
فلسفه جهر و اخفات خواندن نمازهای یومیه ؟
فلسفه و حکمت بیشتر احکام و مقرارت اسلام براى ما مشخص نیست و تنها از باب تعبّد آن ها راپذیرفته ایم، و چون خداوند و نبى گرامى اسلام (ص) و ائمه اطهار(ع) فرموده اند یقین داریم تمام دستور آن ها مبتنى بر مصالح و مفاسد واقعی است؛ از این رو با جان و دل از آنها اطاعت مى کنیم اگر چه علت گفتارشان را ندانیم.
جهر (بلند) و اخفات (آهسته) در نماز نیز تعبدى است و ما فلسفه آن را به طور کامل نمى دانیم. البته وقتى به روایات مراجعه مى کنیم، به اشاراتى ازناحیه ائمه معصومین (ع) و پیامبر اکرم (ص) برخورد مى کنیم، لکن نمىتوان آن راعلت حقیقى و فلسفه واقعى و تمام و کمال جهر و اخفات دانست. به این معنا که تمام فلسفه و حکمت در آن خلاصه شود و چیز دیگری نباشد.
محمد بن حمران یا محمد بن عمران از امام صادق علیه السّلام علت بلند خواندن حمد و سوره را در بعضى نمازها وآهسته خواندن آن را در بعض دیگر پرسید. حضرت فرمود:
وقتى که پیامبر (ص) را به آسمان بردند، اولین نمازى که خداوند بر او واجب نمود، نماز ظهر روز جمعه بود و فرشتگان بر او اقتدا کردند. خداوند براى این که عظمت نماز ظهر روز جمعه را به ملائکه نشان دهد، به پیامبر فرمان داد حمد و سوره را بلند بخواند. دومین نمازى که بر او واجب نمود نماز عصر بود، ولى چون کسى بر پیامبر اقتدا نکرده بود، دستور رسید که آهسته بخواند. بعد نماز مغرب و همین طور عشا را بر او واجب نمود و گروهى از فرشتگان نیز به او اقتدا کردند. باز دستور رسید که بلند بخواند. سپس وقتى به زمین رسید، موقع صبح بود و براى این که عظمت نماز صبح را براى مردم تبیین کند، به پیامبر امر فرمود که حمد و سوره را بلند بخواند. . . . (1)
بنا براین بلند خواندن حمد و سوره در نمازهاى مغرب و عشا و صبح بر اساس روایات است که فقهاى عظام به آن ها استدلال کرده اند و مشهور علما بر این عقیده اند، ولى تعدادى از فقها مانند سیدمرتضى به واجب نبودن قرائت جهریه(بلند خواندن) فتوا داده اند. برخی از علما نیز به این حکم گرایش دارند و آن روایات صحیح را نیز حمل بر استحباب جهر کرده اند، نه اینکه بلند خواندن واجب باشد.
برخی از فقها نیز گفته اند : باتوجه به این که درصدر اسلام مساجد فاقد وسیله روشنایی بود، مسلمانان موظف بودند نمازهایی که درتاریکی خوانده می شد(نماز صبح ومغرب وعشا)را بلند بخوانند، تا دیگر مسلمانان متوجه آنان باشند، و به صف جماعت ملحق شوند، ولی نسبت به نماز ظهر وعصر نیازی به این کار نبود. پس از آن که مساجد به وسائل روشنایی مجهز شد، سنت مذکور به حال خود باقی ماند. (2)
پی نوشت ها :
1. صدوق، علل الشرائع، ج 2، ص 17و 18.
2. آیت الله مکارم، بخشی از مسائل کثیر الابتلا، مسئله 20.
توجه به قبله هرگز مفهومش محدود کردن ذات پاک خدا در سمت معینى نیست، بلکه از آن رو که انسان یک وجود مادى است و بالاخره باید به سویى نماز بخواند، دستور داده شده است که همه به یک سو نماز بخوانند تا وحدت و هماهنگى در صفوف مسلمانان پیدا شود، و از هرج و مرج و پراکندگى جلوگیرى به عمل آید.
فکر کنید اگر هر کسى به سویى نماز مىخواند و صفوف متفرق تشکیل مىدادند ،چقدر زننده و ناجور بود؟
ضمنا سمتى که به عنوان قبله تعیین شده (سمت کعبه) نقطهاى است مقدس که از قدیمىترین پایگاه هاى توحید است و توجه به آن بیدار کننده خاطرات توحیدى مىباشد. (1)
پی نوشت:
1 تفسیر نمونه ،ج1 ،ص 415
یکی از گناهانی که کبیره بودن آن در روایت معصوم(ع) تصریح شده، ترک نماز از روی عمد است.
امام صادق(ع) دلیل آن را سخن پیامبر(ص) دانستهاند که فرمود: «هر کس نماز را از روی عمد ترک کند، از حمایت خدا و رسولش خارج شده است».(1)
پینوشتها:
1. اصول کافی، ج 2، ص 285.