آیتالله سید محمد سجادی در برنامه دستخط:
دو خاطرهای که حاج قاسم در حرم امام رضا (ع) بیان کرد/ ماجرای اعدامهای ۶۷/ ناگفتههای حکم اعدام آغاجری و مداخله رهبر انقلاب
نامهای به آقا نوشتم که هم حکم خلاف قانون و شرع است و هم ممکن است من را اعدام کنند، به داد من برسید. آقا نوشته بودند آقای مروی به آقای سجادی سلام برسانید و بگویید شما حکم شرعیتان را بیان کنید.
به گزارش مشرق، مهمان ارجمند این هفته برنامه «دستخط» از افراد برجستهای است که در محضر امام خمینی (ره) از نجف اشرف تا زمان رحلت ایشان در مقاطع مختلف بودهاند. از یاران امام که خیلی کم حرف زدهاند و کمتر از ایشان شنیدهایم ولی حرفهای گفتنی بسیاری از امام و یادگار امام حاج احمد آقا خمینی دارند.
کسی است که در اصفهان در سال ۱۳۲۶ به دنیا آمد. حوزه علمیه اصفهان، بعد حوزه قم و بعد هم نجف اشرف پای درس حضرت امام بودهاند. از دوستان نزدیک آقا مصطفی خمینی (ره) و هممباحثه ایشان و دوست ایشان بوده است که از ایشان هم حرفهای گفتنی برای ما خواهد داشت. الان هم ریاست موسسه تحقیقاتی و پژوهشی حاج آقا مصطفی خمینی را برعهده دارند.
در خدمت آیتالله سید محمد سجادی عطاآبادی هستیم. بزرگواری که توصیف ایشان را کردم و رئیس موسسه پژوهشی تحقیقی علامه حاج آقا مصطفی خمینی هستند و این وقت را در اختیار ما قرار دادند.
خلاصه گفت و گو:
باید امام (ره) بهتر بشناسیم؛ امام، روی مردم و اسلام حساس بود
سردار سلیمانی یک آدم استثنایی در تاریخ انقلاب بود و شهادتش، انفجار نور بود
ماجرای دو خاطرهای که حاج قاسم در حرم امام رضا (ع) بیان کرد
گاهی حرفهایی در کشور زده میشود که باعث دوقطبی میشود؛ مسئولان، انسجامی را که شهید سلیمانی آورد، حفظ کنند
سال ۸۸ باید به قانون تمکین میکردند؛ این رفتارها هزینه داشت
ماجرای «فتحالمبین» خواندن برجام
الان دیگر تار و پود برجام هم بهم ریخته و چیزی از آن باقی نمانده است
بعثیها از طرف آمریکا برای سیدحسین خمینی حفاظت گذاشته بودند؛ از دستشان فرار کرد و به ایران آمد
اگر امام خمینی (ره) زنده بود، همین برخورد امام خامنهای را با «معامله قرن» میکرد
حاج آقا مصطفی میگفت قطبزاده لاآبالی و بنیصدر خطرناک است
ماجرای اعدامهای ۶۷؛ عدهای به دنبال دستاویز برای حمله به انقلاب هستند
امام (ره) برای برکناری منتظری احساس وظیفه کرد
حاج احمدآقا را بخاطر حمایت از رهبری آیتالله خامنهای منزوی کرده بودند
ناگفتههای حکم اعدام هاشم آغاجری و مداخله رهبر انقلاب
حاج احمد آقا وجوهات میلیاردی باقی مانده از امام را به شورای مدیریت حوزههای علمیه تحویل داد
در ادامه مشروح گفتگوی محمدحسین رنجبران با آیتالله سید محمد سجادی عطاآبادی از نظرتان میگذرد.
*سلام، خیلی خوش آمدید.
علیکم السلام و رحمه الله و برکاته. از فرصتی که پیش آمده خیلی خوشبختیم و امیدواریم که خدا خیر به زبان ما جاری کند.
