.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; شگفتی های جهان آفرینش/ اسرار سلسله گیاهان 2

شگفتی های جهان آفرینش/ اسرار سلسله گیاهان 2

در هوائی که تنفس می کنیم مقدار‌ معینی‌ اکسیژن‌ موجود است و اکسیژن یک ماده یحیاتی است کـه‌ بـرای‌ تـولید حرارت غریزی؛حائز اهمیت فـوق‌ العاده‌ ای اسـت و زنـدگی بدون‌ آن پنج دقیقه هم ممکن نیست.
 
 شگفتی های جهان آفرینش/ اسرار سلسله گیاهان 
در اجتماع بشری دو نوع بازار‌ موجود است که در هـر یک از آنها «طبق قانون عرضه‌ و تقاضا» کالاهای مخصوصی‌ رواج دارد:یکی بازار‌ کسب‌ و تجارت و دیـگر بازار علم و معرفت.
 
در بـازار کـسب و تجارت متاع هائی رایج است و قدر و قیمت دارد که نیازمندی های جسمی‌ و مادی انسان را تأمین می‌کند، و قسمت مهمی از لوازم زندگی وی را فراهم‌ می سازد.
در بازار علم و معرفت کالاهائی رواج دارد که با حساس ترین جزء وجود انسان سر و کار دارد یعنی احـتیاجات فکری و روحی وی را تأمین می‌کند و سطح معرفت او را بالا می برد‌. روی‌ همین اصل ملاک ارزش و اهمیت در این دو نوع بازار متفاوت است، یعنی: ممکن است‌ متاعی در بازار تجارت ارزشی نداشته باشد اما در بازار علم و مـعرفت، ارزنـده و پراهمیت‌ باشد‌، مثلا‌ یک نهال؛ یک شکوفه ی زیبا، یک گل رنگین؛ حتی یک برگ که مسلما در بازار تجارت قیمتی ندارد؛ در بازار علم و دانش، دارای ارزش شایانی است. به طوری که‌ هر یک‌ از‌ آنها در ایـن بـازار گوهر گرانبهائی به شمار می آید؛ زیرا یک نفر دانشمند چون در قیافه ی همین شکوفه ی زیبا و گل رنگین، اسرار شگرفی می‌ بیند و حقایق درخشانی درک می کند به آنها با نظر اعجاب‌ می نگرد‌، و برای‌ آنها اهمیت مخصوصی قـائل مـی شود‌ از‌ اینجاست‌ که‌ گفته‌اند؛ «قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری»

تناسب عجیب و تعادل دقیقی‌ که‌ میان «اکسیژن» و گـاز کـربونیک برقرار گردیده‌ تا نیازمندی حیات جانوران و گیاهان برای‌ همیشه‌ تأمین شود یکی از آیات بزرگ‌‌ خداشناسی اسـت زیـرا از‌ همین‌ ارتباط شگفتی که میان حیات‌ حیوانی‌ و نباتی برقرار شده است‌ بـه خوبی روشـن می شود که آفریننده ی گیاه و حیوان یکی اسـت‌، و پیـدایش‌ آنـها با این نظام دقیق‌‌ و نقشه ی حکیمانه‌ مـولود تـصادف نیست‌.



