.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; هنر موسیقی در دنیای اسلام

در رسائل «اخوان الصفا»، «موسیقی» مطابق طبقه بندی مرسوم در گذشتة دور، به عنوان یكی از شاخه های چهارگانة ریاضیات (سه شاخة دیگر هیئت، حساب و عدد) مورد بحث قرار گرفته است. بارزترین ویژگی رسالة موسیقی «اخوان الصفا»، توجه به ابعاد معنوی موسیقی و نقشی است كه این فن میتواند در برانگیختن حالات روحانی و نشاط معنوی انسان ایفا كند. «اخوان الصفا»، در تأیید صحت مدعای خود، به حكایت فارابی استناد جسته، آنگاه كه وی در مجلس سیف الدولة حمدانی، فرمانروای حلب (333ـ356 ق.) با نواختن گونه ای موسیقی اهل مجلس را به خنده وا میدارد و سپس با تغییر آهنگ، همان جمع را به گریه انداخته، سرانجام به خواب فرو میبرد .

« اخوان الصفا»، موسیقی را ابزاری برای بیدار كردن نفس انسان از خواب غفلت میداند؛ و معتقد است كه اگر در بعضی از شرایع موسیقی تحریم شده، بدین سبب بوده است كه مردم به خلاف نظر حكما، آن را وسیلة شادخواری و خوشگذرانی قرار داده و در لهو و لعب به كار بردهاند. از آنجا كه اخوان در پی پیوند دین با فلسفه بوده اند، در رسائل خود از هر فرصتی برای رسیدن به این هدف استفاده كرده اند. از این رو، فصل «احكام الكلام» در رسالة موسیقی، اگرچه بر حسب ظاهر ارتباط چندانی با موسیقی ندارد، ولی در راستای همان هدف كلی، با بحث دامنه داری در ساختار حروف الفبا آغاز میشود و به كارایی نسبت های افضل میرسد .

به گفتة عبدالستار فراج، «اغانی»، نوشتة ابوالفرج اصفهانی، به طوركلی دارای هفتصد گزارش، شامل شرح حال اشخاص و روایت جنگهاست. «اغانی» روایاتی مفصل دربارة آهنگسازان، خوانندگان، شاعرانی كه شعرشان موضوع آهنگ بوده و هركس كه با این هنرها رابطه داشته است

از دیگر موضوعهای جالب توجه در رسالة موسیقی، پیوند شعر و موسیقی است. این بحث در فصلی با عنوان «اصول الالحان و قوانیها» مطرح شده است. با وجود آنكه در رسائل اشارات پراكندهای به مسائل گوناگون نظری دیده میشود كه میتواند در حد خود سودمند یا روشنگر تاریخ و نظام علمی موسیقی دوران اسلامی بویژه ایران باشد، اما غرض اصلی اخوان از تألیف این رساله، آموزش خوانندگی و هنر نوازندگی نبوده است.

به گفتة عبدالستار فراج، «اغانی»، نوشتة ابوالفرج اصفهانی، به طوركلی دارای هفتصد گزارش، شامل شرح حال اشخاص و روایت جنگهاست. «اغانی» روایاتی مفصل دربارة آهنگسازان، خوانندگان، شاعرانی كه شعرشان موضوع آهنگ بوده و هركس كه با این هنرها رابطه داشته است، نقل كرده، و سرانجام بزرگترین مجموعة ممكن را برای موسیقی و ادب، از آغاز تا سدة 4 ق. / 10 م. به دست داده است. در زمان ابوالفرج، كار موسیقی رونق فزایندهای یافته بود و آنچه او دربارة موسیقی در كتاب خود آورده، مستند، عالمانه و جامع است . از دویست و پنجاه اثری كه او در «اغانی» از آنها نام برده و به شرحشان پرداخته، به جز اندكی، چیزی بر جای نمانده است. در «اغانی»، در پایان هر شرح حال، یا در آغاز آن، شعری میآید كه «صوت» خوانده شده است. و مراد از صوت، یك قطعه آهنگ آوازی است كه باید همة مشخصات فنی آن را ذكر كرد تا قابل خواندن و نواختن باشد .

