|
|
|
|
|
|
|
نويسندگان :
:: اکبر احمدی
آمار بازديد :
:: تعداد بازديدها: 138519
:: کاربر: Admin
|
|
|
|

|
پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش
آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود
آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .
|
|
|
|
روی دست آسمان { خاطرات غدیر خم } |
|
|

شکوه یک نماز در تاریخ همه مسلمانان در صفهای منظّم ایستادهاند و منتظرند ظهر بشود تا با پیامبر نماز بخوانند . آنها میدانند که پیامبر میخواهد برایشان سخنرانی مهمّی بکند. در این میان به پیامبر خبر میرسد که عدّهای از مردم از جمعیّت فاصله گرفتهاند و در این اجتماع بزرگ شرکت نکردهاند . خدایا ! مگر آنها سخن پیامبر را نشنیدهاند که همه باید برای نماز جمع شوند ؟! آری ، فرستادگان پیامبر بارها و بارها در میان جمعیّت اعلام کردهاند که همه باید در نماز شرکت کنند . آنها از بزرگان قریش هستند ، پس چرا آنها از مسلمانان جدا شدهاند ؟ من فکر میکنم که آنها فهمیدهاند پیامبر امروز چه هدفی دارد ، برای همین میخواهند بهانهای برای فردای خود داشته باشند . چه بهانهای بهتر از اینکه بگویند ما سخنان پیامبر را در روز غدیر نشنیدیم ؟ ! همسفرم ! به نظر شما باید چه کرد ؟ من به سمت آنها میروم تا با آنها سخن بگویم ، امّا وقتی به آنها میرسم ، میبینم آدمهای معمولی نیستند ، اینها بزرگان قریش هستند . در این میان ،پیامبر علی(ع) را به حضور میطلبد و به او میگوید : «علی جان ! به سوی آن گروه برو و آنها را به سوی ما بیاور» . علی(ع) حرکت میکند و به سمت آنها میرود . بعد از لحظاتی . . . همه آنها نزد پیامبر هستند . نمیدانم چه میشود که آنها به این زودی از تصمیم خود منصرف میشوند ! آنها از هیبت و شجاعت علی(ع) میترسند ، میدانند که علی(ع) در اجرای دستور پیامبر کوتاهی نمیکند .97 اکنون دیگر همه مسلمانان جمع شدهاند و آماده خواندن نماز هستند . پیامبر سجّاده خویش را کنار منبر میگستراند و آماده نماز میشود . اللّه اکبر ! این صدای اذان است که به گوش میرسد .98
چه منظره زیبایی ! یک بِرکه آب ، درختان با شکوه و شکوه نماز جماعت! اینجا غدیر خم است ، ظهر روز هجدهم ماه ذی الحجّه ، سال دهم هجری . عترت پاک مرا بشناسید! نماز ظهر غدیر به پایان میرسد ! و پیامبر از جای خود برمیخیزد ، از چند نفر میخواهد که سخنان او را با صدای بلند تکرار کنند تا همه ، سخنان او را بشنوند . پیامبر بالای منبر میرود و رو به مردم میایستد ، همه ، منتظر شنیدن سخنان پیامبر هستند .99 او ابتدا از مردم سؤل میکند :«ای مردم ! آیا صدای مرا میشنوید ؟ من پیامبر شما هستم» .100 وقتی او مطمئن میشود که همه مردم به سخنان او گوش میکنند ، سخنان خود را آغاز میکند. او ابتدا خدا را به یگانگی یاد میکند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ . ستایش خدایی که یکتاست و شریکی ندارد ، خدایی که به همه چیز آگاهی دارد ، آفریننده آسمانها و زمین است . من به یگانگی او شهادت میدهم و به بندگی او اعتراف میکنم . ای مردم ! خدا آیهای را به من نازل کرده است ، گوش کنید ، این سخن خدا میباشد : یَـأَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ أُنزِلَ إِلَیْکَ ... ای پیامبر ! آنچه را که به تو نازل کردهایم به مردم بگو و اگر این کار را نکنی وظیفه خود را انجام ندادهای و خداوند تو را از فتنهها حفظ میکند . مردم ! من میخواهم علّتِ نازل شدن این آیه را برای شما بگویم : جبرئیل بر من نازل شده و از طرف خدا دستور مهمّی را به من داده است . ای مردم ! من به زودی به دیدار خدا خواهم شتافت و از میان شما خواهم رفت ، اکنون از شما میپرسم من چگونه پیامبری برای شما بودم ؟».101 اشک از چشمان ما جاری میشود ، آخر چگونه باور کنیم که پیامبر به زودی از میان ما خواهد رفت ؟ پیامبر سکوت کرده است و منتظر جواب است ، مردم ، همه با صدای بلند جواب میدهند : «ما شهادت میدهیم که در حقّ ما دلسوزی زیادی نمودی و پیامبر خوبی برای ما بودی ، خداوند به تو بهترین پاداشها را بدهد !» .102 اکنون پیامبر علی(ع) را صدا میزند ، و از او میخواهد به بالای منبر بیاید ، علی(ع) از منبر بالا میرود و طرف راست پیامبر میایستد .103 پیامبر رو به جمعیّت میکند و میگوید : «ای مردم ! من قرآن و عترت خود را به عنوان دو یادگار ارزشمند در میان شما باقی میگذارم . میخواهم بدانم شما بعد از من با این دو یادگار ، چگونه رفتار خواهید کرد ».104 همسفر خوبم ! من یک سؤل به ذهنم میرسد : چرا قبل از این سخن ، پیامبر علی(ع) را کنار خود فرا خواند ؟ شاید پیامبر میخواست که عترت خود را به مردم نشان دهد ، او میخواست به مردم بگوید که علی(ع) ، محور عترت اوست ! عترت پیامبر کسانی هستند که در خانه علی(ع) هستند ، علی و فاطمه و حسن و حسین(ع) عزیزان پیامبر میباشند. حتما یادت هست که پیامبر در سرزمین منا ، همین سخن را برای مردم بیان کردند . برای همین عدّهای در فکر هستند تا عایشه ، دختر ابوبکر را که همسر پیامبر است به عنوان عترت پیامبر معرّفی کنند !! آنها قصد دارند تا با تبلیغات وسیع خود ، عایشه را کنار قرآن قرار دهند ! امّا امروز پیامبر ، علی(ع) را کنار خود آورد تا عترت خود را به همه نشان بدهد ، اگر دیروز مردم در تشخیص عترت پیامبر دچار شک بودند ، امروز دیگر برای همه روشن شد که منظور پیامبر از عترت خود (که مقامی همچون قرآن دارند) چه کسانی است . سخن پیامبر ادامه مییابد : «ای مردم ! در رفتار خود با عترت من ، خدا را فراموش نکنید ، مبادا حقّ آنها را از بین ببرید !» .105 خوب گوش کن ! پیامبر این جمله را سه بار تکرار میکند .
 |
|
|
|
نوشته شده توسط
nedayevahi در شنبه 18 مرداد 1399 |
|
|
|
|
|
این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com |
|
|
:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;
|
|