💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 138508
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


داستان های ناب امام جواد علیه السلام
تحفه ای که امام جواد علیه السلام از پدر خواست
 

تحفه ای که امام جواد علیه السلام از پدر خواست

تحفه ای که امام جواد علیه السلام از پدر خواست

موقعى که امام جواد علیه السّلام تصمیم گرفت از مدینه به عراق بیاید امام على النقى علیه السّلام را در حجره‏ اى جا داد، به آن حضرت فرمود: چه چیزى از تحفه‏ هاى عراق دوست دارى که براى تو فرستاده شود، گفت: شمشیرى که چون شعله آتش باشد. بفرزند دیگرش موسى فرمود: تو از تحفه ‏هاى عراق چه می خواهى؟ گفت: فرش یک اطاق.

امام جواد فرمود: امام على النقى شبیه من و موسى شبیه مادرش خواهد بود.

منبع: ترجمه إثبات الوصیه لعلیّ بن أبی طالب علیه السلام، على بن حسین،مسعودى، محمد جواد نجفى، تهران:۱۳۶۲ ،صص۴۲۸،۴۲۹

 

 


 

 

پاداش محبت

محمد بن ولید کرمانی می‏ گوید :
به امام جواد عرض کردم: «دوستان، دوستداران و خدمتکاران شما را چه پاداشی است؟»
فرمود: «امام صادق علیه‏ السلام خدمتکاری داشت که وقت رفتن به مسجد، استر آن حضرت را نگاه می‏ داشت. روزی به نگاهبانی استر نشسته بود که عده‏ ای از اهل خراسان به دیدن امام آمدند.  یکی از آنها به خدمتکار گفت: من مال و ثروت زیادی در خراسان دارم. بیا و جای خودت را با من عوض کن. هر چه من دارم از آن تو و این نگهبانی استر امام از آن من.
خدمتکار خرسند از این پیشنهاد، گفت: بگذار از امام رخصت بگیرم.
سپس پیش امام آمد و عرض کرد: فدایتان شوم اگر خداوند خیری برای من پیش آورده باشد، شما از آن ممانعت می‏ کنید؟
امام فرمود: من که خود به تو احسان می‏ کنم، چگونه ممکن است مانع احسان دیگران شوم؟
خدمتکار پیشنهاد مرد خراسانی را عرض کرد و از امام رخصت رفتن گرفت.
امام فرمود: اگر تو از مصاحبت ما سیر شده ‏ای و او به این مصاحبت راغب است، او را به جای تو قبول می ‏کنیم.
خدمتکار، خرسند از این رخصت، برخاست که برود. امام او را صدا کرد و فرمود از آنجا که مدت مصاحبت ما با هم زیاد بوده است، دوست دارم تو را نصیحتی کنم و آن گاه انتخاب را به خودت واگذارم.
خدمتکار عرض کرد: بفرمایید.
امام فرمود: روز قیامت، پیامبر اکرم به نور خدا چنگ می‏ زند، امیرالمؤمنین به نور رسول الله متوسل می ‏شود و امامان به نور امیرالمؤمنین و شیعیان با توسل به نور امامان وارد بهشت می‏ شوند.
خدمتکار پس از شنیدن این سخن امام عرض کرد: یابن رسول الله! من در خدمت شما می‏مانم و آخرت را بر دنیا برمی‏گزینم.
خدمتکار وقتی به نزد مرد خراسانی برگشت، از حال او ماجرا را دریافت، گفت: برگشتی ولی نه با آن حال که رفته بودی.
خدمتکار، فرمایش امام و علت انصراف خود را برای مرد خراسانی باز گفت.
امام صادق، اما از اخلاص و محبت آن مرد خراسانی تقدیر کرد و دعایش فرمود.
«هزار دینار نیز به خدمتکار فهیم خود هدیه کرد.»
محمد بن ولید کرمانی می ‏گوید: «به امام جواد عرض کردم: اگر زن و فرزندانم در مکه نبودند، هرگز دوست نداشتم آستان شما را ترک کنم.»
امام ما، جواد فرمودند: «من هم علی‏رغم اندوه دوری با رفتنت موافقم» .
سپس فرمودند: «پولی را که آورده بودم، بردارم.»
عرض کردم: «اجازه بدهید باشد».
امام با لبخندی شیرین فرمودند: «بردار! به آن احتیاج پیدا می‏کنی»
وقتی به مکه بازگشتم، دیدم که بخش بزرگی از دارایی‏ام از بین رفته است و به آن پول محتاج شده‏ ام. [۱] .

