
خداشناسی فطری یعنی چه ؟
یعنی فطرتی که زمان و مکان و سن و رژیم ندارد. مثلاً میگویند: علاقه مادر به بچه فطری است. یعنی در چه زمانی؟ همیشه مادر بچه را دوست دارد؟ در چه مکانی؟ همهجا، معلم و استاد نمیخواهم، تبلیغ و تلقین هم نمیخواهد. اتوماتیک مادر بچهاش را دوست دارد. مادر به فرزند علاقه فطری دارد، یعنی زمان و مکان ندارد، استاد و شاگرد هم ندارد. مثل چاهی که از درونش آب میجوشد، عشق مادر به بچه فطری است.
خداشناسی هم فطری است باز دلیل این است که هرکس در بن بست قرار گرفت از عمق دلش دنبال یک ناجی و منجی میگردد. دنبال دو تا نمیگردد. وقتی آدم در دریا کشتیاش نقص فنی پیدا کرد و بنا شد غرق شود، آنوقت هواپیما دارد سقوط میکند، مسافر اگر متوجه شد دارد سقوط میکند فقط یک ناجی میخواهد. وسط غرق یک ناجی، وقت اضطرار که همه نخها قیچی میشود، هیچ نخی به مادیات وصل نیست انسان دنبال یک قدرتی میگردد که نجاتش بدهد.
انسانها از نظرترس و تعصب، جهل و هواپرستی چگونه اند ؟
بعضی ازانسانها به دلیل ترس سراغ غیر خدا میروند. فرعون میگفت: اگر سراغ غیر از من بروید، همه شما را زندان میکنم. «إِلهاً غَيْرِي» اگر خدایی غیر از من سراغ داشتید، «لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِين» (شعرا/۲۹) سجن میدانید یعنی چه؟ یعنی زندان، غیر از فرعون اطاعت از هرکس بکنید، زندان.
بعضی از انسانها به دلیل تعصب بیجا سراغ غیر خدا میروند ، این محله ما است، هیأت ماست، شهر ماست، همشهری ماست، هم لباس ماست. میداند حق با جای دیگر است. میرود سراغ غیر او بخاطر تعصبی که دارد. «اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ» (توبه/۳۱) قرآن میگوید: میبیند استادش خلاف میکند ولی چون استاد است چیزی نمیگوید. تعصب روی کتابش دارد. در انتخابات است، میداند یک نفر از او بهتر است ولی تعصب دارد، روی پست و مقامی که میخواهد. این هم یکی…
بعضی از انسانها به دلیل امیدی که به دیگری دارند سراغ غیر خدا میروند ، قرآن میگوید: بعضی سراغ غیر خدا میروند، «لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ» (یس/۷۴) شاید یک کمکی برسد. یا مثلاً میگوید: «أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ» (نساء/۱۳۹) با این عکس بردارم عزیز میشوم. خانه او بروم، با او ازدواج کنم. فامیل مهمی است و من هم مهم میشوم. بخاطر اینکه امید دارد به نصرت، به کمک، امید به عزت دارد، یک چیزهایی نیاز دارد و فکر میکند… با اینها از بن بست رهایی می یابد لذا به سراغ غیر خدا میرود. قرآن دهها بار گفته است «دون الله و دونه» یعنی سراغ غیر خدا نروید. «أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّة» تو عزت را از او میخواهی؟ خودش از ترس پشه در پشه بند میرود، میخواهی کمک تو بکند؟ «لا يَمْلِكُونَ» اینها مالک هیچی نیستند. عدهای از ترس سراغ غیر خدا میروند. بله قربان میگوید از ترسش، میفهمد باطل است، میگوید: اگر بگویم و نهی از منکر کنم، نان من قطع میشود. بخاطر حفظ نانش خلاف میبیند و چیزی نمیگوید. میگوید: به ما چه؟ نان مردم را آجر کنیم، آنها هم ما را از شرکت و اداره بیرون میکنند.