💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 93242
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


آسايش دنيا و يا سعادت آخرت

تصاویر متحرک ولادت امام محمد باقر,عکس های متحرک ولادت امام محمد باقر


آسايش دنيا و يا سعادت آخرت


ابوبصير آن راوي حديث و از اصحاب صادقَيْن عليهماالسلام ، نابينا شده بود؛ روزي محضر مبارك مولايش امام محمّد باقر عليه السلام وارد شد و اظهار داشت : ياابن رسول اللّه ! آيا شما وارثان و جانشنان پيامبر خدا هستيد؟ حضرت در پاسخ فرمود: بلي . سؤ ال كرد: آيا پيامبر خدا صلي الله عليه و آله وارث علوم همه انبياء عظام عليهم السلام بوده است ؟ حضرت فرمود: بلي ، او در تمام علوم و فنون وارث تمامي پيامبران الهي عليهم السلام مي باشد. گفت : آيا شما اهل بيت عصمت و طهارت ، نيز در تمام علوم و فنون وارث پيامبر هستيد؟ فرمود: بلي ، ما وارث تمامي علوم و فنون او مي باشيم .
سپس افزود: آيا شما توان آن را داريد كه مرده را زنده و مريض را شفا دهيد؟ و آيا از آنچه انسان ها انجام مي دهند و يا در درون خود پنهان دارند، آگاه هستيد؟ امام عليه السلام فرمود: بلي ، وليكن تمامي آنچه را كه ما انجام مي دهيم ، با إ ذن و اراده خداوند متعال است . پس از آن فرمود: اي ابوبصير! نزديك بيا، چون كنار حضرت قرار گرفت ، دست مبارك خود را بر صورت و چشم او كشيد كه تمام فضاء برايش نوراني شد و همه چيز را به خوبي مشاهده كرد. سپس فرمود: آيا اين حالت را دوست داري كه بينا باشي و در قيامت همانند ديگر افراد گرفتار حساب و بررسي اعمال گردي ؟ و يا آن كه همان حالت نابينائي را دوست داري و اين كه در قيامت بدون دردسر وارد بهشت گردي ؟ ابو بصير عرض كرد: مي خواهم همانند قبل نابينا باشم . پس امام محمّد باقر عليه السلام دستي بر چشم هاي ابوبصير كشيد و به حالت اوّل بازگشت .

نويسنده

عبدالله صالحي

 


اجتهاد در عصر امام باقر (ع)




اشاره
ترديدي نيست كه بزرگترين رسالت مرجعيت ديني در عصر غيبت ولي عصر عليهالسلام استخراج احكام شرعي از ادله و منابع ديني و قرار دادن آن در اختيار مسلمانان ميباشد؛ اما در اينجا اين پرسش به ذهن خطور ميكند كه نخستين بار، اين تلاش علمي - به معناي مصطلح و امروزي آن - توسط چه كسي انجام شد؟ و در واقع چه كسي باب اجتهاد را گشود و با تمسك به اصول، آن را تبيين نمود و آيا در زمان باز بودن باب علم و حضور معصوم نيز اجتهاد صورت ميگرفته است يا خير؟ اين نوشتار كوشيده است تا اين پرسش را در چند بخش پاسخ دهد.


الف. پايه گذاري علم اصول

آنگونه كه از تاريخچه تأسيس علم اصول بر مي آيد، تأسيس اين علم و گردآوري قواعد آن در زمان امام باقر عليهالسلام صورت گرفته است. اگر چه اميرالمؤمنين عليهالسلام برخي از قواعد اجتهاد را بيان كرده بودند، اما دوران امامت امام باقر عليهالسلام نقطه عطفي براي استفاده دانشمندان راستين اسلامي از محضر معادن علم الهي و چشمه هاي جوشان دانش و بينش وحياني بود تا در اين عرصه به كسب دانش و معرفت بپردازند. پيش از دوران امامت امام باقر عليهالسلام اوضاع خفقانبار جامعه هرگز به پيشوايان معصوم عليهمالسلام اجازه نميداد كه با آسودگي خاطر به پرورش استعدادهاي نهفته در جامعه اسلامي بپردازند.

