
در گـذشـتـه , بـعـضـى از عـلـمـاى بزرگ ما, دوران بلوغ و تكليف را براى نوجوانان خود جشن مى گرفتند و بزرگان را دعوت نموده و در مراسم باشكوهى از او به عنوان يك فرد بالغ نام برده و حـضـار مـجـلـس به او تبريك مى گفتند, به او اين طور مى فهمانيدند كه اين مرحله از زندگى شـمـاسرآغاز حيات با ارزش و جديدى است كه همانند ساير بزرگسالان رشد يافته , مورد خطاب خداوند قرار مى گيرى و مسووليت پيدا مى كنى و بايدخود تصميم بگيرى , تو ديگر بزرگ شده اى , دررفـت و آمـدهـا, در نشست و برخاستها و در ارتباط باديگران بايد حريم و حدود الهى را رعايت كنى ب وبدين سان با او به عنوان يك شخصيت رشد يافته , رفتار مى كردند.همين امر به پرورش و رشد روحى و روانى او كمك مى كرد و كم كم او را براى پذيرفتن وظايف پر مسووليت زندگى آينده آماده مى ساخت .سـيـدبـن طـاووس (يـكـى از برجسته ترين علماى قرن ششم هجرى كه توفيق تشرف به خدمت حضرت ولى عصر(عج ) را داشته اند) درباره دوران بلوغ و تكليف فرزندش خطاب به وى چنين مى گـويـد: اگر من با مراحم و عناياتى كه خداوند, مرحمت فرموده , زنده بمانم , روز تشرف تو را به سن تكليف (بلوغ ) عيد قرار مى دهم و150 دينار, صدقه خواهم داد.اگـر بـلوغ تو فرا رسد با اين كار, قيام به خدمت حضرتش خواهم كرد, زيرا مال از اوست و من و تو بنده او هستيم .پس اى فرزندم محمد! به ياد عظمت مقام و كمال و بخشندگى حضرتش باش كه در اين هنگام به تو اهميت داده و فرشتگانش ((32))را به سوى توفرستاده تا اعمال عبادى را حفظ نمايند و در روز حساب , گواه بر تو باشند.پس در دوران بلوغ و رشد خود, حق آنان را ادا كن و طاعت الهى را به جاى آور! در اوقات زندگى خـود بـا ايـشان به خوبى و نيكى مصاحبت وهمنشينى كن , بطورى كه غير از خوبى و زيبايى از تو چيزى نبينند و نشنوند.اگر گاهى غفلتى از تو سر زند و از ياد خدا غافل شوى , فورا توبه كن و بدون تاخير, در مقام جبران آن بر آى و صدقه بده , كه صدقه , آتش گناه راخاموش مى گرداند.و چون به سن و سالى كه خداوند جل جلاله تو را به كمال عقل مشر ف فرمايد, برسى و صلاحيت و شايستگى سخن گفتن و روبه رو شدن (درنماز) با حضرتش را به تو عطا كند و شايستگى ورود به ساحت قدسى اش را به اطاعت و بندگى به تو مرحمت فرمايد, آن روز را در نظر بگير وتاريخ آن را يـادداشت كن و آن را از بهترين و بزرگترين اعياد خود قرار بده و هرساله در آن روز تجديد شكر خدا بنما و صدقه بده و بيش از پيش به طاعت خداوند بپرداز((33))!.
