

ب: پديده صهيونيسم
ظهور صهيونيسم در قالب دولت غاصب اسرائيل و تهديد همهجانبه مسلمانان در منطقه موجب تحولات بيشماري در خاورميانه گرديد. از اين پديده و مجموعه رويدادهاي آن در ادبيات روابط بينالملل با عنوان “بحران اعراب و اسرائيل” نام برده شده است. در انديشه امام، صهيونيسم، حركتي است عليه اسلام و مسلمين. تلاش فكري ايشان اين بود كه اين بحران را از يك مقوله عربي، به مقولهاي اسلامي تغيير بيابد.(7) شكي نيست كه چنين تلاشي ناشي از انديشه وحدت اسلامي امام بود و منجر به تحقق عملي آن ميگرديد. از منظر سياسي و نظامي نيز چنين نگرشي موجب قراردادن يك ميليارد مسلمان به جاي صد ميليون عرب در مقابل اسرائيل بود. امام اسلامستيزي صهيونيزم را بارزترين ويژگي اين حركت، تحت حمايت قدرتهاي استعماري ميدانست.
صهيونيزم از ديدگاه ايشان پديدهاي سياسي، استعماري، غير مذهبي و جدا از جامعه يهود است. (8) امام مخالفت خود با اسرائيل و صهيونيزم را از مخالفت با دين يهود و يهوديان جدا دانسته حتي احترام به مذاهب ديگر را گوشزد ميكند. (9)
امام صهيونيزم را مولد و ساخته استعمار و استكباري ميداند كه تحت حمايت مستمر در آمريكا قرار دارد. ايشان با اشاره به پيوند صهيونيستها با بزرگترين سرمايهها و سرمايهداران غرب به ويژه آمريكا، خاستگاه و علت پيدايش اسرائيل اين چنين بيان ميكنند:
“اسرائيل با تباني و همفكري دولتهاي استعماري غرب و شرق زاييده شد و براي سركوب و استعمار ملل اسلامي به وجود آمد و امروز از طرف همه استعمارگران حمايت و پشتيباني ميشود. انگليس و آمريكا با تقويت نظامي و سياسي و با گذاشتن اسلحههاي مرگبار در اختيار اسرائيل آن را به تجاوزات پيدرپي عليه اعراب و مسلمين برميانگيزانند.” (10) از ديگر ويژگيهاي صهيونيزم كه در آثار و سخنرانيهاي امام تأكيد زيادي بر آن شده، ايدئولوژي از نيل تا فرات است. ايشان، بر اين باور بودند با اشغال فلسطين، لبنان، جولان و عقد قراردادهاي صلح و سازش، تجاوزات صهيونيستها، خاتمه نخواهد يافت، بلكه آنها به منظور تحقق اسرائيل بزرگ گام برميدارند و خطرشان متوجه همه خاورميانه و سرزمينهاي اسلامي است. امام ضمن هشدار، به دول عربي منطقه به منظور محو اسرائيل از جغرفياي سياسي، به تجهيز و قيام عليه اسرائيل توصيه نمودند. (11)
در همين زمينه، ايشان با تذكر بازيهاي سياسي آمريكا و اسرائيل در قالب صلحطلبي آن را يافتن فرصت زماني براي برداشتن قدم بعدي به منظور تحقق مقصد شوم صهيونيسم يعني حكومت بر بلاد مسلمين از نيل تا فرات دانستند. (12) اين حركت اسرائيل را همانند حركت آرام يك افعي خزندة خطرناك، تهديد بزرگ براي تصاحب و غارت منطقه ذكر كردهاند. (13)
به طور كلي، از ديدگاه امام، صهيونيسم يعني اسلامستيزي، مذهبستيزي، توسعهطلبي، مولود استكبار، جرثومه فساد، ابزار سياسي براي يغماي سرزمينهاي زرخيزو منابع سرشار كشورهاي اسلامي، كه در قالب نقشة شوم از نيل تا فرات به دنبال دست يافتن به دكترين استعماري خويشاند.

ج: نوع و شيوه مقابله با صهيونيسم
در انديشه امام، براي حل قضيه فلسطين، راهحل سياسي و ديپلماتيك پذيرفته نيست، دولتها و گروههاي فلسطيني براي احقاق حقوق فلسطينان نبايد به چانهزني ديپلماتيك دست بزنند. تنها با جهاد و مبارزه مسلحانه ميتوان اسرائيل را از بين برد، اسرائيل چون غدهاي سرطاني است كه تنها راه درمان آن جراحي عميق و كندن و قلع نمودن آن است.
ايشان كساني را كه به دنبال اتخاذ روشهاي سياسي براي حل مسأله فلسطين هستند ملامت كرده و اظهار ميدارند: “من به سران فلسطيني نصيحت ميكنم كه دست از رفت و آمدهاي خودشان برداشته و با اتكا به خداوند متعال و مردم فلسطين و اسلحه خويش تا حد مرگ با اسرائيل بستيزند، چرا كه اين رفت و آمدها موجب ميشود كه ملتهاي مبارز شما دلسرد شوند. شما اطمينان داشته باشيد كه نه شرق به درد شما ميخورد و نه غرب. با ايمان به خدا و تكيه بر سلاحهاي خويش تا حصول خواستههاي مشروع خويش دست از مبارزه برنداريد.” (14)
امام درد اصلي مسلمين را تفرقه ميدانند، تا جايي كه بيان ميكنند كه اين ضعف موجب زبوني آنها در مقابل اسرائيل شده است در حالي كه اگر مسلمانان متحد بودند، اگر هر كدام يك سطل آب ميريخت، اسرائيل را سيل ميبرد. (15)
يكي از شيوههايي كه امام براي مهار و مقابله با اسرائيل طرح كردند، ضرورت امتناع از صدور نفت دول نفتخيز اسلامي به اسرائيل و حاميان آنها بود و نسبت به اين امر كه دولتهاي ممالك اسلامي بايد از نفت و ساير امكانات همچون حربهاي عليه اسرائيل و استعمارگران بهرهبرداري كنند، تأكيد داشت.(16) شايان توجه به اينكه امام زماني چنين شيوهاي را طرح كردند كه هنوز كشورهاي صنعتي، بحث انرژيهاي جايگزين نفت و تعبيه ذخائر استراتژيك را مطرح نكرده بودند. امام مشكل اصلي مسلمين را كه موجب ساير گرفتاريها و مصائب شده بود، حكومتهاي سرسپرده به ابرقدرتهاي ميدانستند و معتقد بودند كه راهحل آن هم به دست ملتهاست. (17)
امام در خصوص نقش سازمانهاي بينالمللي اظهار داشتهاند: “مسلمانان ننشستند كه سازمانهاي بينالمللي براي آنها كاري بكنند، ملتها خودشان قيام كنند و حكومتها خودشان را وادار كنند كه در مقابل اسرائيل بايستند و اكتفا نكنند به محكوم كردن.” (18)
امام رمز پيروزي را شهادت دانستهاند و از آن به يك رمز قرآني كه بدون توجه به حيات مادي، دنيايي و حيواني موجب توفيق و پيشبرد آمال ملتهاست، ياد ميكنند و به ملتها يادآوري ميكنند كه اين رمز را بايد بفهمند. (19)
امام با ياد كردن از انتفاضه فلسطين و حركت اسلامي و مردمي فلسطين، با عنوان شجره مباركه و كوكب دريه، اين شيوه را كارآمدترين استراتژي براي نابودي صهيونيستها دانسته، و بر استمرار آن و عدم توقف قيام تأكيد داشتند. (20)