*شما در مقاطع مختلف با حضرت امام بودید، شاید الان برخی بگویند انقلاب به آن اهدافی که باید رسیده است؟ به خصوص برخی از این جوانان سوال میپرسند که آیا اگر امام بود، از اینجایی که بعد از ۴۰ سال رسیدیم، امام ابراز رضایت میکردند؟
باید امام خمینی (ره) را بازنگری کنیم، بهتر بشناسیم. مواضع و کلمات ایشان موجود است و در دسترس همگان است، برای چه ایشان قیام کرد؟ برای چه خودش را در طول نهضت به خطر انداخت؟ شما اگر ببینید این دو واژه در کلمات امام خیلی تکرار میشود که واژه «مردم» و «اسلام» است. من نمیخواهم بگویم کامل به آرمانهای امام رسیدیم. ما فاصله داریم، یعنی در عمل و اجرا زمانی پیش میآید که موانعی ایجاد میشود. جنگ ۸ ساله، توطئه دارد، فتنه دارد، تحریم دارد. تمام دنیا مقابل این جریان ایستادهاند. اصلا اینکه تا الان این انقلاب مانده، معجزه است. واقعاً عنایت ربانی بوده، عنایات امام زمان (ارواحنا فداه) بوده، مقاومت جانانه مقام رهبری و لشگر قدس و سپاه و نیروهای انتظامی و مردم بوده است. از همه مهمتر، ایستادگی مردم است که امروز مردم حجت را بر همه ما تمام کردهاند که بعد از ۴۰ سال، برای شهید سلیمانی چه میکنند و چطور حضور دارند و یک غوغایی به پا میکنند که ترامپ از این کاری که کرده پشیمان میشود.
*برای حاج قاسم فکر میکردید چنین جمعیتی حضور یابند؟
نه، واقعا این شخصیت بزرگ (رحمه الله علیه) یک آدم استثنایی در تاریخ انقلاب اسلامی بود. شهید بسیار بودهاند، ولی برخی شهدا یک باطن و خلوصی دارند که تاثیرگذار هستند، مثلاً مرحوم شهید حاج آقا مصطفی خمینی که ایشان در آن مقطع رحلت میکند، امام (ره) خیلی به ایشان علاقه داشت و یک مرد مجتهد و ملا و نابغه بود، اما شهادت او یکباره انفجار نور بود و حرکت امام به سرعت به جلو رفت.
برخی از شهادتها مانند سردار شهید عزیز و مهربان که یک نور و انفجار نور بود. مردم هم بالاخره دلمرده و افسرده و دلشکسته بودند و به نوعی سردی عجیبی عموم مردم را گرفته بود. این مانند خورشیدی که به کوه یخ میخورد و آب میکند و راه میافتد و همه حرکت مییابد، چنین انفجاری در باطن مردم به سبب این ایجاد شد و این در منطقه و جهان هم بود.
*آخرین باری که حاج قاسم را دیدید چه زمانی و کجا بود؟
ما چون خادم افتخاری حضرت امام رضا (ع) هستیم، در یک بیتی در حرم امام رضا (ع) که بیت خدام است و خدمه آنجا نماز میخوانند، انجا نشسته بودیم که یکباره دیدم ایشان کنار من است، چون خیلی بیتشریفات بودند. خیلی ساده میرفتند و میآمدند. دیدم ایشان هستند و سلام کردم و بعد دیدم ایشان بعد از نماز دعایی را شروع کردند و دعای معروفی برای علوی مصری است که در نجف اشرف یک بار امام مطلبی بیان کردند که من خاطره آن را اینجا نوشتم. در کتاب مفاتیحالسماء نوشتم.
*به دوربین نشان دهید؛ این کتاب مفاتیحالسماء حاج آقا سجادی است.
بله. تقریباً اشاره به سیره امام کردیم که چطور در این سنین این عبادت را میکرد. من این کتاب را به آقای سلیمانی (رحمة الله علیه) دادم و ایشان هم خوششان آمد و گفتند دو خاطره دارم که برای کسی نگفتم و برای شما میگویم. هر دو خاطره عجیب بود. ایشان گفت من دوستی از فرماندهان لشگر حشدالشعبی عراق داشتم که اهل قلم و نویسنده بود. ایشان میگفت یکبار حرم قم بودم و در آنجا یک شخص بزرگی کنار من نشسته بود، سلام کردم. ایشان فرمود از اینجا بیرون میروید یک پارچه سفید بخرید و روی آن بنویسید حبالمهدی حبالله است. بعد دیدم کسی نیست، یا خود حضرت یا نائب حضرت بود، این اتفاق عجیبی بود. آقای سلیمانی گفتند این پارچه را گرفته بود و نوشت و پارچه را به من داد. من در خانه این پارچه را دارم. شنیدم این پارچه در خانه آقای سلیمانی هست، من به منزل ایشان نرفتم.
