💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 93242
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


شناخت اوصاف الهى


معناى «اَعلى»

پرسش 21 . معناى «اَعلى» در «سبحان ربى الاعلى» چيست؟

«اعلى» از «علو» مشتق شده كه به معناى نوعى برترى است. در توصيف خداوند به اعلا، تنها در مقام انتساب موجود مخلوق ـ كه در برابر او پست و دنى است ـ اين واژه و واژه هاى ديگرى چون «علىّ» و «متعالى» به كار مى رود.[158]

اما از آنجا كه حضرت حق، علوّ بالذات دارد و در واقع اين برترى ذاتى او است و مخلوقات و موجودات، علوّ و برترى شان بالغير و به واسطه افاضه علوّ خداوند به آنها است؛ اصلاً نمى توان برترى مخلوقات را با برترى خداوند متعال نسبت سنجى كرد و گفت: خدا از مخلوقاتش ـ كه برترند ـ برتر مى باشد. در اينجا مقايسه معنا و مفهوم ندارد.[159]

بر اين اساس، واژه «اعلا»، بيانگر اين حقيقت است كه خداوند متعال، برتر از آن است كه در فكر مخلوقات خود بگنجد. به مقام ذات او راهى نيست؛ نه فكر بدان مقام راه دارد و نه عقل و نه وهم و نه كشف ارباب شهود: «يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً».[160]

عنقا شكار كـس نشـود دام بازچـين

كاينجا هميشه باد به دست است دام را

 

عدالت خداوند

پرسش 22 . توضيح دهيد كه بر چه اساسى، خداوند را «عادل» مى خوانيم؟

خداى متعال، بالاترين مراتب قدرت و اختيار را دارد و هر كار ممكنى را مى تواند انجام دهد يا ندهد؛ بدون اينكه تحت تأثير هيچ نيروى اجبارگر و مقهور كننده اى قرار بگيرد. البته همه آنچه را مى تواند انجام نمى دهد؛ بلكه آنچه را مى خواهد و اراده مى كند، انجام مى دهد.

تجلى عدالت خداوند را مى توان در تكوين موجودات، تشريع احكام و حساب رسى قيامت مشاهده كرد؛ از آنجايى خداى متعال، كمال محض است، اراده او اصالتاً به جهت كمال و خير مخلوقات، تعلّق مى گيرد و اگر لازمه وجود مخلوقى، پيدايش شرور و نقايصى در جهان باشد، جهت شرّ آن، مقصود بالتَبَع خواهد بود.

پس مقتضاى صفات كماليّه الهى، اين است كه جهان به گونه اى آفريده شود  كه مجموعا داراى بيشترين كمال و خير ممكن باشد و از اينجا، صفت حكمت براى خداى متعال، ثابت مى گردد.

امتياز اصلى انسان، اختيار و اراده آزاد است و داشتن نيروى اختيار و انتخاب، يكى از كمالات وجودى به شمار مى رود. موجودى كه واجد آن باشد، كامل تر از موجود فاقد آن، محسوب مى شود. امّا لازمه مختار بودن انسان، اين است كه هم بتواند كارهاى خوب و شايسته انجام دهد و به سوى كمال نهايى و ابدى، گام بردارد و هم بتواند، مرتكب كارهاى زشت و ناپسند گردد و به سوى خسران و شقاوت جاودانى، سقوط كند. البته آنچه اصالةً مورد اراده الهى قرار مى گيرد، همان تكامل او است؛ ولى چون لازمه اختيار انسان، امكان تنزّل و سقوط هم هست، چنين سقوط اختيارى هم به تَبَع مورد اراده الهى واقع خواهد شد.

و درباره عدالت در مقام تشريع احكام نيز گفتنى است؟ خداى متعال، انسان را به آنچه موجب خير و مصلحت او است، امر فرموده و از آنچه موجب فساد و سقوط او است، نهى كرده است تا وسيله حركت تكاملى او فراهم گردد و چون تكاليف الهى به منظور رسيدن انسان به نتايج عمل به آنها وضع شده و نفعى براى خداى متعال ندارد؛ از اين رو، حكمت الهى اقتضا دارد كه اين تكاليف، متناسب با توانايى هاى مكلّفان باشد؛ زيرا تكليفى كه امكان اطاعت نداشته باشد، لغو و بيهوده خواهد بود.

بدين ترتيب، عدالت در مقام تكليف، ثابت مى شود كه اگر خداى متعال، تكليفى فوق طاعت بندگان، تعيين كند، امكان عمل نخواهد داشت و كار بيهوده اى خواهد بود.

