خاک شلمچه
چند سال پيش سميناري در تهران با عنوان « بررسي خاطره نويسي جنگ ايران - عراق وجنگ فرانسه » برگزار شد .پرفسور « ادوون روزو » رئيس موزه جنگ فرانسه ، تو جلسه يکسري عکس و اسلايد از موزه جنگشان نشان داد و مدعي بود که من 20 سال کار تحقيقاتي روي جنگهاي دنيا کرده ام و ....
روز آخر سمينار ، آنهارا با هواپيما به آبادان بردند و يک ساعتي هم در شلمچه .همين ادوون روزو ، وقتي توي شلمچه راه مي رفت ، هي آه مي کشيد و مي گفت : واي اينجا کجاست ؟! اين زمين با آدم حرف مي زند . اگر يک وجب از اين خاک توي فرانسه بود ، بهتون مي گفتم مردم چه زيارتگاهي درست مي کردند .
بعدها گفت : من 20 سال کار تحقيقاتي کرده ام ، همه يک طرف ، اين سه روزي که در ايران بودم ، يک طرف .
آرزو دارم که يک هفته بيايم ايران ، پاي برهنه روي زمين شلمچه راه بروم
----------------------
پي نوشت :
- در جايي که يک فرانسوي اينگونه از خاک شلمچه تعريف و توصيف مي نمايد بايد براي
برخي از مخالفان و منتقدان بازديداز مناطق عملياتي ابراز تأسف نمود .
- راستي ما چقدر تحت تأثير خاک متبرک و معطر به قدوم و خون پاک شهيدان مناطق
عملياتي بويژه شلمچه قرار گرفته ايم و به اين موضوع اعتقاد داريم ؟
- اينجا را هم ببينيد ، فکر کنم ارزش خواندن را دارد .

زندگی زیباست، اما شهادت زیباتر
"زندگی زیباست، اما شهادت از آن زیباتر است؛ سلامت تن زیباست، اما پرندهی عشق، تن را قفسی میبیند که در باغ نهاده باشند.
و مگر نه آنکه گردنها را باریک آفریدهاند، تا در مقتل کربلای عشق، آسانتر بریده شوند.
و مگر نه آنکه از پسر آدم، عهدی ازلی ستاندهاند که حسین را از سر خویش، بیشتر دوست داشته باشد.
و مگر نه آنکه خانه تن، راه فرسودگی میپیماید تا خانه روح، آباد شود.
و مگر این عاشق بیقرار را بر این سفینه سرگردان آسمانی، که کرهی زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریدهاند.
و مگر از درون این خاک، اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز کرمهایی فربه و تنپرور برمیآید.
ای شهید، ای آنکه بر کرانهی ازلی و ابدی وجود بر نشستهای، دستی برار و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز، از این منجلاب بیرون کش".