.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; آشنایی با مهارت­های زندگی از دیدگاه اسلام

خود چیست؟

خود چیست؟

اشاره

1. خود چیست؟

ما که هستیم؟ شبیه چه هستیم؟ هدف­هایمان چیست؟ دیگران درباره ما چگونه می اندیشند؟ اینها نمونه پرسش­هایی هستند که به «خود» ما اشاره می کنند. خودِ ما جنبه های مختلفی دارد، مانند: بدن یا جسم ما، احساسات ما، افکار ما،

باورهای ما، برداشت­های ما از خودمان و عملکردهای ما که بهتر است برای کشف و شناخت آنها گام برداریم. پس می توانیم از زاویه­های مختلفی به خویش بنگریم و خودشناسی خود را در حوزه های گوناگون دسته بندی کنیم:

الف) خودِ فیزیکی

نخستین بخش از خود که آسان تر می­توان آن را شناخت، خود فیزیکی است. خودشناسی فیزیکی، به احساس و تصور خوب یا بدی گفته می شود که نسبت به بدن خود داریم. به یاد داشته باشیم که بخشی از ارتباط ما با دیگران، از این طریق صورت می گیرد و آنها در نخستین برخورد و پیش از هرآشنایی، چهره ما را می بینند و اگر ظاهربین باشند، بر اساس چهره درباره ما قضاوت خواهند کرد.

در مرحله بعد، حرکت­هایی که اندام ظاهری انجام می دهند، مهم است. کانال ارتباطی که به آن «زبان بدن» یا «ارتباط غیر کلامی» می گویند، دارای عناصر مهمی است، مثل تماس چشمی، فاصله با دیگران، حرکت دست و پا، حالت های صورت و تغییر رنگ چهره. گفتنی است همه ما تا حدودی ناخودآگاه، با این عناصر، پیام های مختلف کنترل نشده ای به دیگران ارسال می کنیم. بخش مهمی از خودشناسی فیزیکی این است که درباره پیام­هایی که از این طریق به دیگران می­دهیم، باخبر شویم و بتوانیم آنها را کنترل کنیم تا پیامی فرستاده شود که واقعاً منظورمان بوده و در مسیر هدف­های ما قرار داشته است.

ب) خودِ واقعی

خود واقعی، درونی ترین بخش وجود ماست؛ خودِ ما. ناخودآگاه این بخش را تا حدودی می شناسیم، ولی از اطرافیان ما، افراد اندکی از این بخش از وجود ما

آگاهند. ما بیشتر اوقات، برای پنهان نگاه داشتن این بخش از وجود خود بسیار می کوشیم و گاه نگران این هستیم که اگر دیگران، خود واقعی ما را بشناسند، علاقه شان را به ما از دست بدهند و برخوردشان با ما تغییر کند. کارل راجرز می گوید: «آنچه را من از دیگران پنهان می کنم، بیشتر، همان چیزی است که آنان از من پنهان می کنند».(1)

برخی معتقدند خود واقعی وجود ندارد و انسان بر اساس شرایطی که در آن قرار می گیرد، نقش های گوناگونی را ایفا می کند. بر این اساس، خود، از نقش های گوناگونی تشکیل شده است که بازیگرش ما هستیم. برای مثال، هنگام سخنرانی، نقش استاد را بازی می کنیم. در خانه، نقش همسر یا پدر و یا مادر و گاهی هم نقش یک هیولا را داریم. در تمام این نقش­ها یک چیز مشترک است و اوست که این نقش­ها را کنترل و هدایت می کند. منظور از خودِ واقعی، همین بخش است. پس با این نگرش نیز می توان به خود واقعی دست یافت.

ج) خودِ آرمانی

از نخستین جرقه های خودکاوی در دوران نوجوانی، تصاویر آرمانی متعدد و گاه مبهمی از خود می­آفرینیم و با مقایسه خود با دیگران یا مطالعه در زمینه های مختلف اعتقادی و اجتماعی، به این می­اندیشیم که چگونه به نظر می رسیم یا بهتر است چگونه به نظر برسیم. گاه در این مقایسه ها به این نتیجه می­رسیم که زندگی برخی مردم چقدر ایدئال و خوب است و آرزو می­کنیم ما هم مثل آنان بشویم. در چنین افکار و آرزوهایی، خود آرمانی تشکیل می شود.


1- ریتاال اتیکنسون و دیگران، زمینه روان شناسی هیلگارد، ترجمه: دکتر براهنی و دیگران، ص 469.

تصویر ایدئال ذهنی برخی افراد، آن چنان دور از دسترس است که هرچه تلاش می کنند، به آن نمی رسند. در نتیجه این ناکامی، احتمال ناامیدی و افسردگی بسیار زیاد است. اگر خودِ آرمانی افراد، واقع بینانه شکل بگیرد، زمینه ساز رشد و پیشرفت خواهد شد و اگر غیرواقعی و دست نایافتنی باشد، به ناامیدی، افسردگی و پوچی می­انجامد.

د) خودِ اجتماعی

تصور می کنید دیگران درباره شما چه نظری دارند؟ ما در میان جمع و گروه های مختلف چگونه رفتار می کنیم؟ اطرافیان ما در محیط های مختلف، چه کنش­ها و واکنش هایی از ما انتظار دارند؟ بهتر است گاهی به تفاوت رفتار خود در میان جمع دوستان صمیمی یا گروه های رسمی تر مثل همکاران در محیط کار بیندیشیم. در هر گروه، افراد با رفتار و انتظارهای خود، غیرمستقیم به ما فشار می آورند تا با آنان هم­نوا و هماهنگ شویم. ما ناخواسته تشویق می شویم شبیه افرادی گردیم که بیشتر با آنان سر و کار داریم. بنابراین، ویژگی­های فردی خود و شرایط اجتماعی، در روند تشکیل خود اجتماعی مؤثرند.

ه_) خودِ معنوی

جنبه معنوی خود، با باورهای ما، چه باورهای مذهبی و چه دیدگاه های انسانی، ارتباط دارد. آگاهی از این جنبه به ما کمک می کند انتظار نداشته باشیم همه افراد درباره همه چیز مانند ما فکر کنند. همچنین با داشتن چنین آگاهی، بهتر می­توانیم به فردی که حس معنایی خود را از دست داده است، کمک کنیم، بدون آنکه زیاد نصیحت کنیم. کارل راجرز می گوید: «وقتی به انسان ها

اجازه داده شود خودشان درباره خودشان و اعتقادهایشان تصمیم بگیرند، راحت تر هستند».(1)




نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: مهارت های زندگی
برچسب‌ها: مهارت های زندگی

تاريخ : یک شنبه 19 / 10 / 1399 | 8:34 | نویسنده : اکبر احمدی |