![Image result for تاثیرگذارترین آیه قرآن]()
سختيهاي دنيا، عامل دل كندن از دنيا
من تا حالا به بسياري از پيرمردها گفتم: حتي به بعضي از پيرزنها گفتم: ميخواهي برگردي دوباره جوان شوي؟ گفت: نه، نه! اگر اين تلخيها نبود، همه به دنيا ميچسبيديم. تلخيها باعث ميشود كه انسان بگويد: خوب اين همه بچه شد ما اين همه جان كنديم؟ اين تلخي كه از بچهات ميبيني، اين همين شيريني است. يعني دل به هيچكس خوش نكن. دل به هيچكس خوش نكن. به پول دل خوش نكن. ميبيني پول داشتي و همين پول باعث ذلت تو شد. به مدرك دكترا دل خوش نكن. ممكن است همين مدرك دكترا عامل سقوط تو شود. به شهر بزرگ دل خوش نكن. ممكن است همين شهر بزرگ عمرت را دارد ميسوزاند. هركس در تهران زندگي كند ميانگين سه ساعت تقريباً، ميانگين روزي سه ساعت عمرش در ماشين است. سه ساعت يك هشتم 24 ساعت است. يعني ما يك هشتم عمرمان در ماشين است. يعني تمام هشتاد سالههاي تهران هفتاد سال عمر ميكنند. اگر تفرش زندگي ميكرد، اگر نائين زندگي ميكرد، مراغه زندگي ميكرد، اگر شهرهاي جهرم و جيرفت زندگي ميكرد هشتاد سالش، هشتاد سال بود. آمده تهران آنوقت آنجا خانهاش بزرگ است، اينجا خانهاش تنگ است، عوضش پشت خانهاش سنگ مرمر است. در خانه خفه ميشود، پشت خانه سنگ مرمر است. ده سال هم از عمرش كم شده، متوجه هم نيست! آنوقت آن زن جهرمي و مراغهاي و نائيني ميگويد كه: ما شانس نداريم، شوهر خواهر ما تهران رفت... اوه... چي چي سوت ميكشي! هوا سالم ميخوري،
تبليغ در شهرهاي كوچك آسان است. مثلاً در يك شهر كوچك با يك جعبه پرتقال ميشود بيست نفر، پنجاه نفر را جمع كرد. تهران هركس ميخواهد در يك جلسهي نهجالبلاغه بيايد، فكر ميكند يك ساعت و نيم برود و يك ساعت و نيم برگردد، يك ساعت و نيم يك پروژه است. ولي شهرهاي كوچك، كلاسهايش، درسهايش، صله رحمش... فاصلههاي دور صله رحم را ساليانه كرد. فقط عيد! سه سالي يكبار و دوبار، مرگ و عزايي باشد.شهرهاي كوچك ارتباطاتشان نزديكتر است. انوقت ما گاهي وقتها ديگر در روستاها هم زمين ورزش ميسازيم. در روستا زمين ورزش ساختن مثل فواره در اقيانوس اطلس است. آخر روستا آب است و خاك است و اصلاً خود ورزش بهترين كشاورزي است. ما از بچه روستايي بيل ميگيريم، فوتبال دستش ميدهيم.بعد هم فكر ميكنيم خدمات ارائه داديم. نخير! كار بيخودي كردي. فكر ميكنيم اگر قالي ابريشمي را كنار بگذاريم، دستهايمان را لاك بزنيم، ماشين نويس شويم، اين ايجاد اشتغال است. اين ايجاد اشتغال نيست. تو هم نباشي كس ديگري ماشين مينويسد. قالي ابريشم چند ميليون آدم را به نان رسانده است. چند ميليون آدم را به نان رسانده است؟ حالا من ديپلم هستم باز هم قالي ببافم؟ اصلاً فكر ما عوض شده است. ما فكر ميكنيم ديپلم قالي ببافد ننگ است. اگر كسي مثلاً ليسانس بگيرد و كار كند ننگ است، ولذا هي دنبال اداره ميگرديم. اين مشكل را ما كراهت داريم از كار.
