جمع بين دو روايت ( الفقر فخري ) و ( با آمدن فقر ايمان از در ديگر مي رود ) چگونه است ؟
اين دوروايت داراي اطلاق و كليت نيستند .روايتي كه مي گويد با آمدن فقر ايمان ازدر ديگر مي رود، در واقع تبيين وضعيت معمولي مردم است ؛ يعني برخي ازانسان هاي عادي در تنگناي شديد اقتصادي دين گريز مي شوند و اين منافاتي ندارد با اين كه برخي در شرايط فقر استوارتر در ايمان شدند .مقصود از ( ( الفقرفخري ) ) نيز اين است كه به عنوان يك پيامبر و رهبر امت در اوج سادگي زيستن و زندگي شبيه فقرا داشتن نوعي افتخار است وگرنه خود فقر به تنهايي افتخاري نيست ، زيرا ممكن است اين فقر تحميلي باشد، بلكه گزينش اختياري يك زندگي همسان با فقرا افتخار است و سخن پيامبر ( ص ) دقيقاً به همين معنا است