تزلزل در حكومت اموي در دوران امام باقر عليهالسلام و ناتواني حاكمان در پياده كردن سياست هاي تجربه شده بنياميه مبني بر اعمال فشار بر شيعيان، موجب ايجاد بستر مناسب فرهنگي در اين عصر گرديد. اتخاذ سياسته اي دوگانه و كشمكش هاي تمام نشدني بر سر قدرت توسط حاكمان از يك سو، و ژرفنگري امام باقر عليهالسلام از سوي ديگر، زمينه رشد و تعالي و بارورسازي ارزشها را در بين مسلمانان پايه ريزي كرد و تلاشهاي بي پايان امام در اين راستا، تشنگان زلال معرفت و انديشه را بر آن داشت كه با جاري كوثر امام باقر عليهالسلام، همراه شوند و هر چه بيشتر در معرض تعاليم انسان ساز آن امام همام قرار گيرند. اين روند رشد، آنگونه در دانشمندان مختلف علوم ديني در زمينه هاي تفسير، حديث، كلام، فقه، اصول و ... نهادينه شد كه امروز كمتر كتابي از متون ديني اسلامي، خالي از كلمات تابناك آن حضرت ميباشد.

آنگونه كه از تاريخچه تأسيس علم اصول بر مي آيد، تأسيس اين علم و گردآوري قواعد آن در زمان امام باقر عليهالسلام صورت گرفته است. اگر چه اميرالمؤمنين عليهالسلام برخي از قواعد اجتهاد را بيان كرده بودند، اما دوران امامت امام باقر عليهالسلام نقطه عطفي براي استفاده دانشمندان راستين اسلامي از محضر معادن علم الهي و چشمه هاي جوشان دانش و بينش وحياني بود تا در اين عرصه به كسب دانش و معرفت بپردازند. پيش از دوران امامت امام باقر عليهالسلام اوضاع خفقانبار جامعه هرگز به پيشوايان معصوم عليهمالسلام اجازه نميداد كه با آسودگي خاطر به پرورش استعدادهاي نهفته در جامعه اسلامي بپردازند.

از جمله تلاشهاي گسترده امام در اين عرصه تبيين شيوه هاي صحيح استنباط حكم شرعي از منابع ديني بود كه بيش از پيش به اعتلا و توانمندي فقه شيعه غنا بخشيد. امام باقر عليهالسلام شخصا بر اين امر مبادرت ورزيد و با تدوين قواعد علم اصول و آموزش آن به شاگردان مكتب خويش، گام مهم و كارسازي در پيشبرد اهداف بلند اجتهاد برداشت؛ به گونه اي كه امروز شيعه ميتواند با سربلندي اذعان دارد كه ميراث دار دانش پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و جانشينان او عليهمالسلام در بهره گيري از منابع ديني در قالب اجتهاد و استنباط حكم شرعي ميباشد.

مرحوم صدر در اين باره مينويسد:

«به واقع، اولين كسي كه دروازه علم اصول [و اجتهاد در احكام] را گشود و به تبيين و ترفيع قواعد آن پرداخت، امام ابوجعفر محمد بن علي الباقر عليهالسلام و پس از او، فرزند برومندش، ابوعبداللّه الصادق عليهالسلام است. اين دو بزرگوار با آموزش قواعد آن به بسياري از شاگردان خود، و آنان نيز با جمع آوري و نگاشتن آن مسائل و قواعد، گام بزرگي در فقه و اصول شيعه برداشتند.(1)

