💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 138662
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


تاریخ ‏نگرى و تاریخ ‏نگارى در قرآن کریم

آغاز ثبت نام هفتمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم قوه قضاییه در سال 1398

تاريخ نگارى؛ چالش‏ها و پى آمدها

در نگارش‏هاى تاريخى موجود، سه مشکل عمده مطرح مى‏باشد:
1 ـ ارزش علمى منابع گزارش دهنده رويدادها.
2 ـ اختلاف فاحش منابع در نحوه گزارش يک رويداد.
3 ـ امکان تحريف و غرض ورزى در گزارش يک رويداد تاريخى.

 


آغاز ثبت نام هفتمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم قوه قضاییه در سال 1398

تاريخ نگارى؛ چالش‏ها و پى آمدها

در نگارش‏هاى تاريخى موجود، سه مشکل عمده مطرح مى‏باشد:
1 ـ ارزش علمى منابع گزارش دهنده رويدادها.
2 ـ اختلاف فاحش منابع در نحوه گزارش يک رويداد.
3 ـ امکان تحريف و غرض ورزى در گزارش يک رويداد تاريخى.
هم عصر نبودن يک تاريخ نگار با رويدادهاى گزارش شده، مستند نبودن گزارش و بى‏دقتى و محيط نبودن مورّخ به آنچه گزارش مى‏دهد، درصد اعتماد به گزارش‏هاى او را پايين مى‏آورد. با توجه به جدى بودن تحريف در گزارش رويدادهاى تاريخى و دست کارى اسناد تاريخى نمى‏توانيم براى هر رويداد گزارش شده، دست به تحليل و تفسير بزنيم، مگر اينکه مرحله تحقيق و تفحّص و بررسى به طور کامل انجام گيرد واز صحّت ثبت وقايع مطمئن گرديم. در صورتى که گمان داشتن به بخشى از حقيقت نيز مى‏تواند يک مفسّر را به انحراف بکشاند و او را از فهم و تفسير صحيح واقعيت‏ها دور نگه دارد.
بدين ترتيب با زير سؤال رفتن تاريخ نقلى و عدم امکان تحقيق در رويدادهاى گزارش شده، بايد از هر گونه تفسير و تحليل تاريخى خوددارى کرد. به همين خاطر بحث‏هاى استقرايى مستند به تاريخ نقلى در باب فلسفه تاريخ نيز مفيد نخواهد بود.

 

قرآن و تاريخ نگارى

در قرآن کريم از واژه تاريخ استفاده نشده است، ولى سوره‏هاى بسيار طولانى، چون: اعراف، هود، يوسف، نمل، قصص، طه و محمد به سرگذشت امت‏ها، شخصيت‏ها و نهضت‏ها اختصاص داده شده است.
سنّت‏هاى الهى جارى در جوامع بشرى در جاى جاى سوره‏هاى قرآنى مطرح گشته و مورد بهره بردارى قرار گرفته است. همچنين تحليل‏هاى تاريخى براى حوادث و جريان‏هاى گوناگون عرضه شده است و تاريخ بشريت و آفرينش انسان و کليه جريانات مربوط به انسان مورد بررسى قرار داده شده است.
قرآن کريم تابلويى بسيار تابناک و گويا از عصر صدر اسلام براى مطالعه کنندگان و پژوهش‏گران ترسيم نموده است.
آينده بشريت را در اين جهان به طور دقيق عرضه نموده و انسان را روياروى گذشته و آينده‏اش قرار داده است. در نگارش جريان‏ها و پديده‏هاى تاريخى نهايت دقت و ظرافت را به کار گرفته، و از تکرار و تأکيد و تغيير واژه‏ها نگارش‏هاى گوناگون و بسيار ظريف به مخاطبان خود ارايه داده است.
کليدها و واژه هايى که يک پژوهشگر را دنبال خود مى‏کشاند تا به مطالب تاريخى قرآن دسترسى پيدا کند از قرار ذيل مى‏باشند:

 

کليدها:

