ابو عبد الله (احمد بن حنبل) ميگويد: ابو عبيده در كتابش از ابو مريم سخن به ميان آورده و گفته: وقتي ميگفتند: ابو مريم چنين گفته، مردم فرياد شان بلند مي شد، اما ابو عبد الله تبسم ميكرد. به ابو عبد الله گفتم: ضعف ابو مريم از ناحيه رأي و نظر اوست و يا از نقل حديثش؟ گفت: از ناحيه نظر ورأي او. ...
5. عمرو بن عبد الله بن عبيد أبو إسحاق السبيعي :
اين شخص از راويان بخاري و مسلم است؛ از اين رو، احتياجي به آوردن توثيقات وي نيست. ابن حجر در مورد او ميگويد :
ع الستة عمرو بن عبد الله بن عبيد ويقال علي
6. الحارث بن عبد الله الاعور:
اين راوي را برخي همانند شعبي تكذيب كرده اند؛ اما در عين حال و در كمال تعجب از وي روايت نيز نقل كرده اند.
ذهبي در باره ايشان تعبير «علامه، امام، و اوعية العلم» دارد و مينويسد:
الحارث الأعور هو العلامة الإمام أبو زهير الحارث بن عبد الله بن كعب بن أسد الهمداني الكوفي صاحب علي وابن مسعود كان فقيها كثير العلم ...
قلت قد كان الحارث من أوعية العلم ومن الشيعة الأول وكان يقول تعلمت القرآن في سنتين والوحي في ثلاث سنين
فأما قول الشعبي الحارث كذاب فمحمول على أنه عنى بالكذب الخطأ لا التعمد وإلا فلماذا يروي عنه ويعتقده بتعمد الكذب في الدين وكذا قال علي بن المديني وأبو خيثمة هو كذاب وأما يحيى بن معين فقال هو ثقة وقال مرة ليس به بأس وكذا قال الإمام النسائي ليس به بأس ... ثم إن النسائي وأرباب السنن احتجوا بالحارث
حارث بن اعور علامه، پيشوا، ابو زهير ... مصاحب علي و ابن مسعود و يك فقيه كثير العلم بود. ... ميگويم: حارث ظرف علم و از شيعيان نخستين بود. او ميگفت: قرآن را در دو سال ياد گرفتم و وحي را در سه سال.
اما سخن شعبي كه حارث را كذاب معرفي كرده، حمل بر اين ميشود كه مقصود شعبي كذب از روي خطا است نه از روي تعمد، و گرنه چرا شعبي از او روايت نقل كرده در حالي كه اعتقاد به تعمد كذبش در امور ديني دارد.
ابن مديني و ابو خثيمه نيز وي را كذاب دانسته اما يحيي بن معين گفته است: وي ثقه است. و مرتبه ديگر گفته : رواياتش اشكالي ندارد و نسائي نيز گفته است روايتش اشكالي ندارد. سپس نسائي و ارباب سنن به رواياتش احتجاج كرده اند.
و در جاي ديگر در باره حارث مينويسد:
وحديث الحارث في السنن الأربعة والنسائي مع تعنته في الرجال فقد احتج به وقوى أمره والجمهور على توهين أمره مع روايتهم لحديثه في الأبواب فهذا الشعبي يكذبه ثم يروي عنه والظاهر أنه كان يكذب في لهجته وحكاياته وأما في الحديث النبوي فلا وكان من أوعية العلم.
روايت حارث در سنن اربعه و نسائي با سخت گيري وي در رجال به او احتجاج كرده اند و ايشان را تقويت كرده است؛ اما شعبي امرش را سست دانسته با اين كه روايت او در تمام ابواب موجود است. مثلا شعبي وي را تكذيب كرده ولي پس از آن روايتش را نقل كرده است. ظاهر اين است كه شعبي او را در لهجه و حكاياتش تكذيب كرده است. اما در روايت نبوي نه، و ايشان از مخزنهاي علم بوده است.
با توجه به متن فوق، حارث بن عبد الله از نظر يحيي بن معين موثق و از نظر ذهبي و برخي ديگر همانند نسائي كه از وي روايت نقل كرده اند، مورد اعتبار و داراي منزلت است.
