لصفا" بگویید که در هنگامی که می خواهیم نماز بخوانیم .در رابطه با سر و صدای خانه چه کنیم؟
چرا که در خانه از هر جای ان که باشیم صدای سخنان و گفتگوی افراد خانه یا مهمانان به گوش میرسد.
و جای کاملا ساکتی نمی توان یافت که با ارامش و تمرکز نماز خواند . در چنین مواقعی چه باید کرد؟
و چگونه به گفتگوی خود با خدای خویش توجه کرد؟ یا حق.
باسلام وتقدیر .
خوش به سعادت تان که این همه دغدغه بندگی دارید واهل عبادت وعبویت هستید .
در ابتدا باید گفت : نماز خواندن در مکان هایی که سرو صدا زیاد است اشکال ندارد و لازم هم نیست که انسان صدای خودش را بشنود. بلکه همین مقدار که ذکر های نماز را درست بگوید صحیح است و اگر قرائت نماز مغرب و عشا و صبح باشد، جوهره صدا خارج شود نماز صحیح است و اگر شک کند به احکام شک عمل کند.
اگر بتواند نماز را درجایی که سرو صدا نباشد با حضور قلب بیشتر بخواند بهتر است. ولی در جایی شلوغ و پر سر و صدا نیز نماز صحیح است.
در تبیین مسله باید اشاره شود :
عواملی که میتواند عبادت و و زیارات را برای انسان لذت بخش کند چند چیز است:
الف) قبل از عبادت انسان خود را مستعد و مهیا سازد؛ یعنی، قدری به خود تلقین کند من در صدد نیایش و نماز هستم و سعی کند افکار متفرق را از ذهنش دور کند.
ب) حتی الامکان در بهترین وقت عبادت کند؛ مثلاً، با کسالت - خستگی و خواب آلودگی - وارد نماز نشود. «لاتقربوا الصلوة و انتم کسالی».
ج) در محیط پر سر و صدا و آشوب به مناجات نایستد، بلکه محیط آرام و با فراغتی را انتخاب کند.
د) در حین نماز مصمّم بر مراقبت باشد و اگر احیاناً افکار دیگری به او هجوم آورد، همین که متوجه شد، سعی کند خود را از دام آن افکار برهاند.
یکی از عواملی که باعث صفای دل و زدون حالت قساوت میشود همین دعاها و نیایشها و نمازهای سازنده است. البته اگر با شرائط ویژهاش ادا گردد. 1ـ یعنی در وقت نشاط، 2ـ با توجه کامل به خدا،
3ـ در محیطی با فراغت و دور از سر و صدا و جنجال، 4ـ گریه از خوف خدا و اهوال قیامت عامل دیگری است که در صفای دل مؤثر است، 5- نشست و برخاست با علماء و شخصیتهای بر جسته و وزینی که خود مظهر صفا و تقوا هستند. همچنین تلاوت قرآن با توجه به آیات الهی نیز مؤثر است، 6- و نیز عامل دیگر طلب صفای دل از خداست. در این زمینه بسیار به جا است که شما نیز با امام سجاد(ع) هم نوا گشته و مناجات شاکین را بخوانید (مفاتیح الجنان، مناجات خمسه عشر).
