مودّت ذیالقربای رسول خدا(ص)، تداوم برنامه رسالت و رهبری آن پیامبر است و به تعبیر دیگر، برای ادامه راه پیامبر و هدایت و رهبری او، باید دست به دامن ذویالقربی زد و از رهبری آنها استمداد جست
![]()
مودّت ذیالقربای رسول خدا(ص)، تداوم برنامه رسالت و رهبری آن پیامبر است و به تعبیر دیگر، برای ادامه راه پیامبر و هدایت و رهبری او، باید دست به دامن ذویالقربی زد و از رهبری آنها استمداد جست. این همان چیزی است که شیعه در مسئله امامت، از آن جانبداری میکند و معتقد است رشته رهبری بعد از پیامبر نه در شکل نبوّت که در شکل امامت، برای همیشه ادامه خواهد داشت. پس در نهایت، این مودّت و همراه آن، ولایت، به سود انسان و از نتایج و آثارش هدایت اوست.
مقدّمه
الدِّینُ هُوَ الْحُبُّ وَ الْحُبُّ هُوَ الدِّین؛1
دین همان محبّت و محبّت همان دین است.»
انسان موجودی کمالطلب است. از اینرو اگر مطلوب خود را که همان کمال است در شیئی یا شخصی ببیند، محبّت و علاقه به آن در دلش جای میگیرد و تلاش میکند که خود را شبیه او سازد.2
در روایات، مودّت و ولایت به عنوان یک فرض الهی و ملاک قبول اعمال و عبادات است.
«أَنَّ مَوَدَّةَ أَهْلِ بَيْتِی مَفْرُوضَةٌ وَاجِبَةٌ عَلَی کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَه؛3
همانا مودّت اهل بیت من، بر هر مرد و زن مؤمنی واجب است.»
شرط اوّل در ایجاد محبّت، معرفت و شناخت است. اینکه «قرآن» تأکید بسیاری بر محبّت اهل بیت(ع) دارد، مرادش محبّت صرف نیست؛ زیرا محبّت مقدّمه و مؤخّرهای دارد. مقدّمه آن، کسب معرفت نسبت به اهل بیت(ع) و مؤخّره آن اطاعت و تبعیّت از ایشان است. بنابراین مراد قرآن از محبّت اهل بیت(ع)، محبّتی است که سرچشمهاش، معرفت باشد و منجر به اطاعت و تبعیت از آن بزرگواران شود.
. مفهومشناسی
1-1. محبّت
محبّت در لغت، مصدر میمی ثلاثی مجرّد از ریشه (ح ب ب) است. حُبّ در لغت، نقیض بغض و دشمنی4 و به معنای وداد و محبّت است.5 مَحبّت نیز به معنای دوست داشتن، دوستی دوستداری،6 مهر، مودّت و عشق7 آمده است.
در اصطلاح، محبّت از خاصیت موجود حیّ و مدرک، یعنی انسان است که بعد از شناخت و ادراک تصوّر میشود. پس هر آن چیزی که در ادراکش لذّتی باشد، نزد مدرک محبوب است و به آن میل و رغبت دارد. بنابراین حبّ، عبارتی است از میل طبع به شیئی که در ادراکش لذّت است که اگر این میل تقویت شود و به نهایت برسد، عشق نامیده میشود.8
در قرآن کریم، از واژه حبّ، 28 مشتق استعمال که فقط در یک مورد از لفظ محبّت استفاده شده است و روی همرفته، هفت وجه معنایی برای آن ذکر کردهاند.9
• محبّت به معنای اطاعت و آن محبّت مؤمنان نسبت به خداست. به عنوان نمونه:
«قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللهَ فَاتَّبِعُونی يُحْبِبْکُمُ اللهُ وَ يَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحیم؛10
بگو: «اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید و خداوند آمرزنده مهربان است.»
• محبّت به معنی رضا و خشنودی پروردگار و آن محبّت خدا نسبت به مؤمنان است:
«إِنَّ اللهَ يُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرین؛11
همانا خداوند توبهکنندگان را دوست دارد و پاکیزگان را.»
• محبّت به معنی اعجاب و به شگفتی واداشتن:
«لاتَحْسَبَنَّ الَّذینَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا؛12
البتّه گمان مبر کسانی که بدانچه کردهاند، شادمانی میکنند و دوست دارند به آنچه نکردهاند، مورد ستایش قرار گیرند.»
• محبّت به معنای جذّابیت:
«وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْکَ مَحَبَّةً مِنِّی وَ لِتُصْنَعَ عَلی عَيْنی؛13
و مهری از خودم بر تو افکندم تا زیر نظر من پرورش یابی.»
• محبّت مال:
«فَقالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِکْرِ رَبِّی حَتَّی تَوارَتْ بِالْحِجاب؛14
[سلیمان] گفت: به راستی من دوستی و توجّه به اسبان را بر یاد پروردگارم مقدّم داشتم تا اینکه [اوّل وقت نماز گذشت و خورشید] در پرده نهان شد.»
• محبّت شهوات و لذّات:
«وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْکیناً وَ يَتیماً وَ أَسیرا؛ 15
و به [پاس] دوستیِ [خدا]، بینوا و یتیم و اسیر را خوراک میدادند.»
• محبّت در معنای اراده:
«فیهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا ...؛16
و در آن، مردانیاند که دوست دارند خود را پاک سازند.»