جوانان ، جنسیت واخلاق (2)
نويسنده:فاطمه صفری
بررسی تربیت جنسی و اخلاقی نوجوانان و جوانان از سوی نهاد خانواده
در خصوص نقش نهاد خانواده و تربیت جنسی یعنی جنبه مهم رفتار انسانی، «آ.س. ماکارنکو» خاطر نشان میسازد که «تربیت جنسی صحیح نیز مانند هر یک از خصوصیات انسانی در صورتی به موفقیت نزدیک میشود که اساس خانواده بر پایه صحیحی استوار بوده و کودک زیر نظر پدر و مادری دلسوز بزرگ شده باشد.»
او بعد میگوید:
«در مسایل تربیت جنسی طرق خاصی که مختص پرورش و تربیت جنسی باشد تعیین نشده و وجود ندارد. بلکه صورت کلی کار تربیتی روی هم رفته تصویری از تربیت جنسی است.»
«محیط خانواده و شکلپذیری صحیح شخصیت را معین میسازد و از جمله زمینه جنسی آن را مشخص میکند، برای تربیت اخلاقی کودکان باید پدر و مادر نمونه نفوذ و شخصیت باشند».(31)
اگر پدر و مادر و یا دیگر اطرافیان کودک در گفتار و رفتار بینزاکت و خشن باشند و سخنان ناشایست بر زبان آورند، کودک ابتدا ناخودآگاه و بیاختیار این رویه را به کار میبرد و سپس به تدریج گفتار و کردار او بر همین منوال شکل گرفته و گستاخ میشود. برای مثال از یک دختر نوجوان که به طور دایم زندگی سبکسرانه و بیبند و بار مادرش را پیش رو دارد، نمیتوان انتظار اخلاقی بودن را داشت و یا پدری که اوقات فراغت خود را در میهمانیهای نامناسب، با خوشگذرانی سپری میکند، شرایط لازم را برای تربیت اخلاقی پسر و دختر خود ندارد. بنابراین «اعتبار شخصی، موازین اخلاقی پدر و مادر، زندگی کودکان را در طول حیات رهبری میکند. چنین اعتباری وقتی بروز میکند که پدر و مادر دور از رذالت و وقاحت و فساد اخلاقی و دروغگویی باشند.»(32)
اگر چه نصایح بموقع و مؤدبانه پدر و مادر از ارزشمندترین چیزهایی است که نوجوان به آن احتیاج دارد، اما باید دانست از آنجا که نوجوانان به شنیدن پند و اندرز چندان راغب نیستند، راهنماییهای مستقیم در آنها چندان مؤثر نخواهد بود.
پدر و مادر باید بموقع در جهان تأثرات باطنی و درونی کودکان ونوجوانان خود وارد شده، و از تشکیل عادات نابجا در آنها جلوگیری کنند و حواس نوجوان را به اموری چون ورزش، اطلاعات علمی، کارهای هنری مانند نقاشی، مطالعه کتاب، خواندن داستان و... و کارها و فعالیتهای اجتماعی، تشکیل اجتماعات و اداره آنها متمرکز سازند و آنها را به گردش، مسافرت، دیدن نمایشگاه و موزهها ببرند. همچنین نوجوانان به دنبال کسب اطلاعات اخلاقی و آگاهی نسبت به مسایل بلوغ جنسی خویش هستند، که در صورت عدم کسب این اطلاعات و آگاهیها از پدر و مادر یا مربیان و کانالهای سالم، بیم این میرود که آنها این اطلاعات را از اشخاص یا دوستان ناباب دریافت کنند که در این صورت، امکان اینکه، آنها گرفتار احساسات آلوده و رکیک شوند، کم نیست.
در جامعه ما میزان آگاهیها و حساسیتهای برخی از خانوادهها نسبت به تربیت فرزندانشان کافی نیست. از این رو آموزش پدران و مادران از طریق رسانهها مانند صدا و سیما و مطبوعات و نیز تشکیل مراکز مشاوره و حتی تشکیل نشستها و همایشهایی از طرف نهادهای آموزشی برای آموزش پدران و مادران جهت تأمین محیط اخلاقی سالم و رشد شخصیت کودک در خانواده ضروری به نظر میرسد. چنین آموزشهایی تنها در تعداد اندکی از مراکز آموزشی صورت میگیرد. مشکلات و روزمرگیهای موجود در دستگاههای آموزشی از سویی، و مشکلات اقتصادی گریبانگیر خانوادهها از سوی دیگر، از دلایل انجام نگرفتن چنین آموزشهایی هستند. صدا و سیما نیز اگرچه در برخی موارد اقدام به تهیه این گونه برنامهها کرده است اما از آنجا که این مرکز فرهنگی، اجتماعی تا اندازهای دچار روزمرگی و گرفتار فقدان برنامهریزی جامع و از پیش طراحی شده و راهبرد درازمدت و نیز ناهماهنگیهای فرهنگی بوده و در چارچوب بسته و خشک عمل میکند و به طور دایم مردم را مورد خطاب پند و اندرزهای مستقیم و مقاومت روانی آنها را برانگیخته، در مجموع همه توقعات را برآورده نکرده و تا سطح مطلوب فاصله زیادی دارد.