نمونه‌ای از تناسب سلسله ی حیوان و گیاه

در هوائی که تنفس می کنیم مقدار‌ معینی‌ اکسیژن‌ موجود است و اکسیژن یک ماده یحیاتی است کـه‌ بـرای‌ تـولید حرارت غریزی؛حائز اهمیت فـوق‌ العاده‌ ای اسـت و زنـدگی بدون‌ آن پنج دقیقه هم ممکن نیست.
هنگام تنفس مقداری «اکسیژن‌» وارد‌ ریه‌ ها‌ می شود و با خونی که در ریه‌ ها موجود است ترکیب می گردد‌ و دسـتگاه پخـش خـون آن را در تمام قسمت های بدن توزیع می کند، و همین‌ «اکـسیژن» غـذا را در سلول های مختلف بدن‌ آهسته‌ و آرام‌ با حرارتی ضعیف می سوزاند (حرارت غریزی بدن، در نتیجه ی همین احتراق‌ است‌) در اثر احتراق غـذا در سـلولها، یـک‌ گاز سمی به نام «کربونیک» ایجاد و با خون (در بازگشت‌ مجدد‌ خـون‌ به ریه‌ها) داخل ریه‌ می گردد و با تنفس‌ های بعدی از بدن خارج شده به هوای محیط‌ بر‌ می گردد‌، به این ترتیب کلیه ی جانوران «اکـسیژن» اسـتنشاق مـی‌ کنند و «گاز کزبونیک» بیرون می دهند.
اگر این عمل‌ به همین‌ صورت‌ ادامه پیـدا مـی کرد، پس از مدت کوتاهی این ماده ی حیاتی‌ یعنی «اکسیژن» که به اندازه ی معینی‌ در هوا موجود است تمام می شد و گـاز سـنگین و غـلیظ و سمی «کربنیک» جایگزین آن‌ می گردید‌ و آن وقت‌ حیات کلیه ی حیوانات با خطر بسیار بـزرگی‌ مـواجه مـی شد و رفته رفته می بایست همه ی جانوران مسموم‌ شوند‌؛ و از آنها در روی زمین اثری‌ و خبری نماند، و انسان هـم از ایـن پیـش‌ آمد‌ خطرناک‌ البته مستثنی نمی گردید، زیرا هر فردی‌ از انسان در 24 ساعت در ضمن تنفس معمولا‌ «250‌» گـرم «کـربن» خالص از ریه ی خود بیرون می فرستد و روی این حساب اگر‌ مجموع‌ افراد‌ فعلی بشر را سـه مـیلیارد بـدانیم در ظرف‌ یک سال «دویست و هفتاد و سه ملیون و هفتصد و پنجاه‌ هزار‌ تن‌» از این گاز سمی تـولید مـی کنند و چندین برابر این مقدار را حیوانات‌ دیگر‌ در ضمن تنفس تولید می نمایند، اینجا است که‌ بـه اهمیت یـکی از اعـمال گیاهان پی می‌ بریم و آن عمل‌ «کربن‌گیری‌» است گیاهان در حرارت‌ آفتاب «گاز کربونیک» را که از دو عنصر‌ کربن‌ و اکسیژن تـشکیل شـده است تجزیه‌ می کنند و اکسیژن‌ را‌ در‌ هوا رها می‌ سازند و کربن را در تنه ی خود‌ نگه می دارند، و قـسمت مـهم‌ وجـود گیاهان از همین کربن تشکیل یافته است و این عمل‌ کربن‌ گیری‌ که به وسیله ی برگ های گیاهان انجام‌ مـی‌ گیرد‌، درسـت بـه عکس‌ تنفس‌ جانوران‌ است.
این تناسب عجیب و تعادل دقیقی‌ که‌ میان «اکسیژن» و گـاز کـربونیک برقرار گردیده‌ تا نیازمندی حیات جانوران و گیاهان برای‌ همیشه‌ تأمین شود یکی از آیات بزرگ‌‌ خداشناسی اسـت زیـرا از‌ همین‌ ارتباط شگفتی که میان حیات‌ حیوانی‌ و نباتی برقرار شده است‌ بـه خوبی روشـن می شود که آفریننده ی گیاه و حیوان یکی اسـت‌، و پیـدایش‌ آنـها با این نظام دقیق‌‌ و نقشه ی حکیمانه‌ مـولود تـصادف نیست‌.

