
دفاع مقدس عامل افزايش مقاومت داخلي و خارجي عليه نظام سلطه
تا بدين جا از سياست حضرت امام (ره ) در مديريت جنگ و موضع گيري ايشان نسبت به پذيرش قطعنامه سخن گفتيم و بر اين نكته تاكيد نموديم كه ايشان توانستند با اداره مطلوب جنگ انديشه دفاعي خود را به بدنه جامعه اسلامي ايران بلكه دنياي اسلام منتقل نمايند تا از اين طريق بتوانند جنگ ميان كفر و اسلام را نهادينه كنند و جنگ هشت ساله را به عنوان ابزار ارتقا وجدان عمومي ملل جهان خصوصا دنياي اسلام مطرح نمايند. قطعااين امردر عوامل درون زا و برون زاي جنگ تحميلي بسيار موثر بود و باعث شد هم مقاومت داخلي در مقابل كفر و هم مقاومت بين المللي در سطح جهاني در برابر نظام استكبار فزوني يابد. به ديگر بيان ايشان توانستند با اين ابزار در نظام قدرت جهاني در درون و خارج مرزهاي ايران اسلامي انگيزه و ايمان دروني معتقدين به اسلام را نسبت به ضرورت درگيري همه جانبه با كفر صدچندان كنند. موفقيت اساسي ايشان را در صحنه جنگ بايست در همين دو عرصه « درون » و « بيرون » ارزيابي نمود. به گونه اي كه در درون به ابقا نظام انگيزشي جامعه بر محور ايمان ـ و نه احساسات ناسيوناليستي ـ نائل آمدند. اين امر باعث شد جايگاه اسلام در نظام قدرت جهاني ارتقا يابد و دشمن را در عرصه هاي بسياري به انفعال كشاند. همين تحرك حضرت امام (ره ) در اين عرصه باعث انفعال دشمن و كم اثرشدن ابزارهاي قدرت استكبار در ديگر عرصه ها شد. قطعا قدرت عملكرد حضرت امام (ره ) به انديشه ايشان در خصوص حكومت ديني بازگشت داشت به اينكه چنين نظامي را تبلور خلافت صالحان در زمين ارزيابي مي كردند.
دفاع مقدس دفاع از مرزهاي عقيدتي نه جغرافيايي اگر قرار بود رهبري جنگ به اين پديده به عنوان ابزار پالايش فرد و اجتماع ننگرد و آنرا در محدوده ضيق و غيركارآمد نژادي قومي و ملي محدود كند. در اين حال نه اصولا قوا براي حضور در جنگ ايجاد مي شد و نه انگيزه ها مي توانست پيروزهاي بزرگ نظامي را رقم زند.
حضرت امام (ره ) توانستند با اين نگاه به جنگ آنرا ابزار تهذيب فردي و اجتماعي قرار دهند. اصولا در جنگهاي نژادي و قومي انگيزه ايمان پشتوانه نبرد با دشمن قرار نمي گيرد و ابزار پرورش ايمان محسوب نمي شود و صرفا برد آن در گستره حضور آن نژاد يا قوم خلاصه مي شود حال آنكه حضرت امام (ره ) توانستند هرسه كار را انجام دهند; يعني با ابزار جنگ به پرورش دروني توسعه قدرت جهاني و استفاده بهينه از انگيزه مذهبي براي پيشبرد جنگ نائل شوند. بديهي است منظور از اين انگيزه ها صرفا تمايلات مذهبي رزمندگان اسلام در درون مرزهاي جغرافيايي نبود بلكه شامل انگيزه انديشه و رفتار سازماندهي شده نيروهاي اسلام در سراسر جهان مي شد كه توانست به عنوان يك مقدور بروني رفتار دشمن را در درگيري با ما كنترل نمايد.
هنر مديريت امام به اين امر باز مي گشت كه توانستند جنگ نظامي دو كشور را در جغرافيايي سياسي به جنگ استضعاف و استكبار يا كفر و ايمان تبديل نمايند و چارچوب تنگ ترسيم شده توسط نظام كفر كه جنگ را در مرزهاي سياسي خلاصه مي كرد بشكند.
« امروز خميني آغوش و سينه خويش را براي تيرهاي بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشكهاي دشمنان بازكرده است و همچون همه عاشقان شهادت براي درك شهادت روز شماري مي كند. جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقادي مان بسيج سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم » 4
« جنگ امروز ما جنگ با عراق و اسرائيل نيست . جنگ ما جنگ با عربستان و شيوخ خليج فارس نيست . جنگ ما جنگ با مصر و اردن و مراكش نيست . جنگ ما جنگ با ابرقدرتهاي شرق و غرب نيست . جنگ ما جنگ مكتب ماست عليه تمامي ظلم و جور. جنگ ما جنگ پابرهنگي عليه خوش گذرانيهاي مرفهين و حاكمان بي درد كشورهاي اسلامي است . اين جنگ سلاح نمي شناسد. اين جنگ محصور در مرزوبوم نيست . اين جنگ خانه و كاشانه و شكست و تلخي كمبود و فقر و گرسنگي نمي داند. اين جنگ جنگ اعتقاد است جنگ ارزشهاي اعتقادي ـ انقلابي عليه دنياي كثيف زور و پول و خوش گذراني است . جنگ ما جنگ قداست عزت و شرف و استقامت عليه نامردمي هاست . » 5
ايشان با همين انديشه توانستند از بدنه جهان اسلام سربازاني غيرتمند براي دفاع از كيان اسلام گزينش و تربيت كنند و دشمن را در محدودكردن قدرت اسلام در يك مرز خاص ناكام بگذارند.
« من به صراحت اعلام مي كنم كه جمهوري اسلامي ايران با تمام وجود براي احيا هويت اسلامي مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذاري مي كند و دليلي هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروي از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوي جاه طلبي و فزون طلبي صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد6 » .
پاورقي :
.1 صحيفه امام ج 19 ص .113
.2 همان ج 21 ص .69
.3 همان ص .95
.4 همان ص .87
.5 همان ص 67 ـ.68
.6 همان ص .91