💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 93240
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


امام حسين بن علي بن ابي طالب ( عليهما السلام)

دعوت كوفيان اعزام مسلم بن عقيل به كوفه: 
كوفيان كه اكثرشان شيعه بودند از خبر مرگ معاويه خشنود گشتند. طولي نكشيد كه از كوفه، نامه‌ها و سفيراني براي دعوت [امام] حسين [ع]، به شهري كه ديگر نمي‌توانست رژيم اموي را تحمل كند فرستاده شد. رژيمي كه نزد كوفيان متهم به تصرف ناروا [هم] بود و اجازه داده بود تا اموال الهي به دست قدرتمندان و ثروت اندوزان بيفتد و بهترين انسان را كشته بود(اشاره به حجربن عدي و حاميانشان) در حالي كه پست‌ترين انسان را زنده گذاشته بود9. [امام] حسين [ع] در پاسخ چنين گفت كه او اميد ايشان را براي به هم پيوستن در راه راست و پي‌جويي حقيقت به همت و اتكاي او مي‌داند، نيز افزود:"‌امام نبايد جز بر اساس كتاب خدا عمل كند، [پول رعيتش را] با درستكاري بگيرد،‌ به حق قضاوت كند و به خدمت الهي درآيد". 
با اين وجود،‌ او قبل از تصميم‌گيري،‌ فرستادن پسر عمويش،‌ مسلم بن عقيل را به كوفه براي بررسي اوضاع بخردانه دانست. طولي نكشيد كه مسلم هزاران عهدنامه ياري گرد آورد و حتي توانست كه كنترل جمعي را از منبر مسجد به دست بگيرد.10 اما فعاليت هاي پنهاني او به خليفه يزيد گزارش شده بود و او كه ديگر به حاكم شهر،‌ نعمان بن بشير انصاري،‌ اعتماد نداشت، كنترل شهر را به پسر زياد،‌ عبيدالله حاكم سابق بصره سپرد و به او دستور داد كه خود بي‌درنگ به كوفه رفته و آشوب‌ها را سركوب كند. ابن زياد با لباس مبدل وارد كوفه شد و اقدامات شديدي اتخاذ كرد كه هواداران [امام] حسين [ع] را به وحشت افكند. مسلم كه تلاش‌هايش براي سازماندهي يك شورش فوري ناكام مانده بود، گريخت و مخفي شد؛ او شناسايي شده و به قتل رسيد(نهم ذي الحجه 60ق/11 سپتامبر680م).از بخت بد حسين مسلم نامه‌اي بسيار اميداوارانه،‌ در مورد موفقيت دعوتش به [امام] حسين[ع] نوشته بود و حتي به نظر مي‌رسد هزاران نامة امضاء شده از سوي كوفيان نيز براي او ارسال كرده است.


عزيمت [امام] حسين [ع] به سوي كوفه: 
پيش از اين، ابن حنفيه در مدينه11 و بعد عبدالله بن عمر و عبدالله بن عباس هنگامي كه او را در راه مدينه به مكه ملاقات كردند،12 و ديگران، به [امام] حسين [ع] در مورد خطرات قيام هشدار داده بودند. ابن عباس در مكه توصيه خود را با اصرار فراوان بازگو كرده بود.13 حتي عبدالله بن زبير هر چند مزورانه او را از چنين اقدامي منع كرده بود، چرا كه او در مكه به دنبال خالي كردن موقعيت براي خودش بود.14 علي‌رغم تمام اين توصيه‌ها،‌ [امام] حسين [ع] برنامه خود را لغو نكرد. او بجاي حج،‌ عمره بجاي آورد و از غيبت حاكم‌، عمروبن سعيد الاشرق كه مشغول اتمام مناسك حج در اطراف شهر بود، سود جسته، بي سر و صدا با گروه خود تقريباً‌ پنجاه مرد - بستگان و دوستاني كه تاب تحمل جنگ داشتند- و زن و كودك مكه را ترك گفت(8ذي الحجه 60ق / 10 سپتامبر680م،‌روز ترويه). اسامي تمامي اماكني كه او در مسير مكه به كوفه توقف كرده توسط طبري و بلاذري ثبت شده ؛ ولهاوزن آنها را مورد توجه قرار داده است. 
