14 اصل تربیتی از زندگی حضرت فاطمه س و امیرالمومنین ع
مقدمه
مظلوم و مظلومه عالم حضرت امیرالمومنین (ع)و همسر بزرگوارش حضرت زهرا (س) نمونهای بسیار ناب از فرهنگ خانواده در طول تاریخ میباشد.
در دوران آخرالزمان که فتنهها بیداد میکنند که جمعی از این فتن خانواده ها را تهدید میکند راهی جز پناه بردن به خداوند عزوجل نیست، در این زمان الگو گرفتن از زندگی امیر المومنین علیه الاسلام و حضرت زهرا در سایه خداوند میتواند راه ایمنی باشد برای رسیدن به کمال حقیقی ....
در این مطلب چهارده ویژگی این زندگی مشترک را برای شما بیان میکنیم ...

1 - اصل خدامحوری و عبادت خانوادگی
در زندگانی مشترک امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه سلام الله علیها ، تمام اعضای خانواده عاشق و شیفتة پروردگار بودند. به فرمودة امیرالمؤمنین علیه السلام:
عشق به خداوند، آتشی است که بر چیزی نمیگذرد جز آنکه آن را به آتش میکشاند و نوری خدایی است که بر چیزی پرتو نمی افکند جز آنکه آن را غرق نور میکند. پس کسی که به خداوند عشق بورزد، همه چیز مُلک و ملکوت خویش را به او میدهد.[1]
هرگاه خداوند بخواهد بنده را گرامی بدارد، او را گرفتار عشق و محبت خویش میگرداند.[2]
باری، آتش عشق پروردگار آن خانه را غرق نور الهی و اعضای آن خانواده را شیفته و حیران پروردگار ساخته بود.
در آن خانة ملکوتی اتاقی ویژة نماز و مناجات با پروردگار بود که نه کوچک بود و نه بزرگ.[3] در آن اتاق تنها قرآن، شمشیر و فرش بود.[4]
ابن ابیالحدید، دانشمند بزرگ اهل سنت، دربارة عبادتهای امیرالمؤمنین علی علیه السلام مینویسد:
…و اما عبادت، پس علی عابدترین و پُرنمازترین مردمان بود. از همه بیشتر روزه میگرفت و نمازهای مستحبی را بر پامیداشت و همواره ذکر میگفت… و چه گمان میبری دربارة مردی که پیشانیاش از بسیاری سجده همانند زانوی شتر شده بود.[5]
حسن بصری دربارة عبادتمحوری حضرت فاطمه سلام الله علیها میگوید:
در تمام دنیا عابدتر از فاطمه یافت نمیشود. او به حدی برای نماز و عبادت بر پامیایستاد که پاهایش ورم میکرد.[6]
حضرت زهرا سلام الله علیها حتی در شیرینترین و خاطرهانگیزترین لحظههای زندگی نیز دل در گرو عشق خدا نهاد و در شب ازدواج خطاب به یگانه کُفو و همتایش علی علیه السلام فرمود:
انتقال از خانة پدرم به خانة خودم، مرا به یاد انتقال به خانة قبرم انداخت. تو را به خدا سوگند میدهم تا در این ساعات به نماز برخیزی تا امشب را با هم به عبادت پروردگارمان بگذرانیم.[7]
پیامبر اکرم صلی الله علیه آله وسلم فردای آن شب از علی علیه السلام پرسید:
همسرت را چگونه یافتی؟!
حضرت علی علیه السلام بیدرنگ فرمود:
نِعمَ العَونُ عَلی طاعَةِ اللهِ؛[8]
بهترین یار برای اطاعت و عبودیت پروردگار.
حضرت فاطمه سلام الله علیها هر شب پس از فراغت از وظایف خانهداری چنان خائفافه و خالصانه بر سجاده به نماز میآیستاد که پروردگار بدان بر ملائکة خویش مباهات میفرمود:
ملائکة من، اینک بر سرور کنیزانم فاطمه نظر کنید. بر درگاه من ایستاده، در حالی که بند بند وجودش از خوف من مرتعش و لرزان است. او با تمام وجودش به عبادت من روی نهاده است. اینک شما را گواه میگیرم که پیروان و شیعیان او را از آتش ایمنی بخشیدم.[9]

2 - قرآنگرایی
روح و جان اعضای این خانواده با قرآن عجین گشته و تمام اخلاق و مرام اعضای خانوادة فاطمی، قرآنی گشته بود.
تلاوت قرآن پدر خانواده، چنان در اوج بود که دربارة او گفتهاند:
«به خدا هیچ قریشی را ندیدهایم که بیش از امام علی علیه السلام قرآن بخواند».[10]
حضرت زهرا سلام الله علیها به طور شبانهروز با قرآن انس و رفاقت داشتند و به تلاوت آن عشق میورزیدند.[11]
آن حضرت بر تلاوت سورههای واقعه، الرّحمن و حدید تأکید میورزیدند و میفرمودند:
قرائتکنندة سورههای حدید و الرّحمن و واقعه در آسمانها ساکن فردوس خوانده میشود.[12]

