

با این مقدمات می توانیم به نتایج بزرگی برسیم که بعضی از آنها عبارتند از:
(الف -) می فهمیم که چرا خداوند برای میهمانش گرسنگی را انتخاب کرده است.
نعمتی بالاتر و بهتر از نعمت شناخت، نزدیکی و دیدار خداوند نیست
و گرسنگی از راههای نزدیک رسیدن به آن است.
پس می بینی که روزه تکلیف نیست بلکه خداوند به وسیله آن
تو را بزرگ داشته و به خاطر واجب نمودن آن بر ما منت دارد.
و بهمین جهت شکر آن واجب است.
و ارزش دعوت خداوند به روزه را در کتابش،
در آیه روزه، می فهمی و اگر بدانی که این خطاب،
دعوت تو به سرای پیوستن به خداست، از آن لذت برده؛
و می فهمی که علت واجب کردن آن کم خوردن و ضعیف کردن نیروهاست.
بهمین جهت حیف می آید که حتی در شب نیز غذا بخوری.
و ممکن است علت های دیگر تشریع روزه را نیز درک کنی.


(ب -) وقتی ارزش کاری را که از تو خواسته شده، فهمیدی،
برای رسیدن به نتیجه خوب، در جهت انجام درست
و اخلاص در آن، تلاش می کنی.
(ج -) هنگامی که هدف از واجب شدن روزه را دانستی،
می فهمی که چه چیزی باعث صفا و روشنی یا تیرگی آن می شود؛
و معنی این حدیث را می فهمی که روزه فقط خودداری از خوردنی
و آشامیدنی نیست؛ و هنگامی که روزه گرفتی، گوش، چشم و زبانت
نیز باید روزه بگیرد. حتی در بعضی روایات
پوست و مو نیز گفته شده.