عدالت در مقام قضاوت بين بندگان، با توجّه به اين نكته ثابت مى شود كه اين كار، به منظور مشخص شدن استحقاق افراد براى انواع پاداش و كيفر، انجام  مى گيرد و اگر بر خلاف قسط و عدل باشد، نقض غرض خواهد شد.

سرانجام عدالت در مقام دادن پاداش و كيفر با توجه به هدف نهايى آفرينش، ثابت مى گردد؛ زيرا كسى كه انسان را براى رسيدن به نتايج كارهاى خوب و بدش آفريده است، اگر او را بر خلاف اقتضاى آنها، پاداش يا كيفر دهد، به هدف خود نخواهد رسيد. پس دليل عدل الهى ـ به معانى صحيح و در همه مظاهر آن ـ اين است كه صفات ذاتى او، موجب رفتار حكيمانه و عادلانه است و هيچ صفتى كه اقتضاى ظلم و ستم يا لغو و عبث را داشته باشد، در او وجود ندارد.[161]

 


آفرينش زشتى ها

پرسش 23 . چرا در دنيا زشتى و زيبايى درهم آميخته است و آيا بهتر نبود خداوند تنها زيبائى ها را مى آفريد؟

تفاوت ها در آفرينش:

خداوند متعال، نظام هستى را به نحو احسن و كامل ترين وجه، آفريده است. اقتضاى نظام احسن و كامل آن است كه در اين نظام، «تفاوت»ها به عنوان يك ضرورت باشد. ما در اين عالم ـ كه به اقتضاى كمال ما، واجد تفاوت هايى است ـ به يكى خوب و ديگرى بد مى گوييم. سپس مى پرسيم: آن خوب كيست؟ اين بد چرا وجود دارد؟ نمى دانيم كه در واقع اگر اين بد نبود؛ آن خوب هم نبود؛ مثل يك تابلوى نقاشى كه در آن، روشنايى و تاريكى توأم وجود دارد. اين تفاوت ميان قسمت ها است كه يك قسمت روشن و ديگران تاريك است؛ ولى اين تابلو، تابلو بودن و زيبايى و كمال خودش را به همين دارد كه روشنى ها و تاريكى ها، به يكديگر آميخته است. اگر به جاى تاريكى ها، همه روشنى بود، آيا آن وقت تابلو وجود داشت؟ آيا آن وقت زيبايى وجود داشت؟ آيا اگر در دنيا  زشتى نبود، زيبايى وجود داشت؟ اگر انسان بد و شقى نبود، انسان خوب و سعيد بود؟ آن را كه الان ما مى گوييم زيبايى و در مقابل آن مات و مبهوت مى مانيم و آن را درك و توصيف مى كنيم، براى اين است كه همه جاى دنيا آن طور نيست. اگر تمام دنيا يك جور بود و همه انسان ها خوب بودند و اگر همه افراد بشر، خصيصه امام على (علیه السلام)  و يك انسان سعيد و خوب را مى داشتند، ديگر براى آن حضرت و انسان هاى وارسته اى در دنيا به طور برجسته قابل شناخت نبودند. پس آنچه كه ما آن را خوب و سعيد و زيبا مى ناميم، زيبايى، سعيد و خوب بودنش مديون همين زشتى زشت، بدى بد و شقاوت شقى است.[162]

 

خوشبختى و تيره بختى

پرسش 24 . چرا خداوند به يك فرد كمال نعمت را مى دهد و به شخص ديگر كمال بدبختى؟ اگر اين آزمايش الهى است، آيا آزمايش خدا از لحظه تولد تا آخر عمر در نهايت بدبختى و تنگدستى و ... ظلم نيست؟

نظام حكيمانه جهان:

ما معتقديم: چون خداوند، عالم، قادر و خيرخواه مطلق است، نظام و جهان هستى را به بهترين وجه خلق كرده است.[163] همچنين معتقديم: خداوند جمال هستى را با يك سرى نظام ها و قوانين ثابت و پايدار ـ كه ذاتى جهان است ـ اداره مى كند. به بيان ديگر، خداوند در جهان شيوه هاى معينى دارد كه گردش كارها را هرگز بيرون از آن شيوه ها انجام نمى دهد. اين قوانين، مانند قوانين موضوعه و از قبيل تعهدات و قراردادهاى اجتماعى و الزامات ذهنى ـ كه در ميان انسان ها مرسوم است ـ نمى باشد؛ بلكه يك حقيقت تكوينى است كه بر اساس چگونگى  جهان و موجودات آن انتزاع شده و تبديل و تغيير براى آن محال است.