كشمكشهاى درونى و عوامل مهيج بيرونى
در انسان كششها و تمايلات مختلفى وجود دارد.خـداونـد ايـن كـششها و تمايلات و غرائز طبيعى را براى هدف و مقصودى عالى در وجود بشر به وديعت نهاده است .جوان در اين مرحله از دوران زندگى خود, علاوه بر ميل به غذا و استراحت و غريزه جنسى , مجهز به قوه عقلانى است .قوه تعقل و تفكر او در اين زمان از جهت آمادگى براى فعاليت به كمال خود مى رسد((34)).جـوان نـبـايد به همه خواسته ها و تمايلاتى كه در ذهن و خاطره اش وارد مى شود, بلافاصله جامه عـمـل بـپـوشـاند, بلكه بايد در كارها, پس از تفكر وانديشه كافى و بررسى همه جانبه آن , عاقلانه تـصـمـيـم بگيرد, زيرا نفس انسانى همواره از سويى در معرض دعوت به كارهاى خير و عقلانى و ازسوى ديگر در معرض وسوسه به كارهاى شر و شهوانى قرار دارد((35)).كسى در اين صحنه نبرد و مبارزه داخلى پيروز مى گردد كه جانب عقل را مراعات كند.در قرآن كريم تاكيد فراوانى درباره انديشيدن در كارها و تعقل نمودن در امور, شده است ((36)).بـا بـروز تـمـايـلات جـنـسـى در اين دوران , جوان بيشتر مورد هجوم وسوسه هاى شيطانى قرار مى گيرد و به همين جهت است كه تكليف پيدا مى كند,لذا پاك ماندن جوان در اين دوران , ارزش فراوان دارد.در حـديـثـى آمـده است كه خداوند به جوان پرهيزگار مباهات مى كند وبه ملائكه مى فرمايد: به بنده ام نظر كنيد كه شهوتش را به خاطر من ترك كرده است ((37)).جـوان در ايـن دوران بـا مـسـائل و حـوادث گـونـاگونى روبه رو خواهد شد و براى بارور شدن شخصيتش در معرض آزمايشهاى فراوان الهى قرار خواهدگرفت , در محيط زندگى او زمينه هاى بسيارى براى رشد و سعادت و يا سقوط و شقاوت پيش خواهد آمد.او بـا افـراد آلـوده و بى بندوبار و منحرف , مواجه خواهد شد و در معاشرتهاى روزانه ممكن است با پـسـران جـوانى روبه رو گردد كه عفت اخلاقى وضوابط شرعى را رعايت نمى كنند, لذا موقعيتى بـراى انحراف جوان فراهم مى شودب دختر جوان در اين هنگام بايد كاملا هوشيار باشد و قدر عفت وپـاكـى و سـلامت روانى خود را بداند و دامن خود را آلوده نسازد و زمينه را براى نگاههاى آلوده جوانان بى بندوبار و هوسباز فراهم نكند, بلكه بايدخويشتن دارى كند.دختر, مادام كه دختر است بايد رفتارى دخترانه داشته باشد و در خانه و اجتماع با ظاهرى ساده و بـدون آرايـش و تزيين حاضر شود, اينك وقت تلاش و تحصيل شماست و زمانى كه بزرگ شديد و تـشـكـيـل خـانواده داديد, آن وقت مطابق با اقتضاى زندگى خانوادگى بايد به خود بپردازيد و درخانه همانند يك زن , زندگى كنيد.بـنـابـر ايـن اولـين قدم اساسى و عملى در كنترل خواسته ها وهوسهاى نفسانى مراقبت از نگاه و بى بندوبارى است .قرآن همان طور كه مردان را از نگاه به زنان نهى مى كند, زنان را نيز از نگاه كردن و خيره شدن به مـردان منع مى نمايد و صريحا هشدار مى دهد: به زنان مومن بگو كه چشمهاى خود را (از حرام ) و دامن خود را از آلودگى , نگاه دارند((38)).نـگـاه در واقـع , مـقـدمـه اشـتغال فكر به عواقب و خاطرات مربوط به آن است , زيرا پس از نگاه , صـحنه هاى مهيج در ذهن باقى مى ماند و احساسها واراده انسان را تحت تسلط خود در مى آورد و انسان , تابع شهوات خود مى گردد.