.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; حقوق منهای بشر

گاهی به آنچه حقوق بشر خوانده می شود

حقوق منهای بشر

در واقع می توان گفت از منظر امریکایی ها بشر فقط طبقه ای خاص از مردم کشورهای غربی و امریکا هستند و حقوق آن چیزهایی هستند که منافع این طبقه خاص را فراهم کند؛ در واقع این حقوق منهای بشر است.
حقوق منهای بشر
حقوق منهای بشر واژه ها در دنیای جدید دیگر بار مفهومی گذشته را ندارند؛ شاید در گذشته انسان و یا بشر آدم های روی زمین از شاخ افریقا تا دل امریکا و از هر رنگ و نژاد و ملیت را شامل می شد اما اکنون و در عصری که ادعای مدرنیسم گوش فلک را کر کرده است دیگر بشر به معنای قبلی خود استفاده نمی شود؛ امروزه با یک تفکر نئو نازیسم در دنیا مواجه هستیم که دایره مفهوم بشر را به شدت کوچک کرده است.
 
حقوق نیز دقیقا به سرنوشت بشر دچار شده است و در زمانه ای که حقوق از لحاظ علمی پیشرفت چشم گیری داشته است و از حقوق عمومی تا حقوق حیوانات به عنوان رشته دانشگاهی تدریس می شوند و درست در تاریخی که منشورات حقوق را با یک تریلی هم نمی توان حمل کرد مفهوم حقوق با گذشته های نه چندان دور کاملا متفاوت شده است؛ در گذشته به مجموعه قوانینی که باعث می شد تا افراد جامعه به صورت مسالمت آمیز و بدون تعدی به حدود و حریم یکدیگر زندگی کنند حقوق گفته می شد؛ اما در حال حاضر در دنیا آنچه از عملکرد مدعیان حقوق بشر بر می آید چیزی کاملا متباین با معنای اولیه و روی کاغذ حقوق است.
 
برای آنکه مدعیان اصلی و پدرخوانده های پرادعای حقوق  بشر را در دنیا معاصر بشناسیم بهتر است سری به تاریخچه پیدایش واژه و مفهوم حقوق بشر در جهان معاصر بزنیم و با پیشینه شناسی دقیق مدعیان این جریان را پیدا کنیم و بعد عملکرد آن ها را بر مفاهیم مورد ادعا تطبیق دهیم تا به این نقطه برسیم که آیا حقوق به اضافه بشر یا حقوق منهای بشر!!
 
حقوق منهای بشر
 

تاریخچه حقوق بشر

حقوق بشر البته نه با این نام ولی با مفهومی شبیه به آن چیزی که امروزه روی کاغذ به عنوان حقوق بشر از آن یاد می شود سابقه طولانی دارد و می توان آن را امری فطری نامید؛ اما واژه حقوق بشر را می توان از واژه های جدید به نسبت تاریخ دانست.
 
تولد این واژه را در دور ترین حالت می توان به اواخر قرن هفدهم میلادی هم زمان با جنگ های مذهبی اروپا دانست؛ در آن زمان با توجه به شکست های پیاپی کلیسا در منازعات سیاسی و رشد فزایدنده تفکر لیبرالیسم واژه های جدیدی در ادبیات سیاسی اروپا و امریکا به وجود آمد که حقوق بشر یکی از آن واژه ها بود؛ جریان روشنفکر در اروپا در قرن هجدهم جریان حقوق بشر را به عنوان یک موضوع در رشته های علوم انسانی پیگیری کرد و با تکامل علمی جریان حقوق بشر جریان های حقوق بشری در اروپا و امریکا شکل گرفت؛ این جریان ها که توحش حاکم بر غرب را مانع پیشرفت می دانستند توانستند با طرح مسئله حقوق بشر توده ها را به خود جذب کنند و بر اساس آن انقلاب فرانسه و امریکا را شکل دهند دیری نپایید که دولت های برخاسته از ادعای حقوق بشر به این فکر افتادند تا منشوری را تحت عنوان اعلامیه جهانی حقوق بشر منتشر کنند. البته رونق مفهوم حقوق بشر را باید مدیون جنایت های دولت هایی دانست که در طول جنگ جهانی اول و دوم آنقدر جنایت کردند که بشر به فکر نوشتن منشوری برای بقاء نسل خود افتاد و بالاخره  اعلامیه جهانی حقوق بشر در دهم دسامبر 1948 در پاریس به تصویب رسید و به عنوان یک پیمان بین المللی به همه کشورهای عضو سازمان ملل ابلاغ گردید.
 