انسان حالات گوناگونی دارد. در نهجالبلاغه از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده: «ان للقلوب شهوه واقبالا و ادبارا» بنابراین قلب انسان گاه اقبال به خدا و معنویات دارد و گاه پشت میکند. در این رابطه فرمودهاند: در هنگام اقبال دل به مستحبات و مندوبات بپردازید و در صورت ادبار به واجبات اکتفا کنید. البته هر قدر انسان مجاهده نفس بیشتری کند و با خدا و قرآن و اهلبیت(ع) انس بیشتری گرفته و دل از هواهای نفسانی تخلیه کند به تدریج اقبالش بیشتر شده و به صورت ملکه راسخه در میآید. آن گاه است که در همه حالات به یاد خدا و متوجه اوست و هیچ چیز نمیتواند او را از محبوب حقیقی باز دارد. این همان حالتی است که ازآن تعبیر به «نماز دائم» شده است:
خوشا آنان که الله یارشان بی به حمد و قل هوالله کارشان بی
خوشا آنان که دایم در نمازند بهشت جاودان ماوایشان بی
برای لذت بردن از نماز و انس با آن راهکارهای زیرا را دقیق عمل کنید:
1. باور کردن اهمیت نماز: باید یک مطالعهی مستمری را دربارهی اهمیت نماز پیش بگیرید و کتابهای مختلفی را که در این باره نگاشته شده پیوسته مطالعه کنید تا با تکرار این مطالعه به اهمیت نماز برسید و از اعتقاد صرف به باور و ایمان دست یابید. لذا کتب زیر سفارش میشود: الف. «اسرار الصلوة» اثر میرزا جواد ملکی تبریزی.
ب. «پرواز در ملکوت یا اسرار الصلوة»، اثر امام خمینی(ره). البته اگر شروع مطالعات با کتابهای آقای محسن قرائتی در باب نماز باشد بهتر است.
2. باور کردن زشتی تارک نماز: وعید و عذابهای الهی دربارهی تارک نماز همیشه باید مدّ نظر باشد تا انسان به خود بباوراند که چنین عذابهایی واقعا وجود دارد کتابهایی مثل «گناهان کبیره» اثر شهید دستغیب در این باره مفید است.
3. تفکر در مرگ : روزی نیم ساعت، در زود گذشتن دوران زندگی خود، خاطرات تلخ و شیرین و خلاصه انتهای عمر و ورود به عالم قبر و قیامت و رسیدن عذابهای الهی و سرافکندگی و روسیاهی و... این فکر باید در مکانی خلوت باشد تا دل شما متأثر گردد و تا تحریک برای نماز و هر توشه اخروی گردید. اگر این تفکر اثر خود را بخشید هفتهای نیم ساعت کفایت میکند.
4. گزیدن دوستانِ نماز دوست و گریز از دشمنان بینماز به ظاهر دوست: اثر همنشین بر کسی پوشیده نیست.
5. پرهیز از گناه: گناه دل انسان را سیاه میکند و او را نسبت به اعمال عبادی کم رغبت و گاهی بی رغبت میکند.
6. انس با محیطهای معنوی: مساجد و کلاً محافل نشاط بخش معنوی، دل را به سمت عبادت و نماز میکشاند. حتی شنیدن و دیدن مثل دعای ندبه و کمیل به وسیلهی صدا و سیما مفید و روح بخش هستند.
7. استقامت و پافشاری عملی بر نماز در محیطهای ملامتگر نماز: نماز را به هیچ قیمتی ترک نکنید هر چند در محیط و موقعیتی قرار گیرید که دیگران شما را سرزنش کنند.
8. پرهیز از نمازهای طولانی تحمیلی: نماز واجب را خلاصه بخوانید. فقط هر وقت قلب شما به طولانی کردن نماز اقبال و تمایل نشان داد به همان اندازه نماز را طولانی کنید.
9. انجام مستحبات نشاطآور: در بین مستحبات چه نماز، چه ذکر چه دعا آن را که بیش از همه به شما حال خوش و لذّت روحی میبخشد، انتخاب کرده و بیشتر انجام دهید.
10. دعا و توسل: رغبت به نماز را هم با دعا و توسل به ائمه معصومین(ع) از خداوند تعالی بخواهید.
11. عزم جزم: تصمیم جدی بگیرید که هیچ گاه نماز را ترک نکنید و اگر احیانا به خاطر عذر شرعی مثل فراموشی ترک شد حتما قضای آن را به جا آورید.
12. مطالعه احوال علما: شرح حال بزرگان را دانستن و مطالعه کردن بسیار مفید است.
