ترور شهید سپهبد سلیمانی، غرورملی ایران را جریحه دار کرد، اما بسیاری از خود میپرسند چرا سرداری که پیش از این همه میترسیدند او را هدف قرار دهند، ناگهان در تیررس تروریستهای چشمآبی قرار گرفت.
مروری بر سابقه ترورها در ایران نشان میدهد، هر ترور، چس از یک آشوب داخلی انجام میشود؛ ترور سردار سلیمانی هم، کمتر از دو ماه پس از آشوب آبان.
پیش از این ترور شهدای هسته ای یا ترور شهید شوشتری، پس از فتنه۸۸ شکل گرفته بود و حادثه انفجار حرف امام رضا، پس از قائله مشهد و اسلامشهر.
از ابتدای انقلاب و در اوج ترورهای دهه شصت نیز، هربار نظم داخلی برهم ریخته، تروریستها از لانهها بیرون آمدند تا از آب گلآلود ماهی بگیرند.
بهنظر میرسد در سیستم محاسباتی تروریستها، وقتی کشور دارای انسجام باشد، فرصتی برای ترور نیست اما حتی یک شکاف کوچک داخلی، آنها را برای ترور، تحریم و فشار بیشتر، تحریک میکند.
اما خون شهدای ترور در ایران، بار دیگر همه را کنار هم قرار میدهد تا درخت انقلاب تنومندتر از همیشه، در برابر خط نفاق بایستد.
نظر شما در اینباره چیست؟ کامنت بگذارید و نظر بدهید.