این اعلامیه تصریح می کند که مواردی که در تمام 30 بند اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است حق مسلم همه انسان ها با هر نژاد و ملیت و تحت هر شرایطی است و هیچ چیز حتی جنگ نمی تواند مجوزی برای نقض حقوق بیان شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر باشد.
 
با این حساب می توان اروپا به خصوص فرانسه و امریکا را مدعیان اصلی حقوق بشر دانست چیزی که حتی امروز نیز در موضع گیری های جهانی کاملا مشهود است و به یکی از عرصه های مبارزه ملت ها با ابرقدرتها تبدیل شده است؛ در واقع کار به اینجا رسیده است که ملت ها باید پایبندی خود را به اعلامیه جهانی حقوق بشر به ابرقدرتها ثابت کنند! اما سوال اساسی اینجاست؛ آیا ابرقدرت هایی که مستنطق حقوق بشر شده اند خود به این حقوق پایبند هستند یا نه؟!
در ادامه برخی از بندهای اعلامیه جهانی حقوق بشر را بر بعضی از عمل کردهای کشورهای مدعی حقوق بشر تطبیق می دهیم تا سیه روی شود هرکه در آن غش باشد.
 
حقوق منهای بشر
 

تطبیق ماده یک

ماده یک اعلامیه جهانی حقوق بشر با به رسمیت شناختن حق آزادی و کرامت برای انسان می گوید : تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حیثیت و کرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و باید با یکدیگر با روحیه ای برادرانه رفتار کنند.
 
بررسی همین یک بند از اعلامیه جهانی حقوق بشر ما را به نقطه ای می رساند که شاید از ادامه بررسی و تطبیق منصرف شویم. برای آنکه تجسم عینی این بند را ببینید کافی است سری به زندان ابوغریب در فاصله سال های 2002 تا 2006 بزنیم تا با دیدن آثار اعتقاد به ماده اول اعلامیه جهانی حقوق بشر در داخل سلول های آن میزان اعتقاد مدعی اصلی حقوق بشر در حال حاضر را به صورت عینی ببینیم! این جنایات آنقدر گسترده بود که رسانه های امریکا هم نتوانستند از آن چشم پوشی کنند و شبکه CBS آمریکا در مستندی 60 دقیقه ای تحت عنوان شکنجه در زندان های عراق به موضوع شکنجه در زندان ابوغریب پرداخت و ابعاد جدیدی از فجایع نظامیان امریکایی در عراق را باز کرد.
 
 در واقع بشری که کرامت دارد و حق استفاده از حقوق اولیه انسانی یعنی آزادی را داراست بشر غربی و امریکایی است به شرط آنکه سر و گوشش زیاد نجنبد وگرنه همو نیز حق آزادی که هیچ حق حیاتش به صندلی های الکترونیکی و آمپول های هوا سپرده خواهد شد.
 

تطبیق ماده سوم

ماده سوم از اعلامیه جهانی حقوق بشر حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی را از حقوق مسلم هر فرد دانسته و می گوید: هر فردی حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.
 
معنای حق زندگی و امنیت شخصی به زبان امریکایی را باید از یک میلیون کشته و صدها هزار مجروح عراقی که بعد از سقوط صدام به دست ارتش امریکا موفق به دریافت حقوق بشریشان شده اند بپپرسید؛ احتمالا بمب های 10 تنی که بغداد و شهرهای دیگر عراق را لرزاندند خاطرات جالبی از پایبندی امریکایی ها به ماده 3 اعلامیه جهانی حقوق بشر برایتان تعریف کنند.
 
پلیس امریکا را می توان به عنوان یکی از مجریان ماده سوم اعلامیه جهانی حقوق بشر دانست!! آنها می توانند به راحتی در زیر زانوان خود گردن سیاه پوستان را بفشارند و با امنیت کامل، حق زندگی و آزادی را به آن ها هدیه کنند؛ البته در دنیایی دیگر نه در این دنیا!! ماجرای جرج فلوید و دها نمونه دیگر از قتل ساده سیاهان در امریکا نمونه بارزی از نقض ماده 3 اعلامیه جهانی حقوق بشر در امریکاسست.
 