پی نوشت:

(۱)بحارالانوار،ج۵۵،ص۸۸٫

منبع: آسمانی ترین مهربانی،مهدی شجاعی،کتاب نیستان:۱۳۸۵،صص۱۱۲-۱۱۵٫

 

کیفر محارب

امام جواد علیه السلام به عنوان پاسدار حریم وحی از تفسیرهای نابجا و غیر عقلانی آیات قرآن جلوگیری کرده و علماء و دانشمندان را به سوی فهم صحیح آیات قرآن راهنمایی می فرمود.

۱-در زمان معتصم عباسی، عوامل خلیفه عدّه ای دزد را – که راههای عمومی در بین شهرها را برای مسافرین و کاروانهای حج نا امن کرده بودند – دستگیر کرده و از مرکز خلافت در مورد چگونگی مجازات آنان خواستار دستور بودند. خلیفه در مورد این حادثه حساس، مجلس مشورتی تشکیل داده و از دانشمندان عصر، کیفیت اجرای حد شرعی را در مورد آنان خواستار شد. آنان گفتند: قرآن در این مورد بهترین راهکار است، آنجا که می فرماید: إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الاَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الاَرْضِ؛(۱) کیفر کسانی که با خدا و رسول او به جنگ و محاربه برمی خیزند و در روی زمین در اشاعه فساد تلاش می کنند، این است که: اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا دست و پای آنان به عکس یکدیگر قطع شود و یا این که از سرزمین خود تبعید گردند.

آنان به خلیفه پیشنهاد کردند طبق این آیه، یکی از کیفرهای فوق را در مورد تبهکاران انتخاب کند. معتصم عباسی در همان جلسه از امام جواد علیه السلام نیز نظر خواست. آن حضرت اوّل از اظهارنظر خودداری کرد، امّا وقتی که با اصرار خلیفه مواجه شد، نظر خود را چنین اعلام کرد: اینان در استدلال به آیه شریفه خطا کردند. استنباط حکم شرعی از این آیه شریفه دقت بیشتری می طلبد و باید تمام جوانب مسئله در نظر گرفته شود و نسبت به جرمهای مختلف، کیفرها فرق می کند؛ زیرا این مسئله صورتهای مختلف و احکام جداگانه دارد:

الف) اگر این راهزنان فقط راه را ناامن کرده اند؛ نه کسی را کشته و نه مال دیگری را به غارت برده اند، مجازات آنان فقط حبس است و این همان معنای نفی از ارض است.

ب) اگر راه را ناامن کرده و افراد بی گناهی را کشته اند، امّا به مال دیگران تجاوز نکرده اند، مجازات آنان اعدام است.

ج) اگر امنیت را از راههای عمومی سلب کرده، انسانهای بیگناه را کشته و مال مردم را نیز به غارت برده اند، کیفر آنان باید سخت تر باشد؛ یعنی اوّل دست و پایشان را به عکس یکدیگر قطع می کنند، پس به دار مجازات آویخته می گردند.