خاطره دوم عجیبتر است که میفرماید همان دکتر گفت، یک ماجرایی بین یکی از علمای لبنان که درباره حضرت زهرا (س) تشکیکی کرده بود و علمای قم آیت الله تبریزی، آیتالله وحید و اینها ناراحت شدند و اعلامیه دادند. آقای سلیمانی گفتند این دکتر رفیق آن آقا بود. گفت من شب نیت کردم که یک مطلبی بنویسم و از این لبنانی دفاع کنم.
*آن بنده خدا که اهل قلم است.
بله. اسم ایشان را نمیخواهم ببرم. گفت شب خواب دیدم، آقای سلیمانی از قول او نقل کردند که شب خواب دیدم من را به مدینه بردند و حادثه بسیار فجیع آن روز را به من نشان دادند. آتش، دود، عربده، گرفتن مولا به آن وضع را دیدم. گفتند دکتر چه میخواهید بنویسید؟ این حادثه واقع شده و بیدار شدم و تا صبح گریه میکردم. از حضرت زهرا (س) عذرخواهی کردم و گفتم اشتباه کردم و مطلبی نمینویسم. این خاطره را ایشان از قول آن دکتر میگفتند.
علی ایحال سردار سلیمانی هم خیلی زهرایی هستند و در منزل خود پرچم حضرت زهرا و روضه ایشان در کرمان میگرفته است. در صحبتهای ایشان هم شنیدم که گفتند در جبهه هر جا گرهای اتفاق میافتاد، متمسک به خانم فاطمه زهرا (س) میشدیم و حضرت برای ما دریا بود هم میشکافت و راه را درست میکرد.
اتفاقاً خاطرهای از امام با حضرت زهرا (س) است که ایشان و مرحوم صفایی خوانساری بالای سر حضرت معصومه (س) نماز میخواندند، میگفتند ما بینالطلوعین با امام درس مرحوم شاه آبادی را میرفتیم. گفتند این چه وضعی است و چرا اینقدر بیچاره هستیم. زمان رضا خان یک عده بیحجاب در صحن آمدند و نمیتوانیم کاری کنیم. خیلی ناراحت بودند. گفتند قدرت نداریم و متوسل به حضرت زهرا شویم که شر رضا خان را از مملکت ما دور کند. یک نمازی در مفاتیحالجنان است که نماز استغاثه به حضرت زهرا (س) است. روایت است امام صادق (ع) میفرمایند اگر از یک چیزی دلتنگ شدید و خیلی ناراحت هستید این استغاثه را بخوانید. حاج آقا روح الله در سجده خیلی گریه میکرد و متاثر بود. چند روز طول نکشید که رضاخان به جزیره موریس تبعید شد و شرش کم شد.
* در این شرایطی که خودتان هم اشاره کردید، شرایط اقتصادی مردم یک رخوت و ناامیدی بود شهادت حاج قاسم رخ میدهد و مردم عاشقانه برای حاج قاسم میآیند. یکی از علما از شما پرسید که چرا جوانان از ما برگشتند. شما گفته بودید تقصیر شماست، امام روی مردم و اسلام حساس بود و شما نیستید.
بله دیگر. آیتالله راستی کاشانی بودند. ایشان از حواریون و هواداران سخت امام در نجف بودند. در نجف به عنوان یک مرد فاضل محترم جا افتاده بود. دیگری هم شهید مدنی بودند. شهید مدنی که در مسجدالخضراء به جای آیتالله خویی نماز میخواندند. امام که به نجف آمدند، توطئه بزرگی بود که کسی به نماز امام نرود و درس ایشان هم کسی حضور نداشته باشد. سنگین است. این شوخی نبود و کاملاً جدی بود. در این میان آیتالله راستی کاشانی (ره) مردانه در درس امام آمدند و حرف مهمی زدند؛ ایشان فرموده بودند تا امام نیامده بودند، فکر کردیم فارغالتحصیل هستیم و بعد فهمیدیم هنوز باید درس بخوانیم. شهید مدنی هم پشت سر امام برای نماز میایستادند و عقیده داشت. جایزه ایشان هم همیشه تحریرالوسیله بود و بعد آقای حکیم هر کسی را به امام خمینی ارجاع میدادند. ایشان هم تهدید شد.
