امام صادق (ع)- خطاب به طبيب هندى -: قلب ، به شكل دانه ى صنوبر است ؛ زيرا وارونه است و يك سرِ قلب باريك قرار داده شده است تا لا به لاى ريه برود و با سردى آن ، خودش را خُنك كند، مبادا مغز از گرماى آن بسوزد.
امام صادق (ع)- خطاب به مفضّل بن عمر -: اى مفضّل ! اكنون ، قلب را برايت وصف مى كنم : بدان كه در آن سوراخ هايى است ، سوداده شده به سمت سوراخ هايى كه در ريه است ، و همين هاست كه قلب را خُنك مى كند، به گونه اى كه اگر اين سوراخ ها با همديگر تفاوت مى يافتند و رو به روى هم نبودند، خُنكا به قلب نمى رسيد و انسان مى مُرد. اكنون آيا صاحبِ انديشه و تاءمل ، روا مى داند كه بگويد چنين پديده اى ، به اهمال پديد آمده است ، و در درون خويش ، گواهى نيابد كه او را از اين پندار، باز بدارند؟
امام صادق عليه السلام : پيامبر خدا، در هر روز، سيصد و شصت بار، به شمار رگ هاى بدن ، خداوند را سپاس مى گفت و مى فرمود: ((پروردگار جهانيان را به فراوانى و در هر حال ، سپاس !))
امام صادق عليه السلام : پيامبر خدا فرموده است : ((در بدن آدميزاد، سيصد و شصت رگ است : صد و هشتاد تاى آن متحرّك ، و صد و هشتاد تاى ديگر، ساكن اند. اگر رگ هاى متحرك ، ساكن بودند، انسان نمى خفت ، و اگر آن رگ هاى ساكن ، متحرك بودند نيز انسان نمى خفت )). پيامبر خدا، هر روز صبح ، سيصد و شصت بار مى گفت : ((خداوندِ جهانيان را به فراوانى و در هر حال ، سپاس !)) و شامگاهان نيز چنين مى گفت .