عالم ماده به دليل سنخ و ماهيت مخصوص به خود و با توجّه به مرتبه وجودى اش، در نظام هستى داراى احكام ويژه خود است كه اگر اين احكام، قوانين و سنن نباشد، عالم ماده ديگر عالم ماده نخواهد بود. در اين عالم تزاحم، محدوديت، زوال و بطلان هست. جهان طبيعت مملو از قطع ها و وصل ها، بريدن ها و پيوندزدن ها است؛ آميخته با نشاط و غم، شادى و رنج، اميد و شكست و ... است. تمامى اين آثار، لازمه ساختمان مخصوص اين عالم است. به هر روى عالم ماده، به دليل احكام مختص به خود منشأ بلاها، رنج ها، محنت ها، بيمارى ها و ... است كه ما از آن به «شرور» ياد مى كنيم. همچنين منشأ خوشوقتى ها، موفقيت ها، شادى ها، پيروزى ها و ... است كه ما از آن به «خيرات» نام مى بريم. گاه در اين شرور و خيرات، اراده آدمى نيز دخيل است؛ يعنى، انسان با انتخاب، علم و آگاهى خويش ـ كه لازمه وجودى او در اين عالم مادى است ـ به راه غلط گام مى گذارد و منشأ شرور مى گردد و يا در صراط مستقيم حركت كرده، سرچشمه خيرات متعددى براى خود و جامعه مى شود. امّا گاه در اين شرور و خيرات، اراده آدمى دخيل نيست؛ بلكه علل طبيعى و خارج از حيطه اختيار انسانى ـ كه مقتضاى سنن و قوانين عالم مادى است ـ بعضى از شرور را پديد آورده و يا موجب برخى خيرات مى گردد.[164]

خوشبختى و تيره بختى:

با توجّه به حقيقت ياد شده، بايد به اين مطلب اذعان كرد كه خداوند متعال، كمال نعمت را ارزانى يك فرد نكرده است؛ همان گونه كه كمال بدبختى را براى  يك شخص روا نمى دارد. آيا شما مى توانيد در اين جهان مادى، انسانى را پيدا كنيد كه از همه جهات، از نعمت ها و خيرات برخوردار باشد تا بگوييم خداوند كمال نعمت را به وى داده است؟ از سوى ديگر، آيا مى توان در اين عالم طبيعى، شخصى را يافت كه از همه نظر در بدبختى ها و شرور به سر مى برد تا اذعان كنيم كه خداوند متعال، او را در كمال بدبختى فرو برده است!؟ آنچه مى بينيم، اين حقيقت است كه به اقتضاى سنن و قوانين خاص اين عالم، نعمت ها و بدبختى ها در هم آميخته است و نمى توان شخصى را يافت كه در نعمت مطلق يا بدبختى مطلق به سر برد.

بسيارى هستند كه از نظر معيشتى در رفاه اند؛ ولى از مشكلات روحى و روانى، جسمى و خانوادگى در امان نيستند. فراوانند افرادى كه از زيبايى و استعداد سرشار برخوردارند؛ امّا در گرفتارى هاى اخلاقى، مالى، خانوادگى، جسمى و ... در عذاب اند. بله گروه زيادى در فقر مالى به سر مى برند؛ ولى از سلامت جسمانى و روانى برخوردارند. گروهى نيز در نعمت مادى غرق اند؛ ولى از زيبايى و استعداد تحصيل و تحقيق محروم اند و ... .

آنجا كه نعمت يا بدبختى انسان ها، ريشه در عملكرد و در واقع اراده و انتخاب خود آنان دارد، خداوند متعال دخالتى ندارد؛ بلكه اين آدمى است كه با گزينش صحيح يا غير صحيح، خود را با خوشبختى يا تيره بختى مواجه مى سازد.[165] امّا خيرات و شرورى كه از اراده و اختيار انسان نشأت نمى گيرد، بر اساس آموزه هاى دينى براى امتحان و آزمايش او است و اين آزمون، نه تنها با عدالت خداوند منافات ندارد؛ بلكه مقتضاى حكمت او است تا در پرتو اين امتحان، انسان هاى، از ناشايستان جدا گردند. آيا آزمون آخر سال يا ترم، ظلم به  دانش آموزان است يا كمك به آنان براى ارتقا و تعالى؟ خداوند متعال، نظام مادى را چنان قرار داده و براى آن قوانين خاص نهاده است تا آدمى با قرار گرفتن در آن، مدام در حال آزمايش باشد و بر اساس آن، بتواند خود را محك بزند كه آيا فقط و فقط خدا خواه و خداجو است، يا نيات و قصدهاى او، آلوده و مشوب به غير الهى است؟