گفتند نمیشود! یا باید اینجا باشید و یا باید آنجا باشید. گفتند آنجا برای خودتان باشد، من نماز خواندن با امام را ترجیح میدهم، به هر چیزی که در ذهن خود دارید. لذا ایشان را هم در نجف بسیار آزار دادند. آن زمان نماز امام و درس امام جهاد اکبر بود. بعد از رحلت امام یک بار در حرم آیتالله راستی کاشانی نشسته بودند و گفتند چرا اینطور شده و گفتم تقصیر شماست! گفتند چرا؟ گفتم ببین، فرق ما با امام این است که امام (ره) روی اسلام و مردم حساس بودند. اگر کسی به اسلام توهین میکرد، سلمان رشدی پیدا میشد یا در تلویزیون مطلبی بیان میشد فوراً موضع میگرفتند و عکسالعمل شدید نسبت به مسائلی که به اسلام یا مردم برمیگشت، نشان میداد. گفتم ولی ما اینطور نیستیم. ما یکباره به اسلام توهین میشود و ما رد میشویم ولی اگر بگویند بالای چشم فلانی ابرو است، شهر را بهم میریزیم. خب مردم هم میفهمند اما وقتی یک حادثه پیش میآید مانند حادثه شهادت سردار سلیمانی با زبان بیزبانی با ما حرف میزنند. این هم بشارت است که مردم در صحنه هستند و هم اخطار است.
*چقدر با مردم ارتباط دارید؟
ما مسجد امام حسین (ع) در بلوار امین نماز میخوانیم. مردم میآیند و ارتباط مستقیم با مردم داریم.
*چقدر با مشکلات مردم آشنا هستید؟
گاهی مردم درد و دل میکنند و ما هم میدانیم. از اینجا هم میگویم که ای مردم! ما الان در یک محاصره شدید هستیم و شکی در این نیست، اما در آسمان باز است؛ راه خدا. آن خدایی که توانائی دارد و میتواند یکباره تمام سدهای ایران را پر از آب کند و کرد، آن خدا میتواند گشایش دهد. ما اگر دست خود را به سمت بالا دراز کنیم، به قول مقام معظم رهبری خارج و کشورهای دیگر را رها کنید، در جنگ بدر است که خداوند ۳ هزار ملک فرستاد. این استغاثه به رب خودش درهای آسمان و رزق را باز می کند. همه باید با هم مهربان شویم. این هم یک رمز است. اگر واقعاً این کار را کنیم و همه به هم خوبی کنند و خیر هم را بخواهند و بد هم را نگویند و هر کسی میتواند کمک کند، خود درهای رحمت را باز میکند.
واقعاً در سیره امام (ره) دیدیم عجیب خداوند درها را برای ایشان باز میکند والا امریکا و غرب برای ما جز این که ذلیل و خوار باشیم و بچههای ما را بکشند هیچ برنامه دیگری برای ما ندارند. برای هیچ کشور مسلمانی هیچ برنامهای غیر این ندارند. این نصرت های خدا را از روز ۱۲ بهمن و ۲۲ بهمن میبینیم. امام خامنهای بیان کردند که «ذکرهم بایام الله» باید مردم این روزها را به یاد بیاورند. روزهای عادی نیست که امام بیایند و در بهشت زهرا بروند و حکومت ۲۵۰۰ ساله منحل و مضمحل شود. فتنههای بعد خیلی سنگین بود ولی اصل قصه شوخی نبود.
*فضای سیاسی کشور را چطور میبینید؟
بالاخره خوب است، اگر حکام ما قدر بدانند.
