
زمينه هاى پيدايش گناه
در ((گناه شناسى )) از موضوعات بسيار مهم ، شناخت ((زمينه هاى گناه )) است ؛ چنانكه گفته اند: قابليت قابل ، اصل مهم براى تهذيب نفوس است .
باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست
در باغ لاله رويد و در شوره زار خس
كسى كه مى خواهد گناه نكند حتماً بايد به زمينه هاى گناه توجه كند، وقتى آنها را شناخت به پيشگيرى و درمان آنان بپردازد.
كمبود ويتامين ها در بدن ، انسان را آماده پذيرش ميكرب ها مى كند و يا بيمارى ها را پرورش و گسترش مى دهد، پس بايد اين كمبودها جبران گردد تا زمينه پذيرش و همچنين زمينه پرورش بيمارى ها از بين برود. بنابراين بايد ((زمينه شناس و زمينه زدا)) باشيم . مثلا اگر در منزل چاه فاضلابى زمينه ساز انواع پشه ها مى باشد سمپاشى بيهوده است بايد چاه را پر كرد.
در بررسى زمينه هاى گناه مى توان امور بسيارى را نام برد كه هر يك با كميت و كيفيت خاصى زمينه ساز هستند. اما در اينجا به چند موضوع مهمتر در اين رابطه مى پردازيم مانند:
1 زمينه هاى فرهنگى و تربيتى .
2 زمينه هاى خانوادگى .
3 زمينه هاى اقتصادى .
4 زمينه هاى اجتماعى .
5 زمينه هاى روانى .
6 زمينه هاى سياسى .
1 زمينه هاى فرهنگى و تربيتى گناه
جهل و حماقت
جهل و حماقت ، زمينه گناه را در انسان به وجود آورده و او را به سوى گناه مى كشاند. جهل به خدا، جهل به هدف از آفرينش ، جهل به قوانين خلقت ، جهل به زشتى گناه و آثار آن .
چنانكه يك فرد جاهل و بى سواد غذاى آلوده به ميكرب را بر اثر جهل به آسانى مى خورد، ولى يك دكتر ميكرب شناس ، هرگز آن را نمى خورد.
در دوران جاهليت كه گناهان گوناگون ، سراسر زندگى مردم را گرفته بود، بيشتر بر اثر جهل و حماقت بود. براى توضيح به اين آيات توجه كنيد:
﴿قالوا يا موسى اِجعَل لَنا اِلها كما لَهم آلِهة قالَ إ نّكم قَوم تَجهَلون ﴾ (89)
بنى اسرائيل به موسى گفتند: براى ما معبودى (از بت ) قرار بده چنانكه آنها (بت پرستان ) معبودانى (از بت ) دارند. موسى گفت : شما جمعيتى جاهل و نادان هستيد.
از زبان حضرت لوط عليه السلام خطاب به قومش مى خوانيم :
﴿ءَاِنّكم لَتَاتون الرّجال شَهوةً مِن دُونِ النِّساء بل انتم قوم تجهلون ﴾ (90)
آيا شما به جاى زنان ، به سراغ مردان ، از روى شهوت مى رويد؟ شما قومى جاهل هستيد.
و در آيه 89 سوره ى يوسف مى خوانيم :
﴿قالَ هَل عَلِمتُم ما فَعَلتُم بِيُوسُفَ و اَخيهِ اِذ اَنتُم جاهِلُون ﴾
يوسف (به برادران خود) گفت : آيا دانستيد كه با يوسف و برادرش (بنيامين ) چه كرديد؟ آنگاه كه جاهل بوديد.
از اين آيات به روشنى استفاده مى شود كه جهل و نادانى يكى از زمينه هاى گناهان است .
در روايات نيز بسيار آمده كه جهل ، زمينه گناه است . در اينجا به ذكر چند نمونه مى پردازيم :
1 امام على عليه السلام در عهدنامه ى خود به مالك اشتر مى فرمايد:
لا يجترى على الله الا جاهل شقى (91)
گستاخى و جراءت بر (نافرمانى ) خدا را جز جاهل و شقى روانمى دارد.
2 و نيز از گفتار آن حضرت است :
الجهل معدن الشر، الجهل اصل كل شر، الجهل يفسدالمعاد(92)
جهل مركز زشتى است ، جهل ريشه و پايه زشتى است ، جهل موجب تباهى معاد انسان است .
3 چنانكه قبلاً اشاره شد امام صادق عليه السلام به سماعة فرمود: عقل و لشكرش را بشناس و همچنين جهل و لشكرش را بشناس . سپس 75خصلت زشت را به عنوان لشكر جهل برشمرد.(93)
اين روايت جامع بيانگر آن است كه جهل اساس و محور خصلت هاى زشت و گناهان بزرگى همچون : حرص ، خيانت ، ربا، نيرنگ ، تكبر، آزار به پدر و مادر، پيمان شكنى ، بى تابى ، شانه خالى كردن از وظيفه جهاد، سبك سرى ، كينه و دشمنى و....است .(94)
4 حضرت على عليه السلام مى فرمايد:
قَصَّمَ ظَهرى رَجُلان : عالِم مُتَهتِّك و جاهِل مُتَنسِّك (95)
دو شخص ، كمرم را شكستند، دانشمند بى پروا، و جاهل مقدس نما.
سپس فرمود: جاهل ، انسان را با زهدنمائيش مى فريبد، و عالم با گستاخى و بى پروائيش ، انسان را مغرور و فريفته خود مى كند.
5 و نيز فرمود:
اياكم والجهال من المستعبدين والفجار من العلماء فانهم فتنتة كل مفتون (96)
بپرهيزيد از جاهلان عبادت پيشه و از گنهكاران دانشمند، چرا كه اين ها مايه فتنه و آشوب هر فتنه شده هستند.
6 و در سخنى ديگر فرمود:
لاترى الجاهل الا مُفرِطاً او مُفرِّطاً(97)
نمى بينى جاهل را مگر اينكه يا راه افراط و زياده روى را مى پيمايد و يا راه تفريط و كوتاهى از حد اعتدال را.
7 و در بيان ديگر فرمود:
الى اللّه اشكو من معشر يعيشون جهالا ويموتون ضلالا(98)
شكايت به خدا مى برم از گروهى كه در جهل ونادانى زندگى مى كنند
8 در قرآن در جريان موسى عليه السلام و ساحران آمده : وقتى كه ساحران طناب هاى خود را انداختند، به نظر مى رسيد همه ى آنها در حركتند؛
﴿فَاَوجَسَ فى نفسه خِيفَة موسى ﴾ (99)
ناگهان موسى در دل خويش ترس خفيفى احساس كرد.
اميرمؤ منان عليه السلام در توضيح اين مطلب مى فرمايد:
لم يُوجِس موسى عليه السلام خيفَةً على نفسه بل اَشفَقَ مِن غَلَبة الجُهّال و دُوَل الضّلال (100)
موسى عليه السلام بر جان خود نترسيد بلكه ترس او از اين بود كه مبادا جاهلان پيروز گردند و دولت هاى ضلال برنده شوند.
اين سخن نيز از كارهاى انحرافى جاهلان پرده برمى دارد و بيانگر آن است كه جهل زمينه ساز گناهان بزرگى همچون مبارزه علنى با پيامبران به پشتيبانى از طاغوت ها مى باشد.