علامه سيدمحسن امين مينويسد: «مسلما بيشترين قواعد اصولي كه از امامان معصوم عليهمالسلام روايت شده، از امام باقر عليهالسلام تا امام حسن عسكري عليهالسلام ميباشد. سيوطي در [كتاب خود] "اوائل" بر اين باور است كه نخستين كسي كه علم اصول را تصنيف كرد، امام شافعي بوده است. در پاسخ او ميگوييم: نخستين كسي كه پيش از شافعي علم اصول را گشود و مسائل آن را بيان كرد، امام محمدبن علي الباقر عليهالسلام و فرزند بزرگوار ايشان جعفر الصادق عليهالسلام است كه براي اصحاب خويش مسائل مهم آن را تبيين نمودند... اولين كسي كه در علم اصول سخن رانده و هشت قاعده در زمينه علوم قرآني را بازگو كرده، حضرت اميرالمؤمنين علي عليهالسلام است؛ همو بود كه بيان كرد در قرآن ناسخ و منسوخ، محكم و متشابه، و عام و خاص وجود دارد. به گونه اي كه اين قاعده ها بيشتر مباحث اصولي فقه را در بر دارد؛ اما امام باقر و امام صادق عليهماالسلام پس از اميرالمؤمنين عليهالسلام نخستين كساني هستند كه پيش از امام شافعي، مباني گسترده علم اصول را تبيين نمودند و مسائل آن را براي شاگردان و ياران خود بيان فرمودند.»(2)


ب. تبيين شيوه هاي صحيح اجتهاد

امام باقر عليهالسلام به عنوان مبتكر و تدوين كننده علم اصول، در جايگاه برترين مرجع ديني شيعه در روزگار خويش، بر خود لازم ميدانست با تبيين شيوه هاي صحيح اجتهاد، به نهادينه ساختن فرهنگ اجتهاد بين دانشمندان علوم اسلامي مبادرت ورزد.

از اين رو، به آموزش اصحاب و شاگردان خود در راستاي اجتهاد با بهره گيري از شيوه هاي صحيح اقدام نمود كه در كتاب هاي اصولي، نمونه هاي فراواني از آن به چشم ميخورد؛ به مواردي در اين زمينه توجه كنيد:

1- زراره ميگويد: از امام باقر عليهالسلام پرسيدم: شما در مسح پا و سر، مسح تمام سر و پا را لازم نميدانيد، بلكه مسح مقداري از آن را كافي ميدانيد؛ آيا ممكن است بيان كنيد كه اين حكم را چگونه و از كجا بيان ميفرماييد؟ امام با تبسمي پاسخ دادند: اين همان مطلبي است كه پيامبر صلي الله عليه و آله نيز بدان تصريح دارد و در قرآن نيز آمده است؛ به درستي كه خداوند ميفرمايد: «فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ»(3)؛ «پس صورت هايتان را بشوييد.» از اين جمله، فهميده ميشود كه شستن صورت واجب است. پس خداوند شستن دستها را عطف بر صورت نمود و فرمود: «وَ اَيْدِيَكُمْ اِلَي الْمَرافِقِ»؛ «و دستانتان را تا آرنج بشوييد.» بنابراين، خداوند شستن دو دست تا آرنج را به صورت متصل [واو معطوف] بيان نمود. پس دانستيم كه شستن تمام دست تا آرنج لازم است. پس خداوند اين دو كلام [موردنظر و جمله بعد] را جدا ميكند و جمله [بعد]، از ماقبل خود جدا ميشود و با فعل جديدي آغاز ميگردد كه: «وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُم»؛ «و سرهايتان را مسح كنيد.» پس ميفهميم هنگامي كه فرمود: بِرُؤُوسِكُم، مقداري از مسح سر كافي است و اين مطلب از مكان باء فهميده ميشود [كه مراد مسح برخي از سر است؛ چرا كه نفرموده وَ اْمسَحُوا رُؤُسَكم و آن را مانند فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُم وَ اَيْديكُم بدون باء نياورده است و در واقع، امام باء را باء تبعيضيه گرفتهاند.] پس خداوند، رجلين را به رأس وصل و عطف نموده است؛ همان گونه كه يدين را به وجه وصل و عطف نموده. و هنگامي كه فرمود: «و اَرْجُلَكُم الي الْكَعْبَيْنِ»؛ از اين كه رجلين را به رأس وصل كرده، ميفهميم كه مسح بر برخي از قسمتهاي پا نيز كافي است. [اين همان چيزي است كه] رسول خدا صلي الله عليه و آله آن را براي مردم تفسير كرده بودند، اما مردم سخن او را تباه ساختند.(4)

