پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش
آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود
آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .
عادت به شایدها؛ سد راه معرفت
عادت به شایدها؛ سد راه معرفت
بارها از خودم پرسیده ام که چقدر و به چه چیزهایی به «یقین» اعتقاد دارم؟
اعتقادی که هیچ کس، هیچ گاه و در هیچ صورتی نتواند آن را از من بگیرد.
بارها از خودم پرسیده ام کدام اعتقاد، باور یا عقیده است که در ذره ذره ذهنم
راه یافتهو لکه ای از شک و شبهه بر خود نداشته باشد؟
واقعیت آن است که به گمان ها و تردیدها خو کرده ایم.
عادت کرده ایم که به گمان اعتماد کنیم.
کدام قضیه تجربی است که یقینی باشد؟
ما در زندگی مادی مان، چاره ای جز اعتماد به گمان نداریم.
اما این حس اعتماد به شایدها، نباید به دایره زندگی روحانی مان
قدم بگذاردو به اعتقاداتمان راه بیابد.
در سفر کردن، به هواپیمایی که گمان داریم به مقصد می رساندمان اعتماد
می کنیمو ناچاریم به آن اعتماد کنیم؛
ولی در ایمان و عقیده، اعتماد کردن به گمان و ظن و شاید، نه تنها آخرین
چاره نیست، بلکه اصلاً سودی نمی بخشد.
اگر من و تو در معرفت، در عقیده و در ایمان به گمان اعتماد کنیم،
راه را بر اندیشه و تفکرمان بسته ایم و این یعنی ماندن و فرو ماندن.
اندیشه های گرفتار رفاه
بعضی ها در زندگی فقط می خورند و می آشامند و به انتظار آنچه پیش آید می نشینند.
آنها درست مثل بسیاری از مخلوقات دیگر خدا، نه به فردای
مادی شان می اندیشند و نه به فردای آخرتشان.
هر لحظه گرفتار هوسی می شوند که آن لحظه به دلشان چنگ می زند و دیگر
قدمی حتی از آن لحظه و آنچه در آن هستند فراتر نمی روند.
گویی چشم هایشان نمی بیند، گوش هایشان نمی شنود و
اندیشه شان تکاپویی ندارد. گمراه اند و غفلت زده؛
گرفتاران رفاه و راحت طلبی که دل هاشان در قفس تنگ رفاه طلبی گرفتار شده
و این همه آسوده خواهی، راه را بر درست اندیشیدنشان بسته است.
آن قدر به رفاه و راحتی شان فکر می کنند که یادشان می رود چرا آمده اند
و به کجا می روند. اینها همیشه در خسران و زیان اند.
به یقین بی فایده نیست اگر گاهی خودمان و زندگی کردن مان را بسنجیم؛
مبادا که از این گروه آدمها باشیم.
نوشته شده توسط
nedayevahi در شنبه 09 اردیبهشت 1396