
ج) نياز به محبت و دوستي:
نياز به محبت از نيازهاي اساسي انسان به شمار مي رود؛ همانگونه که انسان به آب و غذا نياز دارد؛ به محبت نيز نيازمند است و بود و نبود آن، در تعادل روحي و رواني وي تأثير فراوان دارد. روان شناسان بر همين اساس به ترسيم هرم نيازهاي انسان پرداخته اند.
کودکي که در محيط گرم و محبت آميز رشد کند، رواني شاد و دلي آرام و با نشاط و به تبع آن، جسمي سالم خواهد داشت. چنين فردي به زندگي اميدوار و دلگرم بوده، خود را در جهاني پرآشوب، تنها و بي ياور نمي بيند. از سوي ديگر، اظهار محبت به کودک از ابتلاي وي به عقده حقارت جلوگيري مي کند. کودکي که از محبت هاي گرم پدر و مادر محروم بوده، يا نيازش به محبتهاي آنان به حد کافي اشباع نشده است، نسبت به اطرافيان خويش و حتي پدر و مادر عقده نفساني مي يابد و در نتيجه، زمينه هرگونه فساد و انحرافي برايشان مهيا مي شود. به اعتقاد کارشناسان امور تربيتي، تندخويي، خشونت، اعتياد، افسردگي، نا اميدي و ........... غالباً معلول عقده حقارتي است که در اثر کمبود محبت پديد آمده است. گاه فشارهاي رواني تا بدانجا اين اشخاص را آزار مي دهد که دست به خودکشي مي زنند. بسياري از فرزنداني که از منزل فرار کرده اند، انگيزه خود را از فرار، بي توجهي و کم مهري پدر و مادر دانسته اند.
همانگونه که محبوب بودن از نيازهاي اوليه انسان است، محبت نمودن از نيازهاي اساسي او است. دوست يابي و برقراري روابط اجتماعي که به خصوص در سنين نوجواني و جواني شدت مي گيرد، براساس همين رابطه متقابل ميان نياز به محبت و نياز به مهر ورزيدن شکل مي گيرد. بنابراين، رفيق خوب و مناسب گرچه براي همگان مهم است، ولي براي نسل جوان اهميت بيشتري دارد؛ زيرا در اين دوره از يک سو عواطف نوجوان، نسبت به دوران کودکي، عمق بيشتري مي يابد و دوستي هاي سطحي او به دوستي هاي صميمي بدل مي شود. از سوي ديگر، نوجوان در اين سن به دنبال کسب استقلال است و لذا به طور طبيعي به دوستان جديد گرايش پيدا ميکند. بررسي هاي علمي نشان مي دهد که اثر پذيري نوجوانان از گروه همسالان بيش از هر گروه ديگري همچون خانواده و معلمان است. حال اگر دوستاني شايسته و مناسب گرداگرد نوجوان باشند، موجب تکامل تربيتي و معنوي او مي گشودند و اگر افرادي فاسد با او طرح دوستي بريزند، سبب سقوط وي در گرداب لغزشها و انحرافها مي گردند. بنابراين، بر والدين است که از يک سو به تقويت دوستي خود با فرزندان در سنين نوجواني بپردازند و از سوي ديگر، بر معاشرتهاي آنان نظارت کرده، آنها را در انتخاب دوستاني مناسب ياري رسانند.