به خوبي آشكار است كه امام با تأسي به دو نكته ادبي در تفسير آيه شريفه (اول: عدم انشاء امر جديد براي شستن دستها و عطف ايديكم به وجوهكم با يك صيغه امر فاغْسِلوا و دوم: تبعيضيه گرفتن باء جارّه در برؤسكم و عطف ارجلكم به آن) سعي در بازگو كردن چگونگي برداشت اين حكم از آيه دارند. البته امام مي توانستند بدون اين كار، حكم شرعي را براي مخاطب روشن سازند، اما آشكار است كه ايشان در آموزش شيوه هاي اجتهاد به فرد پرسش كننده تلاش كرده اند.
2- در روايتي ديگر، زراره و محمد بن مسلم ميگويند: از امام باقر عليهالسلام پرسيديم: نظر شما در مورد نماز مسافر چيست؟ امام فرمود: خداوند بلندمرتبه ميفرمايد: «وَ اِذا ضَرَبْتُمْ فِي الاَْرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ اَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلوةِ»(5)؛ «هنگامي كه سفر ميكنيد، گناهي بر شما نيست كه نماز خود را كوتاه كنيد.» پس تقصير در سفر واجب شده است، همانند وجوب تمام خواندن آن در «حَضَر».

به امام عرض كرديم: خداوند فقط فرموده بر شما «جناحي» نيست و نفرموده «افعلوا» [كه ظهور در وجوب داشته باشد]، پس چگونه از اين آيه فهميده ميشود كه واجب گردانيده است؟ امام فرمود: آيا خداوند بلند مرتبه در مورد صفا و مروه نفرموده است: «فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ اَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ اَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما»(6)؛ «كساني كه حج خانه خدا و يا عمره انجام مي دهند، مانعي نيست كه بر آن دو طواف كنند.» آيا نمي بينيد طواف آن دو واجب شده است؟ چون خداوند در كتاب خود آورده و پيامبر او صلي الله عليه و آله نيز بدان عمل كرده است. تقصير در سفر نيز همين گونه است كه پيامبر صلي الله عليه و آله بدان عمل كرده است و پروردگار تعالي نيز آن را در كتابش آورده است.(7)

امام خميني رحمه الله درباره دلايل وجود اجتهاد در عصر معصومان عليهمالسلام مينويسند: «از جمله آن دلايل، رواياتي است كه به چگونگي حكم شرعي از كتاب خدا اشاره ميكند و به عنوان نمونه، مي توان به روايت زراره اشاره نمود كه چگونگي آموزش به زراره در راستاي استنباط حكم شرعي از قرآن را بيان ميكند.»(8)

مرحوم صدر مينويسد:

«به واقع، اولين كسي كه دروازه علم اصول [و اجتهاد در احكام] را گشود و به تبيين و ترفيع قواعد آن پرداخت، امام ابوجعفر محمد بن علي الباقر عليهالسلام و پس از او، فرزند برومندش، ابوعبداللّه الصادق عليهالسلام است. اين دو بزرگوار با آموزش قواعد آن به بسياري از شاگردان خود، و آنان نيز با جمع آوري و نگاشتن آن مسائل و قواعد، گام بزرگي در فقه و اصول شيعه برداشتند.


ج. دستور به فتوا دادن

گام مهم ديگري كه امام باقر عليهالسلام در راستاي تحكيم بنيادهاي اجتهاد برداشتند، اين بود كه به شاگردان برجسته خود كه از آشنايي كامل به اصول و مبادي فقه و اجتهاد در آن برخوردار بودند، دستور به فتوا دادن فرمودند تا بدين وسيله، راه اجتهاد در فقه، هر چه بيشتر براي شيعه هموار گردد و از سويي، بستري مناسب براي مرجعيت ياران فقيه خود و نيز رجوع مردم كه گاه دسترسي به امام ندارند، فراهم شود. از جمله افرادي كه مستقيما از سوي امام باقر عليهالسلام بر فتوا دادن براي مردم مأموريت يافت، «ابان بن تغلب» ميباشد. امام باقر عليهالسلام آشكارا به او فرمود: «در مسجد مدينه بنشين و براي مردم فتوا صادر كن. همانا كه من دوست دارم بين شيعيانم مانند تو ببينم.»(9)