از آنجا كه توجّه به موضوع ابتلا و آزمون و ابعاد گوناگون آن، انسان را در يافتن پاسخى عميق تر يارى مى رساند، شمه اى از شعاع هاى اين نعمت بزرگ الهى را بر اساس آيات و روايات تحليل مى كنيم:

1. آزمون الهى

خداوند متعال از آزمون خود، با واژه هايى چون «بلا» و «فتنه» و... ياد كرده است.[166] واژه «بلا» در لغت عرب، هم براى نعمت به كار مى رود و هم براى محنت و سختى و هر دو نيز آزمون الهى به شمار مى روند. محنت براى آزمايش «صبر» و نعمت براى آزمودن «شكر» انسان است.[167] قرآن نيز «شر و خير» را به عنوان امتحان تلقى فرموده است.[168] بنابراين نبايد پنداشت كه تنها سختى ها و مشكلات، در قلمرو آزمايش الهى است؛ بلكه نعمت ها و خوشى ها نيز، از آزمون الهى به شمار مى روند.[169]

2. فلسفه آزمون الهى

 آيات و روايات با لحن هاى گوناگون، فلسفه آزمون الهى را شمارش كرده اند كه مهم ترين آنها عبارت است از:

2ـ1. بلا و امتحان موجب بيدارى است و كسى كه در معرض آزمون قرار مى گيرد، بر غفلت ها، آلودگى ها، انحراف ها آگاهى مى يابد.[170]

رنج گنج آمد كه رحمت ها در اوست

مغز تازه شد چو بخراشيد پوست[171]

2ـ2. آزمون الهى، آدمى را به ياد خداوند مى اندازد.[172]

هم از آن سو جو كه وقت درد تو

مى شوى در ذكر «ياربى» دو نو

وقت درد و مرگ از آن سو مى نمى

چون كه دردت رفت چونى اعجمى؟

وقت محنت گشته اى الله گو

چون كه محنت رفت گويى راه كو

اين از آن آمد كه حق را بى گمان

هر كه بشناسد بود دايم بر آن[173]

2ـ3. ابتلا به نعمت و محنت، موجب شناخت خبيث از پاك و مجاهد و صابر از ظالم و كافر مى شود.[174]

2ـ4. امتحان روشن مى سازد كه آدمى، چه مقدار نيّت خالص دارد.[175]

گرچه خود را بس شكسته بيند او

آب صافى دان و سرگين زير جو

چون بشوراند ترا در امتحان

آب سرگين رنگ گردد در زمان

در تگِ جو هست سرگين اى فتى!

گرچه جو صافى نمايد مر ترا[176]

2ـ5. مواجه گشتن با ابتلا، كيفيت عمل را مشخص مى سازد.[177]

2ـ6. قرار گرفتن در محنت و سختى، گناهان انسان را پاك مى سازد.[178]

آن جفا با تو نباشد اى پسر!

بلكه با وصف بدى اندر تو در

بر نمد چوبى كه آن را مرد زد

بر نمد آن را نزد بر گرد زد[179]

2ـ7. امتحان الهى، تكبّر را از قلب ها زدوده، در جان ها تذلّل و خشوع را حاكم مى كند و ابواب فضل الهى را به سوى بشر مى گشايد.[180]

2ـ8. با آزمون الهى، فرد مؤمن تجربه مى اندوزد.[181]

چون جفا آرى فرستد گوشمال

تا ز نقصان واروى سوى كمال[182]

در يك برآيند كلى، مى توان گفت: ابتلا براى استحكام ايمان و عقيده، التجا به خداوند، فرار كردن از اوهام و رسيدن به توحيد افعالى است.

حق تعالى گرم و سرد و رنج و درد

بر تن ما مى نهد اى شير مرد!

خوف و جوع و نقص اموال و بدن

جمله بهر نقد جان ظاهر شدن

اين وعيد و وعده ها انگيخته است

بهر اين نيك و بدى كاميخته است

چون كه حق و باطلى آميختند

نقد و قلب اندر حرمدان ريختند

پس محك مى بايدش بگزيده اى

در حقايق امتحان ها ديده اى[183]

 



نوشته شده توسط nedayevahi در پنج‌شنبه 19 فروردین 1395

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709