خواندن نماز به صورت عربی و با همان الفاظ و کلماتی که پیامبر ودیگر مسلمانان صدر اسلام می خواندند ، دلائل مختلفی دارد که به برخی ازآن ها اشاره می کنیم.
اول: تعبدى و توفیقى بودن خواندن نماز به لفظ عربى، به این معنا که شریعت اسلام دستور به عربى خواندن نماز داده است.
با توجه به این که روح عبادت بر تسلیم و تعبد است طبعا انسانی که می خواهد عبادت خدا کند، چیزی را انجام می دهد که خداوند خواسته است و طبق آیات و روایات و سیره پیامبر این واجب و تکلیف دینی به این شکل واجب شده است، اگر چه انسان می تواند در غیر اوقات نماز با هر زبانی با خداوند سخن گوید.
دوم: جهت ایجاد زبانى مشترک میان همه پیروان اسلام و در واقع فراهم سازى وحدت و پیوند بین المللى دینى است.
سوم: قرائت و اذکاری که در نماز است به صورت دقیق در هیچ زبانی ترجمه ندارد. یعنی نمی توان همان مفاهیمی که در اذکار نماز است به صورت دقیق ترجمه کرد و آن را بیان نمود . چه بسا برخی از کلمات یا جملات معانی بسیاری در خود جای داده که با یک یا چند جمله نتوان همه آن ها را بیان نمود.
به عنوان مثال از سوره حمد نام مىبریم که هیچ ترجمهاى که بتواند تمام مفاهیم آن را به زبان دیگر بیان کند، نیست. حتى تنها کلمه الله، هیچ معادلى در زبان دیگر ندارد و کلمه خدا در زبان فارسى معادل معناى الله نمىباشد.
در ضمن تجربه زندگی انسان ها نشان داده است آنجا که دست ها ی انسانی در کارهای مختلف دخالت کرده است ، آن را به صورت های مختلف در آورده که گاهی با اصل و حقیقت خود فاصله بسیار دارد. در مورد احکام و تکالیف دینی نیز ما این مسئله را در ادیان دیگر مشاهده می کنیم که دست بردن انسان ها در احکام و دستورهای دینی آنها را به چه وضعی در آورده و گاهی آن را به صورت کلی پاک کرده و از بین برده است.
در مورد نماز و عبادت نیز ما امروزه در ادیان دیگر چیزی نمی بینیم که خواسته الهی باشد تا پیروان آن ادیان خود را موظف به انجام آن بدانند و به همین خاطر آن ارتباط دائمی و همیشگی که مسلمانان با خدای خویش دارند ، در ادیان دیگر مشاهده نمی کنیم.
اگر چه با توجه به اسبابی که ذکر کردیم نماز باید به زبان عربی خوانده شود ، اما این بدان معنی نیست که انسان نتواند به هیچ زبان دیگری با خداوند سخن بگوید .
انسان می تواند با هر زبانی که خواست در غیر وقت نماز با خدا سخن گفته و با او راز و نیاز کند و درد ها و نیاز های خود را با او در میان گذارد .حتی در قنوت نماز که قسمت خواستن حاجت ها است ، به فتوای اکثرمراجع انسان می تواند به فارسی یا هر زبان دیگر با او سخن گوید.
بنابر این به فتوای اکثر فقها دعا به زبان فارسى و غیر فارسى در قنوت جائز است , ولى برخى از مراجع آن را خلاف احتیاط مى دانند و احتیاط را در خواندن به عربی می دانن
شاید یکی از رموز خواندن نماز به زبان عربی و با دیگر شرایط و آداب حفظ نماز بعد از قرن ها است در حالی در ادیان دیگر ما اثری از آن نمی بینیم وچه بسا اگر به همان صورت خود که پیامبران گفته بودند عمل می کردند و به خواست خود باآن برخورد نمی کردند آن ها نیز چیزی به عنوان نماز می داشتند.