از آنجا كه ابان بن تغلب از شاگردان خاص و برجسته امام در زمينه مسائل فقهي بوده است و نيز دستور مستقيم از سوي امام مبني بر فتوا دادن داشته، ميتوان نتيجه گرفت كه اجتهاد در آن دوره (حضور امام) نيز جريان داشته است.
د. مبارزه با شيوه هاي نادرست اجتهاد

در دوران امام باقر عليهالسلام برخي از عناصر فرصت طلب زمينه را براي آشفته سازي فرهنگ ديني مهيا ديدند و با اغراض و انگيزه هاي گوناگون، سعي در سودجويي به قيمت خدشهدار نمودن تعاليم اسلامي داشتند. تلاش مهم امام باقر عليهالسلام در اين زمينه، در دو جنبه شكل گرفت: ابتدا به اصحاب و ياران نزديك خود، خطر آسيب پذيري اجتهاد به واسطه شيوه هاي نادرست را گوشزد نمودند و آنان را از خطر افتادن در دام آن دور داشتند و در گام ديگر، خود به مبارزه با اين شيوه هاي نادرست پرداختند.

برخي از اين شيوه ها كه از سوي عناصر فرصت طلب سامان دهي و گاه از سوي حاكميت جامعه نيز حمايت و تقويت ميشد در قالب عناويني چون «قياس»، «استحسان»، «اجتهاد در مقابل نص» و برخي گونه هاي «اجماع» جلوهگر شد.(10)

امام باقر عليهالسلام در صف اول مبارزه، همواره اطرافيان خود را از افتادن در دام اين گونه شيوه ها، برحذر ميداشتند و آنان را حتي از مراوده با افرادي كه در اين عرصه گام ميزنند و آن را دست مايه رسيدن به احكام شرعي ميدانند، دور مي داشتند. امام در گفتاري به زراره چنين يادآور شدند: «اي زراره! بر تو باد از كساني كه در دين قياس ميكنند، دوري گزيني؛ زيرا آنان از قلمرو تكليف خود، پا فراتر نهاده و آنچه را بايد مي آموختند، واپس نهاده اند. و به آنچه از آنان خواسته نشده، روي آورده و خود را به سختي انداخته اند. روايات و احاديث را بنابر ذوق خود معني كرده – استحسان - و بر خدا نيز دروغ بسته اند - اجتهاد در برابر نص- و در نظر من به سان كساني هستند كه در مقابلشان، آنان را صدا ميزني، اما نمي شنوند و سرگردان در دين هستند.»(11)

و نيز ميفرمود: «سنت و احكام شرعي قياس بردار نيست. چگونه ميتوان در سنت قياس كرد، در حالي كه زن حائض "پس از دوران حيض" ميبايست روزه خود را قضا كند، ولي قضاي نماز بر او واجب نيست!(12)

آن حضرت فتوا دادن براي مردم را كه برخاسته از عدم آگاهي و هدايت الهي باشد، به شدت مردود شمرده، ميفرمودند: «هر كس براي مردم، بدون علم و هدايت الهي فتوا بدهد، فرشتگان رحمت و عذاب او را نفرين ميكنند و گناه آنان كه نظر خطاي او را به كار بندند، بر عهده اوست.»(13)

امام در راستاي اين موضوع و جهت جلوگيري از خطر ابتلاء بدان، راه كارهاي مثبت و كارسازي را ارائه فرمودند كه يكي از اين راه كارها «توقف در شبهات» بود. از آنجايي كه افرادگاه به طور ناخواسته گرفتار اين دام ميشدند، آن حضرت بهترين راه را احتياط در مسائل پيچيده، و واگذاري آن به اهلش اعلام نمودند.(14)

در همين راستا، «ابوحمزه ثمالي» روايت ميكند كه؛ روزي در مسجد الرسول صلي الله عليه و آله نشسته بودم كه مردي داخل شد و سلام كرد و به من گفت: كيستي اي بنده خدا؟ گفتم: مردي از اهل كوفه، چه ميخواهي؟ گفت: آيا اباجعفر محمد بن علي عليهالسلام را ميشناسي؟ گفتم: آري، با او چه كار داري؟ گفت: چهل پرسش و شبهه آماده كرده ام و ميخواهم از او پاسخش را دريافت كنم تا آنچه را حق است، بدان حكم كنم و آنچه را باطل است، فرو گذارم. به او گفتم: آيا حق و باطل را به روشني ميشناسي؟ گفت: بله! گفتم: تو كه حق و باطل را ميشناسي، ديگر چه حاجتي به او (امام باقر عليهالسلام) داري؟ گفت: شما كوفيان بي صبر و كم طاقت هستيد.

