداول شدن سحر در بين آنان است، و آن را به سليمان نسبت می دادند، چون اينطور مى ‏پنداشتند، كه سليمان آن سلطنت و ملک عجيب را، و آن تسخير جن و انس و وحش و طير را، و آن كارهاى عجيب و غريب و خوارقى كه می كرد، به وسيله سحر كرد، كه البته همه آن معلومات در دست نيست، مقدارى از آن به دست ما افتاده، يک مقدار از سحر خود را هم به دو ملک بابل يعنى هاروت و ماروت نسبت می دهند، و قرآن هر دو سخن ايشان را رد می كند، و می ‏فرمايد: آن چه سليمان می ‏كرد، به سحر نمی كرد و چطور ممكن است سحر بوده باشد، و حال آن كه سحر كفر به خدا است، و تصرف و دست اندازى در عالم به خلاف وضع عادى آن است.»(3)

پی نوشت ها:
1. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ دهم، 1371، ج 1، ص 374
2. تفسیر نمونه، همان، ص 375
3. با تلخیص، طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه محمد باقر موسوی، جامعه مدرسین قم ـ دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1374، چاپ پنجم، ج1، ص 353

 


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: سئوالات ویژه

تاريخ : شنبه 6 مهر 1399 | 4:0 قبل از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

آیات ناسخ و منسوخ

آیات ناسخ و منسوخ

به نظر من آیات ناسخ، جزء کلام خدا نیستند زیرا معنا ندارد حکمی که قرار است سالیان متمادی بماند، مهلتش تا آمدن حکم بعدی باشد!

به نظر من آیات ناسخ، جزء کلام خدا نیستند زیرا معنا ندارد حکمی که قرار است سالیان متمادی بماند، مهلتش تا آمدن حکم بعدی باشد! این ها با تحریف، وارد قرآن شده اند مثل تورات و انجیل که تحریف شدند، و الا قرآن صدر اسلام، کمتر از این قرآن فعلی بوده است.

اگر از حقیقت نسخ آگاه شویم، بسیاری از شبهات حل می شوند. یکی از این آگاهی ها این است که بدانیم حکم منسوخ، از ابتدا به صورت موقت و مدت دار، جعل شده بوده است لذا اصلا قرار نبوده است تا ابد بماند بلکه قرار بوده، در شرائط فعلی، بطور موقت جعل شود و سپس با تغییر شرائط، حکم دائمی بیاید.
از طرفی اصل وجود نسخ از تصریحات خود قرآن است: «ما نَنْسَخْ‏ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدير»؛ هر حكمى را نسخ كنيم، و يا نسخ آن را به تأخير اندازيم، بهتر از آن، يا همانند آن را مى ‏آوريم. آيا نمى ‏دانستى كه خداوند بر هر چيز توانا است؟!(1)
لذا در اصل وجود نسخ، هیچ اختلافی نیست؛ هم آیه منسوخ و هم آیه ناسخ، هر دو کلام الهی و جزء آیات قرآن کریم است. بلکه اختلاف در تعداد آیات منسوخ است.

در باره تفاوت تورات و انجیل با قرآن کریم باید گفت قرآن کریم به عنوان آخرین کتاب آسمانی قرار است تا قیامت باقی باشد، لذا از تحریف مصون داشته شده است، برخلاف سایر کتب آسمانی.
دین اسلام نیز همین گونه است؛ آخرین دین و کاملترین دین الهی است لذا باید از تحریف، در امان باشد، به همین خاطر خداوند متعال، امامت و ولایت ائمه معصومین (علیهم السلام) را در ادامه رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله) قرار داد تا دین اسلام از انحراف در امان باشد.
لازم به ذکر است نسخ فقط در زمان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن بوده است و با رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، نزول وحی قرآنی پایان یافته و پرونده ناسخ و منسوخ نیز خاتمه یافته است.