3- اصل سادهزیستی و زهد خانوادگی
فاطمة زهرا سلام الله علیها ، این اسوة بیمثال الهی، در طول زندگانی خویش هماره دعوتکننده به سوی «وارستگی از دنیا و دلسپاری به خدا» بود؛
اما نه دعوتی با زبان، که دعوت با تمام وجود و در عمل؛ دعوتی که ارزش و تأثیرش در هدایت و تربیت پیروان از هزاران دعوت زبانی بیشتر و مؤثرتر است.
فاطمه سلام الله علیها در انتخاب بین دنیا و آخرت، سرای باقی را برگزیده و سیرة زندگانی خویش را بر بیاعتنایی به زخارف دنیایی و قناعت به حداقل نیازهای ضروری بنا ساخته بود.
زندگانی او به دور از تشریفات و تجملات و در عین سادگی، لبریز از صفا، نشاط و زیباییهای معنوی بود.
سادهزیستی فاطمه نه از روی فقر و ناداری که برخاسته از اوج معرفت و غنای روحی آن حضرت بود.
بهترین شاهد این مدعا، آن دوران از زندگانی فاطمه سلام الله علیها است که فدک در اختیار ایشان بود. فدک، سرزمین حاصلخیزی بود که میتوانست تمام گندم مورد نیاز مدینه را تأمین کند.
بعد از آنکه پیامبر، به فرمان خداوند، فدک را به دخترش بخشید، تمام درآمد آن در اختیار فاطمه قرار میگرفت؛ اما این درآمد بسیار نتوانست صفا و سادگی زندگی ایشان را دگرگون سازد؛ چراکه فاطمة از دنیا رهیده، تمام حاصل فدک را فدای رضایت و خشنودی خداوند میکرد. باری، سادهزیستی فاطمه نه پیامد جبر و تحمیل روزگار، که رهاورد وارستگی او از دنیا و انتخاب عارفانة وی بود.
او وارستگی از دنیا را از پدری آموخته بود که در مقام تهذیب و تزکیة دخترش میفرمود:
دخترم! پدر و شوهر تو فقیر نیستند. خداوند، گنجینه های طلا و نقرة زمین را به من عرضه کرد؛ ولی من آنچه را نزد پروردگارم باقی میماند، برگزیدم. دخترم! اگر از آنچه که پدرت (از حقیقت دنیا) میداند، آگاه شوی، دنیا از چشمت فرو میافتد.
آری فاطمه، پرورشیافتة رسول بود و درس سادهزیستی و وارستگی از مظاهر دنیا را از آن اسوة حسنه فراگرفته بود. این گزارش تاریخی گواه این مدعاست:
عادت پیامبر چنان بود که سفرهایش را با دیدار فاطمه شروع و ختم میکرد.
در یکی از این سفرها، فاطمه به یمن قُدوم پدر و همسر، برای خود دستبندی از نقره، دو گوشواره و یک گردنبند فراهم آورد و پردهای رنگین بر خانه آویخت. پیامبر بنابر عادت همیشگیشان ابتدا به خانة فاطمه وارد شد؛ اما پس از توقف کوتاهی در حالی که آثار گرفتگی و ناراحتی در چهرهاش هویدا بود، از منزل فاطمه خارج و روانة مسجد شد. فاطمه که با کیاست خویش، علت ناراحتی پدر را دریافته بود، بلافاصله پرده را باز کرد و به همراه زیورآلات نزد پیامبر فرستاد و پیغام داد که دخترت، سلام میرساند و میگوید:
اینها را در راه خداوند به مصرف برسان!
پیامبر، آنها را تحویل گرفت و فرمود:
پدرش به فدایش باد! پدرش به فدایش باد! پدرش به فدایش باد! آل محمد را به دنیا چه کار؟! ایشان نه برای دنیا، که برای آخرت آفریده شدهاند؛ هرچند تمام دنیا به خاطر ایشان آفریده شده است. اگر دنیا به اندازة بال پشهای نزد خداوند ارزش میداشت، جرعهای از آب آن را به هیچ کافری نمینوشانید.
و آنگاه برخاست و به سوی فاطمه شتافت.

4 -اصل ایثار و انفاق خانوادگی
کاوش و نگرشی کوتاه در شأن نزول سورة انسان که دربارة اعضای خانوادة حضرت زهراست، سریان اصل «ایثار و انفاق خانوادگی» را در خانوادة فاطمی به نمایش میگذارد:
و به عشق خدا مسکین و یتیم و اسیر را طعام میدهند (و میگویند:) فقط برای رضای خداوند شما را اطعام میکنیم و در مقابل شما انتظار هیچ شکرگزاری و پاداشی را نداریم.
در ایامی که فدک در اختیار حضرت زهرا سلام الله علیها بود، تمام درآمد آن که سالیانه بین 70000 تا 120000 دینار طلا بود، تقدیم آن حضرت میشد، اما آن حضرت تنها به اندازة کفاف و ضرورت خانواده از آن برمیداشت و بقیه را بین نیازمندان مدینه تقسیم میفرمود.
بدینسان روزی که درآمد فدک به طور ماهیانه تسلیم حضرت زهرا سلام الله علیها میشد، روز جشن و سرور فقیران مدینه بود.