عمروبن سعيد بعد از آگاه شدن از عزيمت [امام] حسين [ع] گروهي از مردان را به فرماندهي برادرش يحيي در تعقيب او فرستاد. اما كل آنچه بين دو گروه اتفاق افتاد،‌ درگيري آنها با چوب و شلاق بود. در نزديكي مكه، در تنعيم، [امام] حسين [ع] كارواني را ملاقات كرد كه از يمن آمده و به سوي خليفه رهسپار بود و بارش عبا و گياهان رنگزا بود. از آن رو كه او تصرف بار كاروان را حق خويش قلمداد مي‌كرد، آن را توقيف نمود. در راه،‌ [امام] حسين [ع] افرادي چند را ملاقات كرد: فرزدق شاعر وقتي از او سوال كرد،‌ صريحاً به او گفت دلهاي مردم عراق با اوست ولي شمشيرهايشان براي امويان است15 و پسر عمويش عبدالله بن جعفر كه حامل نامه‌اي از طرف حاكم عمروبن سعيد مبني بر امان دادن به او بود، و براي خواندن آن به نزد [امام] حسين [ع] آمده بود. اما تصميم [امام] حسين [ع] تزلزل ناپذير بود. پاسخ هميشه او به هر كسي كه سعي در انحراف او از اقدامش را داشت كما بيش به يك سوال بود: "‌خداوند هر آنچه كه بخواهد انجام مي‌دهد ... من آن را به او (خداوند) واگذار كردم تا بهترين را برگزينند.... او (خداوند) كسي را كه هدفي شايسته (حق) در نظر دارد، مبغوض نمي‌دارد..." . زهيربن قيس البحلي از طرفداران عثمان بود. او كه در حال سفر بود و از برافراشتن خيمه‌هايش در همان جايي كه [امام] حسين [ع] خيمه‌هايش را برپا مي‌كرد،‌ پرهيز مي‌نمود،‌ اما در موقعيتي مجبور شد كه خيمه‌گاه خود را نزديك خيمه‌گاه [امام] حسين [ع] برپا كند. [امام] حسين [ع] او را براي ديدار دعوت كرد و نظر او را در خلال گفتگوي با او تغيير داد و از آن پس او يكي از پر شورترين حاميان [امام] حسين [ع] شد. 
عبيدالله بن زياد افرادي را در جاده‌ها از حجاز تا كوفه مستقر كرد16 و دستور داد كه از ورود يا خروج هر شخصي از حوزه محدود شده به آنها مانع شوند. [امام] حسين [ع] به وسيله عربهاي باديه نشين از اين دستور با خبر شد، اما ترسي از آن به دل راه نداد و همچنان به سفر خود ادامه داد. در ثعلبيه بود كه از برخي مسافران خبر اعدام مسلم و هاني بن عروه را در كوفه، شنيد. پس از آن،‌ او بايد برمي‌گشت، اما پسران عقيل تصميم گرفتند كه يا انتقام برادر خويش را بگيرند و يا به همان سرنوشت دچار شوند. اين امر تصميم او را تغيير داد.[3] بعد از آن در زباله،‌ مطلع شد كه سفير او(قيس بن مصهر الصيداوي يا عبدالله بن يقطر برادر رضاعي او)17 كه براي اعلام ورود قريب الوقوع او از حاجز به كوفه فرستاده شده بود،‌ شناسايي شده و به قتل رسيده است. پس از آن [امام] حسين [ع]،‌ در سخناني براي يارانش،‌ پس از مطلع كردن ايشان از اخبار غم‌انگيزي كه به او رسيده و خيانتي كه كوفيان كرده بودند،‌ از آنها خواست كه او را ترك گويند.[4] آنها كه در اثناي سفر به گروه او ملحق شده بودند، جدا شده و تنها كساني كه از حجاز همراه او بودند، باقي ماندند. گروههايي اسب سوار به گشت‌زني در منطقه مي‌پرداختند. زماني كه آنها در افق پديدار گشتند، [امام] حسين [ع] به سوي ذوحسم (يا حْسَِّم) تغيير مسير داد و در آنجا خيمه‌هايش را برافراشت. سواركاران كه تحت فرمان حر بن يزيد تميمي يربوعي بودند، به نزديكي آنها رسيدند،‌ [امام] حسين [ع] به علت شدت گرماي هوا دستور داد تا به آنها آب بدهند. اين وضع همچنان بدون تنش باقي ماند،‌ به گونه اي كه حر و لشكريانش در آن روز در دو نماز به امامت [امام] حسين [ع] شركت جستند18 و بعد از آن، چهار شيعه كه از كوفه آمده بودند، توانستند علي‌رغم مخالفت حر به