

یقین بدان که اثر میکند دعای فرج
و از عنایت آن صاحبالزمان برسد
شروع دفتر باور به نام او زیباست
اگر که ختم غزل هم به پای آن برسد

دلم از پونه ها سير است آقا
هواي شهر دلگير است آقا
کسي فانوس گلها را شکسته
نمي آيي مگر؟ دير است آقا
تقديم ميكنم سرو جان را ز فرط شوق
گر بشنوم صداي تو يا صاحب الزمان
صدمرحبا بر آن كه گرفته است توشه اي
از روي دلرباي تو يا صاحب الزمان

نوح من ! خاصیت عشق است امواج بلند
كشتی ات را بشكن و بنشین به طوفان دلم
كی بهارت می وزد بر گیسوان حسرتم
كی نگاهت می شود ای خوب مهمان دلم ؟
در دلی هرچند دوری از نظر
هرکجا هستی خدایت یار باد
خرم آنروزی که باز آیی زدر
با تو مارا خوشترین دیدار باد
دلم مثل غروب جمعه ها دارد هوایت را
کجا واکرده ای این بار گیسوی رهایت را؟
از آن زمان كه تو رفتي بهار دل پژمرد
كنون تمام وجودم فقط زمستان است
به احترام تو غم را ز دل نخواهم راند
كه غم نشانه دل بستگي به خوبان است
چندی است جهان پر شده از ظلم و گناه
چندی است که فتنه می شود راه به راه
از کاخ سفید تا دل اسرائیل
تا بن علی و شمر زمان عبدالله

هر زمان خواهش دل با نظر یار یكی بود، تو بودی ...
هر زمان بود تفاوت، تو رفتی، تو نماندی.
تو كجایی؟
تو خودت! كاش بیایی
یا این دل شکستة ما را صبور کن
یا لا أقل به خاطر زینب ظهور کن
دیگر بتاب از افق مکه ، ماه من!
این جاده های شب زده را غرق نور کن
یا مهدی ادرکنی