بايد دختر را از شركت در بعضى از برنامه هاى تفريحى يا ميهمانى هايى كه او را اجبارا به رفت و آمد و بـرخـورد با نامحرمان وادار مى سازد, منع كرد, زيرا اين برخوردها اولين زمينه اختلال روحى و انحراف او را فراهم مى سازد.عامل ديگرى كه نقش بسيار موثرى در تحريك ميل جنسى دارد, نيروهاى تخيل و فكر است .نـيـروى تـخـيـل كه خداوند آن را براى بالندگى فكرى و آفرينندگى هنرى در وجود انسان به وديـعـت نـهـاده است , در دوران جوانى , ممكن است موردسؤ استفاده قرار گرفته و تحت تاثير و تـسـلط غريزه جنسى و وسوسه هاى شيطانى , درس و تحصيل را رها كرده و به دنبال ايجاد روابط ناسالم باشد.در بـعضى موارد حتى نفوذ يك فكر و خيال هوس آلود, آن هم براى يك لحظه ومشغول شدن فكر بـه آن , كـافـى اسـت كـه انـسان را از حالت طبيعى خارج كرده و ميل جنسى او را تحريك نمايد, بـنـابـرايـن بـايـد هـمان طور كه چشم خود را از نگاه هاى بى مورد و حرام باز مى داريم , انديشه و خيال خود را نيز از هرگونه تصور بى مورد و حرام نگه داريم و به محض خطور چنين فكرى , خود را با فكر ديگرى مشغول سازيم و سعى كنيم فكر قبلى را كاملا فراموش نماييم((39)).بـنابر اين براى اين كه جوان از چنگال اين تمايلات و كششها رهايى يابد و عقل و منطق بر سرتاسر وجـودش حـاكـم و فـرمـانـروا بـاشـد, لازم است كه بااجتناب و دورى از برخوردهاى نامشروع و زمينه هاى انحراف به عقل ميدان دهد و آن را با ايمان به خدا و انجام نيايش و عبادت , تقويت كند تا بتوانددر مقابل تمايلات درونى و كششهاى بيرونى , خود را كنترل نمايد و تسليم چشم و گوش بسته آنها نشود.ديدگاه واقع بينانه .بـيدار شدن غريزه جنسى در نوجوان , نبايد مورد سؤ استفاده افكار و انديشه هاى غلط واقع شود و به آن به عنوان يك پديده زشت و آلوده وانحراف آميز نگاه شود.همان طور كه گفته شد, بروز و ظهور ميل جنسى , خود آيت و نشانه اى از طرف خداوند است كه بـه مـنـظـور بقاى نسل در وجود بشر نهاده شده وداراى هدف و مقصدى عالى و هماهنگ با كل نظام آفرينش است .آشـكـار شـدن غـريـزه جـنسى در جوان و بالغ شدن وى به معناى اين نيست كه او از همه جهات كاخـلاقـى , اجـتـمـاعى و اقتصادى ك پا به مرحله بلوغ نهاده و آمادگيهاى لازم را براى ازدواج و تـشـكـيـل خـانـواده , پـيدا كرده است , بلكه او بايد مدت زمان ديگرى را صبر كند تا از هر جهت , پختگى مناسب را براى تشكيل زندگى مشترك زناشويى به دست آورد.در واقـع ظهور غريزه جنسى , در سنين نوجوانى , به منزله بشارتى است ك در جهت رشد طبيعى فـردى جـوان ك كـه در آيـنـده اى نه چندان دور, اومى تواند همانند هر انسان بزرگسالى تشكيل خانواده دهد.جوان نبايد بيش از اين درباره غريزه جنسى و مسائل زندگى زناشويى , جستجو و تحقيق كند, چرا كـه پـى گـيرى بيش از حد و تخيل و انديشيدن بيش از اندازه در اين باره , موجب انحراف فكرى , اختلال روانى و از بين رفتن آرامش روحى و عدم توفيق در درس و تحصيل خواهد شد.