💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::فیلم های سینمایی ایرانی
::بهترین فیلم های سینمایی
::طلاق چرا ؟
::دین گریزی چرا ؟
::کار تون های بسیار زیبا
::گناه شناسی
::رذایل ودرمان آن
::حدیث گرافی مذهبی
::پروفایل استوری
::پروفایل آیه گرافی
::بازی وسرگرمی
::منبر های کوتاه وشنیدنی
::جوانانان حتما بخوانند!!!!!
::ویژه نامه محرم
::فایل های ویژه (صوتی وتصویری)
::نوجوانان وجوانان
::کودکان
::اثبات خدا برای
::کودکان
::انتخابات
::از عالم پس از مرگ چه خبر
::دفاع از حریم ولایت
::حکایت خوبان
::جهان سیاست
::پاورپوینت عقاید
::پاور پوینت مذهبی
::پاورپوینت قرآنی
::بااندکی تامل
::مناجات
::سئوالات ویژه
::نامه خدا به بنده
::ضیافت نور
::تا آسمان
::جهنم
::بهشت
::فضای مجازی
::احکام
::نماز
::تربیتی
::علمی
::مذهبی
::اعتقادی
::دینی
::تاریخی
::قرآنی
::تاریخی
::مذهبی
::دینی
::اعتقادی
::مطالب جالب وخواندنی
::قرآنی
::مدعیان دروغین
::عبرت ها
::نرم افزار
::فلسفه احکام
::تفسیر قرآن کریم
::چنگ نرم
::منبر مجازی
::مجموعه تصویر های نمایشگاهی
::تصویر نوشته های قرآنی
::مجموعه تصویر ها
::آیا می دانید!!!
::نوحه صوتی تصویری
::روضه
::مداحی
::متن نوحه
::اخلاق وعرفان
::جامعه امروز
::ویدئو های آموزنده
::قرآن
::دبستانی ها
::منبرها
::گناه شناسی
::سخنرانی مکتوب
::اشعار
::مهارت های زندگی
::ولایت فقیه
::دانستنیهای حقوقی
::طب امام صادق (ع)
::اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت
::ضرب المثل های مخرب
::ضرب المثل های غلط
::سخنرانی صوتی تصویری
::متن سخنرانی
::کتابخانه
::ویزه بسیج
::پاور پوینت
::خداشناسی
::داستان ضرب المثل ها
::ضرب المثل ها
::اخلاقی
::طعم خوب بندگی
::زنا شویی
::داروخانه معنوی
::احکام دینی
::معارف قرآن
::ذکر مبارک
::درسهایی از قرآن
::معنویت
::بصیرت
::موازین
::موعظه خوبان
::جملات تکان دهنده
::جملات زیبا وتامل بر انگیز
::حجاب رمز پیروزی
::عترت
::منبر ووعظ
::هشدار
::خنده های حلال
::شبهات
::همگام با ولایت
::خانواده
::ناگفته هایی از حقایق عاشورا
::شگفتی های آفرینش
::عجایب خلقت
::فرجام شناسی
::اعجاز قرآن
::مشاعره
::موسیقی
::ازدواج
::مأموریت های امور تربیتی
::امور تربیتی و عملکرد آن
::نهال امور تربیتی
::همگام با مربیان
::مربیان ببینند
:: معرفت شناسی
::ویژه نامه محرم94
::امام خامنه ای امام عشق
::نماز
::خط قرمز های قرآنی
::معلومات قرآنی
::دریچه ای به سوی مذهب
::پند های نهج البلاغه
::حکایت ها وحکمت ها
::آموزشی
::ویژه جوانان ونوجوانان
::امام شناسی
::میوه وخواص دارویی انها
::اشعار مناسبتی
::مهدویت (عج)
::آرامش در زندگی
::روانشناسی وفرآن
::شیعه شناسی
:: ناگفته های زندگی
::پیام های وحی آسمانی
::تلاوت های درخواستی
::lماه ضیافت خدا
::گونان گون
::دفاع مقدس
::لحظه ای تامل
::انسان از نگاه قرآن
::گیا هان دارویی
::پزشکی
::پرسش وپاسخ
::داستانها
::معما
::دانستنی ها
::تربیتی
::ویژه نامه ها
::اعقاید شناسی
::انقلاب اسلامی
::قرآن شناسی
::ویژه نامه محرم حسینی
::استفتائات
::پیامک ها
::پیا مک های قرآنی
::بانک احادیث



نويسندگان :
:: اکبر احمدی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 93232
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


حس‏گرائى و ظاهربينى بنى‏اسرائيل‏

حالا كه تو نحو خوانده‏اى بگو ببينم: در پاسخ آن مسئله زنبوريه بايد اذا هو هى بخوانيم يا اذا هو اياها؟ همان مسئله‏اى كه سيبويه را به ديار عدم فرستاد.