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: ناسخ و منسوخ، آیات ناسخ و منسوخ ،نسخ در قرآن ،نسخ ،تحریف

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 3 مرداد 1399 | 9:18 قبل از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

همج رعاع

همج رعاع

«همج رعاع» یعنی چه و مراد از آن، چه کسانی هستند؟

«همج رعاع» یعنی چه و مراد از آن، چه کسانی هستند؟

به روایت ذیل توجه فرمایید:
«عَنْ كُمَيْلِ بْنِ زِيَادٍ قَالَ: أَخَذَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) بِيَدِي وَ أَخْرَجَنِي إِلَى نَاحِيَةِ الْجَبَّانِ فَلَمَّا أَصْحَرَ تَنَفَّسَ الصُّعَدَاءَ وَ قَالَ‏: يَا كُمَيْلُ إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا احْفَظْ عَنِّي مَا أَقُولُ: النَّاسُ ثَلَاثَةٌ عَالِمٌ رَبَّانِيٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ‏ رَعَاعٌ‏ أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِيق‏»
«كميل بن زياد نخعى» می گوید: امیرمؤمنان علی (علیه السلام) دست مرا گرفت و به بيرون شهر برد و چون بيابانى شد، نشست و آهى كشيد و سپس فرمود: اى كميل بن زياد! اين دل ها هم چون ظرف ها هستند، و بهترين آن ها آن است كه بهتر در خود نگاه دارد. پس آن چه را هم اكنون به تو مى ‏گويم در خاطر نگاه دار؛ مردمان بر سه گونه‏ اند: عالمان ربانى، و آموزندگانى براى رسيدن به رستگارى، و باقى همه ابلهان و نادانان هستند كه در پى هر بانگ‏ كننده به راه مى ‏افتند و هر بادى آنان را به سويى متمايل مى‏ كند، نه از نور علم كسب روشنى مى ‏كنند، و نه به پناهگاهى مطمئن و ايمن پناه مى‏ برند.(1)

معنای لغوی
«هَمَجُ‏ الناس: رُذالتهم‏»؛ همج از مردم یعنی اراذل آن ها.(2)
«الهَمَج‏: البَعوض، و يقال لرُذَالِ النَّاس‏ الهَمَج‏ تشبيهاً»؛ همج یعنی پشه، و به اراذل از مردم هم از باب تشبیه، همج گفته می شود.(3)

بنابر این:
می توان گفت «همج رعاع» یعنی افراد فرومایه، احمق، نادان، اراذل، مانند پشه در باد، حزب باد، کسانی که خیری در آن ها نیست، کسانی که بر اساس شایعات و... به این سو و آن سو مایل می شوند، کسانی که اختیاری از خودشان ندارند و با هر حرفی چرخش و تغییر می کنند، و... .

پی نوشت ها:
1. ثقفى، ابراهيم بن محمد بن سعيد بن هلال، الغارات (ط- القديمة)، محقق/مصحح: حسيني، ناشر: دار الكتاب الإسلامي‏، قم‏، 1410ق‏، چاپ اول‏، ج ‏1، ص 89؛ ابن شعبه حرانى، تحف العقول‏، محقق/مصحح: غفارى، ناشر: جامعه مدرسين ‏ـ قم‏، 1404ق، چاپ دوم‏، ص 169؛ ابن بابویه (صدوق)، كمال الدين و تمام النعمة، انتشارات اسلامیه، ج ‏1، ص 290.
2. فراهیدی، خلیل بن احمد، كتاب العين، تحقیق: مھدى المخزومي و ابراھیم السامرئي، الناشر: مؤسسة دار الھجرة ـ ایران، چاپ دوم، 1409ه.ق، ج ‏3، ص 396.
3. ابن فارس، معجم مقاييس اللغة، محقق/مصحح: هارون، عبدالسلام محمد، ناشر: مكتب الاعلام الاسلامي‏ ـ قم‏، 1404 ه.ق، چاپ اول‏، ج ‏6، ص 64.