جـوان بـايـد ارزش فرصتهاى دوران جوانى را بداند و با برنامه ريزى دقيق و حساب شده , درطول زندگانى خود, حداكثر بهره بردارى را از آن بنمايد.دانـشمندان بزرگ , بيشترين موفقيت خود را, مرهون بهره گيريهاى صحيح از دوران جوانى خود مـى دانـنـد و بـا مطالعه و كسب تجربه هاى فراوان واندوختن دانشهاى بى شمار كدر هنگام ميان سالى ك از آنها نتايج پربار علمى گرفته اند((40)).جـوان بـايـد هـوشيار باشد و در كارها و فعاليتهاى روزانه به عقل خود ميدان دهد و بر عواطف و احساسها و غرايز خود تسلط يابد تا بتواند مسائل رادرست ارزيابى كند.بـايـد ريشه تمايلات و خواسته هاى خود را بررسى نمايد, اگر موافق عقل و قوانين شرع بود آن را دنبال كند وگرنه از انجام آن كار, صرف نظرنمايد.در اين مرحله از زندگى بايد بيش از پيش با خداى خود انس و الفت پيدا كند و در نيايشهاى خود از او يـارى بخواهد, زيرا انسان در هيچ زمانى درطول دوران زندگانى خود, تا اين حد مورد توجه خداوند نيست .ابتداى بلوغ , نوجوان هنوز مرتكب گناه و معصيت نشده , صفحه دلش پاك و بى آلايش است , اگر هم خطايى مرتكب شود, توبه اش زود مورد قبول خداوند واقع خواهد شد.بـيـشـتر توفيقات دانشمندان و علماى ارزشمند, بر اثر پاك زيستن در دوران جوانى است , در اين دوران بـوده كـه رابـطـه خـود را بـا خالق خويش ,مستحكم كرده و به مقامهاى عالى روحى نايل گرديده اند.جنگ ايران و عراق حوادثى را پيش آورد كه عملا نشان داد, انسانهاى پاكى كه در عنفوان جوانى با عـشـقى سرشار و قلبى مملو از ايمان به خدا, درفعاليتهاى اجتماعى و مردمى خود, با دلى شاد و لـبـى خـنـدان و تلاشى خستگى ناپذير, در صحنه هاى نبرد حق عليه باطل , چگونه انجام وظيفه كـرده وبـه كارهاى سازنده اى دست زدند و با درايت كامل به سوى كمال نهايى و قرب الهى پيش رفته و ره صد ساله را يك شبه طى نمودند.
اوقات فراغت
ايام جوانى به سرعت سپرى خواهد شدوديگربار باز نمى گردد.جوان بايد طورى برنامه خويش را تنظيم نمايد كه از اوقات فراغت خود به نفع سازندگى روحى و روانى خويش بهره گيرد و براى تشكيل خانواده وتربيت فرزند در آينده , آمادگى لازم را به دست آورد, بـايـد قـدر فـرصـتـهـا و ايـام پـر ارزش جـوانـى را بـداند و آن را بيهوده هدر ندهد((41))حضرت على (ع ) مى فرمايد:.پيش از آن كه دوره پيرى ات فرا برسد از جوانى خود استفاده كن((42)).و نيز مى فرمايد: كسى كه وقت خود را به كسالت و بيهودگى صرف كند, به خوشبختى نمى رسد.جـوان بـايـد در زنـدگـى اش برنامه و نظم داشته باشد, تا اوقاتش چراگاه وسوسه هاى شيطانى نگردد.اوبايد از تفريح و ورزش براى سالم سازى بدن درجهت پرورش روح استفاده كند, زيرا تفريح سالم , انسان را از ملالت كارهاى يكنواخت زندگى ,رهايى مى بخشد.حضرت على (ع ) مى فرمايند: فرح و شادمانى باعث وجد و نشاط روح مى شود((43)).مـتاسفانه بعضى از جوانان ما نمى دانند چگونه از اوقات فراغت خود بهره جويند, گاهى در خلال ايام تعطيلى و فراغت , مرتكب معصيت و گناه مى شوند و دست به كارهاى ناشايست مى زنند و در نتيجه , موجبات كسالت و پشيمانى خود و ديگران را فراهم مى سازند((44)).