1 ـ کليه افعال که با صيغه ماضى به کار برده شده است، نشانگر حوادث سپرى شده و رويدادهاى گذشته مى‏باشد که در سرتاسر قرآن کريم به چشم مى‏خورد.
2 ـ کليه اقوام و ملت‏هاى گذشته و نام‏هاى اشخاص ياگروه‏هاى موجود قبل از نزول قرآن کريم، در حوزه تاريخ قرآنى قابل مطالعه و بررسى مى‏باشد.
3 ـ کليه آياتى که در صدر اسلام و در عصر نزول قرآن از حوادث و رويدادهاى آن عصر تابلويى ترسيم نموده باشد در حال حاضر به عنوان يک منبع تاريخى قابل اعتماد قرار مى‏گيرند.
بنابراين؛ در قرآن کريم آيات بسيار زيادى به تاريخ اختصاص داده شده است.
واژه‏هايى که به طور ويژه مفهوم تاريخ را در بردارند و مورد توجه قرار گرفته‏اند، گوناگون و حايز اهميت بوده و بايد مورد مطالعه جدّى قرار گيرند.
از باب نمونه به واژه هايى که در آيات ذيل آمده است، نظر خواننده را جلب مى‏نمايم:

 

1 ـ خَلا، خَلَت، خَلوْ:

«و إن من اُمّة الّاخلافيها نذير»(5)
و امّتى نيست مگر آنکه در ميان آنان هشدار دهنده‏اى بوده است.
«تلک اُمّة قد خَلَتْ لها ما کسبتْ»(6)
آن امتى است که در گذشته است و براى اوست آنچه را که انجام داده است.
«و ما محمدّ الّارسولٌ قد خلت من قبله الرسل»(7)
و محمد نيست جز پيامبرى که پيامبرانى پيش از او بوده‏اند.
«ما المسيح ابن مريم الّارسول قد خلتْ من قبله الرسل»(8)
مسيح پسر مريم، نيست جز پيامبرى که پيش از او هم پيامبرانى بوده ‏اند.
«کذلک أرسلناک فى اُمّةٍ قَد خلتْ من قبلها اُمم»(9)
بدين‏سان تو را به ميان اُمتى فرستاديم که پيش از آنها امت‏هايى رفته بودند.
«و حقّ عليهم القولُ فى اُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الانس»(10)
حکم عذاب در حق ايشان تحقق يافت در ميان امت هايى از جن و انس که پيش از ايشان بوده ‏اند.
«أتعداننى أن أُخرج و قد خلت القرون من قبلى»(11)
آيا به من وعده مى‏دهيد که از گور بيرون آورده خواهم شد و حال آنکه نسل‏هاى بسيارى پيش از من بوده ‏اند و زنده نشده ‏اند؟!
«و اذکر أخا عادٍ اذ أنذر قومه بالأحقاف و قد خلت النذر من بين يديه و من خلفه»(12)
و از برادر عاديان (هود) ياد کن که قومش را در احقاف هشدار داد و پيشاپيش وى و پس از وى هشدار دهندگانى به ميان آمده بودند.
«قد خلتْ من قبلهم المثلات»(13)
حال آنکه پيش از آنها عقوبت‏هاى الهى برقرار بوده است.
«سنّت الله التى قد خلتْ فى عباده»(14)
اين سنّت الهى است که در ميان بندگانش جارى بوده است.
«لايؤمنون به وقد خلتْ سنة الأولين»(15)
به آن ايمان نمى‏آورند در حاليکه سنت پيشينيان نيز چنين گذشته است.
«سنّة الله التى قد خلتْ من قبلُ و لن تجد لسنّة اللّه‏ تبديلا»(16)
اين سنت الهى است که پيش از اين نيز جارى بوده است و هرگز در سنت الهى تغيير و تبديلى نخواهى يافت.
«أم حسبتم أن تدخلوا الجنّة و لمّا يأتکم مثل الذين خَلوا من قبلکم»(17)
آيا گمان کرده‏ايد به بهشت مى‏رويد حال آنکه نظير آنچه بر سر پيشينيان شما آمده بر سر شما نيامده است؟
«فهل ينتظرون الّا مثل أيّام الذين خَلوا من قبلهم»(18)
پس آيا انتظارى جز مانند روزگار کسانى که پيش از آنان گذشته‏اند مى‏کشند؟
«و لقد أنْزلنا اليکم آياتٍ مبيّنات و مثلاً من الذين خَلَوا من قبلکم»(19)
و به راستى براى شما آياتى روشنگر نازل کرديم و مثلى از کسانيکه پيش از شما آمدند و رفتند.
«سُنّة الله فى الذين خَلَوا من قبل»(20)
اين سنت الهى است که در حق پيشينيان معمول بوده است.
در اين آيات واژه خلا و مشتقات آن به کار برده شده و به جز صيغه فعل ماضى واژه‏هاى قبل، اولين نيز آمده است که در قلمرو؛ أمّت‏ها، أقوام، شخصيت‏ها، افراد، ايّام، مثل‏ها، عبرت‏ها و سنّت‏ها بکار رفته است و گويا به تمام عناصر و حوادث تشکيل دهنده تاريخ و گذشته انسان توجه شده است.

