![تفسیر]()
آیا غیر معصومین (ع) نیز می توانند قرآن را تفسیر نمایند؟
حدیثی در اصول کافی وجود دارد که می گوید: دانش صحیح تفسیر تنها در دست امامان است؛ این در ذهن من سؤالی را ایجاد کرده است و آن اینکه:آیا غیر معصومین (ع) نیز می توانند قرآن را تفسیر نمایند؟
پاسخ
قبل از پاسخ به سؤال فوق متذکر می گردیم که منظور از “تفسیر“ ، بیان معانی و مقاصد آیات کریمه است که با استمداد از تدبر و استنطاق معنی آیه ای از مجموع آیات مربوطه و استفاده از روایات معتبر در صورت امکان، تحقق می پذیرد، بنابراین در اینجا نظری به بطون قرآن که جز از راه تأویل بدان راهی نیست، نداریم.
با مراجعه به آیات صریح قرآن:
"أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها [1] "
" وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیانًا لِکُلِّ شَیْءٍ [2] "
"کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا اْلأَلْبابِ [3] "
"أَ فَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ یَأْتِ آباءَهُمُ اْلأَوَّلینَ [4] "
و آیات بسیار دیگرو با مراجعه به روایات بسیاری که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام رسیده و به مردم توصیه و تأکید نموده که در مشکلات و فتن، بقرآن مجید مراجعه نمایند. (به اول تفسیر عیاشی و صافی و برهان مراجعه شود)
و همچنین روایات متواتر دیگری که از پیامبر(ص) و معصومین(ع) وارد شده مبنی بر اینکه احادیثی که از ما نقل می شود باید به قرآن عرضه شوند، که اگر موافق قرآن باشد به آن اخذ و عمل شود و اگر مخالف قرآن باشد، باید رد شود. [5]
این نکته را می فهمیم که همه مسلمانان به تدبر و فهم قرآن فرا خوانده شده اند و این یعنی جواز تفسیر برای کسانی که واجد شرایط باشند.
قابل توجه است که بر اساس عقیده شیعه چنانچه در روایات رسول (ص) و … آمده است، مفسرین واقعی قرآن خود پیامبر اکرم و جانشینان بر حق او (یعنی ائمه اطهار) می باشند و بهمین جهت است که ما در تفسیر قرآن به کلمات معصومین نیازمند هستیم و لذا کار تفسیر علاوه بر شروطی که دارد، روشهایی نیز دارد، که روش صحیح و منحصر به فرد آن روشی است که پیامبر اکرم(ص) و ائمه اهل بیت(ع) در تعلیمات خود به آن اشاره فرموده اند، لذا مفسر وظیفه دارد پیش از تفسیر به احادیث نبوی و روایات اهل بیت(ع) مراجعه کرده و در آنها تأمل نماید تا به روش ایشان در بر داشت معانی قرآن آگاه شده و طبق آن روش به تفسیر قرآن بپردازد.
پس آن دسته احادیثی که می فرمایند: “دانش صحیح تفسیر تنها در دست ائمه علیهم السلام است”. منظورشان علم به همه مفاهیم قرآن و همچنین علم به حقائق باطنی قرآن است و حتی همین دانش اختصاصی را دیگران به دو صورت می توانند از معصومین علیهم السلام دریافت دارند:
با تصریح مستقیم ائمه علیهم السلام
با تعلیم روش صحیح بیرون کشیدن این معارف از قرآن کریم که در خلال تعالیم عالیه معصومین وارد شده است.
و مفسر واقعی قرآن می تواند با توسل به یکی از این دو طریق، در راه درک و تحقیق مفاهیم و حقائق قرآنی تلاش کند.
[5] بحار الانوار – ج 1 – باب اختلاف اخباری.
شنیده ام که هیچ تفسیر قرآنی از هیچیک از امامان (ع) نداریم، چرا ؟ (با وجود کتابهائی هم چون نهج البلاغه،صحیفه سجادیه،دعای کمیل و ....)
شنیده ام که هیچ تفسیر قرآنی از هیچیک از امامان (ع) نداریم، چرا ؟ (با وجود کتابهائی هم چون نهج البلاغه،صحیفه سجادیه،دعای کمیل و ....)