بـنـابـر ايـن جـوان مـى تـواند قسمتى از فرصتهاى خود را پس از مطالعه دروس , به ورزش و نيز فعاليتهاى فكرى و هنرى با دوستان خوب اختصاص دهد.موارد زير براى اوقات فراغت پيشنهاد مى گردد:.ـ از نـرمـش و حركات سبك به طور مرتب و روزانه و يا هفته اى يك بار از ورزشهاى نيمه سنگين استفاده نمايد.بايد در انجام آنها برنامه اى وجود داشته باشد و از فرصتها استفاده شايسته اى به عمل آيد.ـ هـر جـوانـى بـايد استعدادهاى ذوقى خود را نيز شناسايى كند و پرداختن به خياطى , طراحى و دوزنـدگـى , گـلـدوزى , قـالى بافى و مليله دوزى , آشپزى وغيره كه مى توان پس از خستگى از مـطـالعه , پاره اى از فرصتهاى مرده را كه معمولا بلا استفاده باقى مى ماند, اختصاص به اين قبيل امور تفننى داد ودر عين حال از آن , بهره جست .پرداختن به امور ذوقى از اين جهت , اهميت دارد كه اولا: برتوانايى انسان مى افزايد.ثانيا: سبب تلطيف روح او مى شود و زندگى را از حالت خشك و بى روح , خارج ساخته و شخصيت انسان به صورت چند بعدى (نه يك بعدى )رشد مى يابد.ـ در مـطـالـعـه بايد علاوه بر كتب درسى به افزايش اطلاعات عمومى و فراگيرى قرائت قرآن و تجويد و زبانهاى خارجى و كتابهاى مفيد در زمينه هاى اعتقادى , اخلاقى , ادبى , تاريخى و سياسى نيز توجه داشت و در زمينه هاى مختلف بر اطلاعات خود افزود تا وسعت ديد پيدا نمود.ـ پاره اى از مهارتهاى فنى و عملى نيز در زندگى , مورد نياز است و بهتر است در دوران جوانى با اسـتـفـاده از اوقات فراغت به فراگيرى آنها پرداخت ,از قبيل : دوزندگى و برش پارچه و لباس و آشپزى و درست كردن غذا و شيرينى كه دختر جوان را براى زندگى آينده , آماده مى سازد.پـس بـايد در زندگى , برنامه ريزى همه جانبه كرد وبه پرورش استعدادهاى فكرى , ذوقى , هنرى , عـلمى پرداخت تا ديدى واقع بينانه پيدا كرده وشخصيتى جامع به دست آورده و به كمال انسانى نزديك شود.
نظم در جوان
وجـود نـظـم در زنـدگـى جوان يكى از مسائل بسيار مهم بوده و موفقيت او در آينده تحصيلى , مـرهـون رعايت كامل نظم و ترتيب در زندگى اش مى باشد, انسان در سايه نظم بهتر مى داند كه چگونه زندگى كند, چطور از اوقات فراغت خود به نحو شايسته اى بهره بردارى نمايد.مـنـظور از نظم و ترتيب , انجام كارها و اعمالى است با هدف معين كه از وحدت و هماهنگى لازم برخوردار باشد, بطورى كه با رعايت آن , انسان بتواند در مراجعه و دستيابى به كارها و موضوعها و وسائل و اطلاعات , دچار سردرگمى و اتلاف وقت نگردد.رعـايـت مـقـررات و قوانين جارى در زندگى و قرار دادن هر چيزى در جاى معين خود و انجام دادن هر كارى در وقت و زمان خود, نمونه اى از نظم است .نـظـم در زنـدگـى , دامـنه اى وسيع دارد و همه مسائل زندگى ازقبيل : لباس پوشيدن , نظافت كـردن , خـوردن , خـوابيدن , مسواك زدن , معاشرت بادوستان و فاميل و همچنين چيدن وسائل و نـوشـت افـزار و كـتـابهاى خود در جاى معين , مطالعه كردن , حفظنمودن اطلاعات , فراگيرى معلومات , تفكركردن وب را شامل مى شود.جوان بايد بداند كى بايد بخوابد, كى بيدار شود و چه وقت مطالعه كند و چه موقع , تفريح و ورزش نمايد و چه زمانى كارهاى محوله خانه را انجام دهد.