 

2 ـ نبأ، أنباء:

«تلک القرى نقصّ عليک من أنبائها»(21)
آن شهرهايى هستند که از اخبارش (و رويدادهايش) بر تو مى‏خوانيم (و بازگو مى‏کنيم).
«کذلک نقصّ عليک من انباء ما قد سبق»(22)
بدين‏سان بر تو از اخبار و (رويدادهاى) آنچه گذشته است مى‏خوانيم.
«و کلاًّ نقصّ عليک من أنباء الرسل ما نثبّت به فؤادک»(23)
و يکايک از اخبار پيامران بر تو مى‏خوانيم،همانچه به آن دل تو را استوار مى‏داريم.
«ذلک من أنباء القرى نقصّه عليک منها قائم و حصيد»(24)
و آن است از اخبار آن شهرها که بر تو مى‏خوانيم، که برخى از آنها هنوز پا برجا مانده‏اند و برخى بر باد رفته‏اند.
«ما کنت تعلمها انت و لاقومک من قبل هذا»(25)
و پيش از اين نه تو و نه قوم تو آنرا نمى‏دانستند.
«تلک من أنباء الغيب نوحيها إليک»(26)
آن از اخبار غيب است که بر تو وحى مى‏کنيم.
«نحن نقصّ عليک نبأ هم بالحق»(27)
ما داستانشان را براستى و درستى ـ بر اساس حق ـ بر تو مى‏خوانيم.
«و اتل عليهم نبأ ابنىْ آدم بالحق»(28)
و بر آنان داستان دو فرزند آدم را به راستى و درستى بخوان.
«و اتلُ عليهم نبأ الذى آتيناه آياتنا فانسلخ منها»(29)
و بر آنان بخوان خبر (و داستان) کسى که به او آيات خود را بخشيده بوديم سپس از آن آيات فاصله گرفته و درآمد.
«و لقد جاءک من نبأ المرسلين»(30)
تحقيقا از داستان پيام رسانان (فرستاده شدگان خدا) به سوى تو گزارش هايى آمده است.
«ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود»(31)
آيا داستان گذشتگانى پيش از آنان «يعنى قوم نوح و عاد وثمود» براى آنان نيامده است و از آن آگاه نگشته‏اند؟
«ألم يأتکم نبأ الذين من قبلکم قوم نوح و عاد و ثمود»(32)
مگر داستان (و خبر) آنانکه پيش از شما بوده‏اند: «قوم نوح و عاد و ثمود» به شما نرسيده است؟
«و اتل عليهم نبأ ابراهيم.»(33)
و بر آنان بخوان و تلاوت کن، خبر و داستان ابراهيم را.
«نتلوا عليک من نبأ موسى و فرعون بالحق لقومٍ يؤمنون»(34)
بر تو مى‏خوانيم از داستان موسى و فرعون ـ به راستى و درستى ـ براى کسانى که ايمان مى‏آورند.
«ألم يأتکم نبأ الذين کفروا من قبل فذاقوا و بال امرهم»(35)
مگر براى شما نيامده است، خبر و داستان کسانى که پيش از شما کفر ورزيدند و عاقبت کارشان را چشيدند؟
واژه (نبأ) به تنهايى گزارش يک رويداد و مفهوم يک خبر را مى‏رساند، که در صورت ارتباط با گذشته مى‏تواند گوياى يک بحث تاريخى باشد و در قلمروهاى گوناگون به کار برده شده است. مانند: (أنباء القرى)، (أنباء الرسل)، (أنباء الغيب)، (نبأ المرسلين)، (نبأ الذين من قبل) و (نبأ الذين کفروا) که هر کدام گوياى يک جريان تاريخى يا يک رويداد محدود يا گسترده مى‏باشد. اقوام، تمدن‏ها، پيامبران، افراد، اصناف و گروه‏ها و حاکمان و فرمانروايان در اين آيات مطرح مى ‏باشند.

