💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 115843
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


آرامش چیست؟

 

یادمان باشد پیمانى راکه در طوفان با خدا مى بندیم

در آرامش فراموش نکنیم . . .

.

.

.

به خدا گفتم : به من همه چیز بده ، تا از زندگی لذت ببرم

خداوند فرمود : به تو زندگی دادم تا از همه چیز لذت ببری . . .

.

.

.

یک دانه بذر میلیون ها دانه را با خود دارد. آیا وفور وغنای هستی را می بینی؟

خداوند در وجود ما هم “روحش” را به امانت گذاشته است

این همان “دانه الهی” است که باید آنرا با عشق و ایمان آبیاری کرد تا شکوفا گردد

.

.

.

معبودم!

متبرکم گردان به نامت

متبلورم گردان به عبادتت

متذکرم گردان به ذکرت

مرحمتم گردان به رحمتت

.

.

.

چه خود ساخته هایی که مرا سوخت ، و چه سوختن هایی که مرا ساخت

ای خدای من ، مرا فهمی عطا کن ، که از سوختنم

ساخته ای آباد از من بجا ماند . . .

.

.

.

الهی دانایی ده که در راه نیفتم

و بینایی ده که در چاه نیفتم

الهی پایی ده که با آن کوی مهر تو پوییم

و زبانی ده که با آن شکر آلای تو گوییم . . .

.

.

.

میگن شبا فرشته ها از آرزوی آدما ، قصه میگن واسه خدا

خدا کنه همین شبا گفته بشه قصه ی تو واسه خدا . . .

.

.

.

خدایا !

من چیزی نمیبینم .

آینده پنهان است.

ولی آسوده ام ،

چون تو را می بینم

و تو همه چیز را . . .

.

.

.

با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت

با هر چه رود نام تو را می توان سرود

بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را‍‍

با دستهای روشن تو می توان گشود

.

.

.

ای بنده تو سخت بی وفایی ، از لطف به سوی ما نیایی

هر دم که ترا دهم دردی ، نالان شوی و به سویم ایی

هر دم که ترا دهم شفایی ، یاغی شوی و دگر نیابی. . .

.

.

.

از تمام چیزایی که داری خدا رو جدا کن !

چی داری؟ هیچ

حالا به همه نداشته هایت ،خدا رو اضافه کن !

چه کم داری؟ هیچ

.

.

.

خدایا

همه دنیا بخواد و تو بگی نه /  نخواد و تو بگی آره ، تمومه

همین که اول و آخر تو هستی /  به محتاج تو محتاجی حرومه . . .

.

.

.

و تو این مهربانم مرا یاد کن ، آن دم که خدا را تلاوت میکنی

شاید به صداقت قلب پاکت ، من نیز اجابت شوم . . .

.

.

.

خدایا

شکرت میکنم بخاطر نداشته هام ، که اگه داشتم ارزششون  رو نمیدونستم

شکرت میکنم بخاطر هیچ چیز  و  همه چیز  . . .

 

.

.

.

خدایا

اگر بناست بسوزیم طاقتمان ده

و اگر بناست بسازیم قدرتمان ده

.

.

.

در فصل زمستان و خزان می گردیم / با نیت خوشحالی شان می گردیم

افکار شهید جنگ را ول کردیم / دنبال پلاک و استخوان می گردیم . . .

.

.

خدایا ، آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

و آنگونه بمیرانم که به وجد نیاید کسی از نبودنم . . .

(کورش بزرگ)

 

.

ای جـمـلـه بـیکـسـان عـالـم را کَـس

یـک جـو کرمـت تـمـام عـالـم را بـَس

مـن بـیکـَسَـم و کـسی نـدارم جز تـو

یا رب به فریاد من بی کَس رَس

(مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری)

.

.

.

به خدا گفتم :

« بیا جهان را قسمت کنیم آسمون واسه من ابراش مال تو

دریا مال من موجش مال تو ماه مال من خورشید مال تو … »

خدا خندید و گفت : « تو بندگی کن ، همه دنیا مال تو …من هم مال تو

.

.

.

خداوندا دستانم خالی ودلم غرق در آرزوهاست.

یا با قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان

یا دلم را از ارزوهای دست نیافتنی خالی کن . . .

.

.

.

انیس قلب خود تنها خدا کن / خدا را در دل شبها صدا کن

ز خوف حق چو اشکی را چکاندی / به حال ما زمینی ها دعا کن

.

.

.

زیباترین ستایش نثار کسی که کاستی هایم را می داند

و باز هم دوستم دارد . . .

.

.

.

اگر تنهاترین تنها شوم…..باز هم خدا هست

.

.

.

خدایا تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم ،

تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم ،

تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم باز گشتم ،

تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم ،

تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی…؟؟

.

.

.

خدا در دستی است که به یاری میگیری

درقلبی که شاد میکنی

درلبخندی که به لب می نشانی

خدا با من است. خدا با توست…خدایمان را آشکار کنیم

.

.

.



نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 29 تیر 1394

ارسال نظر(0)

حقیقت آرامش چیست و راه های رسیدن به آن کدام است؟

حقیقت آرامش چیست و راه های رسیدن به آن کدام است؟
پرسش
آرامش در زندگی شعار یا حقیقت؟ آیا در زندگی می توان به آرامش رسید ؟ و آیا این تنها یک شعار نیست؟
پاسخ اجمالی

آرامش به معنای طمأنینه و راحتی فکر در زندگی، حقیقت مطلوبی است که اسلام آن را ستوده است و راه هایی برای رسیدن به آن تعیین کرده است. برخی از عوامل رسیدن به آرامش که در متون اسلامی ما آمده است عبارت اند از: یاد خدا، حسن ظن، اعتماد به نفس، دوری از آرزو های دور و دراز، ازدواج، نظم در زندگی و کارها، استفاده از شب برای استراحت، استفاده از غذا های سالم و طبیعی؛ مثل انگور سیاه، نظافت؛ مانند شستن سر، شستن لباس و...، در مقابل عوامل متعددی وجود دارد که مانع تحقق آرامش اند ؛ مانند رغبت و علاقه به دنیا، حسادت، شک و دو دلی، طمع و... .

 

نتیجه این که در متون دینی ما راه های دست یابی آرامش بیان شده است و همین امر بهترین دلیل بر امکان دست رسی به آن است، علاوه بر آن از مطالعه زندگی بزرگانی که به دستورات دین عمل کرده اند و به آرامش درونی رسیده اند می توان به این واقعیت رهنمون شد که کسب آرامش در زندگی یک شعار نیست و این چیزی است که ما خود می توانیم با به کار بستن دستورات دینی آن را در خود احساس و تجربه نماییم.

پاسخ تفصیلی

آرامش یعنی طمأنینه، تسکین و آسودگی خاطر[1] که در مقابل آن تشویش، نگرانی و اضطراب است.

 

از نظر اسلام آرامش و طمأنینه امری واقعی، حقیقتی و دست یافتنی است. در متون دینی ما راه های به دست آوردن آرامش بیان شده است و همین امر بهترین دلیل بر امکان دست رسی به آن است. علاوه بر این مطالعه زندگی بزرگانی که به دستورات دین عمل کرده اند و به آرامش درونی رسیده اند، می تواند ما را به این واقعیت رهنمون سازد که کسب آرامش در زندگی یک شعار نیست و این چیزی است که ما خود می توانیم با به کار بستن دستورات دینی آن را در خود احساس و تجربه نماییم.

 

عوامل پیدایش و ایجاد آرامش:

 

قرآن و روایات عوامل متعددی را برای آرامش بیان نموده اند برخی از آنها عبارتند از:

 

1. ذکر و یاد خدا: در قرآن آمده است: همانا با یاد الاهی قلب ها آرام می شود.[2]منظور از یاد و ذکر خدا یعنی این که انسان همیشه توجه و یقین داشته باشد که هیچ موجودی در عالم نمی تواند مستقل و جدای از «الله» وجود داشته باشد تا چه رسد به این که بتواند منشأ اثر باشد: «تمام عزت از او است»،[3] و تمام قدرت و ملک و هستی از او است. عزت و ذلت بندگان نیز به دست او است. او بر همه چیز توانا است.[4]

 

چنین انسانی هیچ نگرانی و خوف و حزنی ندارد؛ چنان که قرآن می فرماید: "کسی که دنبال هدایت من باشد او دیگر خوف و نگرانی ندارد".[5] بله اگر انسان واقعا با تمام وجودش باور داشته باشد که هیچ دگرگونی و قدرتی در عالم نیست مگر این که وابسته به خداوند بزرگ است و آن گاه با زبان بگوید: «لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم»، دیگر دغدغه و اضطرابی ندارد. رسول مکرم اسلام (ص) فرمودند: ذکر «لاحول ولا قوة الا بالله» شفای از 99 درد است که کمترین آن دردها، غم و غصه است.[6]

 

2. توکل به خدا: توکل یعنی این که انسان وظیفه خود را در حد توانایی انجام داده و نتیجه کارها را به خداوند واگذار نماید. قرآن مجید می فرماید: "کسی که بر خدا توکل کند خداوند او را کفایت می کند".[7]

 

3. رضایت به خواست الاهی: اگر انسان باور داشته باشد که خداوند متعال همیشه خیر خواه بندگان خود است و به خواست الاهی گردن نهد هیچ دغدغه ای نخواهد داشت.