اگر در اين مورد هم كشتيبان پاسخ صحيحى مى‏داد و مى‏گفت: بايد اذا هو هى بخوانيم چنان كه در قرآن مجيد آمده است: فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى‏ مرد نحوى توانائى ديدن وجود كشتيبان را به كلى از دست مى‏داد و پيش از آن كه در گرداب مهلكى كه فضا و دريا براى او تهيه ديده بود دست از جان بشويد خود را به دريا مى‏انداخت و از شكنجه ديدن قيافه كشتيبان كه به خوبى «هستى خود» را اثبات كرده بود راحت مى‏گشت!

آرى قانون نحس خودپرستى همين است كه به ابراز هستى خويشتن قناعت نمى‏ورزد و نمى‏گويد: من نحو خوانده‏ام پس هستم، كه هيچ منافاتى با اين ندارد كه كشتيبان هم بگويد: من كشتى مى‏رانم پس هستم، و آن يكى بيل مى‏زند پس هست، و آن ديگرى هم به وسيله علم و معرفت آيات الهى را در اين دنيا مى‏خواند پس او هم موجود است.

ولى چنان كه بر همه روشن است در آن هنگام كه يكى از وسائل زندگى جاى هدف اعلاى «حيات معقول» آدمى را بگيرد شناخت اين كه ضرب در جمله ضرب زيد عمر فعل ماضى مفرد و مذكر و غايب و زيد فاعل و عمر و مفعول آن است، تفسير عالم هستى را به عهده مى‏گيرد و براى حيات آدمى معنا مى‏بخشد. كشتيبان از شنيدن اين بانگ دلخراش كه چون نحو نخوانده‏اى پس نيم عمرت بر فناست ضربه شديدى خورد، زيرا تا آن روز چنين جمله‏اى را نه از عقل و وجدانش شنيده بود و نه از پيامبران الهى و اوصياء و اوليا چنين هدفى براى حيات سراغ گرفته بود، و نه از قوانين عالم وجود كه هستى او را در خود جاى داده و در آهنگ بزرگى كه در آن قوانين نواخته مى‏شود شركت داده‏اند.

ضربه‏اى كه بر كشتيبان خورده بود، شكننده و يأس‏آور بود در نتيجه- دل شكسته گشت كشتيبان زتاب شگفتا! نكند اين مرد نحوى راست مى‏گويد كه چون من نحو نخوانده‏ام نيمى از عمرم بر باد فنا رفته است؟ اما اين يك انديشه باطل است كه ذهنم را در اين پهنه اقيانوس به خود مشغول داشته است زيرا براى اعلان بطلان و فناى يك لحظه از زندگى كه جلوه‏گاه عظمت خداوندى است، ندائى از وجدان و عقل و منطقى بالاتر از منطقى اين مرد نحوى مورد نياز است مردى كه همه هستى و عظمت‏ها و قوانين و ارزش‏ها و هدف اعلاى آن را در تنظيم قالب‏هاى قراردادى الفاظ مى‏جويد و نمى‏داند كه:

او چو خود را در سخن آغشته است

از حكايت او حكايت گشته است.

ججضربه «نيم عمر تو شد بر فنا» كه نحوى بر او وارد كرده و دل او را شكسته بود لحظاتى چند كشتيبان را در خود فرو برد، و او جز سكوت در برابر امواج طوفانى آن خود پرست چاره‏اى نديد، چونان سكوت و آرامشى كه وى همواره مى‏بايست در برابر امواج طوفانى دريا از خود نشان دهد دريغا! كه طوفان دريا جسم آدمى را به بازى مى‏گيرد، ولى طوفان درون خود پرستان ارواح انسان‏ها را شكنجه مى‏دهد، او مى‏توانست پاسخى قانع كننده به مرد نحوى بگويد ليك ضربه سئوال تندتر از آن بود كه با گفتگو منتفى گردد. ليك آن دم گشت خاموش از جواب و به جاى مرد نحوى خويشتن را مخاطب قرار داد كه‏