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: همج رعاع همج الرعاع حزب باد فرومایه اراذل

تاريخ : جمعه 3 مرداد 1399 | 9:16 قبل از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

ذوی القربی

ذوی القربی

مراد از ذوی القربی پیامبر (صلی الله علیه و آله) چه افرادی اند؟

مراد از ذوی القربی پیامبر (صلی الله علیه و آله) چه افرادی اند؟

كلمه ی «ذى القربى» به معناى صاحب قرابت از ارحام است.(1) که شامل خویشاوندان نزدیک می شود. این کلمه در قرآن کریم در چندین آیه آمده است که خطاب آیات آن متوجه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)‌ است که مفاد برخی اختصاص به آن حضرت داشته و مفاد برخی دیگر عام بوده و شامل همه ی مکلّفین می گردد. برخی از این آیات عبارتند از:
«... وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السَّائِلِينَ وَ فِي الرِّقابِ ...»؛(2) «... و مال (خود) را با علاقه ‏اى كه به آن دارند به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان انفاق مى‏ كنند».
«وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً»؛(3)«و حق نزديكان را بپرداز و (همچنين) مستمند و وامانده در راه را، و هرگز اسراف و تبذير مكن».
«فَآتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ ذلِكَ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛‌(4)«حق نزديكان و مسكينان و ابن سبيل را ادا كن اين براى آنها كه رضاى خدا را مى ‏طلبند بهتر است و چنين كسانى رستگارانند».
«قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏»؛(5) «بگو: من هيچ گونه پاداشى از شما در برابر رسالت، جز محبّت نزديكان نمى ‏طلبم».

با آن که معنای لغوی «ذی القربی» خویشاوندان نزدیک بوده،‌ برترین مصداق آن اهل بیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنانکه در روایات اهل سنت این امر وارد شده است که به دو مورد اشاره می گردد:
1) «احمد بن حنبل» به سند خود از «ابن عباس» نقل می کند که او گفت: «لمّا نزلت‏ «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏» قالوا: يا رسول اللَّه! من قرابتك هؤلاء الّذين وجبت علينا مودّتهم؟ قال: علي وفاطمة وابناهما»؛ (6) «هنگامى كه اين آيه نازل شد مردم خدمت پيامبر (صلى اللَّه عليه وآله)‏ آمدند و عرض كردند: اى رسول خدا! اين نزديكان شما كه محبت آنان بر ما واجب شده چه كسانى هستند؟ فرمود: على و فاطمه و دو فرزندشان (يعنى امام حسن و امام حسين‏ عليهما السلام‏)».
2) در روايت معروفى از «ابو سعيد خدرى» و غير او چنين نقل شده: «لما نزلت هذه الآية (وآت ذا القربى حقه) دعا النبي (صلى الله عليه و سلم) فاطمة وأعطاها فدك»؛ (7) «و چون این آیه نازل شد که (حق نزديكان را ادا كن) پیامبر (صلی الله علیه و آله) فاطمه (علیها السلام) را خواند و فدک را به او بخشید».
به همین مضمون این روایت در منابع شیعی از امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) نقل شده است. (8)
هم چنین در تفسیر آیه ی: «فَآتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ»؛ (9) جمعى از مفسران، مخاطب آيه را منحصرا پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دانسته ‏اند و «ذى القربى» را خويشاوندان خاص آن حضرت معرفی نموده اند.
در مقابل جمعى ديگر از مفسران خطاب را در اين آيه عام گرفته ‏اند و خطاب آیه را شامل پيامبر (صلی الله علیه و آله) و غير آن حضرت مى ‏دانند، طبق اين تفسير همه ی مردم موظفند كه حق‏ خويشاوندان و ذى القربى خود را فراموش نكنند. (10)

البته اين دو تفسير منافاتى با هم نداشته و قابل جمع اند، به اين ترتيب كه مفهوم آيه مفهوم گسترده ‏اى است و پيامبر و خويشاوندان او مخصوصا فاطمه زهرا (علیها السلام) مصداق کامل آن است.