پاسخ
اولین مفسر قرآن پیامبر اکرم (ص) بود که افراد به حضور آن حضرت آمده و از معانی آیات قرآن سؤال می نمودند و حضرت بیان می فرمودند و بعد از آن حضرت ائمه معصومین (ع) این روش را در تفسیر آیات قران داشتند که همین روایات را اصحاب و تابعین جمع آوری و نقل کرده اند و کتب تفسیر قرآن در مرحله اول به همین سبک بوده است .
در این دوره با این شیوه تفسیر های فراوانی نوشته شده است که ما بعضی از آنها را معرفی می کنیم:
تفسیر ابن عباس متوفی سال 68 هـ.
تفسیر ابان بن تغلب بن رباح از اصحاب امام صادق (ع) متوفی سال 141 هـ.
تفسیر ابن اورمه از اصحاب امام هادی (ع)
تفسیر ابن اسباط از اصحاب امام رضا (ع) و امام جواد (ع).
تفسیر سعید بن جبیر شهید در سال 96 هـ.
تفسیر ابن محبوب الزراد متوفی سال 224 هـ از اصحاب امام کاظم (ع) و امام رضا و امام جواد (ع).
تفسیر علی بن مهزیار اهوازی متوفی سال 229 هـ از اصحاب امام کاظم، امام رضا و امام جواد (ع).
تفسیر عبد الرزاق بن همام بن نافع از اصحاب امام صادق علیه السلام.
تفسیر السدی متوفی سال 127 هـ.
10-تفسیر محمد بن السائب الکلبی متوفی سال 146هـ.
تفسیر ابی بصیر یحیی بن ابی القاسم الاسدی0 متوفی سال 150 هـ از اصحاب امام باقر (ع).
تفسیر ابی الجارود زیاد بن المنذر الهمدانی متوفی سال 150 هـ از اصحاب امام زین العابدین و امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام.
تفسیر ابی حمزه ثمالی متوفی سال 150 هـ از اصحاب امام سجاد و امام باقر و امام صادق و امام کاظم علیهم السلام.
همچنین تفسیری به نام "تفسیر منسوب به امام عسکری (ع)" هم اکنون در دسترس می باشد.
بنابراین ائمه معصومین علیهم السلام از بنیانگذاران تفسیر قرآن بوده اند ولی متاسفانه احادیث و روایات آنها در تفسیر آیات قرآن بطور کامل در اختیار ما نیست و در اثر مرور زمان از بین رفته است.
تفسیر برهان، ج 1، صفحه 15 و 16.
چرا مراد از اهل بیت در آیه تطهیر زنان پیامبر(ص) نمی باشد با این که آیات قبل مربوط به زنان پیامبر(ص) است؟
چرا مراد از اهل بیت در آیه تطهیر زنان پیامبر(ص) نمی باشد با این که آیات قبل مربوط به زنان پیامبر(ص) است؟
پاسخ
1- بیش از هفتاد روایت و حدیث از طریق شیعه و اهل سنت در مورد این آیه وارد شده است که همگی اتفاق دارند این آیه در حق علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام وارد شده است .
البته طرقی که از اهل سنت وارد شده است بیشتر از طرق شیعه است و حتی یک حدیث از پیامبر اکرم(ص) نداریم که زنان پیامبر را جزء این آیه و حکم آن بشمارد بلکه روایات وارده از ام سلمه و عائشه دلالت واضح دارند که زنان پیامبر (ص) جزء این اهل بیت نیستند. (ر.ک تفسیر المیزان ج 6 ذیل آیات 28-35 سوره احزاب و تفسیر کبیر فخر رازی و اکثر تفاسیر اهل سنت).
2- بعضی از مفسرین بزرگ اهل سنت میگویند به قرینه «سیاق» آیه که در ضمن آیات النساء النبی (زنان پیامبر(ص) ) نازل شده است زنان پیامبر (ص) را هم شامل میشود اما گویی این مفسرین گرانقدر از یک نکته مهم غفلت کردهاند که بر اساس روایات و احادیث و شان نزول؛ این آیه در محیطی خاص و داستانی جداگانه نازل شده است و اصلا ربطی به آیات نساء النبی ندارد و چنانچه این قسمت از آیه را از میان آن آیات برداریم ، هیچگونه مشکلی در مفاهیم آیات پیش نخواهد آمد و کانه جمله معترضهای میباشد. (به روایات این داستان اشاره خواهیم کرد)
3- مراد از اراده که در این آیه شریف آمده است اراده تکوینی است چون اگر مراد اراده تشریعی باشد اولا این اختصاص به اهل بیت ندارد و ثانیا با حصر (انما) منافات دارد.
