
در ادامه مطالبی که در شناخت قوای نفس انسانی تقدیم محضرتان نمودیم گوئیم که تا کنون به اجمال توضیحاتی را پیرامون قوای غاذیه و زیر مجموعه آن که جاذبه و ماسکه و هاضمه و دافعه بود و نیز مطالبی را پیرامون نامیه به عنوان دو قوه از قوای نباتی خدمتتان تقدیم نمودیم. در ادامه به ذکر سومین قوه و اخرین قوه از قوای نباتی به نام قوه مولده می پردازیم.
قوه مولده در انسان دو نوع است؛
يك نوع آن قوه ای است که بخشی از ماده غذايي را كه زن و مرد مصرف كردهاند را تبدیل به منی میکند تا از آن ماده، شخص ديگری از همان نوع انسان پديد آید. قوه ای را که در نفس وظیفه اش تبدیل ماده غذایی به منی است را «مولّده» يا «مغيّره اولي» می گويند.
اما نوع ديگر مولّده در مني، وظیفه اش این است که که در ماده منی به حسب هر عضوي از اعضای بدن انسانی مزاج و قوه ای خاص ترتيب ميدهد، يعني مثلاً براي هر يك از عصبها و استخوانها و شريانات مزاجي كه مناسب بدانهاست قرار ميدهد که در اين هنگام به اين قوه «مصوّره طابعه» (به معني نقشبند و صورتگر) يا «مغيره ثانيه» گويند.
نكتهاي مهم اين است كه «مصوّرة طابعه» در اين جا غير از قوه دیگر در نفس به نام «مصوّره» است كه مراد از آن مصوره چنان که بعدا خواهیم گفت قوه خیال است.
حکما و اطبایی چون جناب بوعلی سینا و زکریای رازی معتقدند كه خميرة اصلي «منی» از مغز سر پديد ميآيد، سپس مادة توليد شده از دو رگِ پشت گردن به نخاع رفته و از آن جا به «كليه» وارد ميشود و بعد از «كليه» به «مثانه» ميرود. در اين مسير تمامي اعضاء، مقداري از آن مواد غذايي را كه تبديل به عضو خود كردهاند، به اين خميرة مني داده و با آن در ميآميزند. آميختة آن خميره با مواد غذاييِ تك تك اعضاء در مثانه تبديل به مادة مني ميشود و لذا مني قابليت تبديل شدن به همة اعضاء را دارد، چرا كه تمامي اعضا براي ساختن آن دخالت داشتهاند، لذا همين امر باعث شده كه پس از خروج مني، كل اعضاء احساس ضعف و سستي كنند.
با عرض سلام و ادب خدمت همه دوستان و با تشکر از همه عزیزانی که لطف فرموده و پیگیر این سلسله مباحث هستند امیدوارم خداوند سبحان یکایک شما را در صراط مستقیم خود شناسی و خود سازی موفق و موید بدارد و ما را نیز به یمن تعالی وجود مبارک شما گوشه چشمی عنایت کند.
تا کنون در مبحث تشریح قوای نفس ناطقه انسانی توفیق آن داشتیم که پیرامون نفس نباتی و قوای آن عرائضی را به اختصار خدمتتان تقدیم نمائیم.
در ادامه به ذکر قوای نفس حیوانی می پردازیم.
قوای حیوانی به دو بخش قوای مدرکه و قوای محرکه تقسیم می شوند.
قوای مدرکه قوایی هستند که در نفس انسان و حیوان وظیفه ادراک اشیاء گوناگون را به عهده دارند وقوای محرکه قوایی هستند که در انسان و حیوان وظیفه تحریک و به حرکت در آوردن انسان را بر عهده دارند.
قوای مدرکه در انسان و حیوان به دو بخش حواس ظاهری و حواس باطنی تقسیم می شوند.
حواس ظاهری عبارتند از: بينايي (باصره)، شنوايي (سامعه)، بويايي (شامه)، لمسايي(لامسه)و چشايي (ذائقه).
و حواس باطني عبارتند از: حس مشترك، خيال، متصرّفه (متخيّله)، واهمه و حافظه.
نکته ای که در اینجا ذکرش ضروری است این است كه طبق مبنای شریف جناب ملاصدرا در حکمت متعالیه قواي ادراكي نفس حيواني، اعم از حواس باطني و ظاهري، مطلقا غير جسماني است و در محلي مادي حلول نكرده اند یعنی چنین نیست که حواس ظاهری مانند بینایی در جسمی به نام چشم و حواس باطنی چون خیال در مغز سر حلول کرده باشد. البته وجود اندامهاي حسي مانند گوش و چشم براي انجام افعال حواس ظاهري و بخشهاي گوناگون مغز براي انجام افعال حواس باطني لازم است؛ اما همه آن اعضا و جوارح به عنوان آلتی برای فراهم کردن زمينه ادراك قوای نفس هستند، نه اينكه این اعضا و جوارح، خود عمل ادراك را تحقق بخشند. در حقیقت وجود اعضا و جوارحی چون چشم و مغز براي تحقق ادراك حسي، به منزله وجود عينك و دوربين است. اگر چشمان كسي آسيب ديده باشد، با استفاده از عينك، اختلالي را كه در اندام حسياش ايجاد شده است، برطرف ميسازد، نه اينكه اين ابزار عمل ادراك را تحقق بخشند.