حقوق منهای بشر
 

تطبیق ماده پنج

ماده پنج اعلامیه جهانی حقوق بشر هرگونه شکنجه و رفتار ظالمانه و یا تحقیر آمیز را منع کرده و می گوید: هیچ کس نباید شکنجه شود یا تحت مجازات یا رفتاری ظالمانه، ضد انسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.
 
جالب است بدانید که امریکا به عنوان مدعی حقوق بشر یکی از مبتکر ترین کشورها در شکنجه زندانیان است و جزء صادر کنندگان عمده ابزار شکنجه در سطح جهانی است؛ این مسئله آن قدر واضح است که رسانه های جهان به راحتی از آن سخن می گویند و مسئولان امریکایی فقط آن را توجیه می کنند و هیچ گاه تکذیب نکرده اند؛ ماری پیال در یکی از گزارش های رسانه ای خود که در آوریل 2017 در سایت «listverse» منتشر شد از شکنجه های عجیب و غریب در زندان امریکا می نویسد او می گوید توصیف این شکنجه ها برای او وحشتناک است چه برسد به دیدن آن ها؛ او که شغل اولش قبل از نویسندگی کار در دادگاه در جایگاه دادستان عمومی است و از واقعیت زندان ها در امریکا با خبر است رسانه ها را به فریب افکار عمومی متهم کرده و می گوید معمولا رسانه ها تصویری را که دولت به آن ها دیکته می کند منتشر می کنند.
 
نمی دانم تا حالا انسان آبپز دیده اید یا نه ولی اگر ندیده اید کافی است سرگذشت دارن راینی را به انگلیسی و حتی فارسی در گوگل سرچ کنید! بیمار اعصاب و روانی که به اتهام ضرب و جرح در زندان بود و به دلیل ناتوانی عصبی سلول خود را کثیف کرد؛ ماموران زندان برای تنبیه دارن او را به مدت 2 ساعت تمام در حمامی گذاشتند که از تمام سقف آن آبی با دمای بالای 80 درجه سانتیگراد روی سر دارن می ریخت و او بعد از 2 ساعت با بدنی سوخته از دنیا رفت؛ حمام داغ از شکنجه های معروف در امریکا است امادارن را می توان اولین قربانی این شکنجه دانست.
 

تطبیق ماده دوازدهم

ماده دوازدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر مربوط به حریم خصوصی است؛ در این ماده آمده است: نباید در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامت گاه یا مکاتبات هیچ کس مداخله‌های خودسرانه صورت گیرد یا به شرافت و آبرو و شهرت کسی حمله شود. در برابر چنین مداخله‌ها و حمله‌هایی، برخورداری از حمایت قانون، حق هر شخصی است.
 
این در حالی است که مسئله شنود از افراد و حتی شخصیت های سیاسی از طرف امریکا یکی از پرجنجال ترین مسائل مطرح در کشور های دیگر است؛ تا آنجا که شنود سرویس های جاسوسی امریکا از دفتر آنکلا مرکل صدر اعظم آلمان یکی از پرجنجال ترین شنودهای دهه اخیر شد.
 
ایالات متحده حتی حقوق شهروندان امریکایی را هم نادیده گرفته و به نقل از راشا تودی دولت امریکا توانسته است از "جیمز بوزبرک" قاضی عالی دادگاه فیسا حکمی محرمانه برای اف بی آی بگیرد که به موجب آن اف بی آی می تواند از هرکس که لازم بداند شنود کند؛ استفاده از اطلاعات افراد در اینترنت، هک و سرقت اطلاعات شخصی؛ رصد از طریق آی پی آدرس  و هوش مصنوعی برای پرونده سازی برای شخصیت ها و صدها مورد دیگر از موارد نقض حریم خصوصی اشاره شده در ماده دوازدهم اعلامیه حقوق بشر است که سال ها است توسط امریکا در حال انجام است.
 