مـكـان و زمان هر چيزى را به موقع تشخيص دهد و برايش برنامه ريزى كند, هر چيزى را به جاى خود بگذارد تا هنگام مراجعه به آن دچارسردرگمى و آشفتگى نشود.قـواى ذهنى و عقلى جوان در سايه نظم , ترتيب منطقى يافته و سبب موفقيتهاى درسى در آينده خواهد شد.از طـرفـى در سـايه نظم , زندگى تحت قاعده در مى آيد و فعاليتها و كارها نظام پيدا مى كند و با راحتى بيشترى انجام مى پذيرد.مشكلات سريعتر حل مى شود و جوان از آشفتگى در كارها و مطالعه مطالب تكرارى , بخصوص در دروس تحصيلى رهايى مى يابد.هـدف عـمـده نـظـم در زنـدگـى , بهره گيرى و صرفه جويى در وقت و داشتن ضابطه و معيار صحيحى براى اندوختن اطلاعات در ذهن است .رعـايـت نـظـم و تـرتيب در زندگى روزمره از جهت روانى سبب مى شود كه جوان , حتى هنگام تـحـصـيـل و فراگيرى دانش , اطلاعات علمى خود راتحت قاعده و نظم , فراگيرد و يادگيرى بطور منظم صورت پذيرد, بطورى كه مطالب , منسجم و به ترتيب در خزانه حافظه جايگزين شود و هـرگـاه شخص بخواهد به اطلاعات قبلى خود مراجعه كند, به راحتى و به سرعت , اطلاعات و مطالب در ذهنش حاضر شود.ايـن مساله در آينده جوان , تاثير بسزايى دارد, بخصوص در دوران تحصيل , هنگامى كه مى خواهد خود را براى امتحانات آماده سازد.هـمـچـنين رعايت نظم اصولا در سلامتى فكر و صحت جسم و اعتدال روح و روان انسان , بسيار موثر است .به سبب رعايت كردن نظم , جوانان افكارشان شكل مى يابد و زمينه ابتكارات و خلاقيتهاى هنرى , علمى و فرهنگى در آنها فراهم مى گردد.بـى نـظمى در جسم و جان آثار ناگوارى بجا مى گذارد و خارج شدن از قاعده طبيعت , عوارض منفى در رفتار آدمى ايجاد مى كند.نظام آفرينش بر اساس نظم و ترتيب بنا شده است و بر اساس نظم , جريان دارد.رعـايـت نظم , موجب هماهنگى انسان با طبيعت گرديده و در اين راستا انسان از جهت روحى و روانى از سلامت و آرامش خاصى برخوردارخواهد بود.مـعـمولا افراد بى نظم در زندگى عصبانى و رفتارشان غير عادى و نامتعادل است , زيرا بى نظمى خود در عكس العمل هاى روحى و اخلاقى آنان تاثيرمتقابل داشته و سبب تضعيف اراده و زمينه ساز عوارض و ناكاميهاى فراوانى در تحصيل آنان خواهد شد.تـجـربـه نشان داده است كه بى نظمى در فعاليتهاى حركتى و هوشى و عاطفى تاثير منفى دارد, بخصوص عكس العمل هاى آن در دوران بلوغ به صورت حادترى ظاهر مى گردد.بـى نـظـمى سبب اتلاف وقت و ضايع شدن عمر و احساس ناراحتى و ايجاد روحيه شك و ترديد و دمـدمـى بـودن مزاج گرديده و خلاصه آثارنامطلوبى در شخصيت فرد بجا مى گذارد, به همين جـهت است كه نظم در كارها و امور زندگانى از ديدگاه مولاى متقيان على (ع ) آن قدر اهميت داردكـه در آخرين لحظه هاى حيات خود ككه معمولا حساسترين و پر اهميت ترين سخنها گفته مـى شـودك در قـسمتى از سفارشهاى خود, خطاب به دوفرزند عزيز خويش (امام حسن (ع ) وامام حسين (ع ) و همه جوانان آينده ) مى فرمايند: سفارش مى كنم به شما و همه فرزندانم و خانواده ام و (همه )كسانى كه سخن من به آنان مى رسد: به رعايت تقوا و نظم در كارها((45)).