د) توجه به ويژگيهاي فرزندان:
هر انساني از شخصيتي مستقل و هويتي مخصوص به خود برخوردار است؛ بر اين اساس، بايد همواره ويژگيهاي ثابت و متغير، علايق، انگيزه ها و هيجانات فرزندان خويش را مورد مطالعه قرار دهيم و بر مبناي آن به برنامه ريزي تربيتي بپردازيم. اين انتظار برخي از والدين که مي خواهند فرزندانشان همچون خودشان و نسخه اي کپي شده از آنها باشند صحيح و به جا نيست. در حديث شريف آمده است که «راه هاي وصول به خداوند به عدد جان هاي آدميان است.» بنابراين، نمي توانيم برنامه اي ثابت و غيرقابل تغيير براي تربيت ديني فرزندان مان در نظر گرفته، بر همگان به طور يکسان پياده کنيم؛ بلکه بايد با توجه به متغيرها و در پرتو ثوابت به روشي مناسب براي تربيت ديني فرزندمان نايل آييم:
برنامه مناسب تربيت ديني = متغيرهاي شخصي فرزندمان + مفاهيم و الگوهاي ثابت ديني
بر همين اساس، در حل مشکلات و ناهنجاري هاي کودکان و نوجوان بايد ابتدا کليد شخصيت آنها را شناسايي کرده، به نقاط ضعف و قوت آنها پي ببريم و سپس با بررسي علل انحرافشان، به درمان مناسب بپردازيم. در اين ميان طبيعي است که گاه به خطا مي رويم؛ از اين رو، چه نيکو است که با ثبت تجربيات خويش اطلاعات دقيق تري از شخصيت و روحيات فرزندمان به دست آوريم. فرزند يکي از انديشمندان مذهبي نقل مي کرد که پس از مرگ پدر در لوازم شخصي او به مجموعه اي از دفترها و يادداشت ها برخوردم که نکات دقيق و جالب توجهي از روحيات، عواطف و ابعاد مختلف (مثبت و منفي) من و ديگر خواهران و برادرانم در آن ثبت شده بود و تجربيات مختلفي را که پدرم در خلال تربيت ما به دست آورده بود ـ چه موفق و چه نا موفق ـ در آن دفترها نگاشته بود. آنچه در اين ميان مهم است، پيگيري مستمر و پرهيز از خستگي و بي تفاوتي در شناخت فرزندمان و برنامه ريزي مداوم در تربيت وي است.
حقوق فرزندان و مسئوليت هاي والدين:
خداوند سبحان در برابر اعطاي ولايت فرزندان به والدين، مسئوليت هايي ويژه بر دوش آنها نهاده است که از آنها به حقوق فرزندان تعبير مي شود. امام سجاد (ع) در رساله حقوق که به تبيين وظايف و مسئوليتهاي مختلف انسانها مي پردازد، بخش خاصي را به حقوق فرزند اختصاص داده، در عباراتي کوتاه و بسيار پربار چنين مي فرمايد:
اما حقي که فرزندت بر تو دارد، آن است که بداني او از تو و وابسته به تو است؛ خوب و بدش در اين دنيا به تو باز مي گردد و به يقين تو در مقابل ولايتي که بر او داري مسئول هستي به تربيت نيکوي او بپردازي و به سوي خداوند راهنمايي اش کني. و در انجام وظايف الهي و حقوق خود بر او ياري اش رساني، که تو در مقابل اين تکليف از پاداش و مجازات برخودار خواهي بود. پس درباره فرزندت چنان رفتار کن و تلاش نما که اثري نيکو پس از خود بر جاي گذاري و در مقابل پروردگارت توان پاسخگويي را داشته باشي.
شگفت آن است که برخي از خانواده ها نسبت به غذا و پوشاک و سلامتي جسماني فرزندان خويش اهتمام فراوان مي ورزند، ولي به تربيت و دينداري و بيماريهاي روحي و رواني آنها توجهي نمي کنند و به تعبير امام حسن مجتبي (ع): «شگفتا از کسي که در غذاي جسم خويش انديشه مي کند ولي به غذاي روح خود نمي پردازد».
پيامبر اکرم (ص) حقوق اساسي فرزندان را در وصيتي به امام علي (ع) چنين بر مي شمارد:
اي علي، حق فرزندان بر والدينشان آن است که نام نيکو بر آنها نهاده و آنان را به حسن ادب مزين سازند و در محيطي سالم پرورش شان دهند. اي علي، نفرين خداوند بر پدر و مادري که زمينه نافرماني فرزندان و بي احترامي آنها نسبت به خودشان را فراهم سازند و رحمت الهي بر پدر و مادري که فرزندان خويش را بر نيکوکاري به والدين ياري رسانند.