 

4. ارتباط و اطاعت از اولیای الاهی: خداوند به پیامبرش می فرماید: "نگامی که از مردم خمس و زکات دریافت می کنی بر آنها درود بفرست؛ زیرا که صلوات تو بر آنها، مایه آرامش آنها است".[8]

 

5. ازدواج با همسر مومن و صالح: قرآن می فرماید: "یکی از نشانه ها و آیات الاهی این است که برای شما از جنس خودتان همسرهایی آفرید تا با او به سکونت و آرامش برسید".[9]

 

6. استراحت در شب: خداوند در قرآن می فرماید: "او همان کسی است که شب را برای شما قرار داد تا در آن آرام شوید".[10]

 

7. خوردن غذای سالم و طبیعی: در روایات وارد شده است که خوردن انگور سیاه،[11] غم و غصه را از بین می برد.

 

8. پاکیزگی و نظافت: در روایات زیادی آمده است که: شستن لباس،[12] و شستن سر[13] و... باعث از بین رفتن غم و غصه می شود. اینها بعضی از عوامل ایجاد آرامش است که در روایات و آیات مطرح شده است.

 

از طرف دیگر، اگر انسان از چیزهایی که مانع آرامش است و برای انسان پریشانی خاطر می آورد دوری کند، زمینه رسیدن به حالت طمأنینه و آرامش را فراهم ساخته است. بعضی از عوامل از بین رفتن آرامش که در روایات بدان ها اشاره شده است عبارت اند از:

 

1-دلبستگی به دنیا: پیامبر اکرم (ص) فرمود: "رغبت و علاقه به دنیا موجب غم و حزن انسان است و زهد و بی رغبتی به دنیا موجب راحتی قلب و بدن است".[14]

 

امام خمینی (ره) نیز با توجه به روایات به فرزندشان حاج سید احمد فرمودند: «... من آنچه ملاحظه کردم و مطالعه در حال قشرهای مختلف نمودم، به این نتیجه رسیده ام که قشرهای قدرتمند و ثروتمند، رنج های درونی و روانی و روحیشان از سایر اقشار بیشتر و آمال و آرزوهای زیادی که به آن نرسیده اند بسیار رنج آورتر و جگر خراش تر است... آنچه مایه نجات انسان ها و آرامش قلوب است، وارستگی و گسستگی از دنیا و تعلقات آن است که با ذکر و یاد دایمی خدای تعالی حاصل می شود».[15]

 

2- طمع و چشم داشت به مال مردم: پیامبر اکرم (ص) فرمودند: "کسی که به مال دیگران طمع و چشم داشت، داشته باشد حزن و اندوهش طولانی خواهد شد".[16]

 

3- حسادت: امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: "غیر از حسود ظالمی را ندیدم که شبیه ترین کس به مظلوم باشد؛ زیرا دارای قلبی غصه دار و حزنی پیوسته است".[17]

 

4- شک و عدم رضایت: رسول خدا (ص) فرمودند: "مانا که خداوند با حکمت و فضلش، راحتی و شادی را در یقین و رضا قرار داده و غصه و ناراحتی را در شک و نارضایتی گذاشته است".[18]

 

پس دست یابی به آرامش تنها یک شعار نیست، بلکه حقیقتی دست یافتنی و دارای راه های عملی بسیاری است که در متون دینی به وضوح بیان شده است.

 



[1] المصباح المنیر، قسمت حرف «ط» کلمه طمأن.

[2] رعد، 28. «الا بذکر الله تطمئن القلوب».

[3] نساء، 139. «ان العزة لله جمیعاً».

[4] آل عمران، 26؛ «قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ».

[5] بقره،38؛ «فمن تبع هدای فلاخوف علیهم...»

[6] بحارالانوار، ج 74، ص 88.

[7] طلاق، 3؛ «ومن یتوکل علی الله فهو حسبه».

[8] توبه، 103. .«ان صلوتک سکن لهم».

[9] روم، 2.

[10] یونس، 67. «هو الذی جعل لکم اللیل لتسکنوا فیه».

[11] 6- سن، [المحاسن‏] عَنْ بَکْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ شَکَا نَبِیٌّ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ إِلَى اللَّهِ الْغَمَّ فَأَمَرَهُ بِأَکْلِ الْعِنَبِ. بحارالانوار، ج 73، ص 323.

[12] قال علی (ع): غسل الثیاب یذهب بالهم و الحزن – بحارالانوار، ج 76، ص 84 و الخصال.

[13] قال الصادق (ع): "من وجد هما فلایدری ما هو فلیغسل رأسه"، بحار الانوار، ج 76، ص 323.

[14] قال رسول الله (ص): "الرغبة فی الدنیا تورث الغم و الحزن، و الزهد فی الدنیا راحة القلب و البدن"، بحارالانوار، ج 73، ص 91.

[15] وعده دیدار، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، نامه 26/4/1363.

[16] قال رسول الله (ص): "من نظر الی ما فی ایدی الناس، طال حزنه و دام اسفه"، بحارالانوار، ج 77، ص 172.

[17] بحارالانوار، ج 73، ص 256.

[18] بحارالانوار، ج 77، ص 61 و تحف العقول.



نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 29 تیر 1394

ارسال نظر(0)

آیا می خواهید زندگی آرام و دلپذیری داشته باشید؟

 

آیا می خواهید زندگی آرام و دلپذیری داشته باشید؟

1.  زندگی و هر مسئله كوچكی را آنقدر جدی تلقی نكنید، هر چند وقت یك بار زندگی را شوخی بگیرید و با  سرزندگی و  سبكبالی با رخدادها برخورد كنید و بینید كه روز شما چقدر زیبا و شادی آفرین خواهد بود .

2.     از رنج نهراسید ، شادی را جایگزین غم كنید. برای زندگی خود هدف و مقصودی تعیین نمایید . شما به دنیا نیامده اید تا فضایی را اشغال كنید .

3.     دامنه توقعات و انتظارات خود را كوتاه و كوتاه تر كنید تا زندگی آرام و دلپذیری داشته باشید.

4.     در تمام مراحل زندگی مسئولیت كامل اعمالتان را برعهده بگیرید . ازاین كه دیگران را مقصر بدانید و بهانه آورید دست بردارید.

5.     نگران نباشید كه مردم درباره شما چه فكر می كنند. در واقع آنها اصلاً راجع به شما فكر نمی كنند.

6.     هنگامی آرامش و اعتماد به نفس را تجربه خواهید كرد كه بدانید كار درست را انجام می دهید، صرف نظر از این كه به چه قیمتی تمام می شود.

7.     مردم گفته های شما را فراموش می كنند . آنها فقط به آنچه انجام می دهید توجه دارند.

8.     آرامش فكری را بالاترین هدف زندگی خود قرار دهید و بر اساس آن برای زندگی خود برنامه ریزی كنید.

9.     از همین امروز تصمیم بگیرید كه یا از موقعیت هایی كه باعث ناراحتی و ایجاد استرس در شما می شود دوری كنید و یا آنها را حل  و فصل نمایید.

10. زندگی شما بازتاب افكارتان است. اگر افكارتان را تغییر دهید، زندگی تان متحول می شود.

11. تمام كسانی را كه تاكنون به هر صورت به شما آسیب رسانده یا شما را آزار داده اند ، ببخشایید و به این ترتیب خودتان را آزاد و رها كنید.

12. كنترل كامل پیام هایی را كه به ذهن خودآگاه  خود راه می دهید در دست بگیرید.

20. هرگاه دلب

13. وقایع ، تعیین كننده احساسات شما نیست ؛ بلكه واكنش شما نسبت به وقایع است كه احساسات شما را شكل می دهد.

14. هر چه با دیگران روابط بهتری داشته باشید، نسبت به خودتان هم احساس بهتری خواهید كرد.

15. هرچه خودتان را بیشتر دوست داشته باشید و به خودتان احترام بگذارید دیگران را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و به آنها احترام خواهید گذاشت و آنها نیز بیشتر شما را دوست خواهند داشت و به شما احترام خواهند گذاشت.

16. بهترین عبارات برای حل یك اختلاف این است: " شاید من اشتباه می كنم". اغلب هم همین طور است ، این را باور كنید.

17. عادت قدر شناسی را در خود تقویت كنید. در زندگی شكرگزار و قدردان همه چیزهای خوبی كه دارید باشید.

18. عمر كوتاه تر از آن است كه حتی لحظه ای از آن را برای انجام كاری كه دوست ندارید یا برایتان اهمیت ندارد تلف كنید.

19. حداقل همان قدر كه برای كارتان تلاش می كنید برای رشد شخصیت تان نیز تلاش كنید.

ستگی جدیدی پیدا كنید ، بر نیروی زندگی خود افزوده اید.



نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 29 تیر 1394

ارسال نظر(0)

انس با‌‌ قرآن، آرامش در زندگی

انس با‌‌ قرآن، آرامش در زندگی
فاطمه نصیری خلیلی
بررسی نقش انس با قرآن در رسیدن به آرامش روحی است.
در این نوشتار نخست به راهکارهای مختلف کسب آرامش در زندگی اشاره شده و سپس تأثیر انس باقرآن و نقش یاد خداوند به عنوان مهم ترین راه کسب آرامش روحی مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته است. نویسنده معتقد است مهم ترین مصداق ذکر که همان تلاوت قرآن است، باعث زدودن غم و ترس از قلوب انسان‌ها می‌شود و نیروی مضاعفی به آنها برای مقابله با انواع مشکلات می‌دهد.
 کلید واژه : یاد خدا، آرامش روحی، انس با قرآن
 ناشر : نویسنده: محمدآصف عطایی
انسان موجودى اجتماعى و داراى قوه گران سنگ تعقل، اندیشه و خردورزى است، قوه و نیرویى که باعث مى شود دارنده آن، در تحلیل و ارزیابى عملکرد روزانه خود، نیم نگاهى به گذشته خویش داشته باشد و چشم اندازى هم براى آینده خود ترسیم و تصویر کند. 
در تحلیل و ارزیابى حوادث و اتفاقات و تصویر و چشم اندازى از زندگى آینده، بدون شک تخیلات، تصورات و حقایقى در ذهن و ضمیر انسان، خطور مى نماید که به نوعى آرامش انسان را بر هم زده اضطراب و نگرانى را فراروى او قرار مى دهد. اضطراب و نگرانى از بایدها و نبایدهاى گذشته که از دسته رفته و قابل بازگشت و جبران نمى باشد. ترس و دلهره از مسایل سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و خطرات دشمنان داخلى و خارجى و هزاران حوادث و اتفاقات که هر لحظه و ساعتى، امکان دارد به وقوع پیوسته، سلامت و موقعیت انسان و یا اطرافیان او را به مخاطره انداخته و زندگى را به کام او تلخ و ناگوار سازد. 
تلاش و فعالیت شبانه روزى انسان ها در عرصه هاى مختلف فردى و اجتماعى در طول تاریخ، متوجه همین نکته بوده است که چه باید کرد تا اضطراب و نگرانى از قلمرو حیات و زندگى فردى و اجتماعى انسان ها رخت بربندد و به جاى آن، متاع گمشده بشر «آرامش و آسایش» به نوعى به وجود آمده و پر و بالش را بگستراند. 
اگر آمار و ارقام فعالیت هاى انجام شده به منظور رسیدن به آرامش و آسایش، جمع آورى شود یقیناً کتاب قطورى تشکیل خواهد شد. برخى از محققان بر این باورند که: «هنگام بروز بعضى از بیمارى هاى واگیر همچون وبا، از هر ده نفر که ظاهراً به علت وبا، مى میرند، اکثر آنها به علت نگرانى و ترس است و تنها اقلیتى از آن ها حقیقتاً به خاطر ابتلاء به بیمارى وبا از بین مى روند» [1] خلاصه این که آرامش و اضطراب نقش عمده و محورى در سلامت و بیمارى، سعادت و بدبختى افراد و صعود و سقوط اجتماعات بشرى داشته و دارد.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 29 تیر 1394

ارسال نظر(0)

چگونگی ایجاد آرامش در زندگی

 

 

 

چگونگی ایجاد آرامش در زندگی

چگونگی ایجاد آرامش در زندگی

اگر نگاهی به انسان های پیرامون خود داشته باشید ، با کمی دقت ، می توانید آنها را در دو گروه جدا از هم قرار دهید . گروه اول ، انسان های متبسم و با نشاط ، و گروه دوم ، انسان های عبوس و گرفته.

افراد گروه اول ، انسان هایی هستند خوش بین ، با روحیه ای شاد ، این دسته از افراد قادرند احساسات خود را کنترل کنند و هنگامی که با مردم برخورد می کنند همواره لبخند بر لب دارند .

اما انسان های گروه دوم ، کسانی هستند که همواره چهره ای گرفته و غمگین دارند ، از همه چیز و همه کس ، شکوه و شکایت دارند . این افراد دارای روحیه ای منفی هستند و امیدی به موفقیت ، رشد و توسعه در زندگی ندارند .

حال سئوالم ، از تو ، این است که : در کدام دسته قرار داری ؟ اگر در گروه اول هستی ، شادی و نشاط زندگیت را به تو و افرادی که در ارتباط با تو هستند تبریک و تهنیت می گویم . اما اگر در گروه دوم قرار داری ، باید بگویم که راه اشتباهی در زندگی انتخاب کرده ای که هر چه در این راه جلوتر بروی از شادی و نشاط و سعادت و سلامت در زندگی بهره کمتری نصیب خودت و کسانی که با تو معاشر هستند خواهی کرد .

اگر تا این لحظه در این گروه قرار داشته ای خودت را نباز . سرنوشت تو این نیست ، که همیشه در این گروه قرار داشته باشی .

امروز می خواهم به تو و به همه کسانی که در گروه دوم قرار دارند ، کمک کنم تا بتوانید خود را از بند دام هایی که به دست و پای شما ها پیچیده شده ، خود را خلاصی دهید . پس با من همراه شوید .

 

 

سر چشمه حالت های روحی انسان کدامند ؟

در صفحات گذشته گفتم که منشاء رفتار آدمی دو چیز است : یکی باورهای او و دیگر روحیه آدمی .

روحیه انسان ، منشاء رفتار او است . گرچه گاهی رفتار نیز بر روحیه آدمی اثر خواهد داشت . به عنوان مثال ، اگر حس می کنید که از روحیه خوبی برخوردار نیستید ، می توانید چند دقیقه ای در یک فضای آزاد قدم بزنید . چند نفس عمیق بکشید و خود را به دست طبیعت شاد و دل انگیز بسپارید و آنگاه خواهید دید که وضع روحی شما تغییر کرده و بهتر شده است . این کار خرج چندانی به دنبال ندارد . پس معطل چه هستید . مناظر زیبای موجود در شهرهای مختلف در این روزهای فرح بخش بهاری من و تو را بخود می خوانند . دعوت طبیعت را لبیک بگوییم . در روزهای تعطیل پای از خانه بیرون بگذاریم و به آغوش طبیعت پناه ببریم . حد اقل این کار ارزش آزمایش برای یک بار را دارد .



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 29 تیر 1394

ارسال نظر(0)

دفاع مقدس

 

صحنه اي دردناك
(به بهانه 26 مردا د سالروز ورود آزادگان سرافراز به ميهن)

كتابهاي خوبي در زمينه اسرا نوشته شده ، كه بعضي از آنان بسيار شاخص و زيباست كه ازجمله ي آنان مي توان به 2 كتاب اشاره كرد: 1. كتاب "حكايت زمستان" اثر سعيد عاكف و 2. كتاب "پايي كه جا ماند"  اثر سید ناصر حسینی پور

در هر 2 كتاب خاطرات عجيبي از دوران اسارت ديده مي شود كه مي توان به عنوان نمونه به يكي از خاطراتي كه در كتاب "پايي كه جا ماند " اشاره كرد:

 

 تکیه کلامش “کلکم مجوس و الخمینیون اعداء العرب” بود. چند بار با چوب پرچم به سرم کوبید.

از حالاتش پیدا بود تعادل روانی ندارد. از من که دور شد، حدود ده پانزده متر پشت سرم، کنار جنازه یکی از شهدا که وسط جاده بود ایستاد.

جنازه از پشت به زمین افتاده بود. نظامی سیاه سوخته عراقی کنار جنازه اش ایستاد و یک دفعه چوبِ پرچمِ عراق را به پایین جناق سینه ی شهید کوبید، طوری که چوب پرچم درون شکم شهید فرو رفت.

آرزو می کردم بمیرم و زنده نباشم.

(پاورقی: تا زمانی که پدر و مادر شهید در قید حیات هستند نمی توانم نام او را در این کتاب ببرم. با برادرش که صحبت می کردم گفت: مادرم ناراحتی قلبی دارد. تا زنده است اسم برادرم را در کتاب ننویس. امیدوارم مادر این شهید سال ها زنده باشند. ترجیح می دهم سال ها بعد به منظور ثبت جنایات رژیم بعثی عراق در جنگ، نام او را بنویسم.)  [صفحه 84]

15داستان كوتاه و خاطره از آزادگان سرافراز

توجه: این متون در برگه های " ابر و باد" یا "تذهیب" متناسب برای ایام 26 مرداد سالروز بازگشت اسرا به ميهن ؛ جهت نصب در مسجد ،  پايگاه بسيج ، دانشگاه ، اداره و يا ... می باشد

 


یکی از کارهایم توی جبهه، خنداندن بچه ها بود.

 ادای پیرمردها را درمی آوردم، تقلید صدا می کردم، بدم نمی آمد اسیر شوم. فکر می کردم اسارت یک جور زندان در بسته است.

گفتم برم بچه ها را بخندانم تا اسارت بگذرد.

 وقتی دست هایم را بردم بالا، گفتم «الحمدلله رب العالمین» به چیزی که می خواستم رسیدم.

تا دم آخر هم بچه ها را می خنداندم.

****************

تا نماز ظهرم را بخوانم، هفت هشت بار خوابم برد.

ضعف کرده بودم. بدنم پر از تیر و ترکش بود.

 به نماز عصر نرسیده، گرفتندم.

 توی سنگرهای انفرادی خودشان کارت بسیج و پلاکم را قایم کرده بودم لای دیوار سنگر.

گفت: «سربازی یا پاسدار؟»

گفتم : «سرباز.»

گفت : «چرا حمله کردید؟»

گفتم : «ما هم عین شما دستور رو اجرا کردیم.»

گفت : «قراره باز هم عملیات بشه؟ »

گفتم : «حتماً»

گفت : « چرا به شما دستور داده اند اسرا را بکُشید؟»

گفتم : «نه، همچین حرفی نیست! اون ها وضعشون از ما هم بهتره.»