5 -اصل پاک نگهداری محیط خانه و خانواده از گناه
بالاترین هنر بانوی یک خانه، حفظ محیط خانه و اعضای خانواده از حرام الهی است تا همیشه و در همه حال ارتباط خانواده و اعضای آن با عالم ملکوت برقرار باشد.
و این هنری است که حضرت فاطمه آن را به اوج تجلی رسانده است.
آنحضرت در آخرین وصیتهایش به امیرمؤمنان علی علیه السلام بر این معنا تأکید ورزیده است:
پسر عمو جان، تا در خانة تو بودم، دروغی نگفتم، خیانتی نکردم و ازدستورات (الهی) تو هیچگاه گامی فراتر ننهادم.

6 -اصل جهادی و فدایی بودن تمام اعضای خانواده
فاطمه سلام الله علیها به همراهی همسرش علی علیه السلام ،تمام وجود و زندگانی خویش را وقف خداوند و رضایت او کرده بود.
یگانه خانوادهای که تمام اعضای آن فداییان راه خدا بودند و در این راه تمام آبرو، دارایی و جان خویش را تقدیم داشتند،
خانوادة «علویـ فاطمی» بوده است.
7 -اصل دفاع همهجانبه از حریم ولایت و امامت
فاطمه سلام الله علیها شیداترین پروانة شمع امامت بود؛
پروانة عاشقی که با سوختن و فداسازی خویش، به همگان آموخت که امام بر حق چونان کعبه است؛
کعبهای که مردم بایستی بر گِردش طواف نمایند؛ نه او بر گِرد مردم.
این، فاطمه بود که عاشقانهترین پاسداشت را از حریم امامت روا داشت. این، فاطمه بود که یگانهترین اسوهدهی را در همرهی با ولایت ادا ساخت، هموکه پهلویش شکست و در خون نشست؛ اما لحظهای از یاوری ولی امر خویش از پای ننشست؛
هموکه با فریادهای جگرسوز خویش، زیباترین شعار ولایتمداری را در گوش جان پیروان خویش طنینانداز ساخت:
ای أباالحسن! روحم به فدای روح تو و جانم سپر بلای تو!
هماره همراه تو خواهم بود؛ چه در خیر و نیکی به سر بری و چه در سختی و بلا گرفتار شوی!
باری، پیشتازترین، خالصترین و کاریترین حمایتگر ولایت و امامت، فاطمه سلام الله علیها بود
و هموست که بایستی مقتدا و اسوة ما در عرصة «ولایتمحوری»، «محبتشناسی» و «حجتمداری» در این برهه از زمان واقع شود.
8- اصل دانشپژوهی خانوادگی
حضرت زهرا سلام الله علیها محیط خانه را به دانشگاهی بینظیر در عرصة تعلیم معارف اسلامی مبدل ساخته بود؛
از تعلیم فرزندان گرفته تا تعلیم مردمان و تشکیل کلاسهای دینی ـ علمی در خانه. او همچون پدرش، مربی اخلاق بود و معلم قرآن؛ مقامی که تنها از آنِ پیامبر و اهلبیت پاکنهاد اوست.
او عمری را با تلاشی بیامان، در نهایت مهربانی و دلسوزی به تعلیم و تبلیغ معارف دین و تربیت دینباوران پرداخت.
این روایت تاریخی که گزارشگر آن مولای متقیان علی علیه السلام است، نمایانگر جلوهای از رحمت بیکرانه و تلاش خستگیناپذیر فاطمه سلام الله علیها در مقام تعلیم و تربیت میباشد:
روزی یکی از زنان مدینه خدمت حضرت زهرا سلام الله علیها رسید و گفت:
«مادر پیری دارم که در مسایل نماز، سؤالات فراوانی دارد و مرا فرستاده است تا آن مسایل شرعی را از شما بپرسم».
حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود:
«بپرس!»
آن زن، مسایل بسیاری طرح کرد و برای هر یک از آنها، پاسخ شنید.
در ادامة گفت و شنود، آن زن از کثرت پرسشها خجالت کشید و گفت:
«ای دختر رسول خدا! از اینکه فراوان خدمت میرسم و با سؤالاتی فراوان شما را به زحمت میاندازم، معذرت میخواهم!»
فاطمه سلام الله علیها فرمود:
باز هم بیا و هر آنچه سؤال برایت پیش میآید، بپرس! آیا اگر کسی اجیر شود که بار سنگینی را به بالای بام ببرد و به پاداش آن، صد هزار دینار طلا مزد بگیرد، چنین کاری برای او دشوار خواهد بود؟
گفت: «خیر».
حضرت ادامه داد:
من در ازای هر مسئله ای که پاسخ میدهم، بیش از فاصلة بین زمین و عرش، جواهر و لؤلؤ پاداش میگیرم؛ پس سزاوار است که بر من سنگین نیاید.