معاشرت با دوستان
مـعـاشـرت و هـمـنـشـيـنى با دوستان سالم و با ايمان , موجب رشد شخصيت اجتماعى و تقويت ارزشهاى اخلاقى و معنوى در جوان مى گردد.انتخاب دوستانى كه از لحاظ درسى و اخلاقى شايسته اند, خود مى تواند بهترين بازوى موفقيت در آينده جوان باشد.بـا دوسـتـان خـوب و مورد اعتماد مى توان در زمينه هاى درسى و مسائل اجتماعى و فرهنگى به تبادل نظر و همكارى پرداخت .الـبـتـه نشست دوستانه مى تواند در بالا بردن روحيه اجتماعى و اخلاقى و سطح بينش فكرى , به يكديگر كمك كند, به شرط آن كه دوستان خوب به مصداق اين حديث شريف كه مومن آينه مومن است باشند و در اصلاح و رفع عيوب همديگر تلاش نمايند, كوشش صميمانه براى اصلاح يكديگر, موجبات ارتقاى اخلاقى خود و ديگران را فراهم مى سازد.دوستى با افراد پست و فرومايه ككه معمولا آلوده به انحرافهاى اخلاقى هستندك يكى از زمينه هاى مضر و انحرافى جريان رشد جوان است .دوسـتان منحرف و بى بندو بار و لاابالى , گاهى در جمع دوستانه خود, سعى دارند كه احساسها و تجربه هاى راست يا دروغ خود يا ديگران را درباره مسائل جنسى با حرص و ولع خاصى براى جوانان پاك و معصوم تعريف كنند و آنان را بدين طريق از راه بدر نمايند.گـاهـى يك دوست ناباب , سرنوشت انسان را بطور كلى از مسير اصلى خود خارج كرده و او را در ورطـه هـولناك فساد و گمراهى و انحرافات جنسى مى اندازد و موجبات سياه بختى و تيره روزى وى را فـراهـم مـى سـازد, بـه هـمـيـن علت , قرآن كريم از عاقبت حسرت آور كسى كه در دنيا با دوسـتـان مـنـحرف و پليدى , معاشرت داشته و بواسطه آنان به گناه و آلودگى كشيده شده ياد مـى كند و زبان حال وى را چنين توصيف مى نمايد: واى بر من ! اى كاش فلان شخص را دوست و رفـيـق خود نگرفته بودم !((46))بنابر اين به عنوان يك اصل كلى مى توان به اين نكته اشاره كرد كـه : يـكـى از مـهـمـترين وحياتى ترين مسائل جوانان , مساله دوستيابى و انتخاب دوست خوب و مـنـاسـب اسـت , بطورى كه اگر در اين زمينه دقت و احتياط لازم به عمل نيايد,بقيه تلاشها نيز سودى نخواهد داشت .
روابط جوانان با والدين
شما جوانان عزيز بايد به خاطر داشته باشيد كه والدين شما انسان معصوم نيستند.بنابر اين هم داراى صفات برجسته و نيك و هم داراى نقاط ضعفند, حال اگر نقاط ضعف آنها در خـصـوص كـار شـمـا و يا در طرز رفتارشان با شماآشكار شود, بهتر اين است كه با واقع بينى با آن برخورد كنيد و اين نقص را طبيعى بدانيد.در ضمن خصلتهاى برجسته و نيك آنان , محبت پاك و بى آلايششان به شما, بخصوص مواظبتى را كه از ابتداى طفوليت تا كنون درباره شماداشته اند, از نظر دور نداريد و آن را بخاطر داشته باشيد و همواره از آنان قدردانى نماييد.بـه هـر حال در جامعه , امكانات زندگى و تحصيل براى همه يكنواخت و يكسان نبوده و بعضى از والدين , آگاه به اين مسائل نيستند و يا آموزش لازم را در اين باره نديده اند و آشنا به مسائل جوانان نمى باشند و به رفتار و كردار صحيح , آگاهى ندارند.از طـرفـى بـايـد بـا كمال ميل و رغبت از راهنماييها و اندرزهاى دلسوزانه و مفيد آنان كه حاصل چـنـديـن سـال تـجربه گذراندن عمر است , بهره گيريد و درمواقعى كه احيانا با شما برخوردى تـنـدمـى كنند, چشم پوشى نماييد و از خود, خونسردى لازم را نشان دهيد, اگر هم لغزشى دارند محترمانه و بطورغير مستقيم به آنان گوشزد نماييد.همچنين شما دختر جوان بايد در زمينه بهداشت بدن با مادرتان مشورت كنيد و از تجربيات مفيد او در زمينه هاى مختلف بهره جوييد.هـرگـز نـگـذاريد كه والدين از شما آزرده خاطر شوند, چرا كه در قرآن مجيد سفارشهاى زيادى دربـاره احترام به پدر و مادر شده است و حتى دربرخوردها از گفتن كوچكترين سخن نامناسب , چون اف ((47))كه حاكى از تنفر و دلتنگى از آنان است , به شدت نهى گرديده است .