
فلسفه ی وجود جهاد
در راستای دعوت به حق است که در اسلام برای جنگ به مفهوم تعریف شده اش اصالتی وجود ندارد، و به طور کلی فلسفه ی وجود جهاد در اسلام با دفاع از حقوق انسان ها و هدایت و تقویت آنان آمیخته است، تا جایی که حتی کسانی که از روی ناآگاهی در برابر اسلام به نبرد برمی خیزند، امید هدایت را نباید از آنها دریغ داشت.
همچنان که علی(ع) در جنگ صفین در برابر معترضین به تأخیر جنگ فرمودند:« فو الله ما دفعت الحرب یوماً الا و ان اطمع ان تلحق بی طائفه فتهتدی بی و تعشو الی ضوئی و ذلک احب الی من ان اقتلها علی ضلالها» (دشتی؛ 1379، 106)؛
به خدا سوگند روزی جنگ را به تأخیر نیانداختیم مگر آن که امیدوار بودم عده ای از آنها به من پیوسته، هدایت شوند و در لابه لای تاریکی پرتوی از نور مرا ببینند و راه حق را بیابند و این برای من از کشتن آنها در حال گمراهی شان بهتر است.
به تعبیر شهید مطهری(ع)، «قرآن اساساً جهاد را که تشریع کرده است نه به عنوان تهاجم و تغلب و تسلط است، بلکه به عنوان مبارزه با تهاجم است»
(مطهری، 1370، 21).
ماهیت جهاد
به اعتقاد شهید مطهری( قدس سره)، جهاد در اسلام ماهیتی جز ماهیت دفاعی ندارد و این باور را نیز اتفاقی می داند. بر این اساس است که می گوید:
در این جهت اختلافی میان محققین نیست که ماهیت جهاد دفاع است. یعنی در این جهت کسی تردید ندارد که جهاد و هر نوع قتال و جنگی به عنوان تجاوز، یعنی به عنوان جذب کردن مال و ثروت آن طرف و یا سایر نیروهای آن طرف به خود، و به عبارت دیگر جنگ برای استخدام نیروهای اقتصادی یا انسانی یک قومی به هیچ وجه از نظر اسلام روا نیست. از نظر اسلام این گونه جنگ ها نوعی ظلم است (همان، 39).
در حالی که دفاع حق مسلم انسان هاست.