💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 93236
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


پند های نهج البلاغه

شرح و تفسير:

بعد از تحكيم پايه هاى شهادت به توحيد و يگانگى خدا به سراغ دومين و مهمترين اصل بعد از توحيد يعنى شهادت به نبوت مى رود و مى فرمايد: من گواهى مى دهم كه محمد بنده و فرستاده اوست (و اشهد ان محمدا عبده و رسوله).آرى پيش از آن كه رسول خدا باشد بنده خاص او بود و تا بنده خاص نباشد به مقام رسالت نمى رسد ضمنا پاسخى است به آنها كه رسولان خدا را تا سرحد الوهيت بالا مى بردند و بزرگترين افتخار آنان را كه عبوديتشان بود از آنها مى گرفتند.سپس رسالت و ماموريت پيامبر را اين چنين توصيف مى كند، مى فرمايد: او را با دين و آيين آشكار و نشانه روشن و كتاب نوشته شده و نور درخشان و روشنايى تابنده و امر و فرمان قاطع و بى پرده فرستاد (ارسله بالدين المشهور و العلم الماثور و الكتاب المسطور و النور الساطع و الضياء اللامع و الامر الصادع).در اين كه اين تعبيرات ششگانه عميق و پرمحتوا اشاره به چه امورى است تفسيرهاى گوناگونى وجود دارد.نخست اين كه دين مشهور اشاره به آيين اسلام و علم ماثور اشاره به معجزات و كتاب مسطور اشاره به قرآن و نور ساطع اشاره به علوم الهى پيامبر و ضياء لامع اشاره به سنت آن حضرت و امر صادع (به قرينه آيه فاصدع بما تومر) اشاره به ترك تقيه و اظهار توحيد بدون پرده در برابر مشركان و مخالفان است.اين احتمال نيز وجود دارد كه نور ساطع و ضياء لامع توضيحات بيشترى درباره قرآن مجيد مى باشد چرا كه قرآن مايه روشنايى افكار و جوامع انسانى است.سپس به هدف ن هايى رسالت پيامبر (ص) و آوردن قرآن مجيد و معجزات و قوانين و احكام الهى مى پردازد و مى فرمايد هدف از اين بعثت و تجهيزات همراه پيامبر، چند چيز بود.هدف اين بود كه شبهات را از ميان بردارد و با دلايل و منطق روشن استدلال كند و به وسيله آيات الهى مردم را از مخالفت خدا برحذر دارد و از كيفرهايى كه به دنبال مخالفت دامنگيرشان مى شود بترساند (ازاحه للشبهات و احتجاجا بالبينات و تحذيرا بالايات و تخويفا بالمثلات).در تفسير اين چهار تعبير نيز مى توان گفت كه ازاحه للشبهات اشاره به حقايقى است كه در پرتو براهين الهى روشن مى شود و هر گونه شك و شبه را مى زدايد و احتجاجا بالبينات اشاره به معجزات حسى است كه براى گروهى كه استدلالات عقلى، آنان را قانع نمى كند، موجب يقين و ايمان است و تحذير به آيات تهديد به مجازاتهاى اخروى و تخويف به مثلات تهديد به مجازاتهاى دنيوى است همانگونه كه در قرآن به آن اشاره شده است، مى فرمايد: و يستعجلونك بالسيئه قبل الحسنه و قد خلت من قبلهم المثلات، آنها پيش از حسنه و رحمت الهى از تو تقاضاى شتاب در سيئه و عذاب مى كنند با اين كه پيش از آنها بلاهاى عبرت انگيز، بر گذشتگان نازل شده است.دورنمايى از عصر جاهليت : امام (ع) در اين فراز كوتاه و پرمحتوا و ضمن بيان بيست و چند جمله فشرده و گويا، وضع زمان جاهليت را به طور دقيق ترسيم مى كند آن چنان كه هر خواننده اى گويى خود را در آن عصر و زمان احساس مى كند و تمام نابسامانيها و بدبختيهاى مردم آن عصر را با چشم خويش مى بيند.بى اغراق مى توان گفت كه امام (ع) در اين جمله هاى كوتاه و فشرده، يك كتاب بزرگ را خلاصه كرده است و اين نشانه ديگرى از قدرت بيان و فصاحت و بلاغت و عمق و زيبايى فوق العاده سخنان آن حضرت است.