
3- طرح نيازمندى انسان به اين محبت و بهرهمندى از آن
انسان معمولا مجذوب كسى يا جايى مىشود كه گره از كار او بگشايد و بهره برساند. در رابطههاى اجتماعى افراد، به وضوح اين مساله ديده مىشود. در زندگى ممتد و مستمر ما كه تا آخرت ادامه مىيابد، كجاها گير مىكنيم و نياز به كمك داريم؟ هنگام مرگ، در برزخ، در رستاخيز، هنگام عبور از صراط و... به كارسازى محبت اهل بيت آگاه مىشويم. در اين زمينههم حديثبسيار است. از جمله اين چند حديث مشهور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «حبى و حب اهل بيتى نافع فى سبعة مواطن اهوالهن عظيمة: عند الوفاة و فى القبر و عند النشور و عند الكتاب و عند الحساب و عند الميزان و عند الصراط»، محبت من و خاندانم در هفت جا، كه هول و هراس آنها عظيم است، سود مىبخشد: هنگام مرگ، در قبر، هنگام رستاخيز، هنگام گرفتن نامه اعمال، وقتحساب، كنار ميزان و سنجيش اعمال و هنگام عبور از صراط. «سال رجل رسول الله عن الساعة، فقال: ما اعددت لها؟ قال: ما اعددت لها كبيرا الا انى احب الله و رسوله. قال: فانت مع من اجببت (المرء مع من احب). قال انس: فما رايت المسلمين فرحوا بعد الاسلام لشىء اشد من فرحهم بهذا» مردى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از زمان قيامت پرسيد. حضرت فرمود: براى آن چه آماده كردهاى؟ گفت: چيز مهمى آماده نكردهام، جز اينكه خدا و رسولش را دوست دارم. حضرت فرمود: تو با كسى هستى كه دوست مىدارى. انسان با محبوب خود خواهد بود. انس گويد: من نديدم كه مسلمانان بعد از اسلام، به چيزى بيش از اين مژده رسول خدا خوشحال شده باشند. على (علیه السلام): «من احبنا كان معنا يوم القيامة، و لو ان رجلا احب حجرا لحشره الله معه» هر كس ما را دوستبدارد در قيامتبا ما خواهد بود. و اگر كسى سنگى را دوستبدارد، خداوند او را با آن سنگ محشور مىكند. اين مژده بزرگى است كه علاقهمند به اهل بيتبداند كه در آخرت هم با آنان محشور خواهد بود. وقتى محبت تا اين اندازه كارساز است، چرا اين گنج را نداشته باشيم؟!
4- ارزش جلوه دادن محبت اهل بيت (عليهم السلام)
وقتى كارى مورد تقدير و تشويق قرار مىگيرد و به عنوان «الگو» مطرح مىشود، در ديگران هم جذبه و كشش ايجاد مىكند. ارزشگذاران جامعه، مسؤولان فرهنگى هنرى، برگزاركنندگان مسابقات و جايزه دهندگان، اينها همه نقش دارند. وقتى كسى به خاطر شعر گفتن يا قصه نوشتن يا كتاب خواندن در مورد ائمه (عليهم السلام) تشويق شود، هم محبت پيدا مىكند و هم به خاطر اين پيوند، احساس عزت و سربلندى دارد. چون مىداند كه اين كيف، چادر، كتاب و جايزه رابه خاطر اين موضوع، جايزه گرفته است. وقتى از جوانها مىپرسند: در باره چه چيزى، شعر مىگوييد؟ اغلب مىگويند: عشق، بهار، دوستى، زندگى، گل، بلبل و... وقتى پرسيده مىشود: چه كتابهايى مىخوانيد؟ مىگويند: رمان، كتابهاى علمى، داستانهاى تخيلى و... گويا سختشان استبگويند: كه در باره خدا و نماز و ائمه (عليهم السلام) شعر مىگوييم. يا كتابهاى مربوط به اهل بيت و كتب دينى مىخوانيم. چون از اين جهت مورد تشويق قرار نمىگيرند، بايد شرايطى پيش آورد كه اگر كسى در باره اهلبيت، شعر گفت، شعر حفظ كرد، حديثحفظ كرد، كتاب خواند، قصه نوشت، فيلم ساخت، تابلوى هنرى كشيد، يا حتى نام ائمه را داشتيا نام اهلبيت را روى فرزند خود گذاشت، احساس افتخار و سربلندى كند و اين را ارزش احساس كند و ارزش تلقى كند. مهر تو را به عالم امكان نمىدهم اين گنج، پربهاست، من ارزان نمىدهم وقتى از رسانهها، تلويزيون، مسابقات و گزارشها «الگو» معرفى مىشود، اين، تاثيرگذار است. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «يا معشر الشيعة!... علموا اولادكم شعر العبدي فانه على دين الله.» اى گروه شيعه! به فرزندانتان شعر «عبدى» را بياموزيد، چرا كه او بر آيين خداست. اين تشويق امام صادق (علیه السلام) كه شيعيان شعر «عبدى كوفى» را به بچههايشان ياد بدهند، بزرگترين «تشويق» است و «الگودهى» است. شعر عبدى، از فضليتهاى اهل بيت، موج مىزد. «سيد حميرى» كه از شاعران متعهد شيعه است، مىگفت: هر كس حديثى بگويد از فضائل على و اهل بيت (عليهم السلام) كه من آن را در شعرم نگفتهام، اين اسبم را به او مىبخشم. دختر «ابو الاسود دؤلى» وقتى فهميد كه خليفه، عسل را فرستاده تا محبت اهل بيت را از دل آنها بيرون كند، آنچه خورده بود، پس آورد، و نخواستبا عسل، مهر «آل على» را از دستبدهد. معلمان در اين مسائل، خيلى مىتوانند خطدهى داشته باشند و به گرايشها و الگوگيريهاى نوجوانان جهتبدهند. حتى اگر يك دختر و پسر غير متعهد، به خاطر اين كه اسمشان مهدى يا زينب و فاطمه است، جايزه بگيرند، همين تاثير ضمنى ايجاد محبت مىكند.
5- تعظيم و تكريم
جوانان، به خاطر حالت الگوگيرى از مربيان، حتى از حالات و رفتار آنها هم سرمشق و نكته مىگيرند. نحوه برخورد مربيان با اهل بيت در حضور فرزندان، و شاگردان و جوانان، به آنان هم ياد مىدهد. نام ائمه (عليهم السلام) را با تكريم و احترام ياد كردن، همراه اسمشان سلام و صلوات فرستادن، به احترام نام امام زمان (عج) برخاستن و دستبر سرنهادن، روز ميلاد ائمه را جشن گرفتن و بزرگ داشتن، روز وفاتشان حريم نگهداشتن و حرفهاى خندهدار و برخوردهاى شاد نداشتن و در غم و اندوهشان حالت غم داشتن، تاثيرگذار است زيرا كوچكترها به بزرگترها نگاه مىكنند. اين حالت، خصلتشيعه است: «شيعتنا خلقوا من فاضل طينتنا، يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزننا» شيعيان ما از افزوده سرشت ما خلق شدهاند، با شادى ما شاد مىشوند و با اندوه ما غمگين مىشوند. حتى كيفيت نام بردن و لحنما در اين مساله، مؤثر است. يك وقت مىگوييم: امام رضا فرمود. و يك وقت مىگوييم: حضرت امام رضا عليه السلام فرمود. اين دو با هم خيلى فرق دارد. اگر هنگام شنيدن نام پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) يا يكى از معصومين (عليهم السلام)، زير لب صلوات بر آنها بفرستيم، اين هم نوعى تكريم است و در ديگران، تاثيرگذار. در سالهاى اخير نسبتبه برخى از مناسبتها مثلا ايام «فاطيمه» يا «روز زن»، در مورد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بيش از گذشته، كار فرهنگى و تبليغى و گراميداشت، انجام شده است، يا نسبتبه امام زمان (علیه السلام) اين است كه مىبينيم، به همين تناسب، محبت فاطمه و مهدى (عليهما السلام) و گرايش به اين دو، نسبتبه گذشته بيشتر شده است، بخصوص در ميان جوانان. طبعا زبان و بيان خاص مربوط به نوجوانان و جوانان، چه در سخن و چه در نوشتهها بايد مراعات شود و افق فكر و سطح كودكان در نظر گرفته شود، چه در برنامههاى راديويى و تلويزيونى، چه در صبحگاهها و مراسم جشن و عزا در خانهها، مدارس، مساجد و هيئتها.