قرآنش رادرآورد و گفت «ما مسلمونیم. شما چرا با ما جنگ می کنید؟»

قرآن را از دستش گرفتم و گفتم «خب ما هم مسلمونیم. ما هم به قرآن اعتقاد داریم . شما می گید فارس ها مجوسن، شما می گید ما نامسلمونیم»

****************

پایم تیر خورده بود.

 خون توی پوتینم جمع شده بود و سنگینی می کرد.

لنگه ی پوتین را در آوردم. چفیه ام را بستم روی زخم.

 آمدند پایم را پانسمان کنند. چفیه ام را که پاره می کردند، انگار قلب مرا تکه تکه می کردند.

دلم می خواست داد می زدم

«بی عرضه ها چفیه ام رو نبرید».

****************

جای ترکش ها توی بدنم دهان باز کرده بود و چرک و خون ازش می ریخت بیرون.

 پرستارها و دکترها می آمدند نگاهی می کردند و می رفتند.

انگار نه انگار.

 آخر یک دکتر آمد و دستور داد زخم هایم را بخیه بزنند.

 نه بی حس کردند، نه چیزی.

من« یا زهرا» می گفتم و آنها می دوختندم.

****************

اول های اسارت ، شب ها می آمدند در آسایشگاه را باز می کردند و ردیفمان می کردند توی محوطه، از هم حلالیت می گرفتیم .

 می گفتیم می خواهند اعداممان کنند.

 یک ربع، بیست دقیقه که می گذشت ، برمان می گرداندند داخل.

****************

ما بهش می گفتیم « تونل وحشت»

خودشان می گفتند« یوم القیامه»

یک ردیف راست، یک ردیف چپ ، می ایستادند  کابل به دست.

 باید از بینشان می گذشتیم. سر و صورتمان را با دست می گرفتیم و می رفتیم. کمی که گذشت، فهمیدیم اگر فقط از یک طرف برویم ، راست یا چپ، کم تر کتک می خوریم.

این طوری اگر آن طرفی می خواست بزند این طرف، می خورد توی سرو صورت رفقای خودش.

 

****************

همه را زدند. حتی بچه های آسایشگاه اطفال.

 می گفتند« چرا نماز جماعت می خونید؟»

ما را که زدند، تفرقه افتاد بینمان. یکی می خواند، یکی نمی خواند . اما در آسایشگاه اطفال بعد از این که یکی یکیشان را به فلک بسته بودند و پنجاه نفر که اکثرا مست بودند، با چوب و کابل کتکشان زده بودند، همه شان ایستاده بودند، نماز خوانده بودند،  

آنهم جماعت.

****************

چند تا از عراقی ها بودند که عاشق پرده ی گوش بودند.

 بچه ها را می بردند توی حمام، می زدند.

دستشان سنگین بود.

آن قدر می زدند که پرده ی گوششان پاره شود.

****************

زمستان بود .

 آمده بودند آسایشگاه را بگردند .

 هفته ای یک بار کارشان همین بود.

وقتی برگشتیم توی آسایشگاه مثل همیشه همه چیز به هم ریخته بود.

 اما این بار پتوها را هم خیس کرده بودند،     آب ریخته بودند رویشان.

****************

آمدند اسمم را صدا زدند و فرستادنم انفرادی. می گفتند گفته «ای عراقی ها دزدند»

انفرادی تنبیه زیاد داشت . فلک می کردند. می بستند به پنکه، توی کیسه می کردند و می زدند.

 دو ساعت به دو ساعت هم که نگه بان عوض می شد، باز همه ی این ها. باید یک هفته آن تو می ماندم.

 روز چهارم امانم برید. از حضرت زهرا خواستم بیاوردم بیرون. کمی بعد آمدند و در سلول را باز کردند.

****************

دم پایی هایمان را می زدیم زیر بغل مان و دور میدان وسط اردوگاه راه می رفتیم، پا برهنه .

 کف پایمان پینه بسته بود.

 این طوری می کردیم که هروقت با کابل زدندمان، کم تر اذیت شویم.

****************

مطب دکتر برای نشان دادن به صلیب سرخی ها بود.

سهمیه ی دارو هم داشت ؛ ولی چیزیش به ما نمی رسید. همه اش را خودشان بر می داشتند.

 از ما هر کسی می رفت جلوی مطب ، چند تا کپسول اسهال بهش می دادند .

فرق نمی کرد چه ش باشد. کپسول ها را باز می کردیم، می دیدیم توی بعضیشان تاید ریخته اند.

****************

توی اردوگاه هر اتاقی یک قرآن داشت.

 نفهمیدیم چی شد که یک نهج البلاغه بین قرآن ها پیدا شد. گفتیم می آیند و می برندش. قرار بر این شد که حفظش کنیم.

ورق ورقش  کردیم و پخشش کردیم بین بچه ها. به هر نقر چهار پنج خط می رسید که حفظ کند . سهم من چند خط از صفحه ی دویست و پنجاه و چهار بود. یک شب تا صبح توانستیم هرچه حفظ کرده بودیم را بنویسیم.

 روی کاغذهایی که از مقوای تاید درست کرده بودیم. بعدها هر کس صفحه ی خودش را به دیگران یاد داد. چند نفر حافظ نهج البلاغه شدند.

 

****************

نمی گذاشتند دعا بخوانیم ، به خصوص شب های  جمعه بیش تر مراقبمان بودند.

 یکی با آیینه عراقی ها را می پایید و بقیه رو به قبله دعا می خواندند.

وضعیت که قرمز می شد، یکی می خوابید، یکی راه می رفت، یکی می گفت «آخرین نفر توالت کیه؟»

گاهی می شد وسط دعای کمیل چندین بار وضعیت قرمز می زدیم.

****************

داشت می گفت« حسین جان چه کنیم که این جا نمی تونیم برات عزاداری کنیم ؟ توی زندونیم. دست کفریم»

این را که گفت، زانوهایش را گرفت توی بغل و سرش را گذاشت روش.

 شروع کرد نوحه خواندن، آهسته. می خواند و گریه می کرد. گریه ام گرفت.

 با هم گریه می کردیم.

 او سنی بود. من شیعه.

****************

عزاداری ممنوع بود، به خصوص توی محرم، اما ما انگار نه انگار. عزاداریمان را می کردیم. یکی می خواند، بقیه سینه می زدند. چنان سینه می زدند که ساختمان اردوگاه می لرزید.

آماده باش می دادند.

می ریختند پشت در آسایشگاه . می آمدند آن جا آسایشگاه ما را ساکت کنند؛ آسایشگاه دیگر شروع می کرد.

 می رفتند سراغ آن یکی ، باز یکی دیگر. نمی توانستند کاری بکنند. بچه ها هم کار خودشان را می کردند.

****************

تنمان می خارید. به خاطر شپش بود. فکر می کردیم اگر در بزنیم و بگوییم، می آیند سلول را ضد عفونی می کنند. در زدیم، نگهبان آمد. عربی که بلد نبودیم.

گفتیم« جانور، حیوان.»

گفت:« کو؟»

گذاشتیم کف دستش. گفت« کمه. کمه.»

غش غش خندید و رفت.

****************

می آمدم توی محله. خیابان، کوچه، خانه. می گفتم« دارم خواب می بینم؟»

می گفتند « نه بابا! تو آزادی. ببین این خونتونه، این خیابونتونه، این کوچه تونه.»

می گفتم« خب اگه من خواب نمی بینم، بذار ببینم ماشین می آد بوق بزنه، من می رم کنار یا نه؟»

عراقی ها که سوت می زدند، می فهمیدم هنوز همان جایم.

****************

هر روز صبح موقع تقسیم آش می گفتم« برادرها، بیاید آخرین آشتون رو ببرید.»

می گفتند « تو هر روز داری همین رو می گی و ما هنوز این جاییم.»

می گفتم« آقا آخرین آشتونه دیگه، تا فردا از آش خبری نیست.»

آخر یک روز بچه ها گفتند« دیگه این رو نگو. خسته شدیم از بس گفتی.»

همان موقع بلند گوی اردوگاه اعلام کرد که قرار است بیست و ششم مرداد تعویض اسرا شروع شود. با گریه گفتم« آخرین آشتون رو بخورید که داریم تعویض می شیم.»

****************

موصل، چهارتا اردوگاه داشت.

 پنجمیش قبرستان بود.

 از پانصد شهیدی که از آن جا آوردند. پیکر چهارتایشان سالم بود.

 نپوسیده بود.

برگرفته از کتاب « اسارت » جلد 15  از  مجموعه کتب روزگاران

 

هیچ وقت پپسی نمی خورد

(به بهانه 15 مرداد سالروز شهادت شهيد عباس بابايي)

خلبان آزاده تیسمار اکبر صیاد بورانی هم دوره اي خلبان شهيد سرلشگر عباس بابايي مي گويد:

بعضی وقت ها عباس همراه با شام نوشابه می خورد، اما نه نوشابه هایی مثل پپسی و ... که در آن زمان موجود بود ...

 چند بار به او گفتم که برای من پپسی بگیرد ولی دوباره می دیدم که نوشابه ي ديگري خرید است. یک بار به او اعتراض کردم که چرا پپسی نمی خری؟ مگر چه فرقی می کند و از نظر قیمت که با هم تفاوتی ندارد، آرام و متین گفت:

-حالا نمی شود شما نوشابه ي ديگري بخورید؟

گفتم : خوب عباس جان آخر برای چه؟

سرانجام با اصرار من آهسته گفت :

-کارخانه پپسی متعلق به اسرائیلی هاست به همین خاطر مراجع تقلید مصرف آن را تحریم کرده اند

به او خیره شدم و دانستم که او تا چه حد از شعور سیاسی بالایی برخوردار است و دردل به عمق نگرش او به مسایل ، آفرین گفتم.