و از اين جا روشن مى‏ شود كه هيچ يک از تفاسير فوق با مكى بودن اين سوره منافات ندارد چرا كه مفهوم آيه يک مفهوم جامعى است كه هم در مكه مى‏ بايست به آن عمل شود و هم در مدينه و حتى اعطاى «فدک» به حضرت زهرا (سلام الله علیها) بر اساس اين آيه كاملا قابل قبول است.

تنها چيزى كه در اين جا باقى مى‏ ماند جمله ی: «لما نزلت هذه الاية ...» در روايت «ابو سعيد خدرى» است كه ظاهرش ‌آن است اعطاى فدک بعد از نزول آيه بوده است، ولى اگر «لما» را در این روایت را به معنى علت بگيريم نه به معنى زمان خاص، اين مشكل نيز حل مى ‏شود، و مفهوم روايت آن خواهد بود كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خاطر اين دستور الهى فدک را به فاطمه عطا كرد، علاوه بر آنکه گاه آياتى از قرآن دو بار نازل شده است. (11)

پی نوشت ها:
1. الزَّبيدي، تاج العروس من جواهر القاموس، الناشر دار الهداية، ج4، ص8: (وأَقْرِباؤُكَ وأَقارِبُكَ وأَقْرَبُوكَ: عَشِيرَتُكَ الأَدْنَونَ)، وفي التَّنْزِيلِ: {وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الاْقْرَبِينَ} (الشعراء: 212)؛ طباطبايى، محمدحسين، الميزان في تفسير القرآن، 20جلد، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - لبنان - بيروت، چاپ: 2، 1390 ه.ق، ج16، ص185: «ذو القربى‏ صاحب القرابة من الأرحام».
2. البقرة/ 177.
3. الاسری/ 26.
4. الروم/ 38.
5. الشوری/ 23.
6. أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني، فضائل الصحابة،‌ مؤسسة الرسالة - بيروت،‌ ج2، ص669، ح 1141.
7. أبو يعلى الموصلي، مسند أبي يعلى، دار المأمون للتراث – دمشق، ج2، ص234، ح1075، و ج2، ص534، ح1409؛ المتقی الهندی، كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، مؤسسة الرسالة، ج2، ص767، ح8696؛‌ عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي، الدر المنثور، دار الفكر - بيروت، 1993، ج5،‌ص274: «و أخرج البزار و أبو يعلى و ابن أبى حاتم و ابن مردويه عن أبى سعيد الخدري رضى الله عنه قال لما نزلت هذه الآية «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ» دعا رسول الله (صلى الله عليه و سلم) فاطمة فأعطاها فدك و أخرج ابن مردويه عن ابن عباس (رضى الله عنهما) قال لما نزلت «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ» أقطع رسول الله (صلى الله عليه و سلم) فاطمة فدكا».
8. طبرسى فضل بن حسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، انتشارات ناصر خسرو، 1372، ج8، ص479: «روى أبو سعيد الخدري و غيره إنه لما نزلت هذه الآية على النبي (صلی الله علیه و آله) أعطى فاطمة (علیها السلام) فدكا و سلمه إليها و هو المروي عن أبي جعفر (علیه السلام) و أبي عبد الله (علیه السلام)».
9. الروم/ 38.
10. طبرسى فضل بن حسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، انتشارات ناصر خسرو، 1372، ج8، ص479.
11. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیة،‌ 1374، ج16، ص442.