کوچکترین‌ واحد زنده
کوچکترین واحدی‌ که‌ در پیکر موجودات زنده، اعم از حیوان و گـیاه بـه کار رفته‌ و این ساختمان منظم را‌ تـشکیل‌ داده اسـت «سلول» اسـت و از کـشف‌ ایـن‌ حقیقت تقریبا‌ دو‌ قرن‌ بیشتر نمی گذرد؛ زیـرا بـرای‌ نخستین بار در نیمه ی دوم قرن هفدهم میلادی دانشمندی‌ به نام «رابرت هوک» هنگامی کـه در‌ راه تکمیل میکروسکوپ سعی می نمود، قطعه‌ ای چـوب‌ پنبه‌‌ را‌ در‌ زیر‌ میکروسکوپ قـرار داد‌ و مـشاهده‌ کرد که قطعه ی نامبرده از حـجره‌ های کـوچک‌ و میان تهی که به لانه ی زنبور شباهت داشت بوجود آمده‌ است‌ لذا‌ به هر یک از این حـجرات نـام‌ سلول نهاد‌ (سلول‌ در‌ لغت‌ لاتـین‌ بـه معنای‌ حـجره ی کوچک است) تـا ایـنکه رفته‌ رفته معلوم شد کـه کـلیه ی اندام های گیاهی و اعضای حیوانی یعنی به طور کلی پیکر موجودات زنده از همین‌ موجود یعنی سـلول سـاخته شده‌ است.
دانشمندان به همین اندازه قـانع نـشدند و به تحقیق بـیشتری پرداخـتند؛ تـحقیق و بررسی‌ درباره ی این مـوجود مرموز همچنان ادامه می یافت تا اینکه در نیمه ی اول قرن نوزدهم دانشمند دیگری به نام «روبرت برون‌» بـه کشف‌ هـسته ی سلول موفق شد و ده سال بعد از ایـن مـوفقیت؛ قـسمت های دیـگر سـلول در نتیجه ی کوشش جـانورشناس فـرانسوی به نام «دوژاردن» کشف شد بالاخره امروز مسلم شده است که اساس‌ ساختمان‌ همه ی موجودات زنده سلول اسـت.
سـلول عـلاوه‌ بر اینکه واحد ساختمانی بدن جانداران است، کـلیه ی آثـار حـیاتی را از قـبیل‌ رشـد و نمو و تـغذیه و تولید مثل‌؛ دارا‌ می‌ باشد و به همین مناسبت واحد حیاتی‌ نیز‌ به شمار می رود.
بعضی از گیاهان دارای سازمان بسیار ساده‌ای هستند یعنی بدنشان از یک سلول‌ ساخته شده و همه یآثار حیاتی در داخل هـمین یک‌ سلول‌ انجام می‌ گیرد، و به گیاهان تک‌ سلولی‌‌ معروفند‌، و بعضی دیگر از عده ی زیادی از سلول تشکیل یافته و به گیاهان پر سلولی موسم‌ اند؛ و در ضمن باید متوجه باشیم که سلول های گیاهی مانند سلول های حیوانی دارای انواع‌ مختلفی هـستند کـه هر‌ نوعی‌ در یک قسمتی از ساختمان گیاه مثل برگ و ریشه ی و گل و ساقه‌ بکار رفته است.
در شماره ی پنجم سال دوم این نشریه درباره ی سلول حیوانی مطالبی گفته‌ ایم لذا در اینجا بیش‌ از‌ این شرح‌ و تـفصیل را لازم نـمی دانیم زیرا ساختمان سلول گیاهی با سلول حیوانی‌ مشابه است، ولی از این نکته ی جالب نباید غفلت کرد که این موجود مرموز و این ذره ی کوچک‌‌ کـه‌ بـا‌ چشم غیر مسلح دیده نـمی شود و تـنها با میکروسکوپ دیدن آن امکان‌ پذیر است، هنوز کاملا شناخته نشده است ‌‌یعنی‌ هنوز علم نتوانسته است پرده از روی همه ی اسرار آن بر دارد و به ساختمان پیچیده‌ و نیروی‌ حیاتی‌ آن کاملا پی بـبرد، زیـرا تنها راهی که فـعلا وسـیله ی پی بردن به ترکیب شیمیائی سلول‌ است، تجزیه ی آن است به این معنی که اکنون دانشمندان‌ سلول را خرد کرده‌ اجزاء آن را مورد بررسی‌ و دقت‌ قرار می دهند و از این راه به اجزاء تشکیل دهنده ی آن پی می‌ برند ولی متأسفانه خرد کـردن و شـکستن این موجود ظریف با مرگ آن توأم می باشد و پس از مرگ با حالت حیات تفاوت‌ فاحشی پیدا می‌کند، و این موضوع‌ شناخت کامل آن را غیر ممکن می سازد.
سلول‌شناسان کنونی ناگزیر پس از تجزیه سلول که به مرگ آن مـنجر مـی گردد، در عالم فـکر و اندیشه آن را مجددا ترکیب می‌کنند و به ساختمان‌ آن‌ در عالم تصور و خیال پی می‌ برند و واضح‌ است که این تصور بـا حقیقت، درست وفق نمی دهد.
از همین راه یعنی «تجزیه» این اندازه مسلم و ثـابت شـده اسـت که این موجود‌ اسرار‌ آمیز در عین کوچکی از عناصر بسیاری از فلزات و شبه فلزات ساخته شده و دارای قسمت های‌ مختلفی از قـبیل ‌ ‌غـشاء (پوسته ی سلول) و هسته و غیر آن می باشد.
آفرینش این موجود ریز‌ و ظریف‌ که اساس سـاختمان مـوجودات زنـده است با این نقشه‌ و هندسه و حساب؛ در نظر هوشمندان دلیل روشنی بر وجود آفریدگار خلقت اسـت.