15داستان كوتاه و خاطره از زندگي امير خلبان ، شهيد عباس بابايي

/**/

توجه: این متون در برگه های " ابر و باد" یا "تذهیب" متناسب برای ایام 15 مرداد سالروز شهادت شهيد خلبان عباس بابايي ؛ جهت نصب در مسجد ،  پايگاه بسيج ، دانشگاه ، اداره و يا ... می باشد


     تذكر: از آنجا كه شهادت شهيد بابايي با شهادت شهيد رداني پور(15 مرداد) در يك روز است ، از هر شهيد به جاي 20 داستان ؛ 15 داستان نصب مي شود

گزيده اي از زندگاني شهید عباس بابايي

در سال 1329 در شهرستان قزوین دیده به جهان گشود. دوره ابتدایی را در دبستان «دهخدا» و دوره متوسطه را در دبیرستان «نظام وفا» ی قزوین گذراند.

در سال 1348، در حالی که در رشته پزشکی پذیرفته شده بود، داوطلب تحصیل در دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد.

پس از گذراندن دوره آموزشی مقدماتی خلبانی، جهت تکمیل دوره، به کشور آمریکا اعزام گردید. در این مدت دوره آموزشی خلبانی هواپیمای شکاری را با موفقیت به پایان رساند و پس از بازگشت به ایران، در سال 1351، بادرجه ستوان دومی در پایگاه هوایی دزفول مشغول به خدمت شد.

همزمان با ورود هواپیماهای پیشرفته «f-14  » به نیروی هوایی- شهید بابایی در دهم آبان ماه 1355، برای پرواز با این هواپیما انتخاب شد و به پایگاه هوایی اصفهان انتقال یافت.

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی وی گذشته از انجام وظایف روزانه، به عنوان سرپرست انجمن اسلامی پایگاه هوایی اصفهان به پاسداری از دستاوردهای انقلاب پرداخت.

شهید بابایی در هفتم مرداد ماه 1360 از درجه سروانی به سرهنگ دومی ارتقا پیدا کرد و به فرماندهی پایگاه هشتم اصفهان برگزیده شد. وی در نهم آذر ماه 1362، ضمن ترفیع به درجه سرهنگ تمامی، به سمت معاونت عملیات فرماندهی نیروی هوایی منصوب گردید و به ستاد فرماندهی در تهران عزیمت کرد.

او در تاریخ هشتم اردیبهشت ماه 1366 به درجه سرتیپی مفتخر شد

سرانجام عباس بابايي در 15 مرداد ماه همان سال، در حالی که به درخواست ها و خواهش های پی در پی دوستان و نزدیکانش مبنی برشرکت در مراسم حج آن سال پاسخ رد داده بود، برابر روز عید قربان در حین عملیات برون مرزی به شهادت رسید.

شهید سرلشگر خلبان ، عباس بابایی در هنگام شهادت 37 سال داشت. از او یک فرزند دختر به نام سلما و دو فرزند پسر به نام های حسین و محمد به یادگار مانده است.

*****************

به دنبال ما می دوید و از ما پوزش می خواست

یک روز که در کلاس هشتم درس می خواندیم. هنگام عبور از محله «چگینی» که از توابع شهرستان قزوین است، یکی از نوجوانان آنجا بی جهت به ما ناسزا گفت و این باعث شد تا با او گلاویز شویم.

 ما با عباس سه نفر بودیم و در برابرمان یک نفر. عباس پیش آمد و برخلاف انتظار ما، که توقع داشتیم او به یاریمان بیاید. سعی کرد تا ما را از یکدیگر جدا کند و به درگیری پایان دهد.

 وقتی تلاش خود را بی نتیجه دید، ناگهان قیافه ای بسیار جدی گرفت و در جانبداری از طرف مقابل با ما درگیر شد.

من و دوستم که از حرکت عباس به خشم آمده بودیم،به درگیری خاتمه دادیم و به نشانه اعتراض، از او قهر کردیم.

سپس بی آنکه به او اعتنا کنیم، راهمان را در پیش گرفتیم، اما او در طول راه به دنبال ما می دوید و فریاد می زد:

-مرا ببخشید آخر شما دو نفر بودید و این انصاف نبود که یک نفر را کتک بزنید.

2

(پرویز سعیدی)

*****************

او هیچ وقت پپسی نمی خورد

در طول مدتی که من با عباس در آمریکا هم اتاق بودم او همیشه روزانه دو وعده غذا می خورد، صبحانه و شام. هیچ وقت ندیدم که ظهرها ناهار بخورد. من فکر می کنم عباس از این عمل دو هدف را دنبال می کرد. یکی خودسازی و تزکیه نفس و دیگری صرفه جویی در مخارج و فرستادن پول برای دوستانش که بیشتر در جاهای دوردست کشور بودند.

بعضی وقت ها عباس همراه با شام نوشابه می خورد، اما نه نوشابه هایی مثل پپسی و ... که در آن زمان موجود بود ...

 چند بار به او گفتم که برای من پپسی بگیرد ولی دوباره می دیدم که فانتا خرید است. یک بار به او اعتراض کردم که چرا پپسی نمی خری؟ مگر چه فرقی می کند و از نظر قیمت که با فانتا تفاوتی ندارد، آرام و متین گفت:

-حالا نمی شود شما فانتا بخورید؟

گفتم : خوب عباس جان آخر برای چه؟

سرانجام با اصرار من آهسته گفت :

-کارخانه پپسی متعلق به اسرائیلی هاست به همین خاطر مراجع تقلید مصرف آن را تحریم کرده اند

به او خیره شدم و دانستم که او تا چه حد از شعور سیاسی بالایی برخوردار است و دردل به عمق نگرش او به مسایل ، آفرین گفتم.

نکته دیگر این که همه تفریح عباس در آمریکا در سه چیز خلاصه می شد: ورزش، عکاسی و دیدن مناظر طبیعی.

3

(خلبان آزاده تیسمار اکبر صیاد بورانی)

*****************

خمس مال را داده اید؟

عباس نسبت به احکام شرع بسیار پایبند بود. وقتی به منزل ما می آمد. می پرسید؟

-خمس مالتان را داده اید یا نه؟

و می گفت :

-گرچه من می دانم به شما خمس تعلق نمی گیرد چرا که یک فرش دارید و آن هم مورد استفاده است. برنج و روغن هم از مصرف سالتان کم می آید. ولی با تمام این وجود باید از یک روحانی آگاه بخواهد تا خمس مالتان را حساب کند ممکن است هیچ چیز هم به شما تعلق نگیرد، ولی این وظیفه همه ماست.

او می گفت:

-چنانچه خمس مالتان را نپردازید مالتان پاک نیست و از نظر شرع هم اشکال داد و از این گذشته مالتان برکت ندارد.

(خانم اقدس بابایی)

 

4

  

*****************

 النگوها را که می دید ناراحت می شد

من معمولا چند النگوی طلا در دست داشتم و عباس هر وقت النگوهای طلا را می دید ناراحت می شد و می گفت:

-ممکن است زنان یا دخترانی باشند که این طلاها را در دست تو ببینند و توان خرید آن را نداشته باشند؛ آنگاه طلاهای تو آنان را به حسرت وامی دارد و در نتیجه تو مرتکب گناه بزرگی می شوی. این کار یعنی فخر فروشی.

می گفت:

-در جامعه ما فقیر زیاد است؛ مگر حضرت زینب (ع) النگو به دست می کردند و یا... .

حقیقت این است که روحیه زنانه و علاقه ای که به طلا داشتم باعث شده بود نتوانم از آنها دل بکنم؛ تا اینکه یک روز بیمار بودم و النگوها در دستم بود. عباس به عیادتم آمده بود. عباس را که دیدم، دستم را در زیر بالش پنهان کردم تا النگوها را نبیند. او گفت:

-چرا بالش را از زیر سرت برداشته ای و روی دستت گذاشته ای؟

چیزی نگفتم و فقط لبخندی زدم. او بالش رابرداشت و ناگهان متوجه النگوهای من شد و نگاه معنی داری به من کرد. از این که به سفارش او توجهی نکرده بودم، خجالت کشیدم.

بعد از شهادت عباس به یاد گفته های او در آن روزها افتادم و تمام طلاهایم را به رزمندگان اسلام هدیه کردم.

5

(خانم زهرا بابایی)

*****************

رعایت حق بیت المال

حضرت آیت ا... شهید صدوقی یک دستگاه پیکان به شهید بابایی اهدا کرده بودند؛ ولی ایشان آن خودرو را متعلق به خود نمی دانشت و با آن کارهای اداری انجام می داد.

روزی جهت انجام کاری اضطراری ماشین را به امانت گرفتم و به منزل پدرم در اصفهان رفتم. ماشین را جلو خانه پارک کردم. ساعتی بعد وقتی خواستم حرکت کنم، متوجه شدم که قفل صندق عقب ماشین شکسته و در آن بازاست. در را بالا زدم. زاپاس،آچار چرخ و جک به سرقت رفته بود.