بنشينم و صبر پيش گيرم

دنباله كار خويش گيرم ‏

وانگهى اگر من در اينجا براى خاموش كردن شعله‏هاى آتش خودپرستى اين مرد حقير و كوته‏بين به نزاع و جدال بپردازم و او را به خطائى كه در اثبات هستى خود و نفى هستى ديگران مرتكب شده است آگاه سازم، شايد كشتى زمام از دست من بربايد و در نتيجه اين مناقشه و بگو مگو كه به بركت «نحو خوانده‏ام پس هستم و تو نخوانده‏اى پس نيستى» به راه افتاده است كشتى و كشتى نشينان و حتى خود من كه كشتيبانم و بالاتر از همه اين مرد نحوى را كه با علم به فعل و فاعل به هدف اعلاى حيات خود رسيده است به كام مرگ بسپارد پس بهتر اين است كه:

 


بنشينم و صبر پيش گيرم

دنباله كار خويش گيرم جهيچ سئوالى در اين دنيا بى‏پاسخ نخواهد ماند، اگر عامل طرح سئوال واقع جوئى و واقع‏يابى باشد حكمت و عنايت خداوندى بر اين است كهچون تو مى‏خواهى خدا خواهد چنين جججج‏

حق برآرد آرزوى متقين جو به هر وسيله و مشكلى باشد خداوند به وسيله معلمان و مربيان و آيات الهى خود، انسان واقع جو را به مقصد خود خواهد رساند اگر چه با فهماندن اين حقيقت به او باشد كه در مسير واقع جوئى قرار گرفتن، خود گامى بزرگ در حقيقت است و اگر سئوال براى زدن ضربه و آزار روحى يك انسان مطرح شود چنان كه مرد نحوى مرتكب شد و نيم عمر كشتيبان را بدان جهت كه نحو نخوانده بود به باد فنا سپرد، اگر انسان دل شكسته و رنجديده از آن سئوال غرض‏آلود نتواند پاسخ آن را با زبان بدهد، دير يا زود قانون پايدار انتقام از ستمكاران كه اين جهان كوه است و فعل ما ندا ‏

سوى ما آيد نداها را صدا

شارح امين آن است، از راه ميرسد و پاسخ عملى را با ضربه شكننده‏تر از سئوال غرض‏آلود بر هستى او مى‏كوبد لذا آن كشتى مقدار زياد راه نرفته بود كه- باد كشتى را به گردابى فكند- كشتى در آن گرداب به دور خود چرخيدن گرفت، از اين پهلو به آن پهلو، گاهى بالا و گاهى پائين، هر لحضه به كام گرداب كه بدون سر و صدا درس يموت النحوى را مى‏خواند نزديك‏تر مى‏گشت.

ديوار زندگى كشتى نشينان كه تا لحظاتى قبل اگر گرگ هم بودند اكنون همه آنان ميش شده بودند شكاف برداشته بود، هيچ كس سخن ديگرى را نمى‏نشيند، نگاه‏ها تمركز خود را از دست داده بودند، هر لحظه به سرعت چرخيدن كشتى به دور خود افزوده مى‏گشت، نوبت پاسخ كشتيبان به آن مرد نحوى فرا رسيده بود ولى آن نحوى بينوا با سكوتى مرگبار و اضطرابى كه كم‏كم حواسش را از كار كردن باز مى‏داشت در مرز زندگى و مرگ به وسيله كشتى به دور خود مى‏پيچيد كه گفت كشتيبان بدان نحوى بلند- اى مرد نحوى اى آشنا با نحو و بيگانه از خويشتن، اى برباد دهنده نيمى از عمر من، اى خلاصه كننده همه دانستنى‏ها و كردارها در نحو و قواعد آن هيچ ميدانى شنا كردن بگو آيا شنا كردن را مى‏دانى، آيا ميتوانى با علم شناگرى هستى خود را از اين گرداب مهلك نجات بدهى؟ آماده باش، چنان كه همه كشتى نشينان و خود من هم آماده مى‏شويم به خود بيا و دست از كشتى بردار، لباس‏هايت را تا آنجا كه بتوانى سبك كن و چشم از بار و توشه‏اى كه با خود آورده‏اى بپوش، حركت كن، برخيز، آيا شناگرى ميدانى؟ مرد نحوى بدون مراعات قوانين نحو و صرف و معانى و بيان و بديع و اشتقاق و عروض و قافيه و فقه‏اللغه و غير ذلك.