بديهى است تا وضع سابق مردم، يعنى قبل از قيام رسول خدا، دقيقا ترسيم نشود، عظمت رسالت پيامبر (ص) و خدمتى كه او به جامعه انسانيت كرد و اثرى كه آيين پاكش گذاشت به طور كامل روشن نخواهد شد.هميشه اينگونه مقايسه هاست كه عظمت كار و برنامه انبيا و مردان بزرگ را در طول تاريخ مشخص مى كند.در نخستين جمله ها مى فرمايد: خداوند پيامبرش را در زمانى فرستاد كه مردم در فتنه ها گرفتار بودند، فتنه هايى كه رشته دين در آن گسسته و ستونهاى ايمان و يقين متزلزل شده، اصول اساسى فطرت و ارزشها دگرگون گشته، و امور مردم پراكنده و متشتت و راه فرار از فتنه ها بسته، و پناهگاه و مرجع، ناپيدا بود (و الناس ف ى فتن انجذم فيها حبل الدين و تزعزعت سوارى اليقين و اختلف النجر و تشتت الامر و ضاق المخرج و عمى المصدر).از يك سو، فتنه هاى شياطين و وسوسه هاى هواپرستان، رشته هاى ايمان و اعتقاد و معارق دينى را پاره كرده بود و از سوى ديگر، نابسامانى، سراسر جامعه را فرا گرفته و آتش اختلافات از هر سو زبانه مى كشيد، و از همه بدتر اين كه در چنين شرايطى نه راه فرارى وجود داشت و نه پناهگاهى، و مردم مجبور بودند در آن محيط آلوده به انواع انحراف و گناه بمانند و در آن لجنزار متعفن دست و پا بزنند.تعبير به حبل الدين (ريسمان دين) كه به صورت مفرد آمده، اشاره اى به وحدت آيين حق است و اين كه تمام اصول تعليمات انبيا به ريشه واحدى باز مى گردد، هر چند دستورات و برنامه ها و تعليم معارف، با گذشته تفاوت مى يافته است.قرآن مجيد در يك جمله پرمعنى در اين زمينه از قول مومنان صادق مى گويد: لا نفرق بين احد من رسله.تعبير به (اختلف النجر) نشان مى دهد كه اختلافات در عصر جاهليت اختلافات صورى و در شاخ و برگ نبود، بلكه اختلافات اصولى و بنيادين بود.بلكه مى توان گفت اين تعبير اشاره اى است به اين معنى كه حتى پايه هاى فطرت انسانى و اصول شناخته شده فطرى مانند ت وحيد و عشق به نيكيها و پاكيها همه متزلزل شده بود و يا نظام ارزشى جامعه بسيار متفاوت گشته و هر گروهى با معيار جداگانه اى با مسائل برخورد داشتند و همين عامل اساسى تشتت امور بود.تعبير به تشتت الامر مى تواند اشاره اى به اختلاف فوق العاده مذاهب آن زمان باشد (به اين طرز كه منظور از امر را امر دين بدانيم) و يا تشتت و پراكنده گى در همه امور اجتماعى، چه امر دين و چه دنيا، چه مسائل مربوط به اجتماع و چه خانواده، چه مسائل اقتصادى، يا اخلاقى.و معناى دوم تناسب بيشترى با عصر جاهليت دارد، و بدبختى بزرگ، اينجاست كه انسان در ميان شك و ترديد و بى ايمانى و انواع اختلافات و پراكندگى و فساد غوطه ور باشد و راه گريزى نيز از آن نداشته باشند به طورى كه ياس و نااميدى سر تا پاى وجود او را فرا گرفته باشد.و اين يك ترسيم واقعى از آن زمان است.سپس در پنج جمله ديگر نتايج آن وضع نابسامان را بيان فرموده، مى گويد: در چنين محيطى هدايت فراموش شده و گمراهى و نابينايى، همه را فرا گرفته بود، و درست به همين دليل خداوند رحمان معصيت مى شد و شيطان يارى مى گرديد و ايمان بدون يار و ياور مانده بود (فالهدى خامل و العمى شامل، عصى الرحمن و نصر الشيطان و خ ذل الايمان).بديهى است براى پيمودن راه اطاعت خداوند از يك سو نور هدايت لازم است و از سوى ديگر چشم بينا، در محيطى كه نه چراغ فروزانى وجود دارد و نه چشم بينايى، مردم خواه ناخواه به صورت لشكريان شيطانت درمى آيند و معصيت و گناه، سراسر جامعه را فرا مى گيرد.