هنر موسیقی در دنیای اسلام

 

مشكل اساسی كه دربارة جنبة موسیقی «اغانی»، همچنان نزد پژوهشگران لاینحل باقیمانده و آرا و فرضیههای زیادی را در این باره دامن زده، اصطلاحات منسوخ و نامشخصی است كه ابوالفرج به دلیل تداول فراوان نزد اهل فن آن در عصر خویش در اغانی به كار برده و از شرح آنها پرهیز كرده است. لذا اینك فهم دقیق معانی آن الفاظ ناممكن شده و رمزگشایی از آوازهای «اغانی» و آهنگهای آن، بسیار دشوار مینماید.

صفی الدین عبدالمؤمن ارموی (م. 693 ق.) ستارهای درخشنده در آسمان دانش موسیقی ایران در سدة هفتم بود. از مطالعه دو كتاب معتبر او، یكی «الادوار» و دیگری «رسالة الشرفیة» این واقعیت آشكار میشود كه وی پس از فارابی، بزرگترین و مهمترین كسی است كه در اصول فن موسیقی تحقیق كرده؛ و كهن ترین نت نویسی فارسی و عربی در كتاب «الادوار» آمده است، كه اكنون در دست است. یافته های صفی الدین، در همة دانشمندانی كه پس از او دربارة اصول موسیقی تحقیق كرده اند تأثیرگذار بوده، و بر فرضیه های او شرحهای بسیاری نوشته شده است. از مهمترین آنها نوشتة قطب الدین شیرازی (م. 710 ق.) است، كه در دایرةالمعارف خود موسوم به « درةالتاج»، رسالهای مهم در باب اصول نظری موسیقی نگاشته است.

عبدالقادر غیبی مراغی (م. 838 ق.) از مهمترین علمای موسیقی نظری در عصر تیموری (دربار تیمور و شاهرخ) است. بزرگترین كتاب او جامع الالحان است. این كتاب شرحی كامل است دربارة اصول علمی و نظری موسیقی و توصیف سازهای ایرانی. «مقاصد الالحان» كه از «جامع الالحان» كوتاهتر است و «شرح الادوار» نیز، نگاشتة مراغی بوده، موجود است . « كنزالالحان» كتاب گرانبهای مراغی، كه برای آشنایان به فن موسیقی قدر و ارزش بسیار دارد و حاوی آوازهای او بوده، از میان رفته است. پسر و نوادة ابن غیبی نیز جزو علمای موسیقی هستند. پسرش كه عبدالعزیز نام داشت «نقاوةالادوار» و نوه اش كتاب « مقاصدالادوار» را نگاشت .

عبدالقادر غیبی مراغی (م. 838 ق.) از مهمترین علمای موسیقی نظری در عصر تیموری (دربار تیمور و شاهرخ) است. بزرگترین كتاب او جامع الالحان است

پس از سدة نهم هجری، دیگر در ایران موسیقیدانی بزرگ به وجود نیامد. گاه به گاه چهره هایی پیدا میشدند، ولی هیچكدام نوآوری نداشتند . « بهجةالرواح» رسالهای است درموسیقی كه در سدة یازدهم توسط عبدالمؤمن بلخی به فارسی نوشته شده است، و بیشتر ناظر به جنبه های علمی این فن است .

تا دو سده پس از این، هنوز نفوذ موسیقی ایران در كشورهای عربی نمایان بود. گواه این گفته، كتاب «النقی فی فن الموسیقی» است كه احمد المسلم الموصلی در حدود 1150 ق. تدوین كرده و اساس آن اقتباس از كتاب «بهجةالرواح» عبدالمؤمن بلخی است. نفوذ و تأثیر موسیقی ایران بر موسیقی ترك و شبه قاره و كشورهای عربی و خاورمیانه و حتی خاور دور، امری مسلم است؛ و از اصطلاحات موسیقی فارسی، كه به زبان و فرهنگ آن بلاد راه یافته، به روشنی آشكار است.

 

 

 


 

 

 


منبع: راسخون


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: موسیقی
برچسب‌ها: هنر موسیقی در دنیای اسلام

تاريخ : جمعه 23 / 12 / 1396 | 7:34 | نویسنده : اکبر احمدی |