 از اینکه ماشین امانتی بود خیلی ناراحت شدم. آمدم و جریان را برای عباس توضیح دادم. پیش خود فکر کردم. با رابطه رفاقتی که بین من و او وجود دارد، او خواهد گفت که اشکال ندارد و برو یک زاپاس و جک از انبار بگیر؛ ولی بر خلاف آنچه که من تصور می کردم او گفت:

-خوب حالا چیزی نیست. برو یک زاپاس و یک جک بخر و سرجایش بگذار.

اول فکر کردم شوخی می کند؛ ولی آقای صادقی که بیشتر از من با خصوصیات اخلاقی او آشنا بود گفت:

-او جدی می گوید. برو تهیه کن. چون تو از ماشین بیت المال به درستی حفاظت نکرده ای.

حقوق ماهیانه من در آن زمان سه هزار و دویست تومان بود و اگر می خواستم فقط یک زاپاس بخرم می بایستی حدود دو هزار تومان پول می پرداختم. سرانجام با هر زحمتی که بود آنها را تهیه کردم.

آن روز و درآن شرایط از برخورد خشک شهید بابایی ناراحت شدم؛ ولی قدری که اندیشیدم؛ بر بزرگی و تقوای او آفرین گفتم: چرا که حاضر نشد حتی در مورد دوست صمیمی اش هم از اموال بیت المال کمترین گذشتی را بنماید.

6

(کمال میرمجربیان)

*****************

به اشتباه خود معترفم

برابر مقررات فنی نیروی هوایی، خلبانان می باید هر ساله مورد معاینات پزشکی قرار بگیرند و از نظر توان مهارتهای پروازی، همراه با یک استاد خلبان، پرواز کنند و چنانچه در این دو مورد قبول شدند، مجاز خواهند بود به پرواز خود ادامه بدهند.

 مسئولیت کنترل این موضوع با «افسر امنیت پرواز» است.

یک سال، شهید بابایی که فرماندهی پایگاه را نیز به عهده داشت، به علت مشکلات کاری، موفق به انجام معاینات سالانه نشده بود؛ به همین خاطر در یکی از پروازهایی که داشتند، سروان عقبائی، که افسر امنیت پرواز بودند، لیست پروازی را چک می کنند و متوجه می شوند که سرهنگ بابایی معاینات لازم را انجام نداده اند؛ به همین خاطر به ایشان می گویند:

-پرواز شما خارج از مقررات بوده است.

شهید بابایی با کمال شجاعت به اشتباه خود اعتراف می کند و می گوید:

-بنده برای هرگونه تنبیهی که شما بگوئید آماده هستم؛ و چناچه برگه بازداشت و یا هر تنبیه دیگری را بنویسید من خودم آن را امضا می کنم.

(تیمسار محمد پیراسته)

 

*****************

یک نوع خورشت

شبی از شبهای ماه مبارک رمضان، سرهنگ بابایی، همراه با خانواده در منزل ما بودند.

هنگام افطار در سفره، خرما، الویه و خورشت قیمه بود. ایشان به بنده اعتراض کردند و گفتند:

-آقای رحیمی! شما که الویه درست کرده اید دیگر چه نیازی به خورشت بود؟

آنگاه با ذکر حدیثی تذکر دادند که یک نوع خورشت بیشتر سر سفره نباشد.

(ستوان محمد علی رجبی)

*****************

او دیگر دعا نخواند

حدود سالهای 61و62، زمانی که شهید بابایی فرمانده پایگاه اصفهان بود، یکی از پرسنل نقل کرد:

در شب جمعه ای به طور اتفاقی به مسجد حسین آباد اصفهان رفتم. در تاریکی متوجه شدم صدایی که از بلندگو به گوش می آید خیلی آشناست.

 پس از پایان دعا که چراغها روشن شد، دیدم که حدسم درست بوده. کسی که دعای کمیل می خوانده است سرهنگ بابایی است. خوشحال شدم و جلو رفتم. سلام کردم و گفتم:

-جناب سرهنگ! قبول باشد ان شاءالله.

اطرافیان با شنیدن کلمه«سرهنگ»، به شهید بابایی نگاه کردند. بعد از احوالپرسی که با هم کردیم، از چهره او دریافتم که ناراحت است. وقتی علت را جویا شدم، پاسخ دادند:

-کاش واژه سرهنگ را نمی گفتی.

فهمیدم که تا آن لحظه کسی از اهالی آن منطقه شهید بابایی را نمی شناخته و ایشان هرشب جمعه به عنوان شخص عادی به آن مسجد می رفته و دعای کمیل می خوانده است.

پس از این ماجرا او دیگر در آن مسجد دعای کمیل نخواند: زیرا همیشه دوست می داشت تا ناشناس بماند.

(ستوان موسی صادقی)

 

*****************

لباس ساده

از زمان دانشجویی نوع لباس پوشیدن عباس، که همیشه ساده و بی پیرایه بود، برای من شگفتی داشت و همواره در جست و جوی پاسخی مناسب برای آن بودم.

روزی به همراه عباس در جلو گردان پروازی قدم میزدیم. پس از صحبتهای زیادی که داشتیم در مورد فلسفه پوشیدن لباس ساده و بی پیرایه اش از او سوال کردم. او در حالی که صمیمانه دستش را روی شانه ام گذاشته بود گفت:

-هیچ دلم نمی خواست راجع به این قضیه صحبت کنم؛ ولی چون اصرار داری تا بدانی؛ برایت می گویم.

پس از مکثی کوتاه گفت:

-انسان باید غرور و منیتهای خود را از میان بردارد و نفسش را تنبیه کند واز هر چیزی که او را به رفاه و آسایش مضر می کشاند و عادت می دهد پرهیز کند، تا نفس او تزکیه و پاک شود. ما نباید فراموش کنیم که هر چه در این دنیا به انسان سخت بگذرد در آن دنیا راحت تر است. دیگر اینکه تزکیه و سرکوبی هوای نفس موجب خواهد شد تا انسان برای کارهای سخت تر و بالاتر آمادگی پیدا کند.

(تیمسار خلبان عباس حزین)

10

  

*****************

یاور درماندگان بود

عباس همیشه در فکر مردم بی بضاعت بود.

در فصل تابستان به سراغ کشاورزان و باغبانان پیری که ناتوان بودند و وضع مالی خوبی نداشتند می رفت و آنان را در برداشت محصولشان یاری می کرد.

 زمستانها وقتی برف می بارید پارویی برمی داشت و پشت بامهای خانه های درماندگان و کسانی را که به هر دلیل توانایی انجام کار نداشتند، پارو می کرد.

به خاطر دارم مدتی قبل از شهادتش، در حال عبور از خیابان سعدی قزوین بودم که ناگهان عباس را دیدم. او معلولی را که هر دو پا عاجز بود و توان حرکت نداشت، بر دوش گرفته بود و برای اینکه شناخته نشود، پارچه ای نازک بر سر کشیده بود. من او را شناختم و با این گمان که خدای ناکرده برای بستگانش حادثه ای رخ داده است، پیش رفتم. سلام کردم و با شگفتی پرسیدم:

-چه اتفاقی افتاده عباس؟ به کجا می روی؟

او که با دیدن من غافلگیر شده بود، اندکی ایستاد و گفت:

-پیرمرد را برای استحمام به گرمابه می برم. او کسی را ندارد و مدتی است که به حمام نرفته.

با دیدن این صحنه، تکانی خوردم و در دل روح بلند او را تحسین کردم.

(میرزا کرم زمانی)

11

  

*****************

آیا به عباس الهام می شد؟

سرهنگ خلبان حق شناس، نماینده نیروی هوایی در قرارگاه هویزه بودند. من به همراه سرهنگ بابایی که در آن زمان پست معاونت عملیات را به عهده داشتند. برای تحویل پست سرهنگ حق شناس به قرارگاه رفته بودیم. در برخوردهای گذشته، برخورد جناب حق شناس با عباس زیاد  دوستانه به نظر نمی رسید، ولی در آن روز ایشان خیلی گرم و صمیمانه با عباس برخورد کردند اورا در آغوش گرفت و بوسیدند. حق شناس گفت:

جناب بابایی ! من نمی دانم چرا اینقدر شما را دوست دارم

 عباس هم گفت:

-خدا را شکر . ما فکر می کردیم شما از ما ناراحت هستید ولی خدا شاهد است که من هم شما را دوست دارم.

جناب حق شناس پس از سفارشات لازم به همراه سرباز راننده خداحافظی کردندو قرارگاه را به مقصد تهران ترک گفتند.

عباس پس از رفتن سرهنگ حق شناس شروع کرد به خواندن قرآن. پانزده الی بیست دقیقه ای نگذشته بود که بی اختیار روی به من کرد و گفت:

-خداوند او را بیامرزد . خدا رحمتش کند.

گفتم : که را می گویی ؟

یکباره به خود آمد و گفت :

همین طوری گفتم

لحظه ای بعد باز زیر لب گفت :

خدا رحمتش کند.

سپس چهره اش در هم کشیده شد و غمگین و ناراحت به نظر می رسید.  علتش را از او پرسیدم؛ ولی چیزی نگفت.

ده دقیقه ای گذشت ناگهان خبر آوردند، سرهنگ حق شناس در جاده با تریلی تصادف کرده و به شهادت رسیده است. بی درنگ سوار ماشین شدیم و به محل حادثه رفتیم . هنگام برگشت ، عباس سرش را به شیشه ماشین چسبانده بود و به یاد شهید حق شناس قرآن می خواند و می گریست.