هنوز صحبتم تمام نشده بود كه ابوجعفر عليهالسلام وارد مسجد شد، در حالي كه جماعتي از اهل خراسان و ديگر بلاد او را همراهي ميكردند و از او پرسش هايي راجع به حج مي پرسيدند. رفت تا در جايگاه خود بنشيند. مرد دانشمند نيز نزديك او نشست. من نيز در محلي نشستم كه صدايشان را بشنوم. چند تن از دانشمندان نيز حضور داشتند.

وقتي امام پرسش هاي آنان را پاسخ داد، متوجه مرد شد و پرسيد: كيستي؟ گفت: من قتادة بن دِعامه بصري هستم. امام پرسيد: آيا همان فقيه اهل بصره نيستي؟ گفت: آري! ابوجعفر عليهالسلام فرمود: واي بر تو اي قتاده! به درستي كه خداوند بلندمرتبه و بزرگ دست هاي از آفريدگان خود را آفريد و آنان را حجت بر ديگر آفريدگان قرار داد. آنان «اوتاد» روي زمين هستند كه براي پروردگارشان ثابت قدم اند و برگزيدگان علم الهي ميباشند كه خدا آنان را پيش از آفريدن انسانها برگزيد و در سايه سار عرش خود جاي داد. قتاده مدتي طولاني سكوت كرد و سر فرو افكند. سپس گفت:

پروردگار تو را آرامش بخشد! به خدا قسم كه من پيش روي بسياري از دانشمندان نشسته ام و حتي ابن عباس را هم درك كرده ام، ولي هرگز اين گونه كه در محضر شما مضطرب و پريشانم، نزد هيچ كدام آنها نبوده ام.

اباجعفر عليهالسلام فرمود: واي بر تو! خيال ميكني كجا هستي و پيش روي چه كسي نشسته اي؟ تو در مقابل كسي نشسته اي كه خداوند در مورد آنان فرموده: «في بيُوتٍ أذِنَ اللّهُ اَنْ تُرْفَعَ و يُذكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَالاَْصالِ رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ وَ اِقامِ الصَّلوةِ وَ ايتاءِ الزَّكوةِ.»(15) قتاده گفت: به خدا سوگند! راست گفتي، فدايت شوم! آن خانه ها از سنگ و گل نيست [و همان است كه خود فرموديد]. اكنون بفرماييد حكم پنير چيست؟ امام باقر عليهالسلام لبخندي زد و فرمود: سؤالت فقط همين بود؟ پاسخ داد: همه را اكنون فراموش كرده ام. امام فرمود: اشكالي ندارد.(16)


جايگاه خرد ورزي ديني از نگاه امام باقر عليهالسلام

امام باقر عليهالسلام جايگاه ويژهاي براي فقه و تعميق در آن و به اصطلاح تفقه در دين قائل بودند و فقيه در دين را شخصيتي ممتاز و برجسته معرفي ميكردند و ميفرمودند: «مُتَفَقِّهٌ فِي الدّينِ اَشَدُّ عَلَي الشَّيْطانِ مِنْ عِبادَةِ أَلْفَ عابِدٍ؛(17) وجود يك فقيه در دين براي شيطان از عبادت هزار عابد سختتر است.»

ايشان ضمن تشويق و ترغيب ديگران به تفقه در دين ميفرمودند: «تفَقّهُوا فِي الْحَلالِ وَالْحَرامِ وَ اِلاّ فَاَنْتُمْ اَعْرابٌ؛(18) در حلال و حرام تفقه كنيد تا از «اعراب» [باديه نشين] نباشيد.»