و اراده تکوینی یعنی مطلق رجس و پلیدی از اهل بیت برداشته شده است که همان عصمت و طهارت معنوی و ظاهری میباشد. و عصمت فقط مختص به اهل بیت پیامبر اکرم(ص) میباشد.
(ر.ک المیزان ج ذیل آیات 28 – 25 سوره احزاب)
4- روایات مربوط به این باب در کتب غایه المرام بحرینی و عبقات الانوار و احقاق الحق جلد دوم و شواهد تنزیل حاکم حسکانی جلد دوم آمده است: و همچنین در تفسیر المیزان علامه طباطبایی؛ جلد6، ذیل آیات 28 – 35 ، احزاب، بحث روایی، بخشی از آنان آمده است.
اکنون چند حدیث را به عنوان نمونه یاد آور میشویم:
الف – ابوسعید خدری از اصحاب بزرگ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله میگوید: نزلت فی خمسه: فی رسول الله و علی و فاطمه و ا لحسن و الحسین علیهم السلام (شواهد التنزیل ج 2 ص 25 این آیه درباره پنج نفر نازل شد: پیامبر اکرم(ص) علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام.
ب: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عبائی بر علی و فاطمه و حسن و حسین انداخته و فرمود: اللهم هولاء اهل بیتی و خاصتی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا (بار خدایا اینها اهل بیت من هستند پس رجس و پلیدی را از آنان بزدای و آنان را پاک کن ( درالمنثور جلال الدین سیوطی از اکابر اهل سنت ذیل آیه 33 سوره احزاب)
ج: پیامبر (ص) 6 یا 8 ماه بعد از نزول این آیه صبحها به در خانه فاطمه سلام الله علیها می آمد و صدا میزد: الصلوة یا اهل البیت! انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا، نماز ای اهل بیت. . . . این حدیث را حاکم حسکانی نیشابوری از بزرگان اهل سنت از ابوسعید خدری و ابن عباس نقل کرده است.(شواهد التنزیل، ج2، صفحه 28 و 29 و همچنین درالمنثور، جلال الدین سیوطی).
د: باز ابی شیبه و احمد ترمذی و ابن جریر و ابن المنذر و طبرانی و حاکم و ابن مردویه از أنس نقل کردهاند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای نماز صبح به خانه فاطمه سلام الله علیها میآمد و میفرمود: الصلوة یا اهل البیت انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت (به نقل از المیزان؛ ج 16؛ ذیل آیات مربوط) جناب حاکم این حدیث را صحیح دانسته و ترمذی حسن دانسته است و اینان مجموعه از اکابر راویان اهل سنت هستند.
ه: باز سیوطی روایت میکند که ابن مرویه و خطیب از ابوسعید خدری نقل میکنند که پیامبر (ص) در خانه ام سلمه بود که جبرئیل بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد و این آیه اهل البیت را تلاوت کرد پس پیامبر اکرم(ص) حسن و حسین و فاطمه و علی علیه السلام را به سوی خود آورد و لباس خود (عباء) را بر آنان افکند و ام سلمه هم در آنجا بود و فرمود که بارالها اینان اهل بیت من هستند از آنان رجس و پلیدی را دور کن و تطهیرشان گردان ام سلمه میگوید من عرض کردم یا رسول الله (ص) من هم با اینان هستم – پیامبر (ص) فرمود: تو در جایگاه خود هستی تو بر خیر هستی. (در المنثور ذیل آیه مورد نظر)
5- روایاتی که در مورد آیه مباهله (آیه 61، سوره آل عمران) و آیه مودة ذی القرباء (شوری آیه 23) وارد شدهاند نیز بر همین دلالت دارند که مصادیق اهل البیت علیهم السلام چه کسانی هستند و شاهد و تایید کننده این حقیقت هستند.
برای اطلاعات بیشتر مراجعه نمائید به:
سلام بر اهل بیت (ع) = مجلات - ماهنامه پاسدار اسلام -شماره - 246 - حجه الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی
اهل بیت در قرآن = اهل بیت درآیه تطهیر- بخش اول-اهل بیت در قرآن - مرتضی عاملی - سید جعفر
نگرشی به آیه تطهیر = مجلات - فصلنامه موعود - شماره - 13- کبری خزعلی
آیه تطهیر = عقاید - امامت در قرآن و سنت- آیه تطهیر