والدين با عمل به چهار توصيه پيامبر اکرم (ص) مي توانند زمينه صلاح فرزندانشان را فراهم آورده، از نافرماني آنها و گستاخي شان جلوگيري نمايند:
1ـ آنچه را کودک در حد توان خود انجام داده است، از او بپذيرند.
2ـ آنچه انجام آن براي کودک، سنگين و طاقت فرسا است از او نخواهند.
3ـ او را به گناه و سرکشي وادار نکنند.
4ـ به او دروغ نگويند و در برابر او به اعمال سبک و احمقانه دست نزنند.
با بررسي آيات و روايات، مي توان اهم حقوق فرزندان يا مسئوليت هاي والدين را در موارد ذيل بر شمرد:
1ـ نام نيکو: نخستين حق و يکي از مهمترين حقوق فرزند آن است که براي او نام نيکو، با معنا و زيبا انتخاب کنيم؛ چرا که نام انسان در روح و روان وي تأثير مي گذارد و مي تواند او را به جانب محتوا و مضمون آن نام سوق دهد. بر همين اساس، آدمي از نام زيبا مسرور گشته، به آن افتخار مي ورزد و از نام بد رنج برده، از آن شرمشار مي گردد. حال چه خوب است از ميان نامهاي نيکو، نامي را برگزينيم که همواره الگويي والا و عيني را در مقابل ما قرار دهد. نامهاي امامان و پيامبران و انسانهاي نيک در پيوند فرزندانمان با آن قهرمانان تاريخ تأثيري فراوان دارد. بر همين اساس، امام حسين بن علي (ع) براي تمام فرزندان خويش نام مبارک فاطمه و علي را برگزيده بود تا يادآوري مکرر آنها در عصر غربت آن دو شخصيت بزرگ، زمينه باز توليد آن قهرمانان را فراهم آورد و افراد و جوامع را از شعاعهاي وجوديشان بهره مند سازد.
2ـ مهر و محبت: والدين بايد محبت خويش را به فرزندانشان اظهار نموده و تنها به دوستي قلبي بسنده نکنند؛ زيرا براي کودکان فقط آنچه قابل مشاهده و لمس است معنا و مفهوم مي يابد. محبت هاي والدين بايد در نوازش ها، بوسه ها، آغوش گرفتن ها، تبسم ها و حتي نوع نگاه ها و آهنگ سخنانشان نمود و ظهور داشته باشد. بر همين اساس پيامبر گرامي اسلام (ص) مي فرمايد: « نگاه محبت آميز پدر به فرزند عبادت محسوب مي شود. » و « هر کس فرزند خويش را ببوسد خداوند براي او ثوابي در نظر مي گيرد و هر کس فرزندش را شاد گرداند، خداوند او را در قيامت شاد مي سازد. » امام صادق (ع) نيزمي فرمايد: « خداوند بنده اي را به دليل محبت بسيار به فرزندش مورد رحمت خويش قرار مي دهد. » همچنين در روايتي ديگر از موسي (ع) نقل مي فرمايد که او از خدا پرسيد:
«پروردگارا چه عملي نزد تو نيکوتر است؟» خداوند در پاسخش فرمود: « محبت به کودکان؛ چرا که من فطرت آنها را بر يگانگي خويش قرار داده ام و لذا اگر آنها را بميرانم از روي رحمتم به بهشت جايشان دهم.»