همچنان كه خداوند متعال درباره ناداني و جهل اعراب باديه نشيني كه به سختي اسلام را مي پذيرفتند، فرمود: «اَلاَْعْرابُ اَشَدُّ كُفْرا و نِفاقا»(19)؛ «اعراب [باديه نشين] كفر و دوروييشان بيشتر است.»اگر چه روايت فوق به طور مستقيم دلالت بر اجتهاد ندارد، اما ميتوان گفت كه به گونه اي تلويحي به ترغيب و تشويق مردم نسبت به آن ميپردازد. از اين رو، امام باقر عليهالسلام نسبتا در اين زمينه به اصحاب و نزديكان خود سختگير به نظر ميرسيدند و گاه با تهديد زمينه هاي تحريك آنان را براي دنبال كردن اين سنت فراهم مي آوردند و ميفرمودند: «اگر جواني از جوانان شيعه را نزد من آورند كه دنبال تفقه در دين نباشد، او را تنبيه خواهم كرد.»(20) كه از اين مطلب به خوبي حساسيت و اهميت موضوع فهميده ميشود.

 

پاورقي

 

1. اعيان الشيعة، سيد محسن امين، بيروت، دار التعارف للمطبوعات، بي تا، ج1، ص137.

2.همان .

3.مائده/6.

4. وسائل الشيعة، محمد بن الحسن الحرّ العاملي، بيروت، داراحياء التراث العربي، چاپ پنجم، 1403 ق، ج1، ص290.

5. نساء/ 101.

6.بقره/ 158.

7.بحارالانوار، محمدباقر مجلسي، تهران، دارالكتب الاسلامية، چاپ اول، 1362 ش، ج2، ص276.

8.الرسائل، روح اللّه خميني، قم، اسماعيليان، 1385 ق، ج2، ص128.

9.قاموس الرجال، شيخ محمد التستري، قم، مؤسسة النشر الاسلاميّ التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، چاپ دوم، 1410 ق، ج1، ص97.

10. به ياد داشته باشيم كه اهل سنت هر گونه اجماع را معتبر مي دانند كه همه آنها در فقه شيعه معتبر نيست و فقط اجماعي كه كاشف از قول معصوم باشد، در مواردي حجّيّت دارد. ر.ك: اجتهاد و تقليد، محمد دشتي، قم، نشر مؤسسه تحقيقاتي اميرالمؤمنين عليه السلام ، چاپ اول، 1374 ش، ص119.

11. وسائل الشيعه، ج 18، ص 39.

12. بحارالانوار، ج2، ص308، عَن ابي جعفر عليه السلام قال: «اِنَّ السُّنَّةَ لاتُقاسُ، و كَيْفَ تُقاسُ السُّنَّةُ وَالْحائِضُ تَقْضِي الصِّيامَ وَلا تَقْضِي الصَّلاةَ.»

13. بحارالانوار، ج2، ص118. عن ابي جعفر عليه السلام قال: «مَنْ أفْتَي النّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلا هُديً مِنَ اللّه ِ لَعَنَتْهُ مَلائِكةُ الرَّحْمَةِ وَ مَلائِكَةُ الْعَذابِ، وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفُتْياهُ.»

14.به عنوان نمونه ر.ك: بحارالانوار، ج2، ص307.

15. نور/36 و 37: «در خانه هايي كه خداوند رخصت داده كه [قدر و منزلت آنها] رفعت يابد و نامش در آنها ياد شود. در آن [خانه ها] هر بامداد و شامگاه او را نيايش كنند، مرداني كه نه تجارت و نه داد و ستدي آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات به خود مشغول نمي دارد.»

16.أنوار البهية في تواريخ الحجج الالهية، شيخ عباس قمي، قم، مؤسسة النشر الاسلامي، چاپ اول، 1418 ق، ص136؛ بحارالانوار، ج46، ص358.

17. بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلي الله عليه و آله، ابوجعفر بن الحسين بن فرّوخ صفّار القمي، قم، منشورات مكتبة آية اللّه العظمي المرعشي النجفي، 1404ق، ص7.

18.بحارالانوار، ج1، ص214.

19.توبه/98.

20. بحارالانوار، ج1، ص214.

 

نويسنده

 

ابوالفضل هادي منش


نوشته شده توسط nedayevahi در سه‌شنبه 06 اسفند 1398

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709