*قدر مردم را بدانند
بله. گاهی حرفهایی بیان میشود که موجب دلسردی میشود. موجب افتراق و دوقطبی شدن مردم میشوند و از اینها باید پرهیز کنند، همان انسجامی که شهید قاسم سلیمانی آورده را حفظ کنند.
*وضعیت انتخابات را چطور میبینید؟
انشاالله خوب است.
*فکر می کنید پرشور برگزار شود؟
انشاالله. یک مطلبی به ذهنم آمد که بد نیست بیان کنم. امام (ره) در نجف اینطور بودند، ولی در طول این سنین کلمهای درباره این مسئله بیان نکردند و در قم هم هست که وقتی یک عده مقدس مآبها امام را تکفیر کردند و میگفتند ظرف آقا مصطفی را آب بکشید و از این برخوردها داشتند. امام (ره) در دیوان خود یک شعری دارند که میگوید که «دست آن شیخ ببوسید که تکفیرم کرد، محتسب را بنوازید که زنجیرم کرد» غزل زیبایی است. حالا در دنیا در داستانها و در تاریخ هم هست، طرف مقابل که کم میآورد دست به تفسیق میزند و طرف را فاسق میخواند، طرف را تکفیر میکند. این آیه دارد، یک آیه در قران کریم است که میگوید نکند اگر کسی داد میزند و میگوید من مسلمان هستم و شما بگویید مومن نیست! این همان تکفیر است که طرف مقابل را نمیتواند حرفی بهش بزند و فوری چوب تکفیر و تفسیق به او میزند. در رقابتهای سیاسی هم وجود دارد که طرف مقابل را میبینند برهان و حرف و کتاب دارد، یک چیزی درباره او میزنند. قرآن از این نهی میکند و متاسفانه در جریانات سیاسی وجود دارد که تا پای تکفیر و تفسیق رقیب میروند و خدا نکند در این انتخابات آتی این موارد وجود داشته باشد.
*شما در دوره قبل انتخابات خبرگان نامزد شدید و رای نیاوردید و یک نامه محترمانه به شورا نوشتید.
بله. گفتیم «سر خم می سلامت، شکند اگر سبویی»؛ به امام خامنهای این نامه را نوشتیم. این مهم نیست که اگر سبو بشکند و اصل شما هستید. آن ذره که در شمار ناید، مائیم!
*میخواستم بگم، شاید میخواستید حرفهای دیگری بیان کنید ولی به همین میزان بسنده کردید و همینقدر جمع شد.
برادر من شهید شده، پسرم در جبهه مجروح شده است، خودم میخواهم چکار کنم؟!
*الان که در این فضا یک عده به شدت به شورای نگهبان حمله میکنند.
آدم باید قاعده و قانون کشور را رعایت کند و یکی از کارهای امام (ره) پایبندی به قانون بود. در عراق امام (ره) به موقع گذرنامه خود را به سفارت میفرستاد تا تمدید کنند. هیچ وقت دوست نداشت کارهای خلاف قانون کند و اجازه این کار را به اطرافیان خود هم نمیداد. معارضه و مبارزه جداست و کارهای خلاف مقررات در پاریش و عراق انجام نمیدانند. تلاش داشتند شئون آن محل را رعایت کنند. در پاریس خیلیها مرید امام (ره) شدند. همسایهها آمدند و خاک پاریس را به ایشان هدیه دادند که خاکمان را که عزیزترین چیز ماست به شما هدیه میدهیم. عدهای میگفتند عیسی مسیح نازل شده است. این برای همین برخورد امام (ره) است.
*شما هم چقدر در این قصه خوب شاگردی را به جا آوردید و با یک نامه و یک دردودل کار را تمام کردید و کاری که حضرت امام (ره) در این مسیر سفارش کردند.
کاری که اگر سال ۸۸ هم انجام میشد به آن فتنه دچار نمیشدیم.
بله. باید به قانون تن میدادند. اینها هزینه برای کشور دارد. تبعات این کارها زیاد است. فتنه اخیر را درنظر بگیرید که چه تبعات بدی دارد. چقدر ضایعه دارد و جقدر آدمها از بین میروند و این شوخی ندارد. آنها دنبال این هستند که در کشور فتنه و هرج و مرج باشد و بعد قتل و غارت و بعد تصاحب کشور اتفاق افتد. کار دشمن همین است.