حقوق منهای بشر
 

تطبیق ماده سیزدهم

ماده سیزدهم از اعلامیه جهانی حقوق بشر در مورد رفت و آمد آزادانه انسان ها در کشورهای مختلف است در این ماده آمده است: هر شخصی حق دارد در داخل هر کشور آزادانه رفت و آمد کند و اقامت گاه خود را برگزیند. هر شخصی حق دارد هر کشوری ، از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشورخویش بازگردد. اما انگار اینان حافظه تاریخی بشر را با حافظه ماهی برابر گرفته اند!! کمتر از 4 سال پیش بود که رئیس جمهور امریکا بدون در نظر گرفتن حقوق و کرامت انسان ها ورود اتباع شش کشور را به ایالات متحده امریکا ممنوع اعلام کرد و سپس به راحتی بدون در نظر گرفتن مواد مربوط به کرامت انسان کودکان خردسال را از والدین خود جدا کرده و آن ها را در قفس های آهنی انداخت.
 
علاوه بر این در حال حاضر نزدیک به هفتاد سال است که مردم سرزمین های اشغالی از بازگشت به سرزمین خود محرومند و رژیم صهیونیستی با حمایت ایالات متحده امریکا اقدام به کشیدن دیوار حائل در مرزهای کرانه باختری رود اردن کرده است تا مبادا فلسطینیان فکری برای بازگشت به کشور خود در سر بپرورانند.
 

تطبیق ماده هفدهم

ماده هفدهم از اعلامیه حقوق بشر به حق مالکیت افراد اشاره می کند و می گوید: هر شخصی به تنهایی یا به صورت جمعی حق مالکیت دارد، هیچ کس را نباید خودسرانه از حق مالکیت محروم کرد. این ماده را با جریان فلسطین تطبیق بدهید و بعد صدق مدعیان حقوق بشر را محک بزنید، صهیونیست ها که تنها 6% از اراضی فلسطین را خریده بودند با یک دروغ بزرگ تاریخی مدعی مالکیت بر همه سرزمین های اشغالی شدند و کشور جعلی اسرائیل را از همین طریق بنا نهادند و سالانه صدها خانه و مزرعه را برای ساخت شهرک های صهیونیستی به زور تصاحب کرده و مالکان آن را مجبور به ترک خانه و کاشانه خود می کنند.
 
مدعیان حقوق بشر آیا برای نقض هزاران باره ماده هفدهم اعلامیه حقوق بشر توجیهی غیر از دروغ دارند؟!
 
حقوق منهای بشر
 

تطبیق ماده سی ام

ماده سی ام اعلامیه حقوق بشر به صراحت اعلام می دارد که تفسیرهای شخصی و جناحی نباید باعث انجام فعالیت هایی شود که به دیگر کشورها و افراد آسیب بزند در این ماده آمده است : هیچ یک از مقررات اعلامیه‌ حاضر نباید چنان تفسیر شود که برای هیچ دولت، جمعیت یا فردی متضمن حقی باشد که به موجب آن برای از بین بردن حقوق و آزادی‌های مندرج در این اعلامیه فعالیتی انجام دهد یا به عملی دست بزند.
 
در حال حاضر عمده جنگ هایی که در جهان در 50 سال اخیر پش آمده است صرفا به دلیل آن بوده است که ایالات متحده امریکا ادعا کرده است که امنیت او و یا یکی از متحدانش به خطر افتاده است؛ جنگ عراق، افغانستان، جنایات نیابتی در سوریه، یمن و لبنان و فلسطین همه و همه به خاطر تفسیر غلط و دیکتاتور مآبانه امریکا اتفاق افتاده است و این نقض آشکار ماده سی ام اعلامیه جهانی حقوق بشر است.
 

خلاصه آنکه

آچه گذشت فقط نگاهی سطحی بود به عملکرد ابرقدرت ها یا بهتر بگوئیم ایالات متحده امریکا در مقابل اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ در حالی که اگر قرار باشد واقعا به صورت کامل عملکرد امریکا در مقابل این اعلامیه بررسی شود یقینا هیچ ماده ای وجود نخواهد داشت مگر آنکه توسط ایالات متحده امریکا و هم پیمانانش نقض شده است.
 
در واقع می توان گفت از منظر امریکایی ها بشر فقط طبقه ای خاص از مردم کشورهای غربی و امریکا  هستند و حقوق آن چیزهایی هستند که منافع این طبقه خاص را فراهم کند؛ در واقع این حقوق منهای بشر است.

نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: جهان سیاست
برچسب‌ها: جهان سیاست

تاريخ : شنبه 24 / 1 / 1400 | 9:30 | نویسنده : اکبر احمدی |