شکافنده دانه و هسته

راستی برای ما این نکته‌ بسیار‌ جالب‌ و در عین حال فـوق‌ العاده پرارزش‌ است‌ که‌ فـکر کـنیم این همه گل های رنگارنگ و شکوفه‌ های رنگین و میوه‌ های گوناگون و دانه‌ های‌ غذائی و بالاخره این همه مناظر زیبا و بهجت‌ زا که سطح زمین‌ را‌ زینت‌ مخصوصی بخشیده‌ اند سر از خاک بر می آورند، از‌ همین‌ خاک تیره‌ ای که در زیـر پای ما قرار گرفته است می رویند.

آن پروردگاری که نطفه را می‌ شکافد و با قلم‌ قـدرت‌ در‌ مـحیط تـاریک رحم اعضاء و اندام جنین را ترسیم می‌ کند و نقش زیبای انسان‌ را‌ در پشـت پرده‌ های متراکم بر صفحه ی وجود وی می‌ نگارد، دست قدرت همان آفریدگار در دل خاک‌ تیره‌، دانه و هسته را می‌ شکافد و اساس‌ پیدایش ایـن هـمه مـناظر زیبا و مواهب حیات‌ را‌ تحقق می‌ بخشد ... ذلکم الله فانی تؤفکون‌ این‌ است‌ پروردگـار‌ شـما کجا رو گردان می شوید؟


مگر خاک چه قدرت خلاقه‌ای دارد که بتواند‌ هر‌ سال‌ این همه مظاهر زیبا و حیات‌ بخش‌ را تولید کند؟ مگر در نهاد خاک‌ چه لابراتور مجهزی است که منشأ این همه آثـار خـیره کننده است؟
آیا همه مواهب حیات از خاک سرچشمه‌ گرفته‌ است؟ آیا فراش‌ باد صباست که‌ فرش زمردین را در سطح زمین گسترانیده است؟ یا دایه ی ابر‌ بهار است که بنات نبات را در مهد زمین پرورش داده است؟
قرآن مجید این سـؤالات را‌ پاسـخ‌ می دهد‌ و طبق منطق فطرت و عقل این مواهب سرشار را به قدرت و حکمت خداوند استناد‌ می دهد‌: ان‌ الله فالق الحب و النوی یخرج الحی‌ من المیت و مخرج المیت من الحی ذلکم الله‌ فانی‌ تـؤفکون‌ یـعنی شکافنده ی دانه و هسته خداست زنده را از ماده ی مرده پدید می آورد و مرده را‌ از‌ زنده به وجود می آورد، این است‌ پروردگار شما کجا رو گردان می شوید؟ (آیه 95 سوره ی انعام‌)
انواع‌ دانه‌ های‌ غذائی، اقسام هسته‌ های میوه‌ها، هـنگامی که در دل خـاک قـرار گرفتند و این محیط مناسب از‌ لحـاظ‌ حـرارت و رطـوبت برای روئیدن آنها مساعد گردید، شکافته می شوند و از طرف بالا جوانه‌ ای‌ به نام‌ ساقه‌ و از طرف پائین جوانه دیگری به نام ریشه می روید و دو عضو اصـلی گـیاه بـه وجود می آید، و در‌ نتیجه‌ عناصر مرده و بی‌ جان زمین به صورت مـوجودات زنـده‌ ای‌ یعنی: گیاهانی که دارای گل ها‌ و شکوفه‌ های‌ رنگین‌ و میوه‌ های گوناگون و دانه‌ های‌ متنوع است در می آید.
آن پروردگاری که نطفه را می‌ شکافد و با قلم‌ قـدرت‌ در‌ مـحیط تـاریک رحم اعضاء و اندام جنین را ترسیم می‌ کند و نقش زیبای انسان‌ را‌ در پشـت پرده‌ های متراکم بر صفحه ی وجود وی می‌ نگارد، دست قدرت همان آفریدگار در دل خاک‌ تیره‌، دانه و هسته را می‌ شکافد و اساس‌ پیدایش ایـن هـمه مـناظر زیبا و مواهب حیات‌ را‌ تحقق می‌ بخشد ... ذلکم الله فانی تؤفکون‌ این‌ است‌ پروردگـار‌ شـما کجا رو گردان می شوید؟

منبع:
«درس هایی از مکتب اسلام » دی 1340، سال سوم - شماره 11




نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: شگفتی های آفرینش
برچسب‌ها: شگفتی های آفرینش

تاريخ : چهار شنبه 22 / 10 / 1399 | 9:28 | نویسنده : اکبر احمدی |