معتصم این نظریه را پسندیده و به عامل خود دستور داد، طبق نظر امام جواد علیه السلام عمل کند.(۲)

پی نوشت:

(۱)سوره مائده، آیه ۳۳٫

(۲)تفسیر العیاشی، مکتبه العلمیه، تهران، ج ۱،ص ۳۱۵٫

منابع:

۱٫نگاهی گذرا به سیره قرآنی حضرت جواد الائمه علیه السلام،پاسدار اسلام ، آبان ۱۳۸۸ ، شماره ۳۳۵

۲٫اندیشه های قرآنی امام جواد،عبدالکریم جوادنیا

 

حد سارق

زرقان دوست صمیمی ابن ابی داود نقل می کند که: روزی ابن ابی داود در حالی که اندوه و حزن بر چهره اش نمایان بود از نزد معتصم باز می گشت. از وی علت حزنش را جویا شدم، که او گفت: امروز آرزو کردم که کاش بیست سال قبل مرده بودم. به او گفتم به چه دلیل؟ گفت: به خاطر اینکه امروز ابی جعفر محمد بن علی بن موسی علیه السلام نزد امیرالمؤمنین خود را تثبیت کرد.
گفتم: چگونه؟ گفت: دزدی به سرقتش اعتراف کرده بود و خلیفه هم برای روشن شدن مسئله و اجرای حد بر وی، فقها را در مجلس جمع کرد و محمد بن علی را نیز دعوت نمود.
از ما سؤال کرد: از کجا دست دزد واجب است قطع شود؟ من گفتم: از مچ دست.
خلیفه گفت: به چه دلیل؟ گفتم: برای اینکه دست همان انگشتان و کف دست تا مچ است و بدین خاطر خداوند سبحان درباره‏ ی تیمم می فرمایند: فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق وامسحوا برؤسکم و ارجلکم الی الکعبین.[۱] .
در خصوص این فتوی برخی از فقها در مجلس با من همراه شدند. برخی نیز گفتند: قطع دست از آرنج واجب است.
خلیفه از آنان علتش را پرسید. گفتند: چون خداوند در قرآن می فرماید: وایدیکم الی المرافق و این دلالت دست از نوک انگشتان تا مرفق و آرنج است.
ابن ابی داود ادامه داد: سپس خلیفه رو به امام جواد علیه السلام کرد و گفت: ای اباجعفر نظر تو درباره‏ ی این موضوع چیست؟ اباجعفر گفت: ای خلیفه این جماعت در این باره نظر دادند. مامون گفت: رای آنها را نادیده بگیر، رای خود را بیان کن.
او گفت: ای خلیفه مرا معاف کن. خلیفه گفت: تو را به خدا سوگند می دهم که نظر و رای خود را بیان کنی.
اباجعفر گفت: حال که سوگند دادی، می گویم. تمام اقوال بیان شده، اشتباه است. در دین و سنت واجب است دست از نقطه پیوند استخوانها، انگشتان قطع و کف دست به حال خود باقی بماند. خلیفه گفت: دلیلش چیست؟
اباجعفر گفت: این سخن رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: سجده بر هفت عضو واجب است. پیشانی، دو دست، دو زانو و دو پا، پس اگر دستش از مچ و یا آرنج بریده شود برای دزد دستی باقی نمی ماند تا با آن سجده کند و خدای متعال می فرمایند و ان المساجد لله [۲]  مسجدها از آن خداوند است یعنی اعضای هفت گانه سجده و مسجد از خدایند و آنچه از آن خداست قطع نمی شود.
ابن ابی داود گوید: معتصم از این حکم خوشش آمد و آن را پذیرفت و دستور داد تا دست دزد را از مفصل انگشتان دست قطع کنند نه کف دست. ابن ابی داود می گوید: در آن لحظه گویی برای من قیامتی برپا شد و آرزو کردم کاش زنده نبودم.
ابن ابی داود می گوید: پس از سه روز به نزد معتصم رفتم و به او گفتم: همانا خیرخواهی برای امیرالمؤمنین بر من واجب است. هرچند که بدانم به سبب آن بر آتش داخل شوم.
خلیفه گفت: این خیرخواهی چیست؟ گفتم: وقتی امیرالمؤمنین فقها، رعیت و دانشمندان آنها را برای امری از امور دین در مجلس خویش گرد هم می آورد، از آنها درباره حکمی پرسش می کند و آنان نیز آنچه می دانند بر زبان می رانند، در حالی که در مجلس خلیفه، خاندان او، فرماندهان، وزراء و کاتبان حضور دارند. سخنان مجلس خلیفه به گوش مردم می رسد و آنان پی می برند که خلیفه به خاطر فتوی و قول مردی که عده ای از این امت به امامت وی قائل هستند و ادعا می کنند، که او امام جواد علیه السلام به مقام خلافت سزاوارتر است، قول و فتوای همه را کنار می زند، حکم او را بر حکم فقها ترجیح می دهد، این چه عواقبی را در پی خواهد داشت؟
ابن ابی داود گفت: در این لحظه رنگ خلیفه به خاطر آنچه به وی تذکر داده بودم تغییر کرد و گفت: خداوند به خاطر این خیرخواهی به تو جزای خیر عطا کند. چهار روز پس از این واقعه حضرت به شهادت رسید… [۳] .

