پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش
آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود
آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .
آیات بیدارکننده
فصل سوم: اهمیت توجه به امکان سوءعاقبت در آیات قرآن کریم
آیات بیدارکننده
آیات زیادی از قرآن کریم به گونه های مختلف به اهمیت موضوع حسن عاقبت و سوءعاقبت پرداخته اند که بعضی از مهمترین آنها را در اینجا یادآور می شویم.
أ) درخواست عارفان (مرگ با نیکان)
از جمله آیات کریمه ای که بر اهمیت این موضوع دلالت دارد آیه 193 سوره آل عمران است که می فرماید: ربنا اننا سمعنا منادیا ینادی للایمان أن آمنوا بربکم فامنا ربنا فاغفر لنا ذنوبنا و کفر عنا سیئاتنا و توفنا مع الابرار. (پروردگار ما، هر آینه شنیدیم صدای منادی را که ندای ایمان می داد به پروردگار خویش ایمان آورید پس ایمان آوردیم، پس، گناهان ما را ببخش و بدی های ما را بپوشان و ما را با نیکان بمیران). اهمیت این موضوع در این آیه، آنگاه عیان می شود که بدانیم این دعا، مناجات کسانی است که دائم الذکرند و دوام ذکر آنها، از ایمانی عمیق و از خردوزی و تفکر آنها نشأت می گیرد یعنی این مرتبه از نگرانی، از آن درجه از ایمان آنها برخاسته است زیرا آیه شریفه فوق، در پایان توصیف کسانی است که قرآن کریم درباره آنها می فرماید: الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السماوات و الأرض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار(آل عمران 190). (اینها، کسانی اند که در حال ایستاده و نشسته و در حالیکه بر پهلوهایشان هستند خدا را یاد می کنند و در آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند و (می گویند): پروردگارا! اینها را بیهوده نیافریدی، تو منزهی پس ما را از عذاب آتش نگه دار). به نظر می رسد مراد از مردن با نیکان در آیه فوق، حسن عاقبت و پاک از دنیا رفتن است که از نتایج آن، همراهی و محشور با نیکان است البته می توان، معنای ظاهری آیه را حفظ کرد در این صورت می توان گفت: مراد از مرگ با نیکان، مردن بهمراه افراد مؤمن و نیکوکار است که از مصادیق آن شهادت در راه خدا، در صحنه های جنگ میان ایمان و کفر در کنار دیگر شهیدان راه خداست، بهرحال، از لوازم قطعی آن حسن عاقبت است.
ب) دعای سحره فرعون (جان دادن در حال اسلام) جان دادن در حال اسلام (یا، در حال تسلیم در برابر خدا) تعبیر دیگری است که قرآن کریم به وسیله آن، نگرانی مؤمنین را از سوءعاقبت بیان می کند. این تعبیر یک بار از زبان سحره در قرآن کریم آمده است. ساحران فرعون بعد از اینکه به خدا ایمان آوردند، فرعون آنها را به مرگ با شکنجه و مثله کردن بدنهایشان تهدید کرد. این تهدید، بیش از آنکه، آنان را از رنج شکنجه و مرگ به دست فرعونیان نگران کند آنها را از احتمال بی صبری در تحمل این سختی ها و سست شدن ایمانشان نگران می کرد از این رو، پس از اینکه فرعون به آنها گفت: لاقطعن ایدیکم و ارجلکم من خلاف ثم لاصلبنکم اجمعین(اعراف 124) (هر آینه دستان و پاهای شما را بر خلاف یکدیگر (یکی از راست، یکی از چپ) جدا می کنم سپس همه شما را به دار می کشم) آنها در جواب گفتند: انا الی ربنا منقلبون و ما تنقم منا الا أن آمنا بایات ربنا لما جاءتنا ربنا افرغ علینا صبرا و توفنا مسلمین(الاعراف 125 - 126) (همانا، ما به سوی پروردگارمان برمی گردیم و تو از ما انتقام نمی گیری مگر به این خاطر که وقتی پروردگارمان نشانه های خود را آورد به آنها ایمان آوردیم، پرودگارا، به ما صبر کامل عنایت فرما و جان ما را در حال اسلام، بگیر). نکات آیه آیات فوق، دارای نکات ارزنده ای است که بعضی از آنها عبارتند از: أ) قوت روح و استقامت در برابر سختی ها، یکی از اسباب حسن عاقبت و مسلمان جان دادن است زیرا در این آیه شریفه، ابتدا می فرماید افرغ علینا صبرا و پس از آن می فرماید و توفنا مسلمین. ب) حسن عاقبت، چیزی جز در حال تسلیم و رضا، مردن نیست زیرا نمی فرماید مؤمن بمیریم بلکه می فرماید و توفنا مسلمین یعنی در حال تسلیم بمیریم. ج) تسلیم در برابر همه تقدیرات الهی، کاری آسان نیست و بدون عنایت ویژه الهی برای انسان ممکن نیست از این رو، باید با استغاثه از خدای متعال یاری ویژه خواست و در این استغاثه، بالاترین عنایتها را طلبید که سحره فرعون هم با عبارت افرغ علینا صبرا این عنایت ویژه را خواستند زیرا همانطور که برخی از بزرگان و مفسرین گفته اند فرغ علی به معنای خالی کردن کامل آب یا مایع یک ظرف است(51) و کاربرد این واژه در این آیه، اشاره به این دارد که اینها از خدا خواستند به آنها صبری کامل عنایت کند، یعنی در مقام تحمل شکنجه های فرعون، آنها را مشمول بالاترین امدادهای خود قرار دهد. د) یکی از شگفتی های داستان ساحران فرعون این است که این گروه در صبح هنگام از دوستان و یاران فرعون بودند و در پایان همان روز توفیق شهادت در راه خدا را یافتند. مفسر بزرگ مرحوم طبرسی درباره آنها می گوید: کانوا اول النهار کفارا سحرة و آخر النهار شهداء بررة (در اول روز کافرانی ساحر و در پایان همان روز از شهدا و نیکان بودند(52)).