3ـ محيط سالم: يکي از نکاتي که در روايات به آن سفارش بسيار شده، انتخاب محيطي سالم براي رشد کودکان و به حداقل رساندن عوامل منفي تأثير گذار بر آنها است. انتخاب محله مناسب، مدرسه خوب، اطرافيان و دوستان شايسته و ...... همگي تأثير به سزايي در تربيت فرزندان داشته و از مسئوليتهاي مهم والدين به شمار مي روند. چرا که محيط گناه آلود، روان را فاسد و مسموم ساخته، خانه دل را تاريک مي نمايد. شايد به همين دليل است که مسلمان حق ندارد و در محيط آلوده اي که قادر به حفظ دين و عقيده خود در آن نيست، زندگي نمايد و کمترين وظيفه او مهاجرت از آن محيط مسموم است.
يکي از اموري که در سالم سازي محيط رشد فرزندان مان تأثير فراوان دارد، آموزش محرم و نامحرم، کنترل معاشرتها با جنس مخالف و جدا سازي بستر خواب فرزندان است. معاشرت مختلط دختران و پسران در مجالس عروسي، ميهماني ها و ...... تأثير فراواني بر تغيير روحيه ديني و بينش معنوي آنها خواهد گذاشت. اين مسأله در مورد دختران اهميت بيشتري دارد؛ زيرا آنها زودتر از پسران به بلوغ مي رسند. بستر کودکان نيز بايد در شش سالگي از هم جدا شود. رعايت اين اصول به تدريج سبب مي شود هر يک از پسران و دختران، نقش مردانه و زنانه مناسب را يافته و براي دوران بحران زاي بلوغ آماده گردند. نوه امام خميني (رحمت الله) عاطفه اشراقي در اين باره خاطره اي شنيدني دارد:
از مسائلي که امام زياد به آن توجه داشتند، محدود بودن روابط زنان و مردان بود. يادم است که ده سال بيش نداشتم و با برادرها و پسرخاله هايم بازي مي کردم و در عين حال حجاب نيز به سر داشتم. امام يک روز مرا صدا زد و فرمود: « شما هيچ تفاوتي با خواهرتان نداريد، مگر او با پسرها بازي مي کند که شما اين کار را مي کنيد. » از آن روز به بعد ديگر من در بازي پسرها شرکت نمي کردم.
محيط دروني خانه نيز بايد از هر گونه عوامل منفي در تربيت فرزندان تهي باشد؛ روابط جنسي والدين به هيچ وجه نبايد در معرض ديد فرزندان قرار گيرد. به تدريج بايد به کودک آموزش داد که در اطاق خاص خود بخوابد و براي رفتن به اطاق والدين اجازه بگيرد. قرآن کريم نيز در آيه 58 و 59 سوره نور به اين امر تصريح نموده است. در روايات حتي از هم بستري در مکاني نزديک به محل خواب نوزادان نيز نهي شده و انجام اين عمل، موجب پيدايش انحراف جنسي در بزرگسالي آنها شمرده شده است.
4ـ آموزش قرآن: در روايات از آموزش قرائت قرآن به عنوان يکي از وظايف والدين در تربيت فرزندانشان ياد شده است. بر همين اساس، امام علي (ع) به معلمي که «بسم الله الرحمن الرحيم» را به فرزندان خردسالش آموخته بود، به گنجايش دهان استاد، طلا و جواهر و هديه داد. امام حسن عسکري (ع) نيز در روايتي ثواب آموزش قرآن به فرزندان را تشکيل دهنده بخش بزرگي از نامه اعمال والدين مي شمارد. اين سفارشها همگي از آن رو است که قرائت قرآن در جواني موجب آميختگي مفاهيم آسماني آن با روح و روان کودک گشته و ذهن و انديشه وي را قرآني و الهي مي گرداند و در نتيجه، ضمانتي دروني در مقابل انحرافات اخلاقي و اجتماعي بدو مي بخشد.
5ـ آشناسازي با مفاهيم و معارف اسلامي: افزون بر قرائت قرآن، بايد معاني، مفاهيم، داستانها و مثل هاي قرآن را به کودکان مان بياموزيم و در کنار آن با روايات و احاديث معصومين (ع) آشنايشان سازيم و براي لحظه لحظه زندگي الگويي عملي در مقابل چشمانشان قرار دهيم. امام علي (ع) در اين باره چنين توصيه مي کند: « از دانش ما به کودکان تان بياموزيد که خداوند بدين وسيله منافعي به ايشان رساند. » امام صادق (ع) نيز به شيعيان خويش سفارش مي کند که نو نهالان خود را پيش از آنکه افکار و انديشه هاي انحرافي، گمراهشان سازد، با احاديث اهل بيت آشنا سازند.