 

پی نوشت:

۱٫ سوره مائده، آیه ۶٫

۲٫جن،۱۸

۳٫تفسیر عیاشی،ج۱،ص۳۱۹،موسوعه الامام جواد علیه السلام-ج۲،ص۴۱۰،بحارالانوار،ج۵۰،صص۵-۷٫

منابع:

۱٫نگاهی گذرا به سیره قرآنی حضرت جواد الائمه علیه السلام،پاسدار اسلام ، آبان ۱۳۸۸ ، شماره ۳۳۵

۲٫جایگاه علمی امام جواد،محمدجوادشاهرودی

 

انتخاب همسر

مرد ! چرا سنگ ‏اندازی می‏کنی ؟ هر دختر و پسری سرانجام باید ازدواج کنند و زندگی مشترک خود را آغاز کنند .

– سنگ اندازی کدام است زن ؟ هر که از راه رسید و دخترمان را خواست ، باید بدهیم ؟ مگر تو او و خانواده ‏اش را چقدر می‏ شناسی که این همه اصرار می‏ کنی ؟ !

– شناخت زیادی ندارم ، ولی مگر تو با آنها آشنا نیستی ؟

– من فقط چند بار در مسجد با او سلام و علیک داشته‏ ام ، همین ! ظاهرش نشان می ‏دهد که جوان بدی نیست . زحمتکش است . با زور بازو مخارج خود و مادر پیرش را تأمین می‏ کند .

– این سه باری که با مادرش به خواستگاری آمده بود ، از برخوردهایش فهمیدم که انسان مؤمن و خوبی است . مادرش می‏ گفت : اهل محل همه قبولش دارند !

– نمی‏دانم . من که عقلم به جایی قد نمی‏ دهد . جمیله چه می‏ گوید ؟

-نظرش چیست ؟

– حرفی نزده ، اما با شناختی که از روحیه‏ ی دخترمان دارم ، می‏دانم که سکوتش نشان رضایتش است . راستی قرار است مادرش نزدیک غروب برای گرفتن جواب بیاید . در جوابش چه بگویم ؟

– بگو یک هفته ‏ی دیگر صبر کنند تا خوب فکرهای‏مان را بکنیم .

– یک هفته ؟ !

– آری . باید با امام جواد علیه ‏السلام مشورت کنم . دخترمان را که از سر راه پیدا نکرده ‏ایم، ولی مبادا به آن‏ها درباره ‏ی مشورت چیزی بگویی !

جمیله در آشپزخانه بود و گفت‏وگوی پدر و مادرش را می‏شنید . از شدت اضطراب ناخن‏هایش را می‏ جوید . او به خواستگارش علاقه داشت . از طرفی صحبت‏های پدرش را هم منطقی می ‏دید .