قيام‌كنندگان بپيوندند19. بعد از هر نماز [امام] حسين [ع] براي دشمنان خويش انگيزه‌هايي را كه قيام او را پديد آوردند،‌ توضيح مي‌داد: "‌شما هيچ امامي نداشتيد و من بايد به قدرت خدا وسيله اتحاد باشم ... ما صلاحيت بيشتري براي حكومت بر شما داريم تا ديگراني كه ادعاي چيزي را دارند كه هيچ حقي نسبت به آن ندارند و ظالمانه عمل مي‌كنند... اما اگر شما نظرتان عوض شده ... من بايد بروم"20. حر چيزي در مورد نامه هايي كه كوفيان به [امام] حسين [ع] نوشته بودند نمي دانست،‌ اما هنگامي كه [امام] حسين [ع] دو كيسه مملو از نامه‌ها را به او نشان داد، باز طرز برخورد خود را تغيير نداد. او دستور داشت تا قيام‌كنندگان را بدون جنگ به ابن زياد تحويل دهد. او در تلاش بود كه [امام] حسين [ع] را براي همراهي با خود متقاعد نمايد؛ هنگامي كه [امام] حسين [ع] به حركت خود ادامه داد او جرأت مخالفت با او را نداشت،‌ اما در عوض به او پيشنهاد‌هايي نمود: مسيري را انتخاب كند كه نه به كوفه منتهي شود و نه به مدينه و به يزيد يا ابن زياد نامه‌اي بنگارد؛ در همان زمان او خود نامه‌اي به ابن زياد نگاشت به اين اميد كه جوابي مبني بر پرهيز از تجربه‌اي دردناك دريافت كند. اما [امام] حسين [ع] با اين پيشنهادها موافقت نمي‌كرد و در نتيجه حر او را در هر جايي تعقيب مي‌كرد و هر از چند گاهي به او هشدار مي‌داد:" خدا را به تو يادآور مي‌شوم، به خاطر خودت ... اگر جنگي روي دهد كشته خواهي شد..." اما [امام] حسين [ع] از مرگ نمي‌هراسيد. به هنگام توقف در ناحيه نينوا(قسمتي از سواد كوفه) اسب‌سواري از كوفه رسيد و بي‌آنكه با [امام] حسين [ع] مواجه شود، از سوي ابن‌زياد نامه‌اي به حر داد كه به او دستور داده بود تا از توقف قيام‌كنندگان جز در بياباني خشك و بي‌آب مانع شود. زهيربن قين پيشنهاد داد به دسته كوچك حر حمله كنند و روستاي عكر[5] را كه داراي استحكاماتي بود، اشغال نمايند، اما [امام] حسين [ع] از آغاز كردن جنگ امتناع ورزيد. 
در دوم محرم او اردوگاه خود را در كربلا كه جزيي از ناحيه نينوا بود، برپا كرد. در سوم محرم اوضاع وخيم‌تر شد. لشكري چهارهزار نفري در كوفه به فرماندهي عمربن سعد بن ابي وقاص به آنجا وارد شد، او كه توسط ابن زياد به عنوان نائب[6] در ري منصوب شده بود و قرار بود براي فرونشاندن شورش ديلميان به دشتبا [دشت پي][7] برود به منظور سركوب [امام] حسين [ع] فرا خوانده شد او براي رهيدن از چنين عمل نفرت آميزي تلاشي هر چند بي نتيجه انجام داد، اما با تهديد عزل شدن از منصب، سرانجام مجبور به اطاعت گشت. او پس از رسيدن به كربلاء به وسيله پيكي دريافت كه در حال حاضر [امام] حسين [ع] صرفاً‌ قصد عقب‌نشيني دارد،‌ اما ابن زياد با دريافت اين اطلاعات از جانب او، تأكيد كرد كه همه شورشيان بايد در برابر يزيد سر تعظيم فرود آورند؛ همچنين قرار بود كه آنها از دسترسي به رودخانه دور نگه داشته شوند. عمربن سعد، عمروبن حجاج زبيدي را همراه با پانصد نفر سواره نظام در مسير منتهي به فرات مستقر كرد. به طوري كه سه روز [امام] حسين [ع] و همراهانش در برابر تشنگي به شكلي طاقت فرسا تاب آوردند. گروهي پر دل و جرأت به رهبري برادر [امام] حسين [ع]، عباس، به رودخانه حمله ور شدند، اما تنها موفق به پر كردن مشك آبي كوچك شدند. در اين حال، ابن سعد همچنان در تلاش براي دستيابي به توافق با [امام] حسين [ع] بود و شب هنگام گفتگوهايي با او انجام داد؛ اگر چه هيچ كس در اين گفتگوها حضور نداشت، اما شايع شده بود كه به [امام] حسين [ع] سه پيشنهاد داده است: اينكه يا به او اجازه داده شود تا روانه منطقه‌اي مرزي شده و در آنجا عليه كفار همچون سربازي عادي بجنگد و يا دوباره به يزيد بپيوندد و شخصاً‌ با او بيعت نمايد و يا از جايي كه آمده بود به آنجا باز گردد21. در اين زمان شمر بن ذي الجوشن (معمولاً‌ نزد شيعيان شمر شناخته شده است) كه قبلاً‌ از حاميان [امام] علي [ع] بود و در صفين به همراه او جنگيده بود،22 پيشنهادي شيطاني به ابن زياد داد حاكم[كوفه] راغب بود كه [امام] حسين [ع] را مجبور به تسليم در برابر خود كند،‌ چرا كه او به قلمروي تحت قدرت او قدم نهاده بود. از اين رو ابن زياد دستورهايي به ابن سعد داد: اگر [امام] حسين [ع] از تبعيت از شرايط مقرر شده امتناع ورزيد، يا به آنها حمله مي‌كني و يا در غير اين صورت، فرماندهي سپاه را به شمر كه حامل اين فرمان است واگذار مي‌كني23. حتي گفته شده كه او افزود: اگر [امام] حسين [ع] در جنگ كشته شد،‌ بدنش بايد لگدكوب شود چرا كه او فردي" شورشي،‌ فتنه‌گر، راهزن و ستمگر است و او نبايد بعد از مرگش،‌ ضرر و زياني افزون بر اين، وارد كند"24. ابن سعد شمر را لعن كرد و او را متهم به زهرآلود ساختن امري كرد كه به شكل ديگر مي‌شد، صلح‌آميز خاتمه يابد؛ او مطمئن بود كه [امام] حسين [ع] تسليم نخواهد شد، زيرا در او روح عزت وجود داشت". 
بعدازظهر نهم محرم، ابن سعد به همراه يارانش به سوي گروه شورشيان رفت. [امام] حسين [ع] جلو خيمه خويش نشسته بود در حالي كه به شمشير خود تكيه كرده بود و سرش در حالت خواب و بيداري اين طرف و آن طرف مي‌شد؛ او در رويا پيامبر را ديده بود كه به او گفته بود به زودي به او ملحق خواهد شد؛ [امام] حسين [ع] با صداي خواهرش زينب كه نزديك شدن سربازان را خبر مي‌داد، هوشيار شد و برادرش عباس را فرستاد تا علت نزديك شدن آنها را جويا شود. در حالي كه همه در انتظار بازگشت قاصد بودند،‌ هشدارها،‌ سرزنش‌ها و اهانت‌ها از هر دو طرف باريدن گرفت. هنگامي كه عباس بازگشت، [امام] حسين [ع] كه خواست ابن زياد را دريافته بود، يك شب مهلت خواست؛ مهلت داده شد،‌ [امام] حسين [ع] براي بستگان و يارانش سخناني ايراد كرد، علي بن الحسين [ع]، امام سجاد عليه‌السلام] تنها مردي از خاندان [امام] حسين [ع] كه از كشتار نجات يافته بود، آن را چنين ذكر مي‌كند: "خدا را سپاس مي‌گويم كه ما را با نبوت گرامي داشت و قرآن و دين را به ما تعليم داد... من با ارزش‌تر از ياران خود كسي نمي‌شناسم ... و مؤمن‌تر از خانواده خود خانواده‌اي نمي‌دانم ..... پروردگارم به همه شما پاداش دهاد. فكر مي‌كنم كه فردا پايان ما فرا خواهد رسيد ... از همه شما مي‌خواهم كه برويد، من جلو بازگشت شما را نمي‌گيرم. تاريكي شب شما را مي‌پوشاند، آن را همچون مركبي تيزرو به كار گيريد ...."25.[8] ياران [امام] حسين [ع] به جز تعدادي معدود، سرسپردگي كامل خود را به آرمان او نشان دادند. [امام] حسين [ع] پس از نيرو بخشيدن و دلداري دادن خواهرش زينب كه دچار يأس و نوميدي گشته بود، براي آماده سازي استحكامات بيرون رفت: خيمه‌ها نزديك هم بر پا شده و با طنابهايي به يكديگر محكم شده بود، چوبها و ني‌ها در گودالهايي جمع‌آوري شدند تا در صورت لزوم، اگر از پشت حمله‌اي صورت گرفت،‌ شعله‌ور گردند. آنها بقيه شب را به نماز گذراندند26. سپس از صبح روز بعد عمليات جنگي آغاز شد.



نوشته شده توسط nedayevahi در چهارشنبه 29 مهر 1394

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709