![Image result for عمار یاسر]()

عمار بن یاسر (شهادت 37 ق)
مادرش سمیه اولین شهید در بین زنان اسلام که بدست ابوجهل به شهادت رسید و او را آشفته نمود.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حق عمار می فرماید: عمار سر تا پا مملو از ایمان است. و نیز فرمود: عمار مع الحق و الحق مع عمار حیث کان عمار جلدة بین عینی وانفی تقتله الفئة الباغیة.(23)
در مجالس المؤمنین آمده است که نزدیک به شهادتش گفت: بار خدایا! من هیچ کاری را نزدیک تر به رضای شما نمی بینم که نزدیکتر از محاربه و جنگ با این گروه باشد.
در هنگام شهادت عمار، امام امیر المؤمنین علیه السلام بر بالین او آمد و سر او را به زانوی مبارک نهاده فرمود: کشنده عمار و دشنام دهنده و رباینده سلاح او به آتش دوزخ معذب خواهد شد. آنگاه بر عمار نماز گذارد و او را بر خاک سپرد طوبی له و حسن مآب.
خوش دمی کز بهر یار مهربان میرد کسی - چون بباید مرد باری این چنین میرد کسی
چون شهید عشق را در کوی خود جا می دهند - جای آن دارد که بهر آن زمین میرد کسی
جناب عمار در ایام خلافت عمر، والی کوفه شد و در کوفه فضائل امام علی علیه السلام را نشر می داد، خبر به خلیفه رسید او را عزل نمود، وقتی به مدینه آمد عمر گفت: آیا از عزل شدن کوفه محزون شدی؟ فرمود: به منصوب بودن از جانب تو مسرور نبودم تا از عزل شدن محزون شوم.


مالک بن نویرة
مالک بن نویره به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد: یا رسول الله به من ایمان بیاموز، آن حضرت فرمود: الایمان ان تشهد ان لا اله الا الله و انی رسول الله و تصلی الخمس و تصوم شهر رمضان و تؤدی الزکوة و تحج البیت و توالی وصیی.
هذا و اشار الی علی بن ابیطالب علیه السلام:
و این را که بعد از من وصیم خواهد بود دوست داری و اشاره به امام علی علیه السلام کرد. بعد از گفتار حضرت رسول صلی الله علیه و آله مالک برخواست در حالیکه خوشحال و مسرور بود می گفت: تعلمت الایمان و رب الکعبه یعنی به خدا کعبه قسم احکام دین را آموختم.
مورخین آورده اند: بعد از وفات رسول اکرم صلی الله علیه و آله مالک به مدینه آمد سؤال کرد که بعد پیامبر صلی الله علیه و آله چه کسی این مقام را دارد؟
تا اینکه دید ابوبکر روز جمعه بر بالای منبر رفت و برای مردم خطبه خواند!
مالک طاقت نیاورد بعد سؤال کرد آیا تو همان برادر تیمی ما نیستی؟
گفت هستم، مالک گفت: چه علتی پیش آمد آن وصی حضرت رسول را که مرا به ولایت او مأمور ساخته بود؟
گفتند: ای اعرابی بسیار است که کاری بعد از کاری حادث می شود!
مالک گفت: والله هیچ کاری دیگر حادث نشد و بلکه شما در کار خدا و رسولش خیانت کرده اید.
بعد به ابوبکر گفت: چه کسی تو را به این منبر بالا برده در حالیکه وصی پیامبر نشسته است؟
ابوبکر با جمله زشت دستور داد که او را از مسجد بیرون کنند؛ آنوقت قنفذ و خالد بن ولید او را از مسجد بیرون کردند. مالک با ذکر صلوات بیرون رفت.
شیعه و سنی نقل کرده اند که خالد بن ولید مالک بن نویره را بی تقصیر به شهادت رسانید و سر او را از بدنش جدا کرد و با زوجه اش هم بستر شد و نیز طایفه مالک را هم کشت و زنان آنها را اسیر کرد.(24)