*گفته بودید برجام فتحالمبین است.
خدا رحمتش کند. (میخندد). یک کتاب آن زمان نوشتم با عنوان «از صلح حدیبیه تا نرمش قهرمانانه»؛ بین برجام و صلح حدیبیه مقایسه کردم. خواندنی است واقعاً این «انا فتحنا» بود، چون ۷ قطعنامه سازمان ملل علیه ما بود، تحریم نفت و کشتی و همه چیز بودیم. ۷ کشور قلدر دنیا یک طرف ماجرا بودند و سوی دیگر ایران نشسته بود. در ایران با یک تلفن میگفتند شاه برود، میرفت.
*هنوز این اعتقاد را درباره برجام دارید؟
الان دیگه نه. الان آمریکا همه چیز را بهم زده است.
*در جای دیگر درباره آقای ظریف گفتید که آبروی کشور ما در سیاست خارجی است، به ویژه با تبسمی که بر لب دارد، بسیار کارگشا است.
در دنیا اخلاق تاثیرگذار است و این را منکر نمیتوان شد. شما با هر کافری... حتی پیغمبر خدا خلق عظیم دارد و برخورد حضرت افراد را منقلب کرد.
*بله، البته آقای ظریف فرد زحمتکش و متدینی است.
مقام معظم رهبری از ایشان بسیار تعریف کردند.
*در مصاحبه اخیر قبول دارید عکسالعمل ترامپ هزینهای برای کشور است؟
نه، ببینید. هیچ کسی معصوم نیست و همه خطا دارند. من کلی میگویم و کاری به جزئیات ندارم.
*به این مصاحبه هم انتقاد داشتید؟
بله. الان وقت این حرفها نیست. الان تار و پود برجام بهم ریخته و چیزی نمانده که بتوان تغییر داد.
*خیلی درباره این موضوع صحبت شده درباره پسر آقای مصطفی خمینی، سید حسین آقا، است.
ایشان هم یک سید منزوی و بیمار است.
*شبکههای معاند درباره این صحبت کردند و خبر آمد شما به نوعی با ایشان تعامل میکنید.
پدر ایشان استاد و رفیق ما بود. هم برادر ما و هم استاد ما بود و هم پدری برای من کرد. برای ازدواج ما قدم برداشت. فردی بود که به ما بسیار خدمت کرده و ما هم گاهی سر به ایشان میزدیم و بیمار است و حالشان بد است.
*الان ایران هستند؟
بله. یک بار هم امریکا رفتند و گفتیم کربلا گفتیم نمانید و از ایشان خواستیم که برگردند. الحمدالله آمدند.
*خیلیها میپرسند رابطه ایشان با آقا سید حسن آقا چطور است؟ رابطه خاصی دارند؟
رفت و آمد مختصری دارند.
*ایشان الان در قم درس میخواندند؟
نه. ایشان خیلی مریض است.
*الان چند ساله هستند؟
دقیق نمیدانم ولی فکر کنم نزدیک ۶۰ باید باشند. خدا عاقبت ایشان را به خیر کند.
*نقش ویژهای داشتید که زمینه آن را که دشمن سوءاستفاده کند برطرف کنید.
بله. وقتی رفتیم خطری بود و به ایشان گفتم همین کسی که دنبال است، شما را میکشد. یکی بود عین صدام که از دست آنها فرار کرد و آمد.
*نیروهای عراقی بودند؟
برای او حفاظت داشتند.
*نیروهای بعثی بودند؟
بله. بعثیهایی بودند که به طرف آمریکا از او مراقبت میکردند

*یک چیزی از شما خواندم که امام روی دو مسئله تاکید داشتند که یکی مسئله فلسطین بود. امام (ره) به شدت روی مسئله فلسطین حساس بودند.
بله. خدا شهید سعیدی را رحمت کند که حتی ایشان را به خاطر این مسئله شهید کردند که گفتند از اسرائیل اسم نبرید. آنها هم حساس بودند که این قصه از سوی انقلابیون صحبت نشود.
*الان با توجه به معامله قرنی که ترامپ کلید زده، فکر میکنید اگر امام بودند چطور برخورد میکردند؟