یک هفته از ماجرا گذشت . نزدیک‏ های ظهر بود که زن صدای در را شنید . وقتی در را باز کرد ، قاصدی نامه  ‏ای را کف دست او گذاشت و رفت .

زن می‏دانست که ابراهیم دوست ندارد نامه‏ هایش باز شود . این بود که تا عصر صبر کرد . وقتی ابراهیم به خانه آمد ، دست و رویش را شست و داخل اتاق شد، زن نامه را جلوی او گذاشت و گفت : امروز رسید .

چشم‏های ابراهیم برق زد . نامه را برداشت و بوسید . زن گفت :

– از کیست ؟

– از امام جواد علیه‏ السلام نظرش را پرسیده بودم و جواب نوشته است .

– بخوان ، ببینم چه نوشته ؟

– مرد نامه را گشود و بلند خواند ، طوری که جمیله هم در آشپزخانه بشنود :

اگر خواستگاری برای دختر شما آمد و اخلاق و دیانت او مورد رضایت شما بود ، با ازدواج موافقت کنید . اگر چنین نکردید و پسر و دختر مجرد باقی ماندند ، در جامعه فتنه و فساد بزرگی به وجود می ‏آید .

مرد نامه را بست . رو به زنش کرد و گفت :

– اگر برای جواب آمدند ، بگو مبارک است ان‏شاءالله !

جمیله وقتی این حرف را شنید ،خیالش راحت شد و در حالی که از خجالت توی صورتش خون دویده بود ، یک لیوان شربت خنک برای پدرش ریخت و جلوی او گذاشت . [۱] .

پی نوشت:

(۱)فروع کافی،ج۵،ص۳۴۷،ح۲

منبع: حیات پاکان،مهدی محدثی،بوستان کتاب:۱۳۸۵،صص۵۶-۵۹٫

 

امام جواد و پرهیز از تجمل

پرهیز از تجمل

از حسین مکارى روایت شده که در بغداد خدمت امام جواد علیه السلام رسیدم در حالى که کارش بالا گرفته بود، با خود گفتم: این مرد (امام) چیزهایى را که در اینجا مى‏خورد (یعنى وضع خوراک او اینجا خیلى بهتر از مدینه است)، دیگر هیچ وقت به وطنش برنمى‏گردد.
راوى مى‏ گوید: حضرت، سرش را پایین انداخت و سپس سرش را بالا گرفت و در حالى که رخسارش زرد شده بود، فرمود:
اى حسین! نان جو و نمک، در حرم جدّم رسول خدا- صلّى اللَّه علیه و آله- (مدینه) براى من بهتر است از آنچه تو مرا در این وضع مى ‏بینى‏ «۱»

(۱)بحارالانوار،ج۵۰،ص۴۸٫

منابع:

جلوه‏ هاى اعجاز معصومین علیهم السلام (ترجمه الخرائج و الجرائج)، سعید بن هبه الله – قطب الدین راوندى،غلام حسن محرمى، دفتر انتشارات اسلامى – ایران ؛ قم، چاپ: دوم، ۱۳۷۸ ش.،ص۳۰۸

آسمانی ترین مهربانی،مهدی شجاعی،کتاب نیستان:۱۳۸۵،ص۶۳٫



نوشته شده توسط nedayevahi در سه‌شنبه 31 تیر 1399

ارسال نظر(0)

:: عکس نوشته قرآنی زیبا برای پروفایل با متن کوتاه قرآن و خدا
:: عکس نوشته آیه گرافی قرآن همراه با ترجمه
:: علل بی نشاطی در نماز
:: توبة واقعی
:: نفاق در قرآن و منافق در جامعه اسلامی
:: نفاق در قرآن و منافق در جامعه اسلامی
:: عوامل دین گریزی و گرایش جوانان به فرهنگ غرب
:: عوامل دین گریزی و گرایش جوانان به فرهنگ غرب
:: چرا زنان بیشتر از مردان طلاق می خواهند؟
:: چرا آمار طلاق بالاست؟





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709