عجلي كوفي نيز اسم وي را در كتاب «معرفة الثقات» خود آورده است:
ابو عبد الله (احمد بن حنبل) ميگويد: ابو عبيده در كتابش از ابو مريم سخن به ميان آورده و گفته: وقتي ميگفتند: ابو مريم چنين گفته، مردم فرياد شان بلند مي شد، اما ابو عبد الله تبسم ميكرد. به ابو عبد الله گفتم: ضعف ابو مريم از ناحيه رأي و نظر اوست و يا از نقل حديثش؟ گفت: از ناحيه نظر ورأي او. ...
5. عمرو بن عبد الله بن عبيد أبو إسحاق السبيعي :
اين شخص از راويان بخاري و مسلم است؛ از اين رو، احتياجي به آوردن توثيقات وي نيست. ابن حجر در مورد او ميگويد :
ع الستة عمرو بن عبد الله بن عبيد ويقال علي
6. الحارث بن عبد الله الاعور:
اين راوي را برخي همانند شعبي تكذيب كرده اند؛ اما در عين حال و در كمال تعجب از وي روايت نيز نقل كرده اند.
ذهبي در باره ايشان تعبير «علامه، امام، و اوعية العلم» دارد و مينويسد:
الحارث الأعور هو العلامة الإمام أبو زهير الحارث بن عبد الله بن كعب بن أسد الهمداني الكوفي صاحب علي وابن مسعود كان فقيها كثير العلم ...
قلت قد كان الحارث من أوعية العلم ومن الشيعة الأول وكان يقول تعلمت القرآن في سنتين والوحي في ثلاث سنين
فأما قول الشعبي الحارث كذاب فمحمول على أنه عنى بالكذب الخطأ لا التعمد وإلا فلماذا يروي عنه ويعتقده بتعمد الكذب في الدين وكذا قال علي بن المديني وأبو خيثمة هو كذاب وأما يحيى بن معين فقال هو ثقة وقال مرة ليس به بأس وكذا قال الإمام النسائي ليس به بأس ... ثم إن النسائي وأرباب السنن احتجوا بالحارث
حارث بن اعور علامه، پيشوا، ابو زهير ... مصاحب علي و ابن مسعود و يك فقيه كثير العلم بود. ... ميگويم: حارث ظرف علم و از شيعيان نخستين بود. او ميگفت: قرآن را در دو سال ياد گرفتم و وحي را در سه سال.
اما سخن شعبي كه حارث را كذاب معرفي كرده، حمل بر اين ميشود كه مقصود شعبي كذب از روي خطا است نه از روي تعمد، و گرنه چرا شعبي از او روايت نقل كرده در حالي كه اعتقاد به تعمد كذبش در امور ديني دارد.
ابن مديني و ابو خثيمه نيز وي را كذاب دانسته اما يحيي بن معين گفته است: وي ثقه است. و مرتبه ديگر گفته : رواياتش اشكالي ندارد و نسائي نيز گفته است روايتش اشكالي ندارد. سپس نسائي و ارباب سنن به رواياتش احتجاج كرده اند.
و در جاي ديگر در باره حارث مينويسد:
وحديث الحارث في السنن الأربعة والنسائي مع تعنته في الرجال فقد احتج به وقوى أمره والجمهور على توهين أمره مع روايتهم لحديثه في الأبواب فهذا الشعبي يكذبه ثم يروي عنه والظاهر أنه كان يكذب في لهجته وحكاياته وأما في الحديث النبوي فلا وكان من أوعية العلم.
روايت حارث در سنن اربعه و نسائي با سخت گيري وي در رجال به او احتجاج كرده اند و ايشان را تقويت كرده است؛ اما شعبي امرش را سست دانسته با اين كه روايت او در تمام ابواب موجود است. مثلا شعبي وي را تكذيب كرده ولي پس از آن روايتش را نقل كرده است. ظاهر اين است كه شعبي او را در لهجه و حكاياتش تكذيب كرده است. اما در روايت نبوي نه، و ايشان از مخزنهاي علم بوده است.
با توجه به متن فوق، حارث بن عبد الله از نظر يحيي بن معين موثق و از نظر ذهبي و برخي ديگر همانند نسائي كه از وي روايت نقل كرده اند، مورد اعتبار و داراي منزلت است.
عجلي كوفي نيز اسم وي را در كتاب «معرفة الثقات» خود آورده است: