

مردي که با ما از گل و خورشيد خواهد گفت
مردي که ميخواند بر امان از خدايي سبز

زمین دلتنگ و مهدى بیقرار است
فلك شیدا، پریشان روزگار است
دلا، آدینه شد، دلبر نیامد
غروب انتظارم سرنیامد

دیریست که ما منتظر روی تو هستیم
ما بند نجابت به تن اسم تو بستیم
دیریست که دلداده ما خانه نشین است
جای قدمش بوسه به صد چاک زمین است

تاریخ به حول محورت می گردد
پرواز به دنبال پرت می گردد
خورشیدی و آسمان به تو محتاج است
هر روز زمین دور سرت می گردد



دلی دارم که رسوای جهان است
نگاهم سوی طاووسی بهشتی است
که نامش مهدی صاحب الزمان است