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: ذی القربی، ذوی القربی ،پیامبر، ذا القربی

تاريخ : جمعه 3 مرداد 1399 | 9:13 قبل از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |

«بسم الله» نداشتن سوره توبه

«بسم الله» نداشتن سوره توبه

علت این که سوره توبه با بسم الله آغاز نمی شود چیست؟

علت این که سوره توبه با بسم الله آغاز نمی شود چیست؟

«مجمع البیان» چند قول را در توضیح این مساله نقل می کند: «دانشمندان و مفسران در اين باره چند قول گفته ‏اند:

اول- آن كه اين سوره چون دنبال سوره انفال است هر دو يك سوره به حساب آيند، زيرا سوره انفال در ذكر پيمان ها است و اين سوره در رفع پيمان ها است - و اين قولى است كه «ابىّ بن كعب» گفته.

دوم- اين كه در اين سوره «بسم اللَّه» نازل نشده به خاطر آن است كه «بسم اللَّه» براى امان و مهر و رحمت است، ولى سوره برائت براى برداشتن امان و رفع آن است، از اينرو بسم اللَّه در آغاز اين سوره نازل نشد - و اين وجه از «امير المؤمنين» (عليه السلام‏) نقل شده، و «سفيان بن عيينه» و «ابو العباس مبرد» نيز همين وجه را اختيار كرده ‏اند.»(1)

علامه «طباطبایی» روایاتی که بیان می کنند سوره توبه و انفال یک سوره اند را قوی تر می دانند:
«مفسرين در اينكه اين آيات سوره ‏ايست مستقل و يا جزء سوره انفال اختلاف كرده ‏اند، و اختلافشان در اين باره منتهى مى‏ شود به اختلافى كه صحابه و تابعين در اين باره داشته ‏اند. روايت وارده از ائمه اهل بيت (علیهم السلام) در اين باره نيز مختلف است، چيزى كه هست از نظر صناعت آن دسته از روايات كه دلالت دارد بر اين كه اين آيات ملحقند به سوره انفال رجحان دارد و به نظر قوى مى ‏رسد.»(2)

سوم- در کنار این نظرات، نظر استاد «جوادی آملی» نیز قابل تامل است:
«اين سوره خصيصه‌ ای كه دارد آن است كه در اولش بسم الله نيست اين يا برای آن است كه اين سورهٴ مباركهٴ توبه تتمه سوره انفال است - جمعاً يك سوره‌ اند لذا لازم نبود «بسم الله» ذكر بشود و جايش نبود-.
يا اين كه نه، چون به صورت يك قطع نامه و برائت‌نامه است و برائت و قهر و قطع با رحمت و محبت هماهنگ نيست و «بسم الله» آيه محبت و رحمت است مناسب نيست كه در صدر سوره توبه قرار بگيرد.
بين مفسرين اين دو نظر هست و قبل از اهل تفسير تابعين و قبل از آن ها صحابه اين اختلاف نظر را داشتند چه اينكه روايات هم دو طايفه است يك طايفه می گويد چون سورهٴ مباركهٴ توبه تتمه سوره انفال است «بسم الله» در آغازش ذكر نشده … طايفه دوم رواياتی است كه دلالت دارند بر اين كه چون اين سوره غضب و قهر و قطع است با رحمت هماهنگ نيست؛ اين وجه دوم خيلی روشن نيست براي اين كه رحمت الهی هميشه پيشاپيش غضب او حركت می كند... و رهبر ساير اوصاف است هر جا اين رحمت الهی ظهور مخصوص دارد.»(3)

در ادامه بیان می کنند:
«همان طوری كه طبيب گاهی مرهم می دهد و گاهی دست به چاقو می برد و عضوی را قطع می كند اين جا هم همين‌طور است ... بنابراين، آن بيان كه در تعليل روايت هم آمده است نياز به تأمل دارد كه چون بسم الله آيه رحمت است و برائت از مشركين آيه قهر و غضب و عذاب است اين ها با هم هماهنگ نيستند شايد موارد ديگر هم همين‌طور باشد كه «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ٭ تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ ٭ مَا أَغْنَي عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ» اين گونه از موارد هم داريد كه با ﴿بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ﴾ دستور عذاب و قهر و قطع صادر می شود، بنابراين آن نياز به تأمل دارد كه چگونه «بسم الله الرحمان الرحيم» با برائت هماهنگ نيست.»(4)

