
سیر توصیفی تسخیر لانه جاسوسی
مجموعه عواملی كه ذكر شد، دانشجویان ارزشی و اصولگرای طرفدار انقلاب و امام را به این نتیجه رساند كه باید برای حفظ انقلاب و نیز رابطه سازمانیافته با امام به منظور تشكیل یك تشكل دانشجویی اقدام كنند.
مهندس ضرغامی درباره شاكله تشكیلاتی اولیه دانشجویان پیرو خط امام میگوید: «شاكله اصلی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام را اعضای انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، صنعتیشریف و پلیتكنیك(امیركبیر) تشكیل میدادند.
دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتیشریف، پلیتكنیك، دانشكده فنی دانشگاه تهران تقریبا از اول انقلاب جلسات هماهنگی با هم داشتند و سعی میكردند در قبال مسائل انقلاب مواضع مشتركی اتخاذ كنند، تصمیم برای تسخیر لانه جاسوسی هم در همین جلسات اتخاذ شد. البته ابتدا در یك جمع محدودتر و بعد هم به طور عمومیتر در انجمنهای اسلامی هر سه دانشگاه. سپس دانشجویان مسلمان دانشگاه شهیدبهشتی به این سه دانشگاه اضافه شدند.»1
« در این میان، حجتالاسلام موسوی خوئینیها، حلقه وصل و عامل كلیدی ارتباط دانشجویان و امام شد. پس از برگزاری چندین جلسه در مورد چگونگی تسخیر سفارت آمریكا بین دانشجویان بحث و تصمیمگیری شد. یكی از این مسائل، انجام دادن فعالیتهای شناسایی برای اشغال سفارت آمریكا بود.»2
سرانجام، هسته مركزی دانشجویان پیرو خط امام، طرح برنامهریزیشده زیر را برای حمله و اشغال 3 روزه سفارت آمریكا پیاده كرد. خانم ابتكار مینویسد: «به بهانه تظاهرات روز 13 آبان از مقابل سفارت عبور كردیم، وقتی جمعیت از جلوی در سفارت رد شد، حساسیت پلیس برطرف میشود و تصور میكند كه جمعیت كاری با سفارت ندارد. در آن لحظه با دستوری كه یك نفر میدهد، بچهها به سمت در سفارت حمله میكنند، عدهای از در بالا میروند و عدهای هم زنجیر را پاره میكنند و وارد محوطه سفارت میشوند. در داخل هم جمعیت به 2گروه تقسیم میشوند. یك گروه، به سمت ساختمانهای اطراف محوطه میرود و یك گروه هم ساختمان اصلی را كه ما شناسایی كرده بودیم، محاصره میكند. همه حرفمان هم با آمریكاییها این است كه ما كاری با شما نداریم و برای اینكه حساسیتشان تحریك نشود و خدایناكرده تیراندازی نكنند یا كارهای خشن انجام ندهند، تاكید میكنیم كه فقط میخواهیم در داخل ساختمان یك تحصن موقت داشته باشیم و برویم. به این ترتیب به آنها نزدیك میشویم و اگر توانستیم به داخل ساختمان نفوذ كنیم آنها را به گروگان میگیریم و همان زمان معینی كه بین 48 تا 72 ساعت بود، در آنجا میمانیم و بعد آنجا را ترك میكنیم.»3

لحظه تاریخی
«سرانجام ساعت 30/10 روز 13 آبان 1358 هـ . ش، نزدیك به 50 دانشجوی سازماندهی شده در تقاطع خیابان طالقانی و بهار به سمت سفارت آمریكا حركت كردند و لحظه تاریخی اشغال جاسوسخانه این كشور اینگونه اتفاق افتاد.
در این میان دانشجویان موفق شدند تا قبل از نابودی اسناد كاغذی و میكروفیلمها به بخشی از آنها دست یابند.»4
پس از اشغال كامل سفارت، دستگیری جاسوسان آمریكایی و دسترسی به اسناد و مدارك، نخستین كاری كه انجام گرفت، آگاه كردن امام راحل از چگونگی انجام كار بود. به همین منظور، حجتالاسلام موسوی خوئینیها، طبق برنامه قبلی به سفارت مراجعت میكند؛ ایشان خود در این باره میگوید:
«پس از ورود به داخل لانه جاسوسی و آشنایی مختصر با محیط و جریان پیشرفت كار، با دفتر حضرت امام(ره) در قم تماس گرفتم و پس از توضیح مختصرِ اصلِ طرح و مراحل انجامشده برای حاج احمد آقا از ایشان خواستم كه سریعا به اطلاع حضرت امام برسانند و به ایشان ـ از قول من ـ عرض كنند كه نسبت به برادران و خواهرانی كه دست به این كار زدهاند، مطمئن باشند كه نیروهای مسلمان و تابع رهبری و مقلد حضرت امام هستند لكن اگر نسبت به اصل كار نظر مخالفی دارند، ما منتظر جواب هستیم كه پس از قطع تلفن تا فاصله پاسخ حاج احمد آقا با مجلس خبرگان تماس گرفتیم و به همان ترتیب، جریان را به اطلاع رئیس مجلس خبرگان رساندم. البته صرفا جهت اطلاع بود و به هر حال پس از چند دقیقه، حاج احمد آقا از قم تلفنی اطلاع دادند كه حضرت امام (ره) فرمودهاند: «خوب جایی را گرفتهاید، محكم نگه دارید.» پس از این تلفن و اعلام نظر حضرت امام در درون لانه هیجان و شور و نشاط عجیبی پیدا شد كه به دنبال آن، پس از دو سه ساعت كه جلسه علنی مجلس خبرگان شروع شد، حمایت خبرگان نیز از تریبون مجلس، رسما از اقدام دانشجویان اعلام گردید.»5
در تكمیل اظهارات بالا باید گفت كه مرحوم حاج سید احمد خمینی در شامگاه روز 13 آبان به نمایندگی از حضرت امام در جمع دانشجویان حضور مییابند و سپس به قم بازگشته و رهبر انقلاب را از جزئیات آنچه رخ داده بود، مطلع میسازند.6
امام هم در سخنرانی خود ـ در روز 14 آبان ـ و به فاصله یك روز از اشغال سفارت، آمریكا را «شیطان بزرگ» نامیدند و به سفارت آمریكا لقب «لانه جاسوسی» دادند و به طور علنی اقدام دانشجویان را تأیید كردند و گروهها و دستههای سیاسی مخالف را مجبور به سكوت و همراهی ظاهری با این اقدام كردند.
