
پیامدهای غفلت از آینده نگری
یک کشور اگر بخواهد عزت خود را ، هویت خود را ، منافع خود را ، امنیت خود را به دست بیاورد ، احتیاج دارد به ابتکار ، به کار . با نشستن، با خوابیدن، با غفلت از اطراف، نمی شود به اهداف عالى دست پیدا کرد. اینکه مىبینید جامعهى اسلامى و کشورهاى اسلامى چند صد سال - دویست سال، سیصد سال - دچار عقبماندگى شدند، که امروز چوب آن عقبماندگى را همهى ما داریم می خوریم، این به خاطر غفلتها بود ... ایران، کشورهاى منطقه، کشورهاى شمال آفریقا، کشورهاى شرقى ما؛ همهى منطقهى اسلامى دچار غفلت شدیم . این غافل شدن، به دَبدَبه و کَبکَبهى ( شکوه ) ظاهرى دلخوش کردن، به فکر حرکت کردن نبودن ، به فکر ساختن آینده نبودن، اینجور ضررهائى را دارد ... البته وقتى ملتها بیدار شدند، این بیدارى به دنبال خودش ، به طور خودکار تحرکاتى را مىآورد؛ منتها سرعت و بُطئ ( آهستگی ) دارد. این حرکتها می تواند حرکتهاى سریع و کارآمد و خوبى باشد که از متوسط سرعت دنیا پیشى بگیرد، می تواند حرکتهاى بطئى (آهسته) باشد که باز به دیگران نرسیم؛ چون دیگران هم که بیکار نیستند. ما داریم کار می کنیم، تلاش می کنیم، همت می کنیم، می سازیم. مگر دیگران این کار را نمی کنند؟ دیگران هم در جبههى مقابل ما دارند همت می کنند، می سازند، تلاش می کنند. ما باید کارى کنیم که سرجمع تلاشهاى ما شتابى به ما بدهد که از شتاب جبههى مقابلمان بیشتر باشد؛ آن وقت می توانیم به آینده امیدوار باشیم.
بن بست تمدن مادی غرب
------------------------------
دنیا از غرق شدن در مادی گرى سودى نبرد؛ دنیا از رواج دادن آزادىهاى جنسى سودى نبرد؛ بشریت از آنچه که حرکتهاى مادى در اروپا به وجود آوردند - رهائى از معنویت، رهائى از قیود الهى - سودى نبرد؛ نه عدالت را تأمین کرد، نه رفاه عمومى را تأمین کرد، نه امنیت را تأمین کرد، نه خانواده را حفظ کرد، نه توانست تربیت نسلهاى بعدى را بدرستى انجام دهد ؛ در همهى اینها ضرر کردند ... تمدن مادى غرب دستاورد بشرى نداشت، دستاورد انسانى نداشت؛ خودشان را خوشبخت نکردند، جوامعى را هم که در زیر سایهى اینها و با تقلید از اینها زندگى کردند، خوشبخت نکردند...
پیام انقلاب اسلامى، پیام رهائى از این حرکت بدبختىزا و فلاکتآور است. توجه به معنویت، توجه به اخلاق الهى، در عین حال پرداختن به نیازهاى بشرى؛ همان چیزى که در اسلام هست؛ حد متوسط. نه افراط کلیساهاى کاتولیکى و ارتدوکسى و سختگیرىهاى غلط، نه ولنگارىهائى که نقطهى مقابل آن در جوامع غربى بر اثر حرکت مادىشان به وجود آمد؛ هیچکدام از اینها درست نیست؛ هر دو غلط است. خط اسلام، خط میانه است؛ خط عدالت است. عدالت یک معناى فراگیر و شاملى دارد. در همهى زمینهها عدالت - یعنى هر چیز را به جاى خود نهادن - باید مد نظر باشد؛ خط متوسط انسانى؛ «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ». ( اینچنین شما را امت میانه ای قرار دادیم (که در حد اعتدال که میان افراط و تفریط هستید) تا گواه بر مردم باشید)(1)
ویژگی های ارتش اسلامی و دینی
-----------------------------------------
من به همهى جوانهاى عزیزمان در نیروهاى مسلح، در نیروى هوائى سفارش می کنم که به خودسازى بپردازند، به تربیت معنوى خود بپردازند؛ سطح آموزشها را، سطح سازماندهى را ، انضباط را، آگاهىها را، برادرى و مهربانى در بین ردههاى مختلف را هرچه می توانند، تقویت کنند؛ اینها نشانههاى ارتش اسلامى و دینى است. انضباط هست، برادرى بین ردههاى مختلف هم هست؛ انضباط هست، رقابت مثبت بین رستههاى گوناگون و بخشهاى مختلف - فنى، پشتیبانى، رزمى - وجود دارد، اما با روح برادرى، همکارى، همافزائى و صمیمیت؛ این آن خصوصیات یک مجموعهى نظامىِ اسلامى است. و از همه بالاتر، روحیهى آمادگى و فداکارى است؛ که این آن چیزى است که دیگر هیچ کس از جبههى دشمنان شما آن را ندارد. جوانهاى ما در دورهى جنگ هم این را عملاً نشان دادند؛ بعد از جنگ هم تا امروز در هر جائى که لازم شده، این را ارائه کردند و نشان دادند. آنها حاضرند جانشان را کف دست بگیرند، بیایند وسط میدان؛ این آن چیزى است که خیلى ارزش دارد. این روحیهى فداکارى و ایستادگى و برای خدا حساب کردن را حفظ کنید؛ پاکیزگى و طهارت و تقواى معنوى را روزبهروز افزایش دهید؛ انشاءاللَّه خداى متعال هم از همه جهت به شما کمک خواهد کرد.
*********************
تاریخ سخنرانی : ۱۳۹۰/۱۱/۱9