12

(ستوان حسن دوشن)

*****************

غذای فرمانده

زمانی که در قرارگاه رعد بودیم بنابر ضرورت های پروازی و موقعیت های ویژه جنگی تیمسار بابایی دستور دادند تا برای خلبانان شکاری غذای مخصوص پخته شود، ولی خود جناب بابایی با توجه به اینکه بیشترین پروازهای جنگی را انجام می دادند از غذای مخصوص خلبانان استفاده نمی کردند و همان غذای معمولی را می خوردند.

 در پاسخ به اعتراض ما در مورد این که گفته بودیم چرا شما از غذای خلبانان استفاده نمی کنید، گفتند :

-یک فرمانده باید حتما از غذایی که همگان استفاده  می کنند بخورد تا آن سربازی که در خط مقدم است نگوید غذای من با فرمانده ام فرق دارد.

«سرهنگ خلیل صراف»

13

  

*****************

دیدار در عرفات

سال 1366 که به مکه مشرف شدم ، عضو کاروانی بودم که قرار بود شهید بابایی هم با آن کاروان اعزام شود. ولی ایشان نیامدند و شنیدم که به همسرشان گفته بودند: بودن من در جبهه ثوابش از حج بیشتر است .

در صحرای عرفات وقتی روحانی کاروان مشغول خواندن دعای روز عرفه بود و حجاج می گریستند من یک لحظه نگاهم به گوشه سمت راست چادر محل استقرارمان افتاد . ناگهان شهید بابایی را دیدم که با لباس احرام در حال گریستن است.

از خود پرسیدم که ایشان کی تشریف آوردند؟ کی مُحرم شده و خودشان را به عرفات رسانده اند. در این فکر بودم که نکند اشتباه کرده باشم. خواستم مطمئن شوم. دوباره نگاهم را به همان گوشه چادر انداختم تاایشان را ببینم. ولی این بار جای او را خالی دیدم.

این موضوع را به هیچ کس نگفتم چون می پنداشتم که اشتباه کرده ام .

وقتی مناسک در عرفات و منا تمام شد و به مکه برگشتیم، از شهادت تیمسار بابایی باخبر شدم در روز سوم شهادت ایشان در کاروان ما مجلس بزرگداشتی برپا شد و در آنجا از زبان روحانی کاروان شنیدم که غیر از من تیمسار دادپی هم بابایی را در مکه دیده بود. همه دریافتیم که رتبه و مقام شهید بابایی باعث شده بود تا خداوند فرشته ای را به شکل آن شهید مامور کند تا به نیابت از او مناسک حج را به جا آورد.

«سرهنگ عبدالمجید طیب »

 

 

*****************

وصیت نامه سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی

«بسم الله الرحمن الرحیم »

انا لله و انا الیه راجعون

خدایا! خدایا ! تو را به جان مهدی تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

به خدا قسم من از شهدا و خانواده های شهدا خجالت می کشم تا وصیت نامه بنویسم.

حال سخنانم را برای خدا در چند جمله ان شاء الله خلاصه می کنم.

خدایا ! مرگ مرا و فرزندان  و همسرم را شهادت قرار بده.

خدایا ! همسر و فرزندانم را به تو می سپارم .

خدایا! من در این دنیا چیزی ندارم و هرچه هست از آن توست.

پدر و مادر عزیزم ! ما خیلی به این انقلاب بدهکاریم.

عباس بابایی

22/4/61 – 21 ماه مبارک رمضان

 

 

برگرفته از كتاب « پرواز تا بي نهايت»



نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 29 تیر 1394

ارسال نظر(0)

مجموعه نرم افزارها ادوبی ( Adobe ) برای اجرا و نمایش فایل های فلش در ویندوز و مرورگرها

 

Adobe flash player 10 for windows

برای اجرای فایل های فلش در ویندوز به این نرم افزار احتیاج دارید .

دانلود فلش پلیر 10  با حجم 6.23 mb

 

Adobe flash player 10 pluggin

پلوگین هایی را به فلش پلیر اضافه می کند .

دانلود فلش پلیر پلوگین  با حجم 1.79  mb

 

Adobe flash player for internet explorer

امروزه بیشتر سایت ها و وبلاگ ها از فایل های فلش استفاده می کنند برای نمایش این فلش ها  در محیط اینترنت اکسپلورراحتیاج به نصب این برنامه دارید.

دانلود فلش پلیر برای explorer   با حجم 2.69 mb

 

Adobe flash player for firefox , safri , opera and netscape

امروزه بیشتر سایت ها و وبلاگ ها از فایل های فلش استفاده می کنند برای نمایش این فلش ها  در محیط مرورگر فایرفاکس سافری واپرا احتیاج به نصب این برنامه دارید.

دانلود فلش پلیر برای مرورگرها  با حجم 2.65 mb

 

Adobe flash shockwave player

برای اجرای فایل های که بصورت flash shockwave هستند به این نرم افزار احتیاج دارید .

دانلود shock player  با حجم 8.05 mb

 

قابل ذکر است که این نرم افزارها توسط شرکت ادوب به رایگان در اختیار گذاشته می شود ولی متاسفانه بطور مستقیم  قابل دانلود نیست .



نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 29 تیر 1394

ارسال نظر(0)

نرم افزار جستجوی پیشرفته در قرآن کریم

دانلود سما قرآن 5.1.0.6 قرائت و جستجوی پیشرفته در قران

سما قرآن 5.1

نرم افزار پیشرو جهت استفاده شما بزرگوارن پدید آمده است در طراحی آن سعی شده است تمام نکاتی که جهت کاربری آسان مد نظر است گنجانده شود در بانک های اطلاعاتی آن علاوه بر متن قرآن 5 ترجمه فارسی و 3 ترجمه انگلیسی از اساتید گرانقدر قرار داده شده است ، سعی شده ترجمه هایی انتخاب شوند که علاوه بر روان بودن دارای سبک های مختلفی در ترجمه باشند .

امکانات نرم افزار سما قرآن 5.1

- نصب 11 فونت زیبای قرآنی برای نمایش آیات

- امکان تغییر فونت نمایش و اندازه ی آن به وسیله کاربر

- نمایش اعراب و حروف بصورت کامل و علامت گزاری صحیح جهت قرائت

- امکان اضافه نمودن قرائت های مختلف

- امکان مطالعه و قرائت بصورت جزء ، حزب و سوره

- 5 ترجمه فارسی و 3 ترجمه انگلیسی

- امکان نگهداری تاریخچه قرائت و بازیابی آن برای هر کاربر بصورت خودکار و دستی

- استفاده از امکانات مدیا پلیر ویندوز جهت کاربری آسان هنگام قرائت

- امکان تکرار قرائت برای حفظ قرآن کریم

- امکان قرائت بصورت خودکار سوره ، جزء ، حزب

- امکان جستجوی به صورت کاملا پیشرفته در محدوده ای مشخص از متن قرآن و ترجمه های فارسی و انگلیسی به سه شکل مختلف

- یونیکد خودکار حروف در ویندوزهای مختلف هنگام جستجو ( برای حروف ( ک ) و ( ی ) و .. )

- ضمیمه تفسیر المیزان برای تفسیر آیات

- طراحی زیبا و امکان تغییر پوسته های نرم افزار برای هر کاربر بصورت مجزا

- امکان مدیریت کاربران توسط مدیر نرم افزار

- دفتر یادداشت برای هرکاربر و ...

پس از دانلود نرم افزار جهت بهره مندی از امکانات صوتی بصورت زیر عمل نمایید :

بعد از دانلود فایل زیپ شده صوتی از لینک های موجود در پنجره بروزرسانی و استخراج آن ، پوشه آیات قاری مورد نظر را در مسیر 

 کنار فایل اجرایی کپی نمایید تا بعنوان یکی از قاریان در نرم افزار شناخته شود .

توجه: رمز اولیه برای ورود مدیر به برنامه   2020 است .

 

دانلود راهنمای pdf نرم افزار با حجم تقریبی 400 kb

دانلود نرم افزار سما قرآن 5.1.0.2  با حجم تقریبی  73 mb

 

امکانات اضافه شده در آپدیت 5.1.0.4

-  تفسیر نمونه اثر ارزشمند حضرت آیة اله مکارم شیرازی و جمعی از دانشمندان

- امکان ضبط صوت کاربر

- حالت نمای تمام صفحه ( Full Screen )

- امکان ایجاد موضوع گزینش ، اختصاص آیات ، مشاهده و ذخیره گزینش ها جهت تحقیق

 

دانلود نسخه آپدیت 5.1.0.4 نرم افزار سما قرآن  با حجم تقریبی 17 mb

 

نسخه ی قابل حمل ( پرتابل ) قبلی

        بعضی از امکانات نرم افزار به شرح ذیل است ؛

1- امکان مشاهده سوره ها و آیه ها

 2- امکان مشاهده خطبه ها ، نامه ها و حکمت های نهج البلاغه

 3- امکان جستجو به 3 روش متفاوت

4 - امکان حذف آیات یا فرمایشاتی که اشتباها جستجو می شوند ، برای مثال ؛ ممکن است پژوهنده در ترجمه آیات قرآن کریم بدنبال کلمه جن باشد ولی ترجمه آیاتی که حاوی کلمه جنگ نیز باشند جستجو می شوند .

5 - امکان ذخیره آیاتی که جستجو شده اند در یک فایل   Text که بنوبه خود وقت کاربر را برای کپی یک یک آیات جستجو شده تلف نمی نماید .

در پایان باتوجه باینکه هدف ارایه نرم افزار بهتر برای پژو هش شما می باشد از نظرات شما سپاس گذارم .