گفت نى از من تو سباحى مجو- نه اى كشتيبان عزيز كه واقعاً از زندگى خود بهترين بهره‏ها را برده‏اى، اى كشتيبان عزيز كه حتى يك لحظه از عمرت را به باد فنا نداده‏اى من شناگرى نمى‏دانم آيا راهى، چاره‏اى دارى براى من ارائه كن؟! اگر از اين گرداب مرگ و غرقاب فنا نجات پيدا كنم، براى هميشه هستى خود را مرهون تو خواهم بود اكنون چه كنم و چه خواهد شد؟!

كشتيبان كشتى آرام نمى‏گيرد و تدريجاً امواج طوفانى پيرامون گرداب وارد كشتى مى‏شوند بگو اى كشتيبان عزيز چه كنم؟

كشتيبان كه بنا به فتواى مرد نحوى نيم عمرش بخاطر نخواندن نحو بر باد فنا رفته بود با صدائى رسا

گفت كل عمرت اى نحوى فناست ‏

زان كه كشتى غرق در گرداب‏هاست جاگر نيمى از عمر من بجهت نخواندن نحو فانى شده است اكنون كل عمر تو اى نحوى به جهت جهل تو به شنا و شناگرى به پايانش رسيده است. اگر در يكى از آن روزهاى گذشته لحظه‏اى از عشق به آشنائى با مسائل و قواعد نحو كه فقط وسيله خوبى براى ابراز معانى است به خود مى‏آمدى و عقل خود را باز مى‏يافتى و با تحريك اين احتمال كه شايد روزى گذارت به دريا خواهد افتاد علم شناگرى مى‏آموختى و تمرين مى‏كردى نه تنها حكم به فناى عمر انسان‏هائى كه نحو نمى‏دانند نمى‏كردى بلكه امروز كه گرداب براى فرو بردن تو كام باز كرده است حيات خود را از مرگ نجات مى‏دادى ولى هيهات كه آب از سر گذشته و پيك اجل از در درآمده است» «7»

آرى غرق شدن در ماديات و دلباخته شدن به حسيّات به تدريج انسان را در گرداب خود فراموشى و خود پرستى قرار مى‏دهد و معبودانى هم چون گوساله سامرى چون علم و دلار و قدرت و ... در قلب انسان به جاى خدا مى‏نشاند و از درون انسان را به پوچى و پوكى مى‏برد و زمينه افتادن او را در چاه هلاكت و تيره بختى فراهم مى‏آورد و دنيا و آخرت و وجود خود انسان را بر باد مى‏دهد و براى آدمى چيزى جز حسرت و اندوه و پشيمانى و خزى دنيا و عذاب آخرت باقى مى‏گذارد و روزى انسان را بيدار مى‏كند كه آن بيدارى براى او كمترين سودى ندارد!

گذشت و عفو حق‏

راستى چه عجيب و شگفت‏آور است عظمت عفو و گذشت حق، ملتى را از چنگال ظالمانه فرعونيان و شكنجه‏هاى سخت آنان و قتل فرزندانشان و به بيگارى گرفتن زنانشان نجات داده، و با عنايت ويژه‏اش از ميان امواج رود نيل بدون اين كه كمترين آسيبى به كسى برسد به سلامت به منطقه امن آورده، و اين ملت از اين همه نعمت چشم پوشيده و ظالمانه به بدترين انتخاب تن داده به اين صورت كه از خداى رحمان دست برداشته، و از الطاف و كرامات او غفلت ورزيده و به جاى او گوساله‏اى را كه مجسمه‏اى بيش نيست و اندكى باد در او صدا ايجاد مى‏كند به عنوان معبود برگزيده و آن را پرستش و بندگى مى‏كند و قيافه كريه مادى‏گرى و حس‏گرائى و اقناع آروزها و شهوات بيجاى خود را نشان مى‏دهد و در حالى كه به خاطر انتخاب گوساله آن هم در برابر حضرت رب‏العزه و آلوده شدن به شرك كه ظلم عظيم است بايد به سخت‏ترين عذاب دنيا و آخرت دچار شود ولى از سوى حضرت حق با انجام مقدماتى كه به صلاح آنان بود مورد عفو و گذشت قرار مى‏گيرد تا پس از اين عفو عملًا به شكر آن همه نعمت برخيزد و در راه سپاسگزارى قدم بگذارد! مسئله شكر كه از اهم مسائل الهى و حقيقتى واجب بر همه بندگان است به خواست حضرت حق در آيات بعد به طور مفصل مورد بحث و تحقيق قرار خواهد گرفت.

كتاب و فرقان‏

منظور از كتاب كه پس از پايان مواعده چهل شب به حضرت موسى عطا شد قطعا تورات است كه حاوى همه مسائل لازم براى هدايت بنى‏اسرائيل بود.

قرآن مجيد به طور مكرر تورات نازل شده بر موسى را كه بخش اعظمى از آياتش تا زمان ظهور اسلام دست نخورده باقى ماند بود و در آن آيات بشارت به ظهور رسول اسلام موج ميزد مورد تصديق قرار داد و راه هر گونه عذر و بهانه‏اى را در ايمان نياوردن به پيامبر اسلام به روى يهود بست.

حضرت حق كه نازل كننده توارت بر موسى است تورات را حاوى هدايت و نور مى‏داند و آن را تا زمان مسيح كه زمان نزول انجيل بود ملاك داورى همه پيامبران پس از موسى در شئون زندگى مردم مى‏داند.

إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا: «8»

بى‏ترديد ما تورات را كه در آن هدايت و نور است نازل كرديم، پيامبرانى كه تا زمان مسيح تسليم تورات بودند بر اساس آن در ميان يهود داورى مى‏كردند.

قرآن مجيد به منافع عمل به كتاب‏هاى آسمانى اشاره مى‏كند آنجا كه مى‏فرمايد:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ: «9»

اگر آنان به تورات و انجيل و قرآن عمل مى‏كردند بى‏ترديد از بركات آسمان و زمين بهره‏مند مى‏شدند.

عمل به تورات و انجيل با بشارت‏هائى كه هر دو كتاب به رسالت پيامبر اسلام داده بودند به اين بود كه همه يهود و همه نصرانى‏ها نسبت به قرآن مجيد كه كامل‏تر از هر دو كتاب و آخرين كتاب آسمانى بود ايمان مى‏آوردند تا با ايمان به قرآن به حقيقت به تورات و انجيل عمل مى‏شد ولى متأسفانه احبار و رهبان و سردمداران يهود و نصرانيت از ايمان به قرآن امتناع كردند و زير مجموعه‏هاى خود را نيز از ايمان آوردن به قرآن منع كردند و در نتيجه نه به تورات عمل كردند و نه به انجيل و علاوه بر آن به تكذيب قرآن هم برخاستند و سد راه آيندگان هم در ايمان به قرآن شدند و جهان را به وضعى كه در اين زمان دارد كه هر گونه فسادى در آن موج مى‏زند و زور قدرت ناحق به دست حكومت‏هاى مسيحى و پول و اقتصاد در جهان و حكومت نامشروع اسرائيل در سرزمين غصب شده فلسطين به دست صهيونيسم است دچار كردند.

قرآن مجيد ملت يهود و جامعه نصرانى را بدون عمل به تورات و انجيل كه آياتش آنان را به ايمان آوردن به قرآن و پذيرفتن رسالت پيامبر دلالت مى‏كند و بدون عمل به قرآن بى‏ارزش و بى‏مايه مى‏داند، و مسلك آنان را صحيح و درست نمى‏داند.

قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ ... «10»

بگو: اى اهل كتاب شما هيچ ارزشى نداريد و بر مسلك صحيح و درستى نيستيد تا زمانى كه به تورات و انجيل و قرآنى كه از سوى پروردگارتان نازل شده عمل كنيد.

فرقان را اهل تفسير و تحقيق و عالمان علم لغت و ادب به چند صورت معنا كرده‏اند:

دليل قانع كننده و قطعى، «11» شكافتن دريا براى بنى‏اسرائيل‏ «12» تورات كتاب آسمانى حق، «13» معجزات موسى كه از همه پيامبران به خاطر رام كردن دل يهود نسبت به فرهنگ حق بيشتر بود مانند اژدها شدن عصا، تابش نور سپيد از سر انگشتان موسى، مسلط كردن طوفان و ملخ و شپش و قورباقه به فرعونيان و آلوده كردن همه متاع و وسايلشان به خون‏ «14» كه همه آنها فاصل بين حق و باطل و مايه تميز كار درست از نادرست، و صدق از كذب، و كفر از ايمان، و معجزه از سحر بود، تورات و معجزات موسى حجت حق را بر ملت يهود تمام و كامل كرد و راه هر عذر و بهانه‏اى را در ايمان به خدا و قيامت و موسى و پيامبران پس از او بست ولى اين ملت لجوج و معاند و سنگدل قدر نعمت‏هاى مادى و معنوى خدا را ندانستند، و از موسى و فرهنگ الهى‏اش استقبال ننمودند و او را و برادرش را به شكنجه‏هاى عظيم روحى دچار كردند كه آيات بعد به گوشه‏اى از ستم‏ها و جنايات و لجاجت‏هاى آنان چه در زمان موسى و چه در زمان مسيح و چه در زمان پيامبران ميان موسى و مسيح و به ويژه در زمان ظهور اسلام نسبت به پيامبر اشاره مى‏كند.

آنان به جاى اينكه به وسيله تورات و فرقان هدايت الهى را كه فلسفه نزول تورات و تجلى فرقان بود بپذيرند، لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ‏ و از آثار و بركات هدايت در همه شئون زندگى در دنيا و برزخ و قيامت بهره‏مند شوند، و سعادت و خوشبختى ابدى خود را تأمين نمايند، بر اثر بيمارى خطرناك مادى‏گرى و دلبستگى به امور حسى، و غرق بودن در آمال و آرزوها و خيالات خام راه گمراهى و ضلالت را برگزيدند و مهر شقاوت و تيره‏بختى را بر پيشانى حيات خود زدند، و خزى دنيا و عذاب ابدى را براى خود خريدند!!

 

پی نوشت ها:

 

 

______________________________

(1)- اعراف 138- 141.

(2)- طه 88.

(3)- الميزان ج 1 ص 280.

(4)- تفسير نهج‏البلاغه جعفرى ج 14 ص 226.

(5)- انبياء 105.

(6)- مائده 33.

(7)- تفسير نهج‏البلاغه ج 14، ص 226.

(8)- مائده 44.

(9)- مائده 66.

(10)- مائده 68.

(11)- فرهنگ نوين.

(12)- مختصر نهج البيان.

(13)- اغلب مفسرين.

(14)- اعراف 133.

 



نوشته شده توسط nedayevahi در یکشنبه 01 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

:: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه تقدیم می گردد.
:: رلال وحی
:: روضه سوزناک شهادت امام جواد (ع) حاج میثم مطیعی
:: داستان های ناب امام جواد علیه السلام
:: پیامکهای ویژه شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام
:: مناظره امام جواد با عالم بزرگ اهل سنت
:: کرامات و مناقب امام جواد(ع)
:: ماجرای شهادت امام جواد(علیه‌السلام)
:: مواضع امام جواد(ع) در برابر انحرافات اجتماعی





این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
ahmadiakbar491@yahoo.com




:: بهمن 1401;
:: تیر 1401;
:: خرداد 1401;
:: اردیبهشت 1401;
:: فروردین 1401;
:: اسفند 1400;
:: بهمن 1400;
:: دی 1400;
:: آذر 1400;
:: آبان 1400;
:: مهر 1400;
:: شهریور 1400;
:: مرداد 1400;
:: تیر 1400;
:: خرداد 1400;
:: اردیبهشت 1400;
:: فروردین 1400;
:: اسفند 1399;
:: بهمن 1399;
:: دی 1399;
:: آذر 1399;
:: آبان 1399;
:: مهر 1399;
:: شهریور 1399;
:: مرداد 1399;
:: تیر 1399;
:: خرداد 1399;
:: اردیبهشت 1399;
:: فروردین 1399;
:: اسفند 1398;
:: بهمن 1398;
:: دی 1398;
:: آذر 1398;
:: آبان 1398;
:: مهر 1398;
:: تیر 1397;
:: خرداد 1397;
:: اردیبهشت 1397;
:: فروردین 1397;
:: اسفند 1396;
:: بهمن 1396;
:: دی 1396;
:: آذر 1396;
:: آبان 1396;
:: مهر 1396;
:: شهریور 1396;
:: مرداد 1396;
:: تیر 1396;
:: خرداد 1396;
:: اردیبهشت 1396;
:: فروردین 1396;
:: اسفند 1395;
:: بهمن 1395;
:: دی 1395;
:: آذر 1395;
:: آبان 1395;
:: مهر 1395;
:: شهریور 1395;
:: مرداد 1395;
:: تیر 1395;
:: خرداد 1395;
:: اردیبهشت 1395;
:: فروردین 1395;
:: اسفند 1394;
:: بهمن 1394;
:: دی 1394;
:: آذر 1394;
:: آبان 1394;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;
:: تیر 1394;
:: خرداد 1394;
:: اردیبهشت 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 49709