 


اين نكته قابل توجه است كه در جمله (عصى الرحمن) از ميان تمام نامهاى خداوند بر نام رحمان تكيه شده كه اشاره به اين است كه خداوندى كه رحمتش دوست و دشمن را فراگرفته، اطاعتش يك امر فطرى و بديهى است، اما كوردلان عصر جاهليت حتى از ديدن چنين واقعينى محروم بودند.باز در چهار جمله ديگر چنين نتيجه گيرى مى فرمايد: در اين شرايط نابسامان، اركان ايمان فرو ريخته و نشانه هاى آن ناشناخته مانده و طرق آن ويران و شاهراههايش ناپيدا بود (فانهارت دعائمه و تنكرت معالمه و درست سبله و عفت شركه).تعبير به (دعائم) ممكن است اشاره به مردان الهى و رهروان راه حق و يا تعليمات اصولى انبيا باشد و تعبير به (انهارت) اشاره به نابود كردن آنها و يا فراموش كردنشان باشد، معالم مى تواند اشاره به كتب آسمانى پيشين و يا اصول تعليمات انبيا باشد و سبل و شرك اشاره به طرق و راههاى شناخت است- اعم از طرق عقلانى و فطرى و يا طريق وحى و تعليمات آسمانى.اين نكته نيز قابل توجه است كه شرك همانطور كه قبلا اشاره شد به معناى شاهراه است.راههاى كوچك ممكن است محو و فراموش شود ولى شاهراهها معمولا خود را نشان مى دهند، اما در چنين جامعه اى حتى شاهراههاى هدايت نيز محو و نابود شد.در يك نتيجه گيرى ديگر امام مى فرمايد: در چنين شرايط و وضعى، مردم در دام شيطان افتاده و به پيروى او تن داده بودند شيطان را اطاعت كرده و در مسير خواسته هاى او گام برمى داشتند (اطاعوا الشيطان فسلكوا مسالكه) و درست در همين حال در آبشخور شيطان وارد شدند و از آن سيراب گشتند (و وردوا مناهله).نتيجه آن همان شد كه امام (ع) در جمله هاى بعد فرموده: به وسيله آنها (مردمى كه در دام شيطان گرفتار بودند) نشانه هاى شيطان آشكار و پرچم وى به اهتزاز درآمده بود (بهم سارت اعلامه، و قام لواوه).سپس در ترسيم دقيق و با تشبيهات گويا و زنده اى مى فرمايد: اين در حالى بود كه مردم در فتنه هايى گرفتار بودند كه با پاى خويش آنان را لگدمال نموده و با سم خود آنها را له كرده بود و همچنان (اين هيولاى فتنه) بر روى پاى خود ايستاده بود (فى فتن داستهم باخفافها و وطئتهم باظلافها و قامت على سنابكها) .آيا اين فتنه ها همان فتنه هايى است كه در بالا به آن اشاره شد يا فتنه هاى ديگرى است، ظاهر اين است كه همان فتنه هاست كه با اوصاف و آثار ديگرى بيان شده.در اينجا امام (ع) فتنه هاى عصر جاهليت را به حيوان وحشى و خطرناكى تشبيه كرده كه با سم خود صاحبش را لگدمال نموده و همچنان بر سر پا ايستاده تا هر حركتى را در برابر خود ببيند در زير پاى خود له كند.تعبير به (سنابك) كه به معنى سر سم حيوانات تك سم است اشاره لطيفى به اين حقيقت است كه فتنه هرگز شكست نخورده بلكه با قدرت تمام، سايه شوم خود را بر مردم افكنده بود (زيرا اينگونه حيوانات هنگامى بر سر سم مى ايستند كه كاملا آماده نشان دادن عكس العملهاى خشن از خود باشند).به اين ترتيب اوضاع در آن زمان به قدرى خراب و پيچيده بود كه اميدى براى نجات نمى رفت.درست به همين دليل امام (ع) در آخرين جمله هاى خود چنين نتيجه گيرى مى فرمايد: آنها در ميان فتنه ها گم گشته و سرگردان و نادان و فريب خورده بودند (فهم فيها تائهون حائرون جاهلون مفتونون).تائهون: اشاره به اين است كه راه حق را به كلى گم كرده و حتى خويشتن خويش را نيز از دست داده بودند.حائرون: اشاره به نهايت تحير و سرگردانى آنهاست كه حتى قدرت تصميم گيرى براى انديشيدن به راه نجات نداشتند.جاهلون: اشاره به اين است كه اگر فرضا تصميم براى نجات مى گرفتند جهل و بى خبرى به آنها اجازه پيدا كردن راه نمى داد.مفتونون: اشاره به اوهام و خيالات و فريب و نيرنگهايى است كه آنها را به خود جلب و جذب كرده بود، سراب را آب و مجاز را حقيقت مى پنداشتند.