 

3 ـ نقصّ، قصص:

«نحن نقصّ عليک أحسن القصص بما أوحينا اليک هذا القرآن»(36)
ما بر تو بهترين قصه‏ها (و داستان‏ها) را مى‏خوانيم و گزارش مى‏دهيم با فرستادن همين قرآن.
«و کُلّا نقصّ عليک من انباء الرسل ما نثبّت به فؤادک»(37)
و يکايک از اخبار و داستان‏هاى پيامبران را بر تو مى‏خوانيم همانچه به آن دل تو را استوار مى‏داريم.
«نحن نقصّ عليک نبأهم بالحقّ»(38)
ما داستان آنان را بر تو مى‏خوانيم با راستى و درستى.
«فلنقصّنَّ عليهم بعلمٍ و ما کنّا غائبين»(39)
ما بر آنان از روى علم و آگاهى فرو خوانيم و ما غافل از احوال آنان نبوده‏ايم.
«کذلک نقصّ عليک من أنباء ما قدسبق»(40)
بدين سان بر تو از اخبار آنچه گذشته است مى‏خوانيم.
«و رسلاً قد قصصنا هم عليک من قبل و رسلاً لم نقصصهم عليک»(41)
و پيامبرانى که پيشتر داستان آنان را بر تو خوانده‏ايم و پيامبرانى که داستان آنان را نخوانده‏ايم.
«فاقصص القصص لعلّهم يتفکّرون»(42)
پس بر ايشان اين داستان را بخوان باشد که انديشه کنند.
«لقد کان فى قصصهم عبرة لأولى‏الالباب ما کان حديثا يفترى ولکن تصديق الذى بين يديه و تفصيل کل شى‏ء و هدى و رحمة لقوم يؤمنون»(43)
به راستى که در بيان داستان ايشان مايه عبرتى است براى خردمندان و اين قرآن ـ و داستانهايى که در او آمده است ـ سخنى بر ساخته نيست بلکه هم‏خوان با کتابى است که پيشاپيش آن است و روشنگر همه چيز و رهنمود و رحمتى براى اهل ايمان است.

 

4 ـ قرن، قرون:

«و لقد أهلکنا القرون من قبلکم لمّا ظلموا»(44)
و به راستى اقوام پيش از شما را آنگاه که ستم پيشه کردند نابود کرديم.
«و کم أهلکنا من القرون من بعد نوح»(45)
و چه بسيار اقوامى را که پس از نوح هلاک کرديم.
«و لقد آتينا موسى الکتاب من بعد ما أهلکنا القرون الأولى»(46)
و به راستى پس از آنکه نسل‏هاى نخستين را نابود کرديم به موسى کتاب آسمانى را داديم.
«ألم يرواکم أهلکنا من قبلهم من قرن مکّناهم فى الارض»(47)
آيا نديدند که پيش از آنان چه بسيار اقوامى که به آنان در روى زمين امکان و اقتدارى داده بوديم که به شما نداده بوديم، نابود کرديم؟!
«ثمّ أنشأنا من بعدهم قرنا آخرين»(48)
پس از هلاک قوم نوح باز قوم ديگرى ايجاد کرديم.

 

5 ـ قرية، قرى:

«ولقد أهلکنا ما حولکم من القرى»(49)
و راستى چه بسيار شهرهايى که پيرامون‏تان بود نابود کرديم.
«و تلک القرى أهلکناهم لمّا ظلموا و جعلنا لمهلکهم موعدا»(50)
و آن شهرها را چون اهلش ستم ورزيدند هلاک کرديم و براى نابوديشان زمانى و وعده‏اى مقرر داشتيم.
«و ما کان ربّک ليهلک القرى بظلم و اهلها مصلحون»(51)
و پروردگار تو در حالى که اهلش اهل صلح باشند (يا اصلاح‏گر باشند) ستمگرانه نابود نمى‏کند.
«و جعلنا بينهم و بين القرى التى بارکنا فيها قرى ظاهرة و قدّرنا فيها السير»(52)
در بين آنان آبادى هايى که به آنها برکت بخشيده بوديم آبادى‏هاى بهم پيوسته قرار داده بوديم.
«ذلک من أنباء القرى نقصّه عليک منها قائم و حصيد»(53)
اخبار آن شهرهاست که بر تو مى‏خوانيم برخى از آنها هنوز بر جاى مانده و برخى بر باد رفته‏اند.
«و کأين من قرية هى أشدّ قوةٍ من قريتک التى اخرجتک اهلکنا هم فلاناصرلهم»(54)
و چه بسيار شهرها که از شهر تو که تو را آواره کردند ـ نيرومندتر بودند، نابودشان کرديم و ياورى نداشتند.
«و کأين من قرية عتت عن أمر ربّها و رسله»(55)
و چه بسا شهرهايى که مردمانش از فرمان پروردگار و پيامبران او سرپيچيدند.
«وما أهلکنا من قريةٍ إلّا لها منذرون»(56)
و اهل هيچ شهرى را نابود نکرديم مگر آنکه هشدار دهندگانى داشتند.
«و کم من قريةٍ أهلکناها»(57)
و چه بسيار شهرهايى که آنها را هلاک و نابود کرديم.

