.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; گناه و اقسام آن

گفتار و كتب ضالّه

يكى از زمينه هاى فرهنگى گناه و انحراف كتب گمراه كننده و يا وسايل تبليغاتى گمراه كننده مى باشد. و لذا در اسلام خواندن ((كتب ضالّه )) و يا گوش دادن به سخنان گمراه كننده حرام است .

توضيح اينكه : همانگونه كه جسم انسان ها از نظر قدرت و توان مختلف است ، مثلاً بعضى قدرت تحمل دويست كيلو بار را دارند و بعضى حتى قدرت تحمل پنج كيلو بار را ندارند، فكر انسان ها نيز تفاوت دارد. بعضى توان حل يك مساله ساده ى رياضى را ندارند و بعضى همچون كامپيوتر نيرومند، مشكل ترين مسايل رياضى را در چند لحظه حل مى كنند.

مطالعه ى كتاب هاى گمراه كننده براى دانشمندان كه توان فكرى و قدرت تحقيق و بررسى دارند، اشكال ندارد چرا كه آنها با مطالعه و تحقيق ، حق و باطل را از همديگر تشخيص مى دهند.

ولى مطالعه آن كتاب ها و يا شنيدن گفتار گمراه كننده براى افرادى كه فكر ناتوان و دانش اندك دارند، مسموم كننده و خطرناك است .

چنانكه در تاريخ ديده مى شود دشمنان با انتشار كتب گمراه كننده مردم را از راه حق باز داشته و به سوى باطل مى كشانند به عنوان نمونه :

وقتى كه اسلام ظهور كرد دانشمندان يهود موقعيت خود را در خطر ديدند، لذا اوصافى را كه درباره ى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله در تورات آمده بود تغيير دادند و صفاتى ضد آن را در تورات نوشتند تا عوام يهود به سوى اسلام جذب نشوند. قرآن در سرزنش آنان مى فرمايد:

﴿فَوَيلٌ لِلذّينَ يَكتُبُون الكِتابَ بِاَيديهِم ثمّ يَقولونَ هذا من عنداللّه لِيَشتروا بِه ثَمَناً قَليلاً فَويل لَهم ممّا كَتَبت اَيديهم و وَيل لَهم ممّا يَكسِبون ﴾ (111)

واى بر آنها كه مطالبى با دست خود مى نويسند سپس آن را به خدا نسبت مى دهند تا به بهاى كمى آن را بفروشند. واى بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند و واى بر آنها از آنچه از اين راه به دست آوردند.

نظير اين مطلب در آيه 6 سوره لقمان آمده كه در تفسير آن مى خوانيم : تاجر مشركى كه به فارس آمده بود، داستان هاى رستم و اسفنديار را فرا گرفت و به حجاز بازگشت و گفت : اگر محمد صلّى اللّه عليه و آله داستان عاد و ثمود مى گويد، من هم داستان رستم و اسفنديار مى گويم كه آيه مذكور در سرزنش او نازل شد.

امام جواد عليه السلام مى فرمايد:

مَن اَصغى الى ناِطق فَقد عَبَده فَاِن كان النّاطِق عَنِ اللّه فقَد عَبدَ اللّه وَ اِن كاَن النّاطقُ يَنطِق عَن لِسانِ اِبليسَ فَقَد عَبَد الاِبليس (112)

كسى كه به (گفتار) گوينده اى گوش فرا دهد او را بندگى كرده است بنابراين اگر گوينده از خدا و دستورات او سخن مى گويد شنونده ى او خدا را عبادت كرده و اگر از شيطان سخن مى گويد شنونده ى او شيطان را عبادت نموده است .

51 تلقين و تقليد

در مسايل تربيتى و فرهنگى يكى از عوامل زمينه ساز، تلقين و تقليد است كه اگر شايسته و بر اساس صحيح باشند زمينه ساز كارهاى نيك مى گردند و گرنه زمينه ساز گناه مى شوند؛

0 تلقين

در قرآن بعضى از عناوين تكرار شده كه اين تكرار علاوه بر فوايد ديگر يكنوع تلقين وزمينه ى سوق دادن بشر به سوى اين عناوين مى باشد مانند:

واژه ((اللّه )) و ((اله )) كه 2807 بار در قرآن تكرار شده است .

يا جمله : ان الله على كل شيى قدير ((خداوند بر هر چيز تواناست .))

واينكه خدا ((قدير)) (توانا) است چهل و پنج بار در قرآن آمده است .

در سوره ((الرحمن )) كه در مكه نازل شده و 78 آيه دارد، 31 بار فَبِاىّ آلا ء رَبّكُما تُكذِّبان ((پس كدامين نعمت هاى پروردگارتان را تكذيب مى كنيد؟)) تكرار شده است .

در سوره ((مرسلات )) اين آيه 10 بار تكرار شده است :

ويل يَومَئذٍ لَلمُكذِّبين ((واى در آن روز (قيامت ) بر تكذيب كنندگان ))

اين جمله در آيه 11 ((طور)) و آيه 10 ((مطففين )) نيز آمده است .

در سوره ى ((قمر)) 4 بار و لَقَد يَسّرنا لِلذّكْر فَهل مِن مُذّكر

((ما قرآن را براى يادآورى آسان كرديم آيا كسى هست كه متذكر شود؟)) تكرار شده است .

اين تكرارها بيشتر جنبه ى تلقينى دارد تا گوش جان ما، اين امور را مكرر در مكرر بشنود و اين مطالب در اعماق جان ، نقش ببندد.

رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمودند:

به دروغگو راه دروغ را تلقين نكنيد چنانكه فرزندان يعقوب نمى دانستند كه گرگ انسان را نيز مى خورد تا اينكه پدرشان آن را به آنان تلقين نمود.(113)

0 تقليد

در راستاى زمينه هاى فرهنگى گناه ، يكى از موضوعات زمينه ساز، ((تقليد كوركورانه )) است .

تقليد داراى اقسامى است : 1 تقليد عالم از عالم 2 تقليد عالم از جاهل 3 تقليد جاهل از جاهل 4 تقليد جاهل از عالم .

در ميان اين اقسام تنها نوع چهارم صحيح است و نوع اول نيز گاهى صحيح و گاهى ناصحيح است .

اما تقليد جاهل از جاهل و يا تقليد عالم از جاهل ، تقليد كوركورانه است و گاهى زمينه ساز بسيارى از مفاسد و جنايات مى شود.

تقليد كوركورانه يعنى عدم استقلال ، وابستگى ذلّت بار به ديگران و به دنبال آن مدپرستى و هرزه گرايى و زندگى پوچ و طفيلى .

در قرآن مى خوانيم : هنگامى كه رسولان خدا مردم را به توحيد و ترك بت پرستى دعوت مى كردند بت پرستان در پاسخ مى گفتند:

﴿ان انتم الاّ بشر مثلنا تريدون ان تصدّونا عمّا كان يعبد آباؤ نا﴾ (114)

شما انسان هايى مانند ما هستيد و مى خواهيد ما را از آنچه پدرانمان مى پرستيدند باز داريد.

تقليد كوركورانه از نياكان يك منطق سستى است كه مشركان در برابر پيامبران اقامه مى كردند و همين منطق بى اساس نمى گذاشت كه از گناهان و انحرافات عقيدتى و اخلاقى خود دست بكشند؛ قرآن مى فرمايد:

﴿و اذا قيل لهم اتَّبِعوا ما اَنزل اللّه قالوا بل نَتّبِع ما اَلفَينا عليه آباؤ نا﴾ (115)

و هنگامى كه به مشركان گفته مى شد از آنچه خدا نازل كرده است پيروى كنيد، در پاسخ مى گويند: بلكه ما از آنچه پدران خود رابر آن يافتيم پيروى مى نماييم .


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: گناه شناسی
برچسب‌ها: گناه شناسی

تاريخ : سه شنبه 11 / 3 / 1399 | 9:44 | نویسنده : اکبر احمدی |