 

دانلود نسخه 4.1 پرتابل باحجم 2.78 mb 

 

اعتبار نسخه تا سال 2120 میلادی



نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 29 تیر 1394

ارسال نظر(0)

با تنظیمات ساده به جنگ کندی اندروید بروید! (روشی ساده برای بهینه سازی سرعت اندروید)

با تنظیمات ساده به جنگ کندی اندروید بروید! (روشی ساده برای بهینه سازی سرعت اندروید)

با تنظیمات ساده به جنگ کندی اندروید بروید! (روشی ساده برای بهینه سازی سرعت اندروید)

حتما تا به حال با کندی دستگاه های اندروید مواجه شده اید. برای رهایی از این مشکل راه های زیادی وجود دارد که دو تای آنها از همه معروفتر هستند. اولی مربوط به خاموش و روشن کردن دستگاه در یک بازه زمانی منظم می شود. مورد دیگر مربوط به پاک کردن نرم افزارهای اضافی موجود در دستگاهتان! اما یک راه دیگر و البته خیلی جالب وجود دارد که کمتر با آن آشنا هستید یا شاید اصلا به گوشتان نخورده باشد!

 در این شیوه در ابتدای امر به سراغ بخش تنظیمات دستگاه بروید و از این منو گزینه developer options را انتخاب کنید و آن را از حالت غیرفعال به فعال تغییر حالت دهید. اگر این گزینه در منو تنظیمات دستگاه وجود خارجی نداشت خوب نگران نشوید. به قسمت About device بروید و روی گزینه Build number کلیک کنید تا دستگاه به شما اعلام کند که بخش developer فعال شده است. حالا به دنبال گزینه های مربوط به انیمیشن در این بخش بگردید.

تنظیم سرعت اندروید

تنظیم سرعت اندروید

حالا که گزینه های انیمیشن را پیدا کردید آنها را خاموش یا میزان آن را کاهش دهید تا کار پردازش دستگاه به واسطه این غیر فعال سازی کاهش یابد. در نهایت دستگاه را یک بار خاموش و روشن کنید و از افزایش سرعت دستگاه اندرویدی خود لذت ببرید.

افزایش سرعت اندروید

 

 




نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 29 تیر 1394

ارسال نظر(0)

ویژگی‌های جالب، کاربردی و دوست داشتنی که درون گوگل کروم

ویژگی‌های جالب، کاربردی و دوست داشتنی که درون گوگل کروم نهفته است و زندگی را ساده‌تر می‌کند (قسمت اول)

358675-18-hidden-chrome-features-you-really-should-be-using

مرورگر کروم یکی از محبوبترین‌ها و پرسرعت‌ترین‌ها بین مرورگرهای موجود است و کلی ویژگی جالب دارد که شاید خیلی از ما از آنها چیزی ندانیم. در این مقاله که در دو قسمت ارائه می‌شود، شما را با برخی از این ویژگی‌های دوست داشتنی آشنا می‌کنیم.

۱٫تغییر پیشفرض جستجو از طریق نوار جستجو

1

می‌توانید به عنوان یک کاربر کروم، از ویژگی مفید جستجو در وب سایتها، بدون نیاز به رفتن به آنها استفاده کنید. فقط تا زمانی که فهرست آنها در موتور جستجو وجود داشته باشد.

این ویژگی زمانی مفید است که مثلا می‌خواهید مقاله‌ای در ویکی پدیا را راجع به اورانگوتان‌ها مطالعه کنید. از طریق این ویژگی دیگر نیازی نیست به صفحات ابتدایی گوگل یا ویکی پدیا بروید، زیرا یک تب به سرچ بار شما با نام سایت مربوطه اضافه شده و شما می‌توانید مثلا نام مطلب یا صفحه مورد نظر خود را جلوی آن بنوسید و مستقیما به آن صفحه بروید.

اگر نام سایتی که می‌خواهید درون فهرست وجود ندارد، روی سرچ بار راست کلیک کنید و سپس گزینه Edit search engine را انتخاب کرده و نام سایت مورد نظر را به فهرست اضافه کنید. در مک هنگام کلیک بر روی سرچ بار کلید کنترل را پایین نگه دارید.

۲٫کشیدن چند تب به طور همزمان

بیشتر افراد با قابلیت کشیدن تب‌های کروم و رها کردن آنها در مرورگر دیگر آشنا هستند، اما نمی‌دانند که می‌توانند اینکار را برای چند تب به طور همزمان نیز انجام دهند. تنها کافیست کلید شیفت را پایین نگه دارید و روی تمام تب‌هایی که می‌خواهید انتقال دهید کلیک کنید و همه را به طور همزمان حرکت دهید. در مک این کار را می‌توانید با فشردن کلید Command انجام دهید.

۳٫استفاده از نوار جستجو به عنوان ماشین حساب

2

آیا می‌دانستید که گوگل می‌تواند ریاضیات پایه را در نوار جستجو انجام دهد؟ آیا می‌دانستید که بدون رفتن به Google.com می‌توانید اینکار را انجام دهید؟ تنها کافیست مساله ریاضی خود را درون نوار جستجو تایپ کنید. پاسخ بدون فشردن اینتر در زیر به نمایش در می‌آید.

۴٫ استفاده از نوار جستجو به عنوان یک تبدیل کننده واحد

3

این نوار می‌تواند بعلاوه نقش یک تبدیل کننده واحد را نیز ایفا کند. درست به مانند مورد قبل، پاسخ بدون اینتر در زیر نوار به نمایش گذاشته می‌شود. البته این را بدانید که کروم ممکن است آنچه را شما نوشته‌اید به واحدی تبدیل کند که اصلا مورد نیازتان نباشد، مثلا ممکن است مقداری به اینچ را به سانتی متر تبدیل کند. حالا اگر شما واحد خاصی را مد نظر دارید، می‌توانید با گذاشتن یک علامت مساوی و نوشتن نام واحد (مثلا:۹ Inches= KM) به پاسخ دلخواه برسید. به خاطر داشته باشید که این ویژگی تنها زمانی پاسخ می‌دهد که گوگل، جستجو گر پیشفرض ما باشد.

۵٫ زوم این و زوم اوت

در پی سی می‌توانید با فشردن دکمه کنترل و اسکرول آپ یا داون کردن با موس یا فشردن Control-Minus و Control-Plus، روی یک صفحه زوم کنید. زمان زوم یک ذره‌بین در کنار نوار جستجو پدیدار می‌شود که با فشردن آن نیز می‌توانید به طور دستی به این عمل بپردازید یا به زوم اولیه باز گردید. از طریق کیبورد نیز با فشردن Control-O قادر به انجام اینکار هستید.

در مک اینکار با فشردن دکمه Command-plus یا Command Minus انجام می‌شود و Command-O نیز به زوم پیشفرض بر می‌گرداند.

۶٫ نمایش دهنده ساده عکس

4

آیا می‌دانستید که می‌توانید خیلی راحت عکسی را که دوست دارید برداشته و آنرا به درون مرورگر خود بکشید و به تماشای آن بنشینید؟

۷٫ کشیدن یه کلمه به نوار جستجو

باور نمی‌کنید که با اینکار چقدر کارتان ساده خواهد شد. تنها کافیست کلمه مورد نظر خود را های لایت کرده و آن را برای جستجو در نوار جستجو بندازید یا اینکه روی کلمه‌های لایت شده کلیک راست کرده و با انتخاب گزینه Google search آنرا در گوگل جستجو کنید. اینکار در مک با پایین نگه داشتن کلید کنترل و کلیک کردن همزمان روی کلمه‌‌های لایت شده انجام می‌شود.

۸٫ کشیدن URL به نوار بوک مارکها

اگر درون وب سایتی هستید که می‌خواهید به طور همیشگی از آن استفاده کنید، می‌توانید آن را به نوار بوک مارکهای خود اضافه کنید. برای اینکار تنها کافیست آدرس پیج را گرفته و آن را در نوار بوک مارک بی‌اندازید. می‌توانید بعدها اگر قصد تغییر نام آن را دارید، ویرایشش کنید. در ضمن می‌توانید با URLهای موجود در مرور گرهای دیگر هم چنین کنید.

۹٫ استفاده از کلیدهای کیبورد برای دسترسی به تب‌ها

اگر تعدا زیادی تب در گوگل کروم شما باز است و می‌خواهید به آنها دسترسی سریع داشته باشید، تنها لازم است کلید کنترل را نگه داشته و اعداد ۱ تا ۹ را بفشارید.

۱۰٫بالا و پایین رفتن در صفحه

می‌توانید زمانی که درون یه پیج هستید با استفاده از کلید اسپیس درون آن صفحه پایین بروید و برای بالا رفتن نیز تنها لازم است کلید شیفت و اسپیس را با هم بفشارید.

۱۱٫باز کردن صفحات ویژه در آغاز

5

اگر صفحه‌ای وجود دارد که همیشه اول به آن سر می‌زنید، می‌توانید با اعمال تنظیماتی در کروم، مرورگر را مجبور کنید که هنگام باز شدن، آن صفحه را باز کند. به منوی تنظیمات بروید و روی بخش On Startup کلیک کرده، گزینه Open a specific page or set of pages انتخاب کنید. در نزدیکی این آپشن، لینک Set pages وجود دارد که به شما امکان انتخاب صفحات آغاز کننده را می‌دهد.

 

 



نوشته شده توسط nedayevahi در دوشنبه 29 تیر 1394

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709