چه نيکو است که پدران و مادران هر شب و يا دست کم هر هفته در جمع خانواده چند آيه يا حديث و يا برخي اشعار سازنده و داستانهاي مفيد را بخوانند و درباره آن به صحبت بنشينند. مهمترين موضوعاتي را که فرزندانمان بايد با آنها آشنا باشند، مي توان بدين ترتيب فهرست کرد:
ـ خداشناسي: معرفي خدا و صفات او، عدالت و حکمت الهي در آفرينش جهان و توضيح درباره بلاها و امتحانات.
ـ راهنماشناسي: شناخت پيامبران و فلسفه نبوت و آشنايي با امامان و کارکردهاي آنان.
ـ معادشناسي: رستاخيز، حسابرسي، برزخ، قبر، کيفر و پاداش.
انسان شناسي: رابطه انسان با خدا و جهان هستي، نظارت خدا برا انسان، خلافت انسان در زمين.
6ـ محبت به پيامبر و اهل بيت: وظايف والدين تنها به آموزش برخي مفاهيم و ايجاد پاره اي از نگرشها محدود نمي شود، بلکه بر آنها است که برخي گرايشهاي مثبت را به فرزندان خود القا کنند و در جانهايشان رسوخ دهند. محبت به خوبها و خوبي ها و نفرت از بدها و بديها ايمن سازي قوي و مؤثري در مقابل هر گونه زشتي و گناه بوده، محرکي به سوي کمال و ترقي معنوي به شمار مي رود. محبت به معصومين (ع) آنان را به حقايقي عيني و الگوهايي عملي مبدل ساخته، امکان همانند سازي با آنها را فراهم مي آورد. پيامبر اکرم (ص) در روايتي مي فرمايد: « فرزندان خود را بر دوست داشتن پيامبرتان و محبت به اهل بيت او تربيت نماييد. »
7ـ آموزش احکام شرعي: آشنا ساختن کودکان با وظايف و تکاليف شرعي آنها نيز يکي از مسئوليت هاي مهم والدين است که با نزديک شدن آنها به سن بلوغ، ضرورت بيشتري مي يابد. فرزندان ما بايد پيش از بلوغ به تدريج با احکام مورد نياز همچون طهارت و نجاست، وضو، غسل، نماز، روزه و ........ آشنا شوند و روش مراجعه به توضيح المسائل را فرا بگيرند. همچنين، از خجالت هاي بي مورد در پرسش از مسائل شرعي بپرهيزند.
8ـ ازدواج به موقع: يکي از وظايف مهمي که در روايات بر دوش والدين نهاده شده، پيشگيري از انحرافات جنسي فرزندان است. پيامبر اکرم (ص) حقوق فرزندان بر والدين را اينگونه مي شمارد: نام نيکو، آموزشهاي لازم و ازدواج به موقع. چه نيکو است که پدران و مادران از يک سو با مراعات نکات تربيتي از بلوغ زودرس فرزندان ـ که در اثر عوامل مختلفي مانند معاشرت با جنس مخالف، مشاهده فيلمهاي نامناسب، دوستي هاي ناشايست و ....... پديد مي آيد ـ جلوگيري کنند و از سوي ديگر، با آموزش هاي لازم، سن بلوغ عقلي آنها را پايين آورند و به حد واقعي خويش که مقارن با بلوغ جنسي است، برسانند. سپس زمينه ازدواجي ساده و پاکيزه را براي آنها فراهم آورند.
منبع: رواق انديشه جلد 14/ مركز پژوهشهاي اسلامي سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران