.png)
6- ذكر فضايل اهل بيت و فرهنگ آنان
مردم، آرمانگرا و قهرمان دوستند. اگرشخصيت، فضليت، فكر و فرهنگ امامان اهل بيت (عليهم السلام) را بشناسند به آنان علاقه پيدا مىكنند و اين علاقه به تبعيت و همسويى مىكشد. امام رضا (علیه السلام) در حديثى فرموده است: «ان الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا» «مردم اگر خوبيهاى حرفها و تعاليم ما را بشناسند، از ما پيروى مىكنند.» اينكه چگونه مردم، جوانان و بشريت را با فرهنگ اهل بيت بايد آشنا كرد، نكته ظريفى است و بايد از تكنيك «هنر» استفاده كرد و در عرضه محتواى كلامى و حياتى ائمه (عليهم السلام) به نسل امروز، كار رسانهها در اين جهت، مهم است و متاسفانه ضعيفيم. فضايل در دو محور است
1- جهات آرمانى، خلقت، طينت و...
2- جهات عملى و قابل اسوهگيرى و تبعيت عينى و ملموس از رفتار اهل بيت. طرح هر دو جهت، عامل ايجاد علاقه است، ولى محور دوم موثرتر است كه در عين بيان عظمتهاى فوق تصور، امكان راه يافتن به حريم كمال آنان هم باشد. نوشتن و سرودن در باره فضايل و خوبيهاى ائمه و ترويج آنها ميان نسل نو، محبت مىآورد.
7- گره زدن خوشيهاى زندگى به حيات ائمه(علیهم السلام)
با استفاده از قضيه شرطيه (قضيه پاولوف) به نحوى عمل كنيم كه با ديدن چيزى و خاطرهاى، پيوند با اهل بيت مطرح شود، جشن گرفتن و شيرينى و عيدى دادنها، و جشن تكليف گرفتن و اعطاى مدال و اهداى جوايز و تشويقها اگر در روز تولد فلان معصوم (علیه السلام) باشد، خواه ناخواه تاثير غير مستقيم دارد. گره خوردن يك خاطره خوش با اهل بيت. شبهاى تولد يا روزهاى ميلاد ائمه، در خانهها و مدرسههاى ما بايد يك حادثه خوب يا خاطره خوش پيش آوريم. مثلا با يك جعبه شيرينى به خانه رفتن، يا شب تولد امام هادى (علیه السلام) با يك جعبه شيرينى در دفتر مدرسه گذاشتن به همين مناسبتها، كه سبب مىشود از ياد نرود.
8- معرفى كتاب و نگارش مقاله و شعر
اين، نوعى كار فرهنگى است كه با شناختن و شناساندن كتابهاى خوب، جذاب و سازنده در مورد اهلبيت، از علاقه به مطالعه بچهها استفاده كنيم. كتابى كه به مسابقه مىگذاريم يا براى تلخيص پيشنهاد مىكنيم يا موضوعى كه براى مقالهنويسى، شعر و قصه، حتى عكس و نقاشى مىدهيم، اگر سوژههاى اهل بيتى داشته باشد، مفيد است. يا كشاندن روزنامه ديوارى به اين سمت. يا در خواستخاطرهنويسى از زيارت، عاشورا، نيمه شعبان، شب قدر، مجالس سوگوارى و امثال اينها.
9- تشكلهاى هيئتى
برنامههاى خودجوش نوجوانان كه كار گروهى انجام دهند، مثل فعاليتهايى كه در نيمه شعبان و برگزارى جشن دارند، يا تشكيل هيئت و راه انداختن دسته عزادارى يا آراستن مسجد، حسينيه و تكيه و برنامههاى ايستگاههاى صلواتى آب، شربت، اطعام، احسان و... همه گرهزننده قلب نوجوانان با تشكيلات اهل بيت است. بچهها زمينههاى روحى دارند. اينها را بايد به كار گرفت، در محلههاى مختلف از خود آنان «هيئت» درست كرد و خودشان مسؤوليتبه عهده بگيرند تا فعال شوند. ايام محرم يكى از مناسبترين فرصتهاى ايجاد اينگونه تشكلهاى هيئتى از دانش آموزان بخصوص در مقطع راهنمايى و اوائل دبيرستان است. در عاشورا و نيمه شعبان، به خاطر شور عمومى مردم، بچهها جذب اينگونه مراسم مىشوند. براى استفاده از اين حس خود جوش بچهها و جهت دادن آن براى ايام ديگر بايد سرمايهگذارى كرد. وقتى بچهها براى خودشان در ارتباط با ائمه، صاحب علم، پرچم، دسته و هيئت مىشوند، احساس تشخص مىكنند.
10- ايجاد فضاى روحى و معنوى
پديد آوردن صحنهها و فضاهايى كه بچهها در شرايط خاصى قرار بگيرند و به تدريجحس درونى آنان بيدار شود و جذب گردند. چه بسا اگر كودكان را به حال خود رها كنيم، به اين سمت و جهت، كشيده نشوند و به دعا و توسل نيايند. ولى اگر ترتيبى دهيم كه در اين فضا قرار گيرند، جذب مىشوند. مثلا اردوها و ديدارهاى از حرمها، زيارتگاهها، مجالس دينى، دعا، توسل و عزادارى، محكم كننده اين رشته و رابطه است. اين همه اردوهاى سياحتى و زيارتى تشكيل مىشود و دانشآموزان مثلا به قم، شيراز، مشهد، جمكران و امثال آنها مىروند، تنها تماشاى ساختمان، در، ديوار و گنبد نباشد، همراه اين ديدارها، تغذيه فكرى و روحى شوند و مطلب ياد بگيرند و الگو بگيرند و عشقها و علاقههايشان را به اين خاندان، پيوند بزنند. ديدار با شخصيتهايى كه تاثيرگذارند در صورت امكان حتما در برنامه اين سفرها و اردوها قرار بگيرند. شركت در مجالس با حال، همين طور است.
يك هشدار
با همه اهميتى كه براى محبت اهل بيت و ايجاد آن در دل بچهها قائليم، بايد از يكسونگرى هم پرهيز داشت و پرهيزشان داد. يعنى آميختن «محبت» به «عمل»، كار اصلى ماست تا صرف محبت و عشق به اهل بيت (منهاى عمل، تقوا و تبعيت) غرور براى محبان نياورد. امام صادق (علیه السلام) فرموده است: تعصى الاله و انت تظهر حبه هذا محال فى الفعال بديع لو كان حبك صادقا لاطعته ان المحب لمن يحب مطيع خدا را نافرمانى مىكنى، در حالى كه اظهار عشق و محبت نسبتبه خداوند دارى، اين محال است و در كارها چيز شگفتى است. اگر محبت تو صادقانه بود، از او اطاعت مىكردى، چرا كه دوستدار، نسبتبه كسى كه دوستش مىدارد، مطيع و فرمانبردار است. اظهار دوستى با خدا بايد همراه با تبعيت و اطاعتباشد نه معصيت، چون حب صادقانه به اطاعت محبانه منجر مىشود. ادعاى دوستى با اهلبيت ولى اهل گناه و آلودگى بودن، نوعى تناقض است. بايد تفهيم كرد كه هرچند دين، «دين حب و محبت» است ولى محبتى، صادقانه است كه به همرنگى و هماهنگى كشيده شود. هم چنانكه دو نفر وقتى به هم محبت دارند، به خاطر همين محبت، مىكوشند مثل هم باشند و از رنجاندن و مخالفت ديگرى، پرهيز كنند. حديثى از امام رضا (علیه السلام) گوياى همين نكته است كه نبايد به اتكاى دوستى اهلبيت، «عمل صالح» را رها كرد و گفت كه: «على داريم: چه غم داريم؟» و امثال اينها: «لا تدعوا العمل الصالح و الاجتهاد فى العبادة اتكالا على حب آل محمد و لا تدعوا حب آل محمد و التسليم لامرهم اتكالا على العبادة، فانه لا يقبل احدهما دون الآخر.» «نه عمل صالح و تلاشى در عبادت را به اتكاى محبت اهل بيت، رها كنيد و نه محبت و دوستى اهل بيت و تسليم آنان بودن را به اتكاى عبادت، چرا كه هيچ كدام بدون ديگرى پذيرفته نيست.» آرى... آميختن «محبت اهل بيت» به «عمل صالح و بندگى».
منبع: سایت بلاغ