اينها در حالى بود كه مردم آن زمان در (كنار) بهترين خانه (در كنار خانه خدا و سرزمين انبياى بزرگ) زندگى داشتند، ولى با همسايگانى كه بدترين همسايگان بودند (فى خير دار و شر جيران).به خاطر اين بدبختيهاى مضاعف و متراكم خوابشان بى خوابى و سرمه هاى چشمشان اشكها بود (هرگز استراحت و آرامشى نداشتند و هيچگاه به خاطر جنايات مكررى كه صورت مى گرفت و مصايبى كه پى درپى روى مى داد اشك چشمانشان خشك نمى شد)! (نومهم سهود، و كحلهم دموع).و اسفناكتر اين كه در سرزمينى مى زيستند كه دانشمندش به حكم اجبار لب فرو بسته و قدرت بر هدايت و نجات مردم نداشت و جاهلش گرامى بود و حاكم بر جامعه (بارض عالمها ملجم و جاهلها مكرم).براى جمله (فى خير دار) چهار تفسير متفاوت در كلمات مفسران نهج البلاغه ديده مى شود، بعضى چنان كه گفتيم آن را اشاره به خانه كعبه و حرم امن الهى دانسته اند (بنابراين كه جمله هاى بالا همه ناظر به توصيف عصر جاهليت باشند) در حالى كه بعضى ديگر آن را اشاره به سرزمين شامات دانسته اند كه آن هم از اراضى مقدسه و سرزمين انبياى بزرگ بود ولى شاميان آن زمان كه لشكر معاويه را تشكيل مى دادند بدترين همسايگان آن زمين بودند (اين در صورتى است كه جمله هاى بالا را ناظر به عصر خود آن حضرت بدانيم).احتمال سوم اين كه منظور از آن كوفه و جايگاه زندگى خود آن حضرت باشد كه يك مشت منافقان و عهدشكنان و همسايگان بد، آن سرزمين را احاطه كرده بود.احتمال چهارم اين كه منظور از آن، سراى دنياست كه افراد آلوده و بدكار در آن فراوانند.تفسير اول از همه مناسب تر و صحيح تر به نظر مى رسد و تعبيرات بالا همه با آن هماهنگ است، بنابراين تفسير جمله نومهم سهود تا آخر اشاره به ناامنيها و پريشان حالى ها و مصايب عصر جاهليت است و عالمان، همان افراد پاكى بودند كه بعد از ظهور پيامبر (ص) به سرعت در اطراف او جمع شدند و جاهلان، فاسدان و مفسدان قريش و مانند آنها بودند، اما بنا بر تفسيرهاى ديگر ناظر به ناامنيهاى عصر معاويه و مشكلات شام و عراق در آن زمان است و همانگونه كه اشاره شد اين تفسيره ا با روح خطبه چندان سازگار نيست.شاهد اين معنى علاوه بر آنچه گفته شد حديثى است كه ابن ابى الحديد در كتاب خود از پيامبر اكرم (ص) نقل كرده است كه هنگام حكايت حال خود در آغاز بعثت مى فرمايد: كنت فى خير دار و شر جيران، من در بهترين سرا و در ميان بدترين همسايگان بودم.تعبير به (نومهم سهود و كحلهم دموع) اشاره لطيفى است به شدت ناامنى و مصايب بسيار آن دوران، كه اگر شبها به خواب مى رفتند خوابى بود ناآرام و توام با ترس و وحشت و بى خوابيهاى مكرر، و دامنه مصايب آنقدر گسترده بود كه به جاى سرمه اى كه مايه زينت و آرايش چشم است، اشكهاى مداوم و سوزان كه سرچشمه انواع ناراحتيهاست از چشمانشان جارى بود.طبيعى است در چنين سرزمينى، عالمان كه در آغاز اسلام تنها ياران پيامبر اسلام (ص) بودند، مجبور به لب فرو بستن و جاهلان كه سران قريش و بزرگان شرك و الحاد بودند، در نهايت احترام مى زيستند.اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از عالم، موحدان و آگاهان محدود و معدود قبل از بعثت پيامبر مانند عبدالمطلب و ابوطالب و قس بن ساعده و لبيد بن ربيعه و امثال آنان، باشند.

نكته:

ترسيمى از زندگى مرگبار انسانها در عصر جاهلى: امام (ع) در عبارات فشرده و بسيار پرمحتواى بالا، ترسيم دقيق و زنده اى از وضع عصر جاهليت عرب فرموده است كه با مطالعه دقيق آن، گويى انسان خود را در آن عصر مشاهده مى كند و همه نابسامانيها و تيره روزيها و زشتيهاى آن زمان را با چشم مشاهده مى كند.

 



نوشته شده توسط nedayevahi در جمعه 11 دی 1394

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709