البته منظور از آموزش پدران و مادران به معنی این نیست که آنها را جاهل بپنداریم و دایما بخواهیم به آنها مطالبی را بقبولانیم و یا القاء و تلقین نماییم. و نیز این نیست که برای تمام سؤالات زنده و قابل بحث و در عین حال پیچیده که مربیان و والدین همه روزه با آن روبهرو هستند بتوان پاسخی دقیق و قاطع بیان کرد بلکه منظور آشنا ساختن و مجهز نمودن پدر و مادر با مسایل و ایدههای روانی و تربیتی و اصول زندگی اجتماعی است، و نیز تلاش برای یافتن بهترین پاسخها و به تبع آن بهترین برخوردها در مواجهه با سؤالات و مسایلی کلی و روزمره روانی و تربیتی است. و نیز آشنا ساختن پدر و مادر با نکاتی که پایههای روانی، شخصیتی و اساس اخلاقی خانواده را تأمین میکند، اصولی مانند: رابطه صحیح پدر و مادر با یکدیگر، که در این رابطه پدر و مادر با دوستی، محبت و احترام متقابل نسبت به یکدیگر، برای کودکان خود الگوسازی میکنند. و یا تلاش پدر و مادر در کسب دانش، اطلاعات جدید، اظهار وجود در اجتماع و انجام وظایف اجتماعی و نیز کار و تلاش شرافتمندانه.
مسأله دیگری که در باره برخی از خانوادههای ایرانی که تعدادشان نیز کم نیست میتوان گفت، این است که خانوادههای زیادی در عین حال که در جامعه و یا دستکم در محیط خانواده خود و خویشاوندان خصوصا خویشان نزدیکشان به اخلاق پایبند هستند، در قلمرو تفریح دچار نوعی ابتذال میباشند. برای مثال، پدر خانواده که در مورد همسرش و فرزندان و نیز اقوامش خصوصا اقوام درجه یک مانند خواهر و مادر و همسر و دختر و... به اخلاق معتقد است، خودش در گذران اوقات فراغت، مهمانی رفتنها و تفریح، پای از چارچوب اخلاقی بیرون میگذارد. و یا پدر و مادری که از فرزندشان میخواهند که درسخوان و اخلاقی باشند، با آوردن برخی فیلمهای ویدئویی به خانه و تماشای آنها این تناسب را به هم میزنند. بدین ترتیب این دوگانگی منجر به ایجاد دوگانگی در پایههای شخصیتی و اساس اخلاقی اعضاء خانواده گشته و تظاهرات رفتاری متفاوتی را بروز میدهد. این مسأله به منظور بررسی شیوههای وصول به تناسب و همسویی محتوایی بین مسایل جدی زندگی فردی و اجتماعی و موارد سرگرم کننده و تفریح جای بحث، تحقیق و ارزیابی دارد.
در این میان خانوادههایی دارای تظاهرات رفتاری مخالف با اخلاق و معنویات نیز هستند که این تظاهرات رفتاری را یا در مقابل جوانان خود بروز میدهند و یا خطرناکتر اینکه پای آنها را به معرکه میکشند. این خانوادهها بیشتر متعلق به دو قشر فقیرتر و ثروتمندتر جامعه هستند. که در طبقه فقیر، وضعیت فساد اخلاق و یا آثار و آسیبهای ناشی از آن به طور کلی به دلیل توأم بودن فقر مادی و فرهنگی، بدتر است. در این وضعیت نمیتوان نوجوان و یا جوانی را که متعلق به چنین خانوادهای بوده و احتمالاً مرتکب تظاهرات رفتاری غیر اخلاقی شده است، تنها با کنترل و اجبارهای اجتماعی و بردن به مراکز امر به معروف و نهی از منکر و دادگاه و امثال آن اصلاح نمود. در این موارد باید به نقش نهادهای آموزشی و برنامههای کوتاهمدت و درازمدت فرهنگی و اقتصادی حکومت توجه نمود. و در مسایل کلی و جزئی از کارشناسان مختلف استفاده نموده با برنامهریزی و حساب شده به طوری که کمترین نتایج منفی به بار آید، عمل نمود.