و نقدشان به یکی بودن سوره توبه و انفال:
«و اما اين كه اين سورهٴ مباركهٴ توبه تتمه سوره انفال باشد اين از نظر سير تاريخی هماهنگ نيست براي اين كه سوره انفال در اوائل هجرت نازل شده است بعد از جريان جنگ بدر است و اين سوره برائت در سال نهم هجری چند سال بين اينها فاصله است بسياری از سور قرآنی وسط صادر شده است[یعنی در بین زمان خاتمه سوره انفال و آغاز سوره توبه] آن گاه اين تتمه آن باشد اثباتش آسان نيست مگر اين كه دليل معتبری و روايت معتبری دلالت بكند كه وجود مبارك پيغمبر (صلی الله عليه و آله و سلم) دستور دادند اين را جزء همان سوره انفال به حساب بياوريد كه روايات اين‌طور می خواهد بگويد لكن از نظر تناسب معنوی كاملاً منسجم‌ اند در بخش های پايانی سورهٴ مباركهٴ انفال مطالبی است كه با صدر اين سوره كاملاً هماهنگ است.
آن چه كه جزء شاخصه‌ های اين سوره است آن است كه اين صبغه سياسی آيات اولی اش، مشخص است كه به عنوان قطع اين پيمان و ترك رابطه است ... اين به منزله يك قطع‌نامه است به منزله يك برائت‌نامه است يك خطاب خاص است تنها تلاوت كافي نيست ابلاغ است يك حكم است يك منشور است لذا با آيات ديگر كاملاً فرق دارد با سور ديگر فرق دارد.»(5)

بنابراین سه نظر در این زمینه وجود دارد:
- سوره انفال و توبه یکی است
- عدم وجود بسم الله برای برداشتن رحمت و امان است
- سوره توبه در حکم یک قطعنامه است
اما به نظر می رسد می توان به شکلی بین دو نظر آخر را جمع کرد. به این معنی که درست است که سوری مانند «مسد» هم که شامل لعن و نفرین بر «ابولهب»است با «بسم الله الرحمن الرحیم» همراه است ولی سوره مسد سوره ای مکی است و در اوائل بعثت نازل شده و وضعیتی متفاوت با سوره برائت دارد که در اواخر دوران مدنی و پس از بیست و اندی سال تبلیغ و استدلال و دعوت ومعاهده نازل شده است. یعنی بروز دشمنی و عهد شکنی وخصومت از ناحیه کفار و مشرکین پس از این مدت تبلیغ و دعوت و برهان آوری و مذاکره و معاهده و ... شاید منجر به اتمام حجتی برای این گروه بوده و نزول سوره ای بدون آغاز رحمت عام و خاص الهی، خود مقدمه ای بر رفتاری متفاوت و دستوری متفاوت با کفار عهد شکن و مشرکان سست پیمان و شیوه ای مغایر با سابق از طرف خداوند «رحمان رحیم» می تواند باشد.
شیوه ای که در متن سوره برائت بخوبی نشان از مغایر بودن آن با سایر دستورات قبلی دارد.

پی نوشت ها:
1. فضل بن حسن طبرسی، ترجمه تفسير مجمع البيان، ترجمه حسین نوری همدانی و هاشم رسولی، نشر فراهانی، تهران، چاپ اول، ج‏11، ص6
2. طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، جامعه مدرسین قم، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1374، چاپ پنجم، ج‏9، ص195
3. بنیاد اسراء، تفسیر سوره مبارکه توبه، جلسه اول:http://www.portal.esra.ir/Pages/Inde...Ih69cLJBFpg%3d
4. پیشین
5. پیشین


موضوعات مرتبط: سئوالات ویژه
برچسب‌ها: سئوالات ویژه

تاريخ : جمعه 3 مرداد 1399 | 9:12 قبل از ظهر | نویسنده : اکبر احمدی |
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.