پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش
آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود
آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .
دسته دوم (امکان سوءعاقبت برای همه)
دسته دوم (امکان سوءعاقبت برای همه) پیش از این گفته شد: دومین دسته از آیات و روایاتی که بر اهمیت سوء و حسن عاقبت تأکید دارند، آنهایی هستند که امکان ابتلای هر انسانی را به سوء عاقبت یادآور می شوند. شاید دلیل اینگونه تذکارها این باشد که انسان ها در هر حالی که باشند معمولا، به همان حال، عادت می کنند و چنان عمل می کنند که گویا این حال، همیشه برای آنها باقی خواهد ماند. زنده ها، معمولا مرگ را جدی نمی گیرند، سالم ها، از بیماری احتمالی غفلت می کنند، رؤسا، برای روزی که شاید زیردست شوند فکری نمی کنند، بویژه، اگر حال فعلی، حال خوشی باشد و زمانی نسبتا طولانی داشته باشد، زمینه های غفلت بیشتر فراهم می شود لذا، آنان که در حال خوش شهوانی قرار دارند و در کنار آن از چیزی رنج نمی برند، این حال خوش ممکن است بتدریج آنها را به مستی لایعقل تبدیل کند که حتی سود و زیان خود را نفهمند. بنابراین، امکان ابتلای کسانی که از نعمت های دنیا بهره مندترند بیشتر است.
دلیل غفلت خوبان
آنانکه از حال خوش دنیوی برخوردارند بیشتر، زمینه نگرانی از دست رفتن آنها را دارند تا آنانکه از حال خوش معنوی بهره مندند زیرا، خوش گذرانان و دل دادگان به دنیا، گاهی هم به حوادثی غیراختیاری برخورد می کنند که آنها را متوجه می کند که انسان همیشه به یک حال نیست، زلزله و طوفان ممکن است قصرها را پائین آورد و همه خویشان و دوستان را یکجا از انسان بگیرد و یک کودتا ممکن است به طور ناگهانی، پادشاهی را از أریکه قدرت به زیر کشد و او را به یک زندانی مجرم مبدل سازد و چون این گونه حوادث در اختیار انسان نیست، طبیعی است که انسان احتمال از دست رفتن حالات خوش دنیوی خود را جدی بگیرد اما، انسان های با معنویت، شاید احتمال از دست رفتن حال خوش معنوی خود را جدی نگیرند زیرا که، آن را با اختیار بدست آورده اند و تنها با عمل اختیاری خود ممکن است آن را از دست دهند بنابراین، به سادگی نمی توانند باور کنند که روزی با خود چنین کنند، چنین فردی با خود می گوید: چگونه ممکن است حال مطلوبی که، عقل و ایمان و فطرت من بر آن صحه می گذارند با اختیار خود آن را از دست دهم. سوءعاقبت، برای انسان خداباوری که عشق به خدا و همه خوبی ها، وجود او را گرفته است و به دنیا و مافیها، بی رغبت شده است از این قبیل است. اما، واقعیت این است که تنها، عقل، ایمان و فطرت در این جهان حاکم نیستند اگر چنین بود، همه مردم از خوبان بودندم در برابر این سه منشأ خیر، دو منشأ شر، به نام هوی و شیطان نیز وجود دارند که در هیچ حالی انسان را رها نمی کنند. اگر عارفان هم به مقاماتی رسیده اند به سبب مبارزه سختی بوده است که با این دو عامل داشته اند و بر آنها غلبه کرده اند و بهمین دلیل است که معصومین (علیه السلام) پیاپی ما را بیم می دهند و وجود دشمنانی خطرناک که حال فعلی ما را تهدید می کنند، به ما یادآور می شوند و به ما هشدار می دهند که مبادا به حال خوش فعلی خود دل خوش کنیم و از دشمنی که دائما در کمین ماست و ممکن است روزی ما را از پا درآورد، غافل شویم و مبادا، دیگرانی را که به راه خطا رفتند و اکنون در حال گناهند، ملامت کنیم چرا که، شاید ماهم، روزی به جای آنان قرار گیریم. باید از یاد نبریم که عاقبت امر، ملاک سنجش است نه وضعیت امروز.