.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; دفاع مقدس در انديشه امام خمينی(ره)

اينك با بيان مقدمه اي كوتاه به بررسي اين سوال مي پردازيم : نبرد تاريخي دو نظام اقامه « توحيد » و « كفر » دليل ضرورت حكومت ديني
انديشه حضرت امام (ره ) در باب ولايت فقيه متاثر از يك مبناي كلامي و به دنبال آن يك نگاه فلسفه تاريخي خاص مي باشد. آن نگاه كلامي توجه به نقش « دين در سرپرستي تمامي شئون حيات فردي و اجتماعي بشر است . البته به دنبال همين انديشه بحث نظام خلافت و ربوبيت مطرح مي شود كه در واقع طريق جريان سرپرستي الهي در جامعه مي باشد.
ما با دو نظام تاريخي روبرو هستيم كه يكي نظام « اقامه توحيد » و ديگري نظام « اقامه كفر » است .
چه بخواهيم و چه نخواهيم اين دو جريان همواره در طول تاريخ وجود داشته اند. خصلت اساسي هر دو نظام توسعه باب بودن آنهاست . از اين رو همواره به تنازع برخواسته اند و در مقام تضييق گستره ديگري برآمده اند.

مقاومت در برابر قطعنامه 598 >

بر اساس همين استراتژي بود كه حضرت امام ادامه جنگ تا پيروزي كامل بر دشمن را خواستار بودند. چون ايشان اين جنگ را به صحنه درگيري با نظام استكبار تبديل كرده بودند. لذا پذيرش قطعنامه را پذيرش خواسته هاي سازماني مي دانستند كه در جهت اهداف استكباري حركت مي كند. شكي نيست كه مقاومت نظام اسلامي در شيوه تنظيم قطعنامه 598 موثر بود و توانست برخي از خواسته هاي ما را در طول جنگ در بندهاي قطعنامه بر دشمن تحميل كند. اما اينها با آرمان هاي بلند امام فاصله زيادي داشت .
لذا همواره حضرت امام (ره ) با پذيرش چنين قطعنامه اي در طول دفاع مقدس مخالفت كردند و فرمودند :
« او ـ قرآن ـ مي گويد « جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم » يعني بايد كساني كه تبعيت از قرآن مي كنند در نظر داشته باشند كه بايد تا آنجايي كه قدرت دارند ادامه به نبردشان بدهند تا اينكه فتنه از عالم برداشته شود . » (1 ) و تا زماني كه شرايط اجتماعي پذيرش آنرا برايشان تحميل نكرد از قبول قطعنامه سرباز زدند. شاهد ما بر اين مدعا تاكيد معظم له دو هفته قبل از پذيرش قطعنامه است :
« اين روزها بايد تلاش كنيم تا تحولي عظيم در تمامي مسايلي كه مربوط به جنگ است به وجود آوريم . بايد همه براي جنگي تمام عيار عليه آمريكا و اذنابش به سوي جبهه رو كنيم . امروز ترديد به هر شكلي خيانت به اسلام است . غفلت از مسايل جنگ خيانت به رسول الله (ص ) است اين جانب جان ناقابل خود را به رزمندگان صحنه هاي نبرد تقديم مي نمايم . » (2 )
زماني كه شرائط به گونه اي درآمد كه اساس انقلاب اسلامي در گرو پذيرش قطعنامه قرار گرفت . ايشان تكليف الهي خود را در قبول صلح احساس كردند. مسلما هيچ انگيزه اي جز حفظ اسلام ايشان را به پذيرش صلح وادار نكرد :
« در شرايط كنوني آنچه موجب امر شد تكليف الهي ام بود. شما مي دانيد كه من با شما پيمان بسته بودم كه تا آخرين قطره خون و آخرين نفس بجنگم اما تصميم امروز فقط براي تشخيص مصلحت بود و تنها به اميد رحمت و رضاي او از هر آنچه گفتم گذشتم و اگر آبرويي داشته ام با خدا معامله كرده ام . » (3 )
امام (قده ) در يك عرصه به ختم نبرد رضايت دادند اما جبهه هاي جديدي را در ديگر عرصه ها بر عليه دشمن باز كردند. هر چند اين عرصه ها ديگر از صبغه نظامي برخوردار نبود اما همچنان مي توان زبانه هاي آتش نبرد ميان كفر و اسلام را از اين جبهه ها كه در راس آنها نبرد فرهنگي با دشمن است به وضوح ديد. از نمونه هاي بارز آن نامه معظم له به آقاي گورباچف و قضيه سلمان رشدي است .


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: دفاع مقدس
برچسب‌ها: دفاع مقدس در انديشه امام خمينی(ره)

تاريخ : دو شنبه 29 / 11 / 1396 | 6:0 | نویسنده : اکبر احمدی |