
سؤال و جواب پیرامون دفن پیکرهای مقدس شهدای کربلا
مشهور منابع روایی بر این است که زمان دفن پیکرهای مقدس امام حسین (ع) و شهدای کربلا، یک روز پس از عاشورا انجام گرفت، ولی از ظاهر برخی نقل های ضعیف مانند آنچه در کتاب «اسرار الشهادة» آمده، برمی آید که عملیات دفن پیکرهای مقدس در روز سیزدهم محرم صورت پذیرفت. به علاوه؛ طبق این نقل های ضعیف، می توان با توجه به آنچه در روایات بخش اول (الف) آمده؛ چنین نتیجه گرفت که؛ امام سجاد (ع) زمانی به طور خارق العاده از زندان بیرون رفت که ابن زیاد از تحقیق درباره آن ها فراغت یافته بود و دیگر آن ها را به حضور نمی طلبید و امام سجاد (ع) مطمئن بود کسی به دنبال او نخواهد آمد؛ و آن زمان، روز سیزدهم بود.
طی الارض در قرآن
همان گونه که در آیه ۴۰ سوره نمل آمده است یکی از دوستان حضرت سلیمان به نام آصف ابن برخیا توانست تخت سلیمان را در چشم بر هم زدنی حاضر کند: «قَالَ الَّذِی عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْکِتَابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَمَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ» «(امّا) کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت گفت: «پیش از آن که چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد» و هنگامی که (سلیمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا دید گفت: «این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می آورم یا کفران می کنم و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر می کند؛ و هر کس کفران نماید (به زیان خویش نموده است، که) پروردگار من، غنی و کریم است».

آزادی و طی الارض امام سجاد علیه السلام به شام
ابن شهاب زهری می گوید: حضرت امام سجاد علیه السلام را دیدم که مأموران عبدالله بن مروان او را از مدینه به شام می بردند. عبدالله دستور داده بود امام را با زنجیر ببندند و نگهبانانی با تجهیزات کامل بر او گماشته بود. من از آن ها اجازه گرفتم تا چند لحظه ای نزد امام شرفیاب شوم. خدمت امام رفتم. او را با غلّ و زنجیر بسته بودند. با مشاهده این منظره به گریه افتادم و عرض کردم: «کاش من به جای شما بودم.»
امام فرمود: «آیا گمان می کنی این چیزها مرا ناراحت می کند؟ اگر بخواهم، هیچ کدام از این ها وجود نخواهد داشت. دلیل صبر من بر این ها این است که تو و امثال تو خبردار شوید، و خودم نیز می خواهم این ها مرا به یاد عذاب پروردگار بیندازد.» سپس به راحتی دستش را از زنجیرها و پاهایش را از غل آزاد کرد و فرمود: «ای زهری؟! با این ها فقط تا دو منزلگاه دیگر خواهم بود و پس از آن دیگر با آن ها نخواهم بود.»
پس از رسیدن به منزلگاه دوم، امام از نظرها ناپدید شد. نگهبانان امام به مدینه برگشتند و به جستجوی او پرداختند، ولی او را نیافتند. آن ها از من هم راجع به امام پرس و جو نمودند؛ یکی از آن ها به من گفت: «ما او را در جلوی خود می دیدیم و همگی از پشت مراقب او بودیم. او پیاده شد و همه ما را در اطرافش بودیم. یک لحظه هم از او غافل نشدیم و چشم بر هم نگذاشتیم، ولی صبح که شد، دیگر او را ندیدیم و فقط غل و زنجیرهایش به جای مانده بود.»
منبع:حوزه نت
