احوالی از امام کاظم نمیپرسی؟
آمدن مامور زندان به احوالپرسی امام علیه السلام
در زندان سندی بن شاهک یک روز هارون ماموری را فرستاد که از احوال حضرت کسب اطلاع کند. خود سندی هم به همراه مامور وارد زندان شد. وقتی که مامور وارد شد امام از او سؤال کرد چه کاری داری؟ گفت خلیفه مرا فرستاد تا احوالی از تو بپرسم. فرمود از طرف من به او بگو: هر روز که از این روزهای سخت بر من میگذرد یکی از روزهای خوشی تو هم سپری میشود، تا آن روزی برسد که من و تو در یک جا به هم برسیم، آنجا که اهل باطل به زیانکاری خود واقف میشوند.