هشام بن حکم از امام صادق(ع) پرسید: چرا نماز واجب شد، در حالی که هم وقت می گیرد و هم انسان را به زحمت می اندازد؟ امام فرمود:
«پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت نمودند. عده ای هم دین آنان را پذیرفتند، امّا با مرگ آن پیامبران، نام و دین و یاد آنها از میان رفت. خداوند اراده فرمود که اسلام و نام پیامبر اسلام(ص) زنده بماند و این از طریق نماز امکان پذیر است»،یعنی علاوه بر آن که نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احیای دین است.
در ضمن در مسائل عبادى باید به این نکته توجه داشته باشیم که خواست و اراده ما در آن نقشى ندارد، بلکه باید آنها را طبق دستور شرع انجام دهیم تا مقصود و هدف و مصالحى که شارع (خداوند) در نظر دارد و ما از آن بى خبریم، حاصل گردد. همان گونه که در اصل نماز تعبّد و تسلیم وجود دارد، در اجزا و شرایط مختلف و از جمله عربى خواندن این نکته مهم نهفته است.
نماز رابطه بنده با خدا و اظهار عبودیت و شکر گذاری در مقابل نعمت های او است .طبیعی است که بنده کاری را به جا می آورد که خواسته خداوند و معبود اوست . اصولا هدف اصلی از خلقت انسان بندگی است و نماز بهترین شیوه اظهار بندگی است . اگر قرار باشد که هر انسانی طبق خواسته خود عمل نماید نه آن که خداوند خواسته ، دیگر بندگی خداوند نمی شود بلکه بندگی خود و عمل طبق خواسته خود است.
آنچه در فقه شیعه بر آن تأکید می شود ، سجده بر زمین و چیزهایی است که زمین بر آنها صدق می کند و این به خاطر روایت متعددی است که از پیامبر وارد شده که خدا زمین را برای من محل سجده قرار داد .
صحابه در زمان پیامبر نیز همین موضوع را رعایت می کردند. . بنابراین سجده کردن بر مهر لزومى ندارد، بلکه لازم است بر خاک یا سنگ یا چوب و هر چیزى که از زمین است( غیر ازمعدنیات و خوردنى ها و نوشیدنى ها و پوشیدنى ها) سجده کرد. بنابراین، اگر کسى در بیابان نماز میخواند هنگام سجده پیشانى را بر خاک بگذارد نمازش صحیح است .
این که مرسوم شده است بر مهر سجده کنند اولاً : به جهت این است که سجده بر خاک در مساجد و در خانه ها با مشکلاتى همراه است، از این رو خاک را به صورت مهر در آورده اند که به راحتی در دسترس باشد و مشکلى از نظر نظافت نداشته باشد.
ثانیاً: در روایات، سجده بر تربت حضرت سید الشهدا(ع) تمجید و تشویق شده است.
امام صادق(ع) فرمود:« السجود على طین قبر الحسین(ع) ینوّر إلى الارضین السبعه و من کانت معه سبحه من طین قبر الحسین (ع) کتب مسبّحاً و ان لم یسبح بها.، سجده بر خاک قبر امام حسین(ع) ، زمین را تاهفت طبقه نورانى میکند . هر کس تسبیحى از گِل قبر حسین(ع) همراه داشته باشد همواره تسبیح گو محسوب میشود گرچه مشغول ذکر نباشد»(1).
معاویه بن عمار میگوید :همیشه همراه امام صادق (ع) مقدارى از خاک کربلا (خاک قبر امام حسین) بود. هنگامى که میخواست نماز بخواند بر آن سجده میکرد و میفرمود: سجده بر تربت امام حسین(ع) از هفت آسمان بالا میرود.(2)
پی نوشت ها:
1. وسائل الشیعه، ج 3، ص 608.
2. همان.