همسر بنده در اول جوانياش سال اول ازدواج يك قالي ابريشمي بافت. آن سرمايه شد براي اينكه ما داديم و يك خانه رهن كرديم. آن خانهي رهن را بعد خانهي خشتي خريديم. بعد خانهي آجري خريديم. الآن بخشي از زندگي من به خاطر همان هنر خانم من است. چند تا از اين خانمهاي ماشين نويس شوهرهايشان را خانهدار كردهاند؟ 500 تومان ميگيرند، بايد صد تومان هم رويش بگذارند، پول آرايش را بدهند، با پيراهن ساده كه نميشود اداره رفت. ما در دنياي خيال هستيم. مسؤولين ما فكر ميكنند در روستا زمين ورزش بسازند، پول زمين ورزش را به روستايي بدهيد چاه آب بزند. هرچه ميخواهد ورزش كند، در همان كشاورزي ورزش هست. خدا در كشاورزي ورزش جاسازي كرده است. اصلاً عبادات ما پايهاش در ورزش است. ميگويد: هر قدمي كه براي نماز برداري. هر قدمي كه براي تحصيل علم برداري. هر قدمي كه براي صله رحم برداري. يعني ثوابها را روي قدم زدن برده است. اسلام اتوماتيك ورزش را گذاشته است.
ما صله رحم نمي كنيم، مسجدمان هم خلوت است، صله رحم هم سالي يكبار است، آنوقت ميگوييم چه كنيم؟ميگوييم: 5تومان رنو بگذاريم، مردم به اسم روزي با نميدانم چه... با عمل سزارين، با زور رنو، مردم را ميكشانيم چند قدم راه بروند.
حركات ورزشي، در انجام تكاليف ديني
اسلام گفته: «حَيَّ عَلَى الصَّلَاة» بدو! مردم اگر وقت نماز مسجد بروند اتوماتيك ورزش درست ميشود. صلهي رحم، تحصيل علم، اينهايي كه ميگويم حديث است. هر قدمي كه براي تحصيل علم برداري، هر قدمي كه براي صله رحم برداري، هر قدمي كه براي مسجد برداري، اصلاً قدم زدن جزء دين ما است. «خَيْرُ مَا تَدَاوَيْتُمْ بِه المشي» حديث داريم بهترين دواي هر بيماري راه رفتن است. حديث است. «خَيْرُ مَا تَدَاوَيْتُمْ» بهترين چيزي كه «تداويتم» يعني دوا، بهترين چيزي كه باعث دوا است قدم زدن است. ما ورزشمان در دين است. ركوع و سجود ما يك ورزشي است در نماز جاسازي شده است. البته ركوع و سجود براي ورزش نيست. ركوع و سجود براي قرب به خدا است، منتهي اين قرب به خدا، براي نشاط به ما گفتند: با وضو باش. با وضو باش، نه اينكه مثل بعضي از آدمهايي كه متوجه نيستند، دين را هم بد ميفهمند. بعضيها براي اينكه با وضو باشد، دو ساعت ادرارش را نگه ميدارد ميگويد: ميخواهم وضويم باطل نشود! اين غلط است. بي وضو باشي ثوابش بيشتر است. نه اينكه ادرارت را نگه دار با وضو باشي. يعني بعد از دستشويي سعي كنيد مرتب، با وضو باشيد يعني روزي چند بار صورتت را بشوي. خود اينكه انسان روزي چند بار صورتش را بشويد، هم عبادت است و هم هي نشاطش را تجديد ميكند.
يك راننده ميگفت: آقاي قرائتي كار به نماز من نداشته باش. خدا پدرت را بيامرزد با اين مسجدهايي كه در جاده ساختي. گفتم: من نساختم، تبليغ كردم مردم ساختند! ميگفت: من كاري به نمازش ندارم. همين كه پياده ميشويم، دستشويي ميرويم، صورتمان را ميشوييم، تصادفمان كم ميشود. از خواب آلودگي بيرون ميآييم يك بادي به صورتمان ميخورد. ما اگر در جادهها مسجد بسازيم تصادف كم ميشود. لازم نيست جريمه را صد هزار تومان، دويست هزار تومان كنيم.