 

6 ـ سلف، سلفا:

«فمن جاءه موعظة من ربّه فانتهى فله ما سلف»(58)
کسى که پند پروردگارش به او رسيده و دست بردارد گذشته‏اش را ايرادى نيست.
«عفاالله عمّا سلف»(59)
خداوند از گذشته‏ ها گذشته است.
«قل للذين کفروا إن ينتهوا يغفرلهم ما قد سلف»(60)
به کافران بگو اگر دست از کفر خود بردارند گذشته‏هايشان آمرزيده مى‏شود.
«فجعلنا هم سلفا و مثلاً للآخرين»(61)
و آنان را پيشينه و مايه عبرت واپسيان گردانديم.

 

7 ـ بين يديه، بين يدىّ:

«نزّل عليک الکتاب بالحق مصّدقا لما بين يديه»(62)
اين کتاب را هم خوان با کتب آسمانى پيشين به درستى بر تو نازل کرد.
«و قفّينا على آثار هم بعيسى ابن مريم مصدّقا لما بين يديه و آتيناه الانجيل فيه هدى و نور و مصّدقا لما بين يديه»(63)
و به دنبال ايشان عيسى فرزند مريم را فرستاديم که گواهى دهنده بر حقانيت تورات بود که پيشاپيش او بود. و به او انجيل را داديم که در آن رهنمود و نورى هست و همخوان با تورات است که پيشاپيش آن نازل شده است.
«و هذا کتاب انزلناه مبارک مصّدق الذى بين يديه»(64)
و اين کتابى است مبارک که فرو فرستاده‏ ايم همخوان با کتابى است که پيشاپيش آن است.
«إنّى رسول الله اليکم مصدّقا لما بين يدىّ من التورية»(65)
من پيامبر خداوند به سوى شما هستم و تصديق کننده توراتى که پيشاروى من است.

 

8 ـ أيّام اللّه‏:

«أيّام اللّه‏» به روزهاى تاريخى و سرنوشت ساز که در بردارنده حادثه‏اى مهم براى برخى جوامع بشرى بوده گفته مى‏شود. و بهره بردارى از اين يادآورى نعمت‏هاى الهى در طول تاريخ بوده است. نمونه آن را در وظايف الهى تعيين شده براى حضرت موسى عليه‏السلام مى‏بينيم:
«و لقد ارسلنا موسى بآياتنا أن اَخرج قومک من الظلمات الى النور و ذکّرهم بأيّام اللّه‏ إن فى ذلک لآيات لکلّ صبّار شکور.»(66)
بدرستى که موسى را بوسيله آيات و نشانه‏هاى خود مأموريت داديم که قوم خود را از تاريکى‏ها به سوى نور بيرون‏آور و آنان را به روزهاى خدايى يادآورى کن، تحقيقا در آن يادآورى براى هر انسان بسيار صبر کننده بر بلاها و سپاس‏گزار آياتى فراوان وجود دارد.

 

9 ـ آيات الله:

«آيات الله» نيز با توجه به ذيل آيه فوق مى‏تواند شامل کليه آيات الهى که در حوزه تاريخ جوامع بشرى مطرح بوده و نشانه ‏اى از نشانه ‏هاى توحيد و قدرت و علم خدا را تشکيل مى‏دهد، باشد. آيات قرآن کريم در مواردى نيز شامل افعال الهى ويژه جوامع بشرى است و نمى ‏تواند ناظر به جريانات تاريخى آن جوامع باشد.(67)



نوشته شده توسط nedayevahi در سه‌شنبه 27 آبان 1399

ارسال نظر(0)

:: عکس نوشته قرآنی زیبا برای پروفایل با متن کوتاه قرآن و خدا
:: عکس نوشته آیه گرافی قرآن همراه با ترجمه
:: علل بی نشاطی در نماز
:: توبة واقعی
:: نفاق در قرآن و منافق در جامعه اسلامی
:: نفاق در قرآن و منافق در جامعه اسلامی
:: عوامل دین گریزی و گرایش جوانان به فرهنگ غرب
:: عوامل دین گریزی و گرایش جوانان به فرهنگ غرب
:: چرا زنان بیشتر از مردان طلاق می